محبّ المهدی

گفتم شبی به مهدی اذن نگاه خواهم ... گفتا که من هم از تو ترک گناه خواهم ...
شنبه, ۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۲، ۰۱:۴۳ ب.ظ

وسواس

وسواس چیست ؟

وسواس عبارت است از تکرار بدون اراده افکار ناخوشایند . اگر چه فرد می فهمد که این افکار نامناسب وغیر عادی است لیکن قادر به دور کردن آنهانیست . وسواس تا اندازه ای در همه افراد بشروجود دارد ومظاهر آن در شک و تردید،عدم قدرت در تمرکز فکری ، فراموشی و گاهی کم خوابی دیده می شود .

وسواس هنگامی غیر عادی محسوب می شود که شخص مبتلا به آن می فهمد که فکری که او را به خود مشغول کرده بسیار قوی است و سعی می کند که آنرا از خود دور سازد ولی چون قادر نیست احساس می نماید که فکر مذکور بر او مسلط شده است .

وسواس یک ایده، فکر، تصور، احساس یا حرکت مکرر یا مضر که با نوعى احساس اجبار و ناچارى ذهنى و علاقه به مقاومت در برابر آن همراه است. بیمار متوجه بیگانه بودن حادثه نسبت‏به شخصیت‏خود بوده از غیر عادى و نابهنجار بودن رفتار خودآگاه است.روانشناسان وسواس را نوعى بیمارى از سرى نوروزهاى شدید مى‏دانند که تعادل روانى و رفتارى را از بیمار سلب و او را در سازگارى با محیط دچار اشکال مى‏سازد و این عدم تعادل و اختلال داراى صورتى آشکار است.
روانکاوان نیز وسواس را نوعى غریزه واخورده و ناخودآگاه معرفى مى‏کنند و آن را حالتى مى‏دانند که در آن، فکر، میل، یا عقیده‏اى خاص، که اغلب وهم‏آمیز و اشتباه است آدمى را در بند خود مى‏گیرد، آنچنان که حتى اختیار و اراده را از او سلب کرده و بیمار را وامى‏دارد که حتى رفتارى را برخلاف میل و خواسته‏اش انجام دهد و بیمار هرچند به بیهودگى کار یا افکار خودآگاه است اما نمى‏تواند از قید آن رهایى یابد.

وسواس به صورتهاى مختلف بروز مى‏کند و در بیمار مبتلاى به آن این موارد ملاحظه مى‏شود :
اجتناب؛ تکرار و مداومت؛تردید؛شک در عبادت؛ترس؛دقت و نظم افراطى؛اجبار و الزام؛احساس بن بست؛عناد و لجاجت.
علائم دیگر:

در مواردى وسواس بصورت، خود را در معرض تماشا گذاردن، دله دزدى، آتش زدن جایى، درآوردن جامه خود، بیقرارى، بهانه‏گیرى، بى‏خوابى، بدخوابى، بى‏اشتهایى،… متجلى مى‏شود آنچنانکه به اطرافیانش این احساس دست مى‏دهد که نکند دیوانه شده باشد.

اشخاصی که مبتلا به وسواس هستند اعتماد به نفس ندارند و خود را موجودی بی ارزش و ناچیز می شمارند. ولی چون نمی توانند افکار وسواس را دور اندازند. بیشتر احساس مقاومت می کنند.

اینگونه افراد معمولا بسیار تکامل جو می باشند.  لیستی از علائم و مقیاس های درجه بندی در اینجا آورده شده است که برای تشخیص اختلالات روانی وسواس فکری عملی کمک خواهد کرد. ولی هیچ لیستی کلی نمی تواند چنین کاری انجام دهد، شما باید با پزشک خود یا یک  روانشناس مشورت کنید تا اطمینان یابید.
اختلالات دیگر از جمله افسردگی و اضطراب می توانند تا حدودی مشکلات مشابهی را با عث شود.پس اگر شما بعضی ازاین علائم را دارا هستید،حتما بدان معنی نیست که بیماری شما اختلال روانی وسواس فکری –عملی است . 

بنابراین مهمترین سوالی که شما باید بپرسید این است که آیا افکار، عادتها سد راه زندگی شغلی، زندگی اجتماعی یا زندگی خصوصی شما هستند؟
مقیاس وسواس فکری-عملی

مواردی که ذیلا می آیند مقیاس اندازه گیری شدت وسواس فکری عملی است که معمولا در کلینیک ها اندازه گیری میشود. بهبود آن معمولا با درمان انجام می شود گر چه علائم بیماری شخص به مرور زمان ممکن است تغییر یابد.
جزئی
شخص مدت کوتاهی را برای مقاومت در برابر علائم صرف می کند و تقریبا هیچ گونه تداخلی در فعالیت های روزمره وجود ندارد.
رفتار وسواس فکری –عملی غیر قابل تشخیص درمعاینات بالینی
علائم ملایم بوده و قابل توجه برای خود شخص و برای بیننده  می باشد و باعث تداخل ملایمی در زندگی شخص می شود که شاید مدت زمان کوتاهی در مقابل آنان ایستادگی شود. علائم به آسانی برای دیگران قابل تحمل هستند.
رفتار وسواس فکری-عملی کلینیکی
علائم تداخل مشخصی با زندگی معمولی دارند، شخص انرژی زیادی را برای مقاومت و کمک گرفتن از دیگران صرف می کند تا امور زندگی روزمره ی خود را بگذراند
رفتار وسواس فکری- عملی شدید
علائم بیماری در این مرحله عاجز کننده و مداخله گرند. فعالیت روزمره یک کشمکش فعال است شخص شاید تمام وقت خود را برای ایستادگی در برابر علائم صرف کند وکمک زیادی را از اطرافیان برای ایفای وظیفه ی خود جلب نماید.
رفتار وسواسی فکری –عملی بسیار شدید
علائم کاملا فلج کننده هستند شخص نظارت مستقیمی را در اموری مانند خوردن، خوابیدن وغیره نیاز دارد. حتی جزئی ترین تصمیم گیری ها یا جزئی ترین فعالیت ها حمایت پرسنل را طلب   می کند این شدید ترین حالت است .
اگر شما خود را در شماره ی ۷ یا بالاتر از آن قیاس کرده اید بهتر است مشورتی با یک روانپزشک یا روانشناس داشته باشید ولی اگر با موفقیت علائم خود را می توانید کنار بگذارید. یک مشاور شاید به شما کمک کند نحوه ی زندگی خود را بهتر نمایید. 

انواع وسواس:

وسواسهایى که تمام فکر و اندیشه افراد را تحت تاثیر قرار داده و احاطه‏شان مى‏کند معمولا بصورتهاى زیر است:
وسواس فکرى:
این وسواس بصورتهاى مختلف خود را نشان مى‏دهد که برخى از نمونه‏هاى آن بشرح زیر است:
اندیشه درباره بدن:
بدین گونه که بخشى مهم از اشتغالات ذهنى و فکرى بیمار متوجه بدن اوست. او دائما به پزشک مراجعه مى‏کند و در صدد به‏دست آوردن دارویى جدید براى سلامت‏بدن است.
رفتار حال یا گذشته:
مثلا در این رابطه مى‏اندیشد که چرا در گذشته چنین و چنان کرده؟ آیا حق داشته است فلان کار را انجام دهد یا نه؟ و یا آیا امروز که مرتکب فلان عملى مى‏شود آیا درست مى‏اندیشد یا نه؟ تصمیمات او رواست‏یا ناروا ؟
در رابطه با اعتقادات: زمانى فکر وسواسى زمینه را براى تضادها و مغایرت‏هاى اعتقادى فراهم مى‏سازد. مسایلى در زمینه حیات و ممات، خیر و شر، وجود خدا و پذیرش یا طرد مذهب ذهن او را بخود مشغول مى‏دارد.
اندیشه افراطى:
زمانى وسواس در مورد امرى بصورت افراط در قبول یا رد آن است‏با اینکه بیمار خلاف آن را در نظر دارد ولى بصورتى است که گویى اندیشه مزاحمى بر او مسلط است که او را ناگزیر به دفاع از یک اندیشه غلط مى‏سازد، از آن دفاع و یا آن را طرد مى‏کند بدون اینکه آن مساله کوچکترین ارتباطى با زندگى او داشته باشد; مثلا در رابطه با دارویى عقیده‏اى افراطى پیدا مى‏کند بگونه‏اى که طول عمر، بقاى زندگى و رشد خود را در گرو مصرف آن دارو مى‏داند، اگرچه در اثر مصرف به چنان نتیجه‏اى دست نیابد.
۲- وسواس عملى:
وسواس عملى به شکلهاى گوناگون خود را بروز مى‏دهد که ما به نمونه‏ها و مواردى از آن اشاره مى‏کنیم :
شستشوى مکرر: مردم بر حسب عادت تنها همین امر را وسواس مى‏دانند و این بیمارى در نزد زنان رایجتر است.
رفتار منحرفانه:
جلوه آن در مواردى بصورت دزدى است و این امر حتى در افرادى دیده مى‏شود که هیچ‏گونه نیاز مادى ندارند.
دقت وسواسى:
نمونه‏اش را در منظم کردن دگمه لباس و… مى‏بینیم و وضعیت فرد بگونه‏اى است که گویى از این امر احساس آرامش مى‏کند.
شمردن:
شمردن و شمارش‏ها در مواردى مى‏تواند از همین قبیل بحساب آید مثل شمردن نرده‏ها با اصرار بر این که اشتباهى در این امر صورت نگیرد.
راه رفتن:
گاهى وسواس‏ها بصورت راه رفتن اجبارى است. شخص از این سو به آن سو راه مى‏رود و اصرار دارد که تعداد قدمها معین و طبق ضابطه باشد. مثلا فاصله بین دو نقطه از ده قدم تجاوز نکند و هم از آن کمتر نباشد.
۳- وسواس ترس:
صورتهاى ترس وسواسى عبارت است از: ترس از آلودگى – ترس از مرگ – ترس از دفع – ترس از محیط محدود – ترس از امرى خلاف اخلاق – ترس از تحقق آرزو.
۴- وسواس الزام:
در این نوع وسواس نمى‏تواند خود را از انجام عمل و یا فکرى بیرون آورد و در صورت رهایى از آن فکر و خوددارى از آن عمل موجبات تنش در او پدید خواهد آمد.
وسواس در چه کسانی بروز می کند؟
الف) در رابطه با سن
تجارب حیات عادى افراد نشان مى‏دهد که وسواس همگام با بلوغ و در غلیان شهوت در افراد پایه گرفته و تدریجا رشد مى‏کند. اگر در آن ایام شرایط براى درمان مساعد باشد بهبودهاى نسبى و دوره‏اى پدید مى‏آید وگرنه بیمارى سیر مداوم و رو به رشد خود را خواهد داشت تا جایى که خود بیمار به ستوه مى‏آید.
ب) در رابطه باهوش:
بررسیهاى علمى نشان داده‏اند که وضع هوشى آنها در سطحى متوسط و حتى بالاتر از حد متوسط است. وسواسى‏هایى که داراى هوش اندک و یا با درجه ضعیف باشند بسیار کمند بر این اساس رفتار آنها نباید حمل بر کم‏هوشى شان شود.
ج) در رابطه با اعتقاد:
د) در رابطه با شخصیت و محیط:
تجارب نشان داده‏اند آنهایى که در زندگى شخصى حساس‏ترند امکان ابتلایشان به بیمارى وسواس بیشتر است و غلبه وسواس بر آنها زیادتر است. در بین فرزندانى که والدینشان معمولا محکومشان مى‏کنند این بیمارى بیشتر دیده مى‏شود.
پاره‏اى از تحقیقات نشان داده‏اند که شخصیت والدین و حتى صفات ژنتیکى، روابط همگن خویى و محیطى در این امور مؤثرند بهمین نظر وسواس در بین دوقلوهاى یکسان بیشتر دیده مى‏شود تا در دیگران، اگر چه ریشه‏هاى اساسى و کلى این امر کاملا مشهود نیست.
مساله شخصیت را اگر با دامنه‏اى وسیعتر مورد توجه قرار دهیم خواهیم دید که این امر حتى در برگیرنده افراد و اشخاص از نظر جوامع هم خواهد بود. وسواس بر خلاف بیمارى هیسترى است که اغلب در جوامع عقب نگهداشته شده دیده مى‏شود، در جوامع بظاهر متمدن و پیشرفته و حتى در بین افراد هوشمند هم بمیزانى قابل توجه دیده مى‏شود.
ریشه‏هاى خانوادگى وسواس
در مورد ریشه و سبب این بیمارى مطالب بسیارى ذکر شده که اهم آنها عبارتند از وراثت، شخصیت زیر ساز یا الحاقى، وضع هوشى، عوامل اجتماعى، عوامل خانوادگى، عوامل اتفاقى، رقابت‏ها، منع‏ها و… که ما ذیلا به مواردى از آن اشاره مى‏کنیم.
الف) وراثت:
تحقیقات برخى از صاحبنظران نشان داده است که حدود چهل درصد وسواسیها، این بیمارى را از والدین خود به ارث برده‏اند، اگرچه گروهى دیگر از محققان جنبه ارثى بودن آن را محتمل دانسته و قایل شده‏اند، انتقال زمینه‏هاى عصبى مى‏تواند ریشه و عاملى در این راه باشد.
ب) تربیت :
در این مورد مباحثى قابل ذکرند که اهم آنها عبارتند از:
۱- دوران کودکى:اعتقاد گروهى از محققان این است که پنجاه درصد وسواس‏هاى افراد در سنین جوانى و پس از آن از دوران کودکى پایه‏گذارى شده و تاریخچه زندگى آنها حاکى از دوران کودکى ویژه‏اى است که در آن کشمکش‏ها و مقاومت‏ها و سرسختى‏هاى فوق العاده وجود داشته و کودک در برابر خواسته‏هاى بزرگتران تاب مقاومت نداشته است.
۲- شیوه تربیت:در پیدایش گسترش وسواس براى شیوه تربیت والدین نقش فوق العاده‏اى را باید قایل شد. بررسیها نشان مى‏دهد مادران حساس و کمال جو بصورتى ناخودآگاه زمینه را براى وسواسى شدن فرزندان فراهم مى‏کنند و مخصوصا والدینى که رفتار طفل را بر اساس ضابطه خود بصورت دقیق مى‏خواهند و انعطاف پذیرى کمترى دارند در این رابطه مقصرند. تربیت‏خشک و مقرراتى در پیدایش و گسترش این بیمارى زیاد مؤثر است. نحوه از شیر گرفتن کودک بصورت ناگهانى، گسترش آموزش مربوط به نظافت و طهارت و کنترل کودک در رفتار مربوط به نظم و تربیت و دقت او هم در این امر مؤثر است.
۳- تحقیر کودک:عده‏اى از بیماران وسواسى کسانى هستند که دائما این عبارت به گوششان خورده است که: آدم بى عرضه‏اى هستى، لیاقت ندارى، در خور آدم نیستى، بدرد زندگى نمى‏خورى… و از بابت عدم لیاقت‏خود توسط والدین، مربیان، خواهران، و برادران ارشد رکوفت‏شنیده و تنبیه شده‏اند. این گونه برخوردها بعدا زمینه را براى ناراحتى عصبى و یا وسواس آنها فراهم کرده است.
۴- ناامنى‏ها:پاره‏اى از تحقیقات نشان داده‏اند برخى از آنها که دوران حیات کودکى آشفته‏اى داشته و با ترس و نا امنى همساز بوده‏اند بعدها به چنین بیمارى دچار شده‏اند. آنها در مرحله کودکى وحشت از آن داشته‏اند که نکند کار و رفتارشان مورد تایید والدین و مربیان قرار نگیرد. اینان در دوران کودکى براى راضى کردن مربیان خود مى‏کوشیدند و سعى داشته‏اند که دقتى افراطى درباره کارهاى خود روا دارند و در همه مسائل، با باریک‏بینى و موشکافى وارد شوند.
۵- منع‏ها:گاهى وسواس فردى بزرگسال نشات گرفته از منع‏هاى شدید دوران کودکى و حتى نوجوانى و جوانى است. مته بر خشخاش گذاردن والدین و مربیان، ایرادگیریهاى بسیار، توقعات فوق العاده از زیر دستان، اگر چه ممکن است کار را برطبق مذاق خواستاران پدید آورد معلوم نیست عاقبت‏خوش و میمونى داشته باشد.
۶- خانواده افراد وسواسى: بررسیها نشان داده‏اند:
- اغلب وسواسى‏ها والدین لجوج داشته‏اند که در وظیفه خواهى از فرزندان سماجت‏بسیار نشان مى‏داده‏اند.
- ایرادگیر و عیبجو بوده‏اند اگر مختصر لغزشى از فرزندان خود مى‏دیدند، آن را به رخ فرزندان مى‏کشیدند.
- خسیس و ممسک بوده‏اند به طورى که کودک براى دستیابى به هدفى ناگزیر به شیوه‏اى اصرارآمیز بوده است و بالاخره افرادى کم گذشت، طعنه زن، ملامتگر، بوده‏اند و کودک سعى مى‏کرده خود را در حضور آنها دائما جمع و جور کند تا سرزنش نشود. (۶)
درمان :
براى درمان مى‏توان از راه و رسم‏ها و وسایل و ابزارى استفاده کرد که یکى از آنها تغییر محیطى است که بیمار در آن زندگى مى‏کند.
۱- تغییر آب و هوا: دور ساختن بیمار از محیط خانواده و اقامت او در یک آسایشگاه و واداشتن او به زندگى در یک منطقه خوش آب و هوا براى تخفیف اضطراب و درمان بیمار اثرى آرامش بخش دارد و این امرى است که اولیاى بیمار مى‏توانند به آن اقدام کنند.
۲- تغییر شرایط زندگى:از شیوه‏هاى درمان این است که زندگى بیمار را در محیطى دیگر بکشانیم و وضع او را تغییر دهیم. او را باید به محیطى کشاند که در آن مساله حیات سالم و دور از اغتشاش و اضطراب مطرح باشد و بناى اصلى شخصیت او از دستبردها دور و در امان باشد بررسیهاى تجربى نشان مى‏دهند که در مواردى با تغییر شرایط زندگى و حتى تغییر خانه و محل کار و زندگى بهبود کامل حاصل مى‏شود.
۳- ایجاد اشتغال و سرگرمى:تطهیرهاى مکرر و دوباره‏کارى‏ها بدان خاطر است که بیمار وقت و فرصتى کافى براى انجام آن در خود احساس مى‏کند و وقت و زمانى فراخ در اختیار دارد. بدین سبب ضرورى است در حدود امکان سرگرمى او زیادتر گردد تا وقت اضافى نداشته باشد. اشتغالات یکى پس از دیگرى او را وادار خواهد کرد که نسبت‏به برخى از امور بى‏اعتماد گردد، از جمله وسواس.
۴- زندگى در جمع:فرد وسواسى را باید از گوشه‏گیرى و تنهایى بیرون کشاند. زندگى در میان جمع خود مى‏تواند عاملى و سببى براى رفع این الت‏باشد. ترتیب دادن مسافرتهاى دستجمعى که در آن همه افراد ناگزیر شوند شیوه واحدى را در زندگى پذیرا شوند، در تخفیف و حتى درمان این بیمارى مخصوصا در افرا کمرو مؤثر است.
۵- شیوه‏هاى اخلاقى:رودربایستى‏ها و ملاحظات فیمابین که هر انسانى بنحوى با آن مواجه است تا حدود زیادى سبب تخفیف این بیمارى مى‏شود. طرح سؤالات انتقادى توام با لطف و شیرینى، بویژه از سوى کسانى که محبوب و مورد علاقه بیمارند در امر سازندگى بیمار بسیار مؤثر است و مى‏تواند موجب پیدایش تخفیف هایى در این رابطه شوند و البته باید سعى بر این باشد که انتقاد به ملامت منجر نشود روح بیمار را نیازارد. احیاى غرور بیمار در مواردى بسیار سبب درمان و نجات او از عوامل آزار دهنده و خفت و خوارى ناشى از پذیرش رفتارهاى ناموزون وسواسى است و به بیمار قدرت مى‏دهد. باید گاهى غرور فرد را با انتقادى ملایم زیر سؤال برد و با کنایه به او تفهیم کرد که عرضه اداره و نجات خویش را ندارد تا او بر سر غرور آید و خود را بسازد. باید به او القا کرد که مى‏تواند خود را از این وضع نجات دهد. همچنین باید به بیمار اجازه داد که درباره افکار خود اگر چه بى معنى است صحبت کند و از انتقاد ناراحت نباشد.
۶- تنگ کردن وقت:بیش از این هم گفته‏ایم که گاهى تن دادن به تردیدها ناشى از این است که بیمار خود را در فراخى وقت و فرصت‏ببیند و براى درمان ضرورى است که در مواردى وقت را بر فرد وسواسى تنگ کنند. در چنین مواردى لازم است‏با استفاده از متون و شیوه‏هایى او را به کارى مشغول دارید به امر و وظیفه‏اى او را وادار نمایید تا حدى که وقتش تنگ گردد و ناگزیر شود با سر هم کردن عمل و وظیفه کار و برنامه خود را اگرچه نادرست است‏سریعا انجام دهد. تکرار و مداومت در چنین برنامه‏اى در مواردى مى‏تواند بصورت جدى در درمان مؤثر باشد.
۷- زیرپاگذاردن موضوع وسواس:در مواردى براى درمان بیمار چاره‏اى نداریم جز اینکه به او القا کنیم به قول معروف به سیم آخر بزند، حتى با پیراهنى که آن را او نجس مى‏داند و یا با دست و بدنى که او تطهیر نکرده مى‏شمارد و به نماز بایستد و وظیفه‏اش را انجام دهد. به عبارت دیگر بیمار را وا داریم تا همان کارى را که از آن مى‏ترسد انجام دهد. تنها در چنین صورت است که در مى‏یابد هیچ واقعه‏اى اتفاق نمى‏افتد.
شیوه‏هاى اصولى در درمان وسواس:
الف) روانپزشکى:اگر رفتار و یا عمل وسواسى شدید شود نیاز به متخصص روانى و درمانگرى است که در این زمینه اقدام کند. کسى که تعلیمات تخصصى و تحصیلى‏اش در روان پزشکى او به او اجازه مى‏دهد که براى شناخت ریشه بیمارى و درمان بیمار اقدام نماید. علاوه بر اینکه در زمینه ریشه‏یابى‏ها کار و تلاش کرده و دائما در رابطه با خود هم اقداماتى بعمل آورده و لااقل حدود ۳۰۰-۲۰۰ ساعتى هم در رابطه با شناخت‏خویش گام برداشته است. اینان اجازه دارند که در موارد لازم نسخه بنویسند و یا داروهایى تجویز کنند و یا شیوه‏هاى دیگرى را براى درمان لازم مى‏بینند بکار گیرند.

بیماران را گاهى لازم است که در مؤسسات روان‏پزشکى و گاهى هم در بیمارستان‏ها به طرق روانکاوى و روان‏درمانى درمان نمایند و در موارد ضرور باید آنها را بسترى نمود. درمان بیمارى براى برخى از افراد بسیار ساده و آسان و براى برخى دیگر بسیار سخت است ; بویژه که شرایط اقتصادى و اجتماعى بیمار هم در این امر مؤثر است.
ب) روان درمانى:

این هم نوعى درمان است که توسط روانکاو یا روانشناس صورت مى‏گیرد و آن یک همکارى آزاد بین بیمار و درمان کننده مبتنى بر اعمال متقابل است که بر اساس روابطى نسبتا طولانى و طبق هدف و برنامه ریزى مشخصى به پیش مى‏رود. درمان اختلال به‏صورت مکالمه و صحبت و یا هر شیوه مفیدى که قادر به اصلاح زندگى روانى فرد باشد انجام مى‏گیرد. در این درمان گاهى هم ممکن است دارو مورد استفاده قرار گیرد. البته اصل بر این است که بر اساس شیوه مصاحبه و گفتگو زمینه براى یک تحول درونى فراهم شود.
اصولى در روان درمانى: در روان درمانى افراد، همواره سه اصل مورد نظر است و مادام که به این جنبه‏ها توجه نشود امکان اصلاح و درمان نخواهد بود:
الف – اصلاح محیط:

غرض محیط زندگى بیمار، توجه به امنیت آن، بررسى اصول حاکم بر جنبه‏هاى محبتى و انضباطى، نوع روابط و معاشرتها، فعالیتهاى تفریحى، گردشها، تلاشهاى جمعى، مشارکتها در امور،… است.

ب – ارتباط خوب و مناسب:

در روان درمانى آنچه مهم است داشتن و یا ایجاد روابط خوب و مناسب همدردى و همراهى، کمک کردن، دادن اعتبار و رعایت احترام، وانمود کردن حق بجانبى براى بیمار، تقویت قدرت استدلال، بیان خوب، خوددارى از سرزنش و… .

ج – روانکاوى و روان درمانى:

که در آن تلاشى براى ریشه‏یابى، ایجاد زمینه براى دفاع خود بیمار از وضع و حالات خود گشودن عقده‏ها، توجه دادن بیمار به ریشه و منشا اختلال خود، القائات لازم و…
مشاوره و درمان روانی:

در درمان غیردارویی، از الگوهای مختلف برای کاهش این اختلال بهره می‏گیرند که به برخی از آنها به طور اجمال اشاره می‏کنیم زیرا از این تکنیک‏ها متناسب با نوع و شدت و ضعف بیماری استفاده می‏شود:
۱) شناخت درمانی، در این روش طی جلسات مکرر و متعدد، بینش بیمار درباره تعارضهای درونی خود به کمک روان‏درمان‏گر تغییر می‏یابد.
۲) رفتار درمانی:

روشهای متعدد و متنوعی است از کارشناس مربوطه بیمار را به کارها و فعالیت‏هایی جهت کاهش سطح اضطراب و در نتیجه فکر یا عمل وسواس او وا می‏دارد.
۳) گاهی نیز روانشناس با ایجاد ارتباط با خانواده بیمار به کاهش ناهماهنگی‏های احتمالی در خانواده و تصحیح ارتباطات خانوادگی آنها می‏پردازد.
روشهای کلی درمان:
برای علاج و درمان این بیماری ابتدا باید نوع آن را شناخت و روش درمانی مناسب با آن را انتخاب نمود . ما در این قسمت به برخی از روشهای کلی مبارزه با این حالت اشاره می نماییم.
۱) عدم پاسخ دهی:

مهمترین و کلی ترین راه درمان وسواس، بی توجهی به پیام های آن و عدم پاسخ دهی عملی به آن است . این بیماری در صورتی ادامه می یابد و تشدید می شود که به نداهای درونی آن که مبتنی بر تکرار عمل ، یا دقت بی مورد و یا قضاوت غیر منطقی و افراطی نسبت به امور است، پاسخ دهی عملی شود. برای مقابله با این حالت بهترین راه بی اعتنایی به این پیامها و ترتیب اثر ندادن به آنها است. اگر مدتی این روش عملی شود ، به طور قطع از شدت ابتلا به آن کاسته خواهد شد.
۲) تقابل به ضد:

برای کسانی که از آلودگی و نجاست هراس دارند و این هراس منشا اضطراب و وسواس در آنها شده است ، آلوده سازی عمدی شخص توسط خود او یا دیگران ، از راههای درمان و رفع حساسیت به این امر است . اگر این روش با تکرار تحمل شود به طور قطع موثر خواهد بود.

۳) فرمان ایست:

در منابع علمی جدید ، برای متوقف کردن افکار وسواسی ، علاوه بر درمانهای دارویی و قبل از آن درمانها ، از روشهای خاصی استفاده می شود که مهمترین آنها روش توقیف فکر نام دارد، بدین ترتیب است که از بیمار خواسته می شود که به طور عمد افکار وسواسی خود را آزاد بگذارد و در این بین ناگهان درمانگر با صدای بلند و بیزار کننده ، فریاد می زند : ایست !؟! به نظر می رسد این عمل جریان فکر وسواسی را متوقف می کند .
درمان دارویی: ب

یماری وسواس چون دارای ریشه های هورمونی است و با فعالیت های هورمونی بدن نیز در ارتباط است ، پزشکان با تجویز داروهایی سعی می نمایند فعالیت های هورمونی بدن را متعادل سازند و از این طریق کمک می کنند تا فرد بتواند راحت تر با این مشکل طرف شود و آن را از خویش براند.

توصیه های عملی

۱ ) اگر مبتلا به وسواس در شست و شو هستید، خود را در معرض چیزهای آلوده و نجس قرار دهید و یا به تجسّم چنین موقعیت‏هایی بپردازید و از انجام دادن آن کار خودداری نکنید. ، از فردی بخواهید خودش را در معرض این موقعیت‏ها یا موضوع‏های ذکر شده قرار دهد بدون این که «واکنش بی اختیاری» از خودش نشان دهد.

سپس شما نیز همان کار را انجام دهید. این کار باعث می‏شود موضوع‏ها یا موقعیت‏های اضطراب آور، کم کم اثر خود را از دست بدهد و اضطراب شما کاهش پیدا کند. در واقع ریشه و علت اصلی وسواس (اضطراب) از بین برود.

۲ ) به خودتان تلقین کنید که «وسواس» یک نوع کار شیطانی است و باید هر چه زودتر دست از آن بردارم.
۳ ) به خدا توکل کنید و از او استعانت بجویید تا هر چه زودتر بر این مشکل فایق آیید.

..............................................

اختلال وسواس – اجبار OCD، از جمله اختلالات روانی بسیار پیچیده و جالب است که از اوایل قرن نوزدهم ، نظر متخصصان را به خود معطوف داشته است.
اختلال وسواس اجبار ، از دیرباز از جمله مشکلترین و مقاومترین اختلالات نوروتیک شناخته شده است. اکثر دانشمندان متفق القول هستند که درمان حالات وسواسی ، یکی از مشکلترین کارهایی است که ممکن است یک نفر روان درمانگر یا روان پزشک با آن مواجه شود و بسیاری از آنان ، وسواس را درمان ناپذیر می دانند.
کتاب شفای وسواس ، به تألیف دکتر اسلامی نسب و همکاری فر حناز قربانپور متشکل از چهارصدو چهل و چهار سوال و جوابی است که اذهان افراد وسواسی و حتی غیر وسواسی را معمولاً به خود مشغول می کند. در لابه لای این جوابها ، به تکنیکها و دستور العمل هایی اشاره شده است که ثمره سالها تلاش بی شائبه برای درمان وسواس – اجبار ، بدون دارو بوده است که به لطف خداوند این فنون و تکنیکها در درمان وسواسی بسیار کارساز بوده اند . امیدواریم خوانندگان محترم ، با خواندن این مجموعه بتوانند انگیزه کافی برای َآغاز درمان وسواس را پیدا کنند. در اینجا به خلاصه ای از این کتاب که بصورت پنجاه سوال و جواب در آمده است ، لطفاً توجه و با دقت مطالعه نمایید.

       فرحناز قربانپور
       کمک درمانگر وسواس

1- وسواس چیست و علائم آن کدامند؟
وسواس عبارت است از افکار ، تصاویر ، تمایل یا تکانه هایی مزاحم و ناخواسته.
علائم وسواس را از دیدگاه بالینی به چهار دسته تقسیم می کنیم:
الف: علائمی که مربوط به خود وسواس است (تصاویر، تکانه ها ،تفکرات و تمایلات ) که اگر خود فرد بیان نکند ، قادر به مشاهده آن نخواهیم بود .
ب: علائمی که مربوط به اجبار است مثل انواع شستشو، تقارن ، وارسی ، شمارش .
ج: علامت سوم اضطراب است.
د: علامت چهارم ، افسردگی است . یعنی پاسخی به ناکامی فرد در ناتوانی از جلوگیری از عمل اجباری و تحقیر دیگران .

2- معیارهای تشخیص وسواس چیست ؟
الف- افکار، تکانه ها ، تصاویر ، تفکرات عود شونده و مداوم که به شکل ناخوانده ونامتناسب ، تجربه شده و اضطراب و تشویش قابل ملاحظه ای را ایجاد می کند.
ب-افکار ، تکانه ها یا تجسم ها ، ارتباطی با نگرانی شدید در مورد مشکلات واقعی زندگی ندارند.
ج- شخص سعی در انکار و سرکوبی این افکار، تکانه ها یا تجسم ها نموده و یا با استفاده از بعضی افکار یا اعمال دیگر سعی در خنثی سازی آنها می کند.
د- شخص می داند که افکار ، تکانه ها و یا تجسم های وسواسی ، محصول ذهن خود اوست و از بیرون تحمیل نمی گردد.

3- انواع وسواس را نام ببرید؟
الف- وسواس پاک گردانی
ب- وسواس تقارن
ج- وسواس شک و تردید
د- وسواس وارسی

 
4- لطفاً عوامل اثر گذارنده در وسواس را توضیح دهید.
الف- عوامل هیجانی موثر: هیجانهای جنسی مهار شده یا تکانه های جنسی ، خشم های فروخورده شده، عوامل افسرده ساز، تغییر خلق های ناشی از تغییرات هورمونی (زمان پریود)
ب- عوامل جسمی اثر گذار : خانواده ، اطرافیان ، اجتماع ، آموزشها ، القائات
د- عوامل شخصیتی اثر گذار : احساس حقارت ، ترسو بودن ، خلاء های عاطفی.

5- از عوامل اثر گذار در شکل گیری وسواس شستشو، کدامند؟
الف- نقصان یا فقدان آموزش صحیح در مورد قواعد مذهبی یا بهداشتی در شستشو، رفع نجاست و رفع آلودگی
ب- دریافت آموزشها و القائات غلط
ج-تشویق شدن از جانب دیگران
د- فعال بودن طرحواره های تداعی گر ترسهای مذهبی
ه- شستشو به منظور تخلیه هیجانی
و- ابتلا به یک بیماری که عواقب ناراحت کننده روانی برای فرد در پی داشته است(درمورد وسواس آلودگی)
م- انجام شستشو به منظور زدایی اثر یک انزجار بنیادی یا احساس گناه عمیق (که البته پشتوانه هر دو مورد ترس است).

6- وسواس تقارن چیست و عوامل اثر گذار در شکل گیری این نوع وسواس چیست؟
کسانی که درک عدم نظم و هماهنگی در محیط ، باعث ناراحتی آنها می شود و ناراحتی خود را از طریق مرتب کردن مجدد اشیاء تخفیف می دهند، مبتلا به وسواس تقارن هستند .
عوامل اثر گذار آن عبارتند از :
الف- داشتن شخصیت وابسته و انتقال وابستگی به اشیاء.
ب- وجود یک خلاء بزرگ که فرد می کوشدبا تملک بر اشیاء تا حدودی آن را جبران نماید و با نظم بخشیدن ، آرام گیرد .
ج- نظم بخشیدن جهت اطمینان گیری.
د- فرزندی که پرورش یافته پدر یا مادر مبتلا به وسواس تقارن بوده است .
و- نظم بخشی به منظور دریافت تشویق و تأیید جمعی (درمورد افرادی که خلاء ارزشی دارند.)

7- عوامل اثر گذار در شکل گیری وسواس وارسی کدامند؟
الف- ضعف شدید اعتماد به نفس
ب- رشد بیمارگونه انواع احساس گناه
ج- احساس مسئولیت بیمارگونه که می تواند ناشی از یک جبران باشد.
د- وجود انواع ترسها با پشتوانه تحقیر ، سرزنش ، طرد شدن، تهمت و ... .

8- از عوامل اثر گذار در شکل گیری وسواس های فکری چند نمونه نام ببرید؟
الف- نقصان شدید پردازش صحیح اطلاعات
ب- وجود زمینه های هراس در فرد
ج- درگیری با احساس گناه شدید و سعی در جبران آن
د- داشتن خود رشد نایافته ، یا درگیر تعارضات شدید
ه- وجود خلاءهای بزرگ درونی که زاینده ترسها و اضطراب ها در فرد هستند.

9- وسواس چند لایه دارد؟
و سواس چهار لایه دارد؟
الف- ترس، این همان ترسی است که نباید وجود داشته باشد و واقعی نیست .
ب- فکر مزاحم
ج- اضطراب
د- عمل اجباری ، که عمل اجباری دو یار در دو سمت خود دارد . سمت راست (اطمینان بخش) و سمت چپ( اجتنابی).
 
10- افکار وسواسی را تعریف کنید؟
افکار وسواسی نوع خاصی از افکار مزاحم در انسان هستند که تولید اضطراب کرده(برخلاف افکار مزاحم افسرده کننده) و این اضطراب را درصورت انجام عمل اجباری ، متوقف می سازند.
افکار وسواسی ، افکاری هستند که ناخواسته بوده حال انسان را بد (اضطراب ) و تولید شک و تردید می کنند ، غیر واقعی هستند و واقعی جلوه می کنند . تحریف شده هستند و باعث انحراف عملکرد ذهن از حالتی که تولید علم ومعلوم کرده ، به حالتی است که تولید جهل و مجهول می کند.
پس افکار وسواسی ، جزء یکی از چهار دسته اختلالات اصلی انسان هستند.

11- در کل ریشه وسواس چیست؟
درکل ریشه وسواس ، داشتن یک ذهن نفوذ پذیر در مقابل افکار(ترسو بودن) مزاحم، ناتوانی در شناسایی افکار مزاحم، سابقه ارثی، یادگیری غلط و تربیت الگوهای وسواسی ، توانایی منفی برای گول خوردن، احساس حقارت ، ناتوانی در تفکیک فکر مزاحم از مراحم ، داشتن شخصیت وسواسی و خود رشد نایافته است .

12- آیا بیماران وسواسی دچار مشکلات جنسی نیز هستند؟ اگر جواب بله می باشد چه نوع اختلالات یا بیماری های جنسی دارند؟
اختلالات جنسی در افراد مبتلا به وسواس بیشتر است . مثلاً افرادی که مبتلا به وسواس آلودگی هستند . احتمالاً دچار انزال زودرس هستند . اگر خانمی مبتلا به وسواس باشد ، احتمالاً سرد مزاجی اش بیشتر است. به عبارت دیگر بسته به نوع و تیپ وسواس ، مشکلات روانی –جنسی این افراد هم تا حدودی متفاوت است . مثلاً افراد مبتلا به وسواس شستشو ممکن است طول رابطه جنسی با همسرشان کم شود ، به دلیل اینکه بخواهند از آلودگی ها جلوگیری کنند.
بنابراین می توان گفت کمترین عارضه و تاثیر وسواس در رابطه جنسی :
الف- اول اجتناب است (که می تواند به شکل سرکوبی تمایلات ذهنی نیز باشد)
ب- دوم تقلیل میل جنسی
ج- سوم اشکال در تکنیک ها و نوع رابطه
د- چهارم انزال زودرس یا سردمزاجی
ه- پنجم تمایل به کوتاه سازی رابطه که در آینده منجر به کاهش تعداد رابطه و هم کاهش طول رابطه می گردد.

13- علت نروشیمی وسواس در مغز چیست؟
در مورد علت نروشیمی وسواس می توان گفت که آزمایشهای بالینی بسیاری که با داروهای مختلف به عمل آمده ، تأیید کننده این فرضیه است که بی نظمی سیستم سروتونین در پیدایش علائم افکار و اعمال وسواسی در این اختلال در کاراست. داده ها حاکی است که داروهای سروتونرژیک موثرتر از داروهایی هستند که بر سایر سیستمهای نروترانسمیتر موثر واقع می گردند. معهذا اینکه سروتونین در علت اختلال وسواسی – جبری هم دخیل است یا نه ، فعلاً معلوم نیست.

14- روشهای پیشگیری از وسواس چیست؟
پیشگیری اولیه در هر اختلالی ، در هر بیماری جسمی یا روانی ، آموزش است. در وسواس آموزش یک سری نکات اصولی و لازم است و افراد بدون اینکه درگیر خود بیماری وسواس شوند، باید انجام دهند. اولین آموزش این است:
1- خانواده ها ، روش های شناخت و پیشگیری از تاثیر فشارهای روانی را یادبگیرند.
2- خانواده ها، آگاه باشید هرگاه که از نظر ساختار روانی ضعیف می شوید از جمله اولین رویداد این است که ترس بزرگی در زندگیتان وارد می شود، آنجا نقطه ای است که شما احتمالاً وسواس می شوید،
3- یکی از موارد هشدار دهنده برای پیشگیری از وسواس این است که بدانید هرکس شخصیت وسواسی دارد ، مستعد اختلال وسواسی است . با دادن تستها و مشاوره با روان درمانگر می توانید شخصیت خود را مورد سنجش قرار دهید.
4- ارزیابی کنید که آیا وسواس به طور ژنتیک در خانواده شما وجود دارد یا نه .
5- اگر قصد ازدواج دارید بدانید که ازدواج نقطه عطف یا عامل و متغیری است که در آن ممکن است وسواس اتفاق بیفتد یا تشدید شود.

15- علت پیدایش و بروز شخصیت وسواسی چیست ؟
پایه شخصیت وسواسی بین سنین یک و دو سالگی گذارده می شود. این هنگامی است که کودک راه افتاده و زبانش باز شده و قدرت کنترل عضلات مقعد را پیدا کرده است . بنابراین می تواند در مقابل امیال مادر ابراز مخالفت کند . مادرانی که خود کشمکش درونی درباره کنترل شدن و کنترل کردن دارند ، این رفتار طبیعی کودک را تهدید آمیز احساس می کنند و با تمام قوا به مخالفت با میلی که کودک به ابراز وجود دارد ، به سرکوب کردن آن می پردازند و کودک از لذت بردن از توانایی تازه به دست آمده اش محروم می کنند.
کودک توانایی مقابله با مادر را نداردو مجبور است تسلیم شود و عصیان ، پرخاشگری و کینه جویی خود را با به کار بردن مکانیسم های دفاعی در ناخودآگاه نگاه می دارد . این بیماران با به کاربردن مکانیسم های دفاعی واکنش معکوس ، جداسازی ،... همه عمر پرخاشگری و کینه توزی را از ضمیر خود آگاه پنهان نگه می دارند. وظیفه شناسی و فرمانبرداری ، نظم و ترتیب و نظافت بیش از حد این بیماران منعکس کننده میل ناخودآگاه آنان به عصیان و پرخاشگری ، بی نظمی و کثیف بودن است . یک دندگی ،خست ، حرص و آز و از خود راضی بودن به وجهی واضح تر ، نمودار عصیان و پرخاشگری واقعی این بیماران است .

16- ویژگی های اساسی افراد مبتلا به شخصیت وسواسی چیست؟
1- نهایت خواهی و کامل گرایی
2- باریک بینی و ریزنگری
3- انعطاف ناپذیری
4- قدرت کنترل کردن پدیده ها و اطراف

17- درمان کامل گرایی( بی نقص گرایی ) چگونه است؟
1- ارزشمند بودن خود را در گرو پیشرفتهایتان ندانید.
2- سبک تفکر کامل گرایانه خود را شناسایی و کنترل کنید.
3- در اهمیت دادن به خطاهای کوچک خود اغراق نکنید.
4- به جنبه های مثبت توجه کنید.
5- اهداف واقع بینانه ای انتخاب کنید.
6- زمانی را صرف تفریح کنید.

18- چگونه می توان تشخیص وسواس در کودکان را داد؟
نشانه های وسواسی در کودکان و نوجوانان به طرق مختلف بروز می کنند . از معمول ترین نشانه ها که تقریباً در 40 درصد موارد دیده می شود، افکار وسواسی ، هراس از کثیفی و عفونتها ونیز اعمال وسواسی است که با شستشوی فراوان و نامتناسب همراه است. شایع ترین علائم وسواسی در کودکان و نوجوانان ، در هر دو حوزه افکار و اعمال وسواسی گسترده است. 
به عنوان نمونه در مورد افکار وسواسی ، می توان از کثیفی ، آلودگی ، وقوع اتفاق وحشتناک ، بیماری ، مرگ ، تناسب اندام، سکس، مذهب ، ترس از صدمه رساندن به خود و دیگران نام برد و از نمونه اعمال وسواسی این گروه سنی می توان عادتهای شستشو وارسی کردن متعدد ، تکرار عادتها ، مرتب کردن و شمارش را نام برد .

19- انواع روشهای درمانی که برای وسواس بکار گرفته می شود کدام ها هستند؟ مهمترین و مفیدترین آنها کدام است ؟
 برای درمان وسواس ، از روش روان درمانی ، رفتاردرمانی، شناخت درمانی استفاده می شود.گرچه شیوه های دیگری نیز ادعا شده است. اما آنچه که مشخص بوده و دارای نظریه آزمون شده دقیق در درمان وسواس است، نظریه مواجهه و پیشگیری از پاسخ است.
بهترین روش درمان ، شناخت درمانی است . در موارد خاصی که اضطراب خیلی زیاد است ترکیب دارو درمانی و شناخت درمانی می تواند مفید باشد، اما توصیه من این است که روش منحصر به فرد در درمان وسواس ، درمکتب وشفا، نظریه شفاست.نظریه شفا ، نظریه التقاطی است . یعنی مجموعه ای از کلیه نظریه ها به اضافه فرا نظریه مرگ آگاهی (بخش شهودی).

20- چرا درمان وسواس به طریقه شناخت درمانی سریع و ریشه ای صورت می گیرد ؟
زیرا ریشه وسواس فکر است و فکر به شناخت درمانی پاسخ می دهد . شناخت درمانی ، شکلی از درمان کوتاه مدت و سازمان یافته است که در طول آن سعی می شود، بیماران به شناختی اساسی از مشکلاتشان نایل آیند ، و بتوانند ناراحتی خود را در قالب کلمات و عبارات به زبان بیاورند .
هم چنین برای غلبه بر حالتهای عاطفی ناخوشایند و حل مشکلاتشان تکنیکهایی آموزش داده می شود. دلیل دیگر این که ، در شناخت درمانی فرد به طور فعال و آگاهانه ، به حل مسایل حل نشده گذشته خود مبادرت می ورزد. اصلی ترین کلید موفقیت شناخت درمانی ، تشخیص ریشه مشکلات بطریقی متفاوت است . هم اکنون ما واقفیم که اصلی ترین ریشه مشکلات واقعی بشر در فکر او نهفته است .

21- آیا دارو درمانی ، درمان قطعی وسواس است ؟
دارو درمانی روش درمان قطعی وسواس نیست ، بلکه شناخت درمانی روش درمان قطعی وسواس است. دارو درمانی، وسیله کمکی برای تخفیف اضطراب و قابل تحمل کردن مشکلات زندگی ، برای فرد است. اگر دارو درمانی در مواقعی که فرد اضطراب بالایی دارد ، شروع شده و سپس قطع شود ، شاید کمک کند که فرد بتواند اضطراب را کنترل کرده وبعد بتواند وارد مرحله شناخت درمانی شود .
در غیر اینصورت دارو درمانی کمکی است و درمان قطعی وسواس نیست.

22- چرا وسواس در من به وجود آمده است ؟ چرامن؟!
بروز وسواس یک علت و دلیل خاصی ندارد که بتوان مستقیماً به آن اشاره کرد یا از آن پیشگیری نمود. علل و عوامل گوناگونی  ، دست به دست هم می دهند و اختلالی به نام وسواس را به وجود می آورند . اگر شما در گذشته خود دقت کنید می توانید به عوامل به وجود آورنده یا عوامل زمینه ساز ، آشکار کننده، نگهدارنده و تداوم بخش آن پی ببرید.
از عوامل زمینه ساز وسواس ، می توان اشاره کردبه شخصیت وسواسی ، عوامل ژنتیکی یا توارثی ، تربیت بچه ای که دوره جنینی پراسترسی داشته است.
عوامل آشکار کننده : مانند ازدواج ، زایمان ، مرگ عزیزان ، شکست تحصیلی ، طلاق ،...
عوامل نگهدارنده: رفتارهای وسواسی (اجباری)، تکرار (توأم با کاهش اضطراب ، فقدان فشار اطرافیان برای قطع این رفتارها و حتی حمایت های عاطفی اطرافیان .

......................................................................


بیماری وسواس و راه های درمان آن

پدید آورنده : معصومه صادقی اردستانی ، صفحه 58

یکی از بیماری های روانی که اندیشه جامعه امروزی ما را سخت درگیر خود کرده است،بیماری روانی وسواس می باشد.

امروزه،افراد زیادی با این مشکل دست و پنجه نرم می کنند و نه تنها با خود،بلکه با اطرافیان خود نیز درگیری هایی پیدا کرده اند. شخص وسواس،همیشه خود را از دیگران برتر،بهتر و پاکیزه تر می بیند و همین،موجب دلگیری و رنجش اطرافیان می شود. وسواس انواع گوناگونی دارد:وسواس فکری،اخلاقی و عملی و باید بدانیم،همان طور که شستشوهای بیش از اندازه،پیامدهای تلخ و ناگواری را به دنبال دارد،وسواس فکری هم با پریشان فکری ها و ناآرامی هایی که زائیده پندارهای غلط شخص بد فکر می باشد،در نشست و برخاست ها و روابط اجتماعی،موجب اختلاف های دامنه داری می شود که همه را در آتش سوزان خود می سوزاند و خاکستر می کند.

عوامل و ریشه های بیماری وسواس،عبارتند از:

1.اختلالات روانی

متاسفانه، وجود یک سلسله آشفتگی های روانی باعث می شود که شخص دچار شک شود و پیوسته جان و روح خود را،در معرض نا آرامی و نگرانی قرار دهد که ما در رویارویی با این افراد،به روشنی،این نگرانی را در چشمان و رفتارشان می بینیم!

2.نداشتن شناخت و آگاهی

نا آگاهی در زمینه احکام دینی و عبادت ها موجب بروز این بیماری می شود،حال آنکه دین اسلام سفارش کرده است که از به رنج انداختن خود بپرهیزیم.

3. وسوسه های شیطانی

بزرگ ترین ریشه وسواس،همین تلقین های شیطانی است.خداوند،در کتاب آسمانی خویش می فرماید:بگو از شر شیطان وسوسه گر به خداوند آدمیان پناه می برم!

از این رو،جلوگیری از نفوذ شیطان در کارهای روزمره و به ویژه در هنگام عبادت (نماز، روزه، اعمال حج و…) که حساس ترین لحظه حضور شیطان برای جدایی انداختن میان عابد و معبود می باشد، بسیار ضروری است.و در این صورت است که،شیطان به ناتوانی خود پی می برد.

4. عامل وراثت

همانطور که فرزندان ویژگی های ظاهری مانند:قد و شکل و… را از راه ژنتیک دریافت می کنند،از نظر روانی نیز،از پدر و مادر ارث می برند که با روش های درست تربیتی و چیرگی بر اراده می توان،تا اندازه زیادی،به برطرف ساختن این کمبود پرداخت.

5. بحرانهای دوران نوجوانی

در این دوران نیز،به دلیل دگرگونی های بسیار،برای نوجوان دغدغه ها و آشفتگی های روحی و روانی زیادی وجود دارد که به طور طبیعی،بر فکر و روان او تاثیر می گذارد و به شکل بیماری وسواس نمود می یابد.

6. روش های تربیتی نامطلوب

بیشتر وقت ها،پدر و مادر در تربیت فرزندان خود دچار زیاده روی و یا کوتاهی می شوند.بی توجهی در دوران کودکی،وجود ضربه ها و استرس های روحی ناشی از درگیری های خانوادگی وجدایی پدر و مادر باعث می شود که فرزندان در دوران نوجوانی و جوانی برای ابراز شخصیت و جلب توجه،به این شکل خود را مطرح کنند!

پیامدهای بیماری وسواس

در میان زیان های ناشی از این بیماری،می توان به زیان های فردی،اجتماعی،اقتصادی و اعتقادی اشاره کرد.

الف:زیان های فردی

1. خارج شدن از محور طاعت و خلوص نیت،به خاطر از دست دادن حالت بندگی.

2.به هدر دادن وقت پر ارزشی که می تواند در راستای کارهای بهتر و مفیدتری استفاده شود.

3.بی محتوا شدن عبادت و از دست رفتن هدف اصلی عبادت که فروتنی در برابر پروردگار می باشد،چنان که گاهی توجه بیش از اندازه،به تلفظ و قرائت در نماز،از حضور قلب و رکن اصلی نماز می کاهد.

4. بدعت گذاری در دین؛ شخص وسواس،به دلیل نداشتن تمرکز فکری،چیز تازه ای را اضافه یا کم می کند.

امام باقر(ع) در این باره می فرمایند:«کل بدعة ضلالة،وکل ضلالة سبیلها الی النار؛هر بدعتی،گونه ای گمراهی خواهد بود و هر گمراهی هم،راهی به سوی آتش جهنم خواهد بود».

5. آخرین ضرر فردی این بیماری،گاهی،باطل شدن عبادت می باشد.

ب: زیانهای اجتماعی

1. گوشه گیری و انزوا طلبی،به خاطر ارتباط نداشتن با دیگران و بدبینی و بد گمانی نسبت به افراد.

2. آزار اطرافیان،به دلیل وقت گذرانی بیهوده و در نتیجه،معطل کردن دیگران.

امام صادق(ع)می فرماید:روز قیامت،آنگاه که کسانی که بندگان خدا را به زحمت انداخته اند،فرا خوانده می شوند،گروهی حرکت می کنند که در چهره آنان گوشتی وجود ندارد،آن وقت گفته می شود:هؤلاء الذین آذوا المؤمنین؛اینها افرادی هستند که در دنیا موحبات آزار اهل ایمان را فراهم کرده اند.

3. زمینه گناه سازی:بدین معنی که شخص وسواس،به دلیل بد گمانی و حساسیت های نابجای سایرین،گاهی خیلی راحت،به آنها تهمت می زند و دروغ می گوید،در حالی که خداوند در کتاب آسمانی خویش می فرماید:یا ایها الّذین آمنوا اجتنبوا کثیرا مّن الظن انّ بعض الظن اثم؛ای اهل ایمان،از بسیاری گمان بردنها خودداری کنید؛زیرا برخی از گمان بردنها،گناه می باشد.(سوره حجرات،ایه 12)

4. بد جلوه دادن چهره دین

5. ایجاد اختلافات خانوادگی

راههای درمان بیماری وسواس

همان گونه که برای بیماری های دیگر راه چاره و درمان وجود دارد،معالجه بیماری وسواس نیز دو مرحله دارد:

1. مطالعه و بررسی در دستورات دین

2.به کار بردن شیوه های درمان وسواس.

الف: مطالعه در احکام و برنامه های دینی

1. در مورد پاکی

آنچه در مورد «طهارت و نجاست» باید بدانیم،این است که بیشتر فقیهان، چیزهای نجس را در 11 مورد دانسته و غیر از این،همه چیز پاک است،مگر این که به نجس بودن آن یقین شود که در سه حالت،می توان اطمینان پیدا کرد که چیزی نجس است:1. خود انسان یقین پیدا کند،2. کسی که چیزی را در اختیار دارد،مانند همسر و کارمند بگویند،این جسم نجس است،3. دو مرد عادل گواهی بدهند که آن چیز نجس است.

2. در مورد وضو و غسل

به همان اندازه که وضو و غسل را باید با دقت انجام دهیم،همانطور هم باید از ریختن آب زیاد خودداری کنیم و همچنین؛اگر چنانچه آبی در اختیار نبود،می توان از خاک به جای آب استفاده کرد و تیمم کرده قرآن می فرماید:فلم تجدوا ماء، فتیمموا صعیدا طیبا؛اگر آبی نیافتید،که با آن وضو بگیرید یا غسل کنید،پس تیمم کنید.(سوره مائده،ایه 6)

3. در مورد نماز خواندن

وسواس و دقت بیش از اندازه در نماز،گاهی موجب باطل شدن نماز می شود.در عین حال،به منظور جلوگیری از شک زیاد،رفتن به نماز جماعت در مساجد روش پسندیده ای است؛زیرا از جمله مواردی که می توان به شک بی اعتنا بود،شک امام و مأموم می باشد.به این ترتیب شک های بعد از سلام،بعد از وقت،کثیر الشک و شک در نمازهای مستحبی موجب باطل شدن نماز نمی شود.

4. در مورد روزه

با توجه به ایه:فمن کان منکم مریضاً أو علی سفر فعدّة من ایام اخر و علی الّذین یطیقونه فدیة طعام مسکین…؛در روز گرفتن برای افراد بیمار،مسافر،مردان پیرو زنان باردار و شیرده و غیره ارفاق در نظر گرفته شده است و نیازی به مشقت انداختن خود نمی باشد.(سوره بقره،ایه 184)

در ادامه همین بحث، در مورد جهاد برای افراد ناتوان نیز معافیت قرار داده شده و دین ما هرگز ما را به سختی نینداخته است.

ب:راههای درمان وسواس

1. توجه به عاقبت وسواس؛2. مراجعه به پزشک و یا مشاورین اجتماعی؛ 3. برنامه غذایی مناسب.

الف:در این مورد،خوردن «انار» و نیز تصفیه خون از وسواس جلوگیری می کند.

پیامبر اکرم(ص) می فرماید:«هر کس انار بخورد،قلب او نورانی می گردد و وسوسه، تا چهل روز از او برطرف می شود».

ب: آب نیسان رومی که مدت آن از 23 فروردین تا 30 روز بعد می باشد.

با توجه به فرموده پیامبر(ص) داروی همه دردها،همین آب نیسان معرفی شده است.

4. مسواک زدن و استفاده از «سدر» و خضاب؛5. عبادت و توسل؛6. تلقین به نفس؛7. توجه به موازین اسلامی و شرعی.

تفاوت و سواس و احتیاط

در این بخش،لازم به یادآوری است که بگوئیم:میان وسواس و احتیاط کاری تفاوت هایی وجود دارد. چنانچه در احادیث،احتیاط،راه نجات معرفی شده است و عملی پسندیده می باشد.

مرحوم «محمد حسن نجفی» صاحب کتاب ارزشمند «جواهر الکلام» می نویسند:اگر احتیاط سبب وسواس شود،ممنوع و حرام است.

در پایان امید آن داریم که خداوند ما را از وسوسه های شیطانی دور بدارد.و در این راستا،به این نکته توجه می کنیم که:ان الظّن لا یغنی من الحق شیئ .(سوره یونس،ایه 36)

ظن و گمان انسان را بحق نمی رساند و آنچه موجب اعتبار است،علم و یقین می باشد.

راهکارهای عملی درمان وسواس

آیت الله العظمی حسین مظاهری

- ۱ -


سخن ناشر

همواره در جوامع بشری انسان‌هایی زندگی می‌کرده‌اند که گرچه دارای ظاهری سالم بوده‌اند، ولی نوعی تفاوت آشکار در اعمال و رفتار آنان نسبت به کردار رایج و متعارف افراد عادی جامعه وجود داشته است. این‌گونه افراد که در همة جوامع بشری و در میان پیروان همة ادیان و مذاهب، حضور داشته و دارند، بیش از حدّ متعارف در امور معمولی ـ اعم از مادّی و معنوی ـ سخت‌گیری می‌کنند، به همه چیز شکّ دارند، به کسی اطمینان نمی‌کنند و در بسیاری از امور زندگی کارهای خود را با تردید انجام می‌دهند. به این افراد که متأسفانه در جامعه اسلامی و حتّی در میان شیعیان نیز یافت می‌شوند، افراد «وسواسی» گفته می‌شود.

وسوسه و وسواس نوعی بیماری و به عبارتی شاید بدتر از سرطان است. بر همین اساس بحث دربارة آن، برای کسانی که دچار این بیماری شده‌اند و در حقیقت شیطان بر آنها مسلّط شده، بسیار ضروری است. زیرا وسواس باعث می‌شود دین و دنیای افراد مبتلا به آن و اطرافیان آنان، در مخاطرة عجیبی واقع شود و حتّی زندگی روزمره برای آنها سخت گردد. بنابراین وسواسی باید به خدا پناه ببرد و به فکر درمان خود باشد.

از آنجا که دین مبین اسلام، هیچ‌ یک از معضلات و مشکلات بشری را بی‌پاسخ نگذارده و حتّی برای اصلاح موارد بسیار جزئی هم راهکار ارائه کرده است، درمان وسواس را نیز رها نکرده و برای آن راهکارهای عملی و مفیدی دارد. بهترین این راهکارها در روایات ارزشمندی که از جانب حضرات معصومین ( به دست ما رسیده است و نیز در سیرة زندگانی آن بزرگواران و بزرگان دین وجود دارد.

بنابر این از نظر اسلام، بیماری وسواس ـ چه فکری و چه عملی ـ قابل درمان است، به شرط آنکه شخص وسواسی با مراجعه به فتاوای مراجع معظّم تقلید و علمای وارسته، صد‌ در‌ صد به دستوراتی که در این خصوص ارائه می‌گردد، عمل کند و از اصرار بی‌جا پرهیز نماید. زیرا در برخی موارد لجاجت و عدم حرف شنوی بیماران موجب طولانی شدن مدت درمان و در نتیجه عدم بهبودی آنان می‌شود که در این صورت مراجعه به روانپزشک متخصّص متدّین توصیه می‌گردد.

کتاب حاضر حاصل پنج جلسه سخنرانی فقیه اخلاقی و مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مظاهری«مدّظلّه‌العالی» با موضوع «وسواس»‌ می‌باشد که در سال‌های گذشته بیان گردیده است و اکنون متن آن در مؤسّسة فرهنگی مطالعاتی الزّهراء(س) تنظیم شده و پس از افزودن احکام وسواس ـ که عیناً از بخش اخلاق رسالة توضیح المسائل معظّم‌له استخراج گردیده‌ـ و نیز بخشی از سؤالات شرعی و استفتائات مربوط به وسواس و پاسخ‌های معظّم‌له، به شکل حاضر ارائه می‌گردد.

امید آنکه مورد رضای حضرت احدیّت«جلّ‌وعلا» واقع شود و موجب کمک به درمان بیماران وسواسی گردد.

فصل اوّل: راهکارهای عملی درمان وسواس

شیطان و راه‌های گمراهی بندگان

طبق آیات قرآن کریم، شیطان پس از آن که از درگاه خداوند متعال رانده شد، چند مرتبه با خداوند اعلام جنگ کرد. از جمله، به خداوند گفت:

قالَ فَبِما أَغْوَیْتَنی‏ لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَکَ الْمُسْتَقیم‏ ثُمَّ لَآتِیَنَّهُمْ مِنْ بَیْنِ أَیْدیهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَیْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهِمْ وَ لا تَجِدُ أَکْثَرَهُمْ شاکِرین (1)

گفت: «پس به سبب آن که مرا به بیراهه افکندى، من هم براى فریفتن آنان حتماً بر سر راه راست تو خواهم نشست، آن گاه از پیش رو و از پشت سرشان و از طرف راست و از طرف چپشان بر آنها مى‏تازم، و بیش‌ترشان را شکرگزار نخواهى یافت.»

امام باقر (ع) در ذیل این آیه‌ی شریفه می‌فرمایند:

أَمَّا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ فَهُوَ مِنْ قِبَلِ الْآخِرَةِ لَأُخْبِرَنَّهُمْ أَنَّهُ لَا جَنَّةَ وَ لَا نَارَ وَ لَا نُشُورَ وَ أَمَّا خَلْفَهُمْ یَقُولُ مِنْ قِبَلِ دُنْیَاهُمْ آمُرُهُمْ بِجَمْعِ الْأَمْوَالِ وَ آمُرُهُمْ أَنْ لَا یَصِلُوا فِی أَمْوَالِهِمْ رَحِماً وَ لَا یُعْطُوا مِنْهُ حَقّاً وَ آمُرُهُمْ أَنْ یُقَلِّلُوا عَلَى ذُرِّیَّاتِهِمْ وَ أُخَوِّفُهُمْ عَلَیهم الضَّیْعَةِ وَ أَمَّا عَنْ أَیْمَانِهِمْ یَقُولُ مِنْ قِبَلِ دِینِهِمْ فَإِنْ کَانُوا عَلَى ضَلَالَةٍ زَیَّنْتُهَا لَهُمْ وَ إِنْ کَانُوا عَلَى هُدًى جهدت عَلَیهِم حتّی أُخْرِجهُمْ مِنْهُ وَ أَمَّا عَنْ شَمَائِلِهِمْ یَقُولُ مِنْ قِبَلِ اللَّذَّاتِ وَ الشَّهَوَات‏ (2)

این که می‌گوید: از پیش رو می‌آیم، یعنی از راه آخرت که به آنها می‌گوید: نه بهشتى است، نه دوزخى و نه رستاخیزى.

امّا از پشت سر این است که، یعنی از راه دنیایشان آنان را به گردآوری مال وا می‌دارد و فرمان می‌دهد مالى را در راه صله‌ی رحم صرف نکنند، و از آن حق کسی را ندهند و بر فرزندان خود هزینه ندهند و از نابود شدن مال آنها را می‌ترساند.

امّا از سمت راست، یعنی از راه دین آنها که اگر در گمراهى باشند، آن را براشان زینت می‌بخشد و خوش‌نما می‌سازد، و اگر بر راه حقند، می‌کوشد تا آنان را از آن بیرون برد. امّا از سمت چپ، یعنی از راه لذّت‌ها و شهوات آنان را می‌فریبد.

این آیه‌ی شریفه، زنگ خطری برای همه‌ است. پروردگار عالم تذکر داده است که ای انسان، این شیطان برای تو دشمن بزرگی است؛ شیطان به کار خود عالم است، روان‌شناس است، می‌داند از چه راهی بیاید و تو را گمراه کند. مواظب این دشمن باش. بنابراین توجه به این نکته ضروری است که شیطان از هر راهی بتواند، تلاش می‌کند تا ما را بدبخت کند. او به افراد متدیّن نمی‌گوید: دزدی کن، شیطان اصلاً از این راه وارد نمی‌شود؛ زیرا از این راه تیغش نمی‌بُرد، بلکه می‌گوید: با غیبت کردن، با شایعه پخش کردن و با تهمت زدن آبروی مردم را بریز. شیطان هر کسی را از راهی مناسب خودش گمراه می‌کند.

و از راه‌های مهم شیطان برای گمراه کردن مقدّسین همین قضیه‌ی وسواس است که اگر کسی به آن مبتلا شود، بسیار مشکل است روی سعادت ببیند، مگر این که خود را از شرّ آن نجات دهد، وگرنه باید بداند که جهنّم را برای خود مهیّا کرده است. وسواس و وسواسی‌گری بلایی مُهلک است که انسان با آن نمی‌تواند بهشتی شود؛ انسان وسواسی باید دست از وسواس خود بر‌دارد، وگرنه چنانکه سرطان آدم را می‌کشد، وسواس هم انسان را به نابودی می‌کشاند. سرطان به جسم انسان اثر می‌گذارد، اما وسواس انسان را از نظر روحی نابود می‌کند که بسیار بدتر از سرطان است؛ زیرا بیمار سرطانی می‌تواند به بهشت برود، امّا انسان وسواسی غالباً بدون ایمان از دنیا می‌رود.

تعریف وسوسه و وسواسی

«وسوسه»، یکی از اضداد «یقین» است که در لغت به معنای «همهمه» است؛ از این رو، به صدای آهسته نیز «وسوسه» می‌گویند. در اصطلاح، به خطوراتی گفته می‌شود که به وسیله‌ی نفس و شیاطین جن و انس به قلب انسان وارد می‌شود.

«وسواسی» نیز به کسی گفته می‌شود که این خطورات به طور مستمرّ برای او پدید می‌آید و او نیز به آن ترتیب اثر می‌دهد.

توضیح آن که، یکی از اقسام جهل، جهل متردّد یا همان شکّ مصطلح است که اگر این شکّ به صورت یک حالت در نیاید، امری طبیعی است و برای بسیاری از مردم پیش می‌آید، و علاوه بر این، شکّ را پلی به سوی علم خوانده‌اند. امّا گاهی این جهل برای انسان به یک حالت تبدیل می‌شود که به صاحب آن، در اصطلاح فقه، «کثیرالشکّ» یا «شکّاک» و در اصطلاح عرف «وسواسی» گویند.

اقسام وسوسه

وسوسه به دو قسم وسوسه‌ی عملی و وسوسه‌ی فکری تقسیم می‌شود:

وسوسه‌ی فکری همان خطور تصوّرات، پندارها و خیالات واهی و بی اساس به ذهن انسان است؛ مثلاً مرد به زنش یا زن به شوهرش بدبین می‌شود و متأسفانه به همین جا هم منتهی نمی‌شود؛ منجر به انتقام گیری و مصیبت‌های بالاتر از آن می‌گردد.

گاهی تخیّلش به آن جا می‌رسد که امام زمان ارواحنافداه یا ملائکه را می‌بیند و واقعاً هم گمان می‌کند که می‌بیند؛ مثل انسان ترسو، وقتی به قبرستان می‌رود، می‌بیند مرده‌ای از قبر بیرون آمده و حقیقتاً هم مرده را می‌بیند که به دنبال او است؛ آن تخیّل بر روی چشمانش اثر می‌گذارد، در حالی که نه مرده‌ای از قبر بیرون آمده است و نه کسی او را تعقیب می‌کند، امّا قوه‌ی تخیّل بر چشم و گوش و سایر اعضا و جوارح او اثر می‌گذارد.

گاهی وسوسه‌ی فکری به آن جا می‌رسد که به مقدّسات، به خداوند، به پیامبر - ، به ائمه‌ی طاهرین (ع) ، به روحانیت و مراجع تقلید بدبین می‌شود. در مورد خدا و قرآن دچار شبهه می‌شود و بالاخره اعصاب او ضعیف می‌شود و به سرحدّ جنون می‌رسد و اگر به فریاد خود نرسد، واقعاً دیوانه می‌شود. زنش را به خاطر هیچ و پوچ طلاق می‌دهد؛ زیرا خیال می‌کند زنش بد است. زن از شوهرش به خاطر هیچ و پوچ طلاق می‌گیرد، فقط به این خاطر که خیال می‌کند با کسی رابطه دارد. گاهی وسواس به این شکل است.

وسوسه‌ی عملی هم این است که انسان در اعمالش دچار وسواس می‌شود؛ مثلاً در طهارت و نجاست وسواس پیدا می‌کند. زود یقین پیدا می‌کند که فلان چیز نجس شد، امّا دیگر به این سادگی به پاک شدن آن یقین پیدا نمی‌کند. در مورد نجاست زود باور است، امّا در مورد طهارت دیر به باور می‌رسد. بدیهی است که این هم نوعی جهل است. اگر زود باور یا دیر باور است ، باید در مورد هر دو این طور باشد.

گاه در مورد نمازش غیر متعارف می‌شود؛ حمد و سوره‌ی خودش را باطل می‌داند، علاوه بر آن حمد و سوره‌ی امام جماعت را هم باطل می‌داند. کم کم کارش به آن جا می‌رسد که نماز جماعت را به طور کلّی ترک می‌کند.

برخی در مورد میکروب دچار وسواس می‌شوند. وقتی نان را از نانوایی می‌گیرند. به خیالاتی واهی دچار می‌شود که چه دست‌هایی کار کرده تا یک قرص نان به این شکل در آمده است؟ آن کسی که خمیر کرده، آن کسی که چانه گرفته، آن کسی که آن را پهن کرده، آن کسی که آن را از تنور در آورده است و نتیجه می‌گیرند که، هفت هشت دست روی آن کار کرده است. بنابراین خوردن چنین نانی را روا نمی‌دانند و دلیلشان این است که آن افراد را نمی‌شناسند و نمی‌دانند دستانشان تمیز بوده است یا نه. این هم نوع دیگری از وسواس است.

این وسواس‌ها اختصاص به قشر خاصی ندارد؛ در میان افراد امروزی‌ وجود دارد، در میان افراد قدیمی نیز وجود دارد، در میان افراد باسواد دیده می‌شود، در میان بی‌سوادها نیز قابل مشاهده است.

امّا عجیب است که این افراد در مورد حقّ‌الله و حقّ‌النّاس اصلاً وسواس ندارند. خیلی کم پیدا می‌شود که کسی یک مرتبه خمس بدهد، امّا بعد شک کند و بگوید که آیا پرداخت خمس من صحیح بود یا نه؟ و دوباره خمس بدهد.

بنابراین وسوسه دو قسم است: وسوسه‌ی فکری و وسوسه‌ی عملی؛ و این دو لازم و ملزوم یکدیگرند. نکته‌ی دیگر اینکه وسوسه، جهل مرکّب است قرآن جهل مرکّب را بدترین دردها برای انسان می‌داند. معنی جهل مرکّب این است که انسان به چیزی که واقعیّت ندارد، یقین پیدا کند؛ مانند همین وسواسی که تمام پاک‌های عالم را نجس می‌داند. هر چه به او بگویند: این پاک است، نمی‌پذیرد. حرف هیچ کس را جز حرف خودش یا کسی که مثل خودش باشد نمی‌پذیرد. وسواسی‌ها معمولاً همدیگر را قبول دارند «کُند هم جنس با هم جنس پرواز». البته بعضی از آنها همدیگر را هم قبول ندارند. قرآن در این باره می‌فرماید:

قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکُمْ بِالْأَخْسَرینَ أَعْمالاً الَّذینَ ضَلَّ سَعْیُهُمْ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ هُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعاً (3)

بگو: «آیا شما را از زیان‌کارترین مردم آگاه گردانم؟» آنان‏ کسانى هستند که کوشش‏شان در زندگى دنیا به هدر رفته است و مى‏پندارند که خود کار خوب انجام مى‏دهند.

برای یک غسل نیم ساعت خودش را معطّل می‌کند و گمان می‌کند که غسل صحیح را او انجام داده و غسل دیگران باطل است. شخصی وسواس داشت و می‌گفت: اوّل اذان صبح به یک حمّام عمومی رفتم، اما تا طلوع آفتاب نتوانستم غسل انجام دهم و وقت نماز گذشت. خجالت کشیدم و از آن حمّام بیرون آمدم و به حمّام دیگری رفتم و تا قبل از ظهر غسلم را تمام کردم. یک غسلم حدود هفت ساعت طول کشید، اما باز هم به دلم نچسبید! این، از مصادیق فرموده‌ی قرآن، یعنی زیان‌کارترین افراد است.

در آیه‌ی دیگر می‌فرماید:

وَ یَدْعُ الْإِنْسانُ بِالشَّرِّ دُعاءَهُ بِالْخَیْر (4)

و انسان همان گونه که خیر را فرا مى‏خواند، پیشامد بد را مى‏خواند.

گاهی انسان کارش به آن جا می‌رسد که کار شرّ انجام می‌دهد، ولی خیال می‌کند کار خیر انجام داده است. در حالی که جهنّم را برای خود آماده می‌کند، گمان دارد که به سمت بهشت می‌رود. فرد وسواسی چنین حالتی را دارد. کاری می‌کند که خدا را به غضب در می‌آورد، امّا به خیال خود دارد عبادت می‌کند. این افراد باید با بی اعتنایی از این شیوه دست بردارند. همان طور که وقتی به یک حیوان درنده بی اعتنایی کنید، راه خودش را می‌گیرد و می‌رود، شیطان هم با بی اعتنایی دور می‌شود و دیگر کاری به کار شما ندارد. امّا اگر با او راه آمدید، دست از سرتان بر نمی‌دارد و شما را تا حدّ دیوانگی به پیش می برد.

یک فرد وسواسی نه تنها خودش را از سعادت محروم می‌کند، خانواده خود را هم به بدبختی می‌کشاند. بسیار مشاهده می‌شود که با وسواس در طهارت و نجاست هم خودشان را بدبخت کرده‌اند و هم خانواده را به عذاب انداخته‌اند تا حدّی که آن‌ها برای او طلب مرگ می‌کنند.

وسواسی؛ خنّاس خودش

باید به این مطلب مهم توجّه کنیم که وسواسی، «خنّاسِ» خودش است و مشکل اصلی همین جاست. در میان شیاطین، شیطانی به نام «خنّاس» وجود دارد که کارش فریب دادن انسان به طور غیر مستقیم است؛ یعنی مستقیماً توصیه به گناه نمی‌کند. به عبارت ساده‌تر، زهر را درون کپسول می‌ریزد و آن را به عنوان دارو به خورد انسان می‌دهد. مثلاً به نام تجدّد، به خانم می‌گوید: بی‌حجابی نوعی تمدّن است و حجاب، ارتجاع و تحجّر می‌باشد. و تو باید متمدّن باشی. این روش در مورد افراد وسواسی نیز صدق می‌کند؛ یعنی به نام دین، او را از دین بیرون می‌برد.

امام صادق (ع) در روایتی می‌فرمایند:

مَا مِنْ مُؤْمِنٍ إِلَّا وَ لِقَلْبِهِ أُذُنَانِ فِی جَوْفِهِ أُذُنٌ یَنْفُثُ فِیهَا الْوَسْوَاسُ الْخَنَّاسُ وَ أُذُنٌ یَنْفُثُ فِیهَا الْمَلَکُ فَیُؤَیِّدُ اللَّهُ الْمُؤْمِنَ بِالْمَلَکِ فَذَلِکَ قَوْلُهُ: وَ أَیَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْه (5 )

هیچ مؤمنی نیست مگر آن که قلبش دارای دو گوش است: یک گوش که وسواس خنّاس در آن می‌دمد و گوش دیگر که فرشته در آن می‌دمد. پس خداوند، مؤمن را با آن فرشته یاری می‌کند و این معنای فرموده‌ی خداوند است: «و آنان را با روحی از جانب خویش یاریشان کرد.»

این خنّاس انسان را از بیرون، وسوسه می‌کند؛ مانند رفیق بد که آن هم خنّاس انسی است و انصافاً از هر شیطانی بدتر است. این مواد مخدّری که امروزه همه را بدبخت کرده است، معمولاً در اثر رفیق بد است.

خنّاس خارجی، گاهی انسی و گاهی جنّی است. امّا یک خنّاس بدتر از این خنّاس انسی و جنّی وجود دارد و آن خود انسان است که برای خودش شیطان می‌شود. یک مثالی در میان عوام مشهور است که می‌گویند: شیطان توی پوستش رفته است. این مثال مناسبی در مورد انسان وسواسی است که گویا شیطان در پوست او رفته و در وجود او جای گرفته است. خنّاس درونی به جای این که از بیرون به او بگوید: پاک نشد، خودش همان را به خود تلقین می‌کند. و این خیلی زشت است که کسی در باره‌ی دین خودش، خنّاس خود شود.

قرآن کریم در مورد این خنّاس خطاب خیلی تندی دارد. دو سوره‌ی آخر قرآن به «معوذتین» معروف است. سوره‌ی اوّل سوره‌ی فلق است که پروردگار عالم یک مرتبه به ما دستور پناه بردن به خدا داده است، اما در موارد پناه جستن از خداوند چهار مطلب خیلی مهم بیان می‌فرماید:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏ قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ مِنْ شَرِّ ما خَلَقَ وَ مِنْ شَرِّ غاسِقٍ إِذا وَقَبَ وَ مِنْ شَرِّ النَّفَّاثاتِ فِی الْعُقَدِ وَ مِنْ شَرِّ حاسِدٍ إِذا حَسَد

به نام خداوند بخشنده‌ی مهربان. بگو: «پناه مى‏برم به پروردگار سپیده‌ی صبح، از شرّ تمام آن چه آفریده است؛ و از شرّ هر موجود شرور هنگامى که شبانه وارد مى‏شود؛ و از شرّ آنها که با افسون در گره‏ها مى‏دمند و هر تصمیمى را سست مى‏کنند؛ و از شرّ هر حسودى هنگامى که حسد مى‏ورزد.

در این سوره‌ یک مرتبه به خداوند پناه می‌بریم، اما از چهار چیز خیلی مهم. امّا در سوره‌ی ناس؛ سه مرتبه به خدا از یک چیز پناه می‌بریم. خداوند می‌فرماید: سه مرتبه پناه ببر از شرّ یک چیز و آن هم چیزی جز خنّاس نیست:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏ قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ مَلِکِ النَّاسِ إِلهِ النَّاسِ مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنَّاسِ الَّذی یُوَسْوِسُ فی‏ صُدُورِ النَّاسِ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاس‏

به نام خداوند بخشنده‌ی مهربان. بگو: «پناه مى‏برم به پروردگار مردم، به مالک و حاکم مردم، به خدا و معبود مردم، از شرّ وسوسه‏گر پنهان‌کار، که در درون سینه‌ی انسان‌ها وسوسه مى‏کند، خواه از جنّ باشد یا از انسان.

گاهی آن خنّاس انسی یا جنّی، خود انسان است که وسوسه‌گر خود می‌شود و وسواسی این طور است؛ شیطان در پوستش رفته است و از راه عبادت او را بدبخت می‌کند. یک ساعت طول می‌کشد تا یک غسل انجام دهد، در آخر هم آن غسل را قابل قبول نمی‌داند و می‌گوید: نشد. این گونه رفتار او حرام است. یک غسل حداکثر باید پنج دقیقه طول بکشد. وضویی که باید در عرض نیم دقیقه یا یک دقیقه انجام شود، نیم ساعت به طول می‌انجامد. این شیوه‌ای غلط است. هیچ اسلامی، هیچ مرجع تقلیدی نگفته است که ما باید این طور وضو بگیریم.

مرحوم آیة الله مرعشی نجفی (ره) برای این که طریقه‌ی صحیح وضو گرفتن را به دیگران یاد بدهد، گاهی در جلسه وضو می‌گرفت؛ یک قمقمه‌ی آب همراه ایشان بود. آن را بر می‌داشت و یک مشت آب به صورت می‌زد، یک مشت به دست راست و یک مشت هم به دست چپ و مسح سر و پاها را انجام می‌داد و راه می‌افتاد برای نماز. مرجع تقلیدی که هشتاد سال در زمینه‌ی اسلام کار کرده، این طور وضو می‌گیرد.

مابقی بزرگان و مراجع نیز این گونه عمل می‌کردند. گاهی دو سه روز باران می‌آمد. در اینصورت، وسواسی‌ها دیگر یقین پیدا می‌کردند که همه‌ی عالم نجس شده است. استاد بزرگوار ما حضرت آیة الله العظمی بروجردی (ره) با وجود گِل‌های داخل کوی و برزن که به عبای ایشان می‌چسبید، مقیّد بودند با همان وضعیت نماز بخوانند.

یکی از اساتید بنده بسیار مرد بزرگی بود، امّا وسواسی بود. گاهی در جلساتی که با ایشان داشتم می‌فرمود: شما فقها باید یکی از این دو کار را انجام دهید: یا بگویید تمام عالم نجس است یا بگویید متنجّس چیزی را نجس نمی‌کند.

اما آیة الله بروجردی (ره) مقیّد بودند با همان گِل‌ها نماز بخوانند تا به دیگران بفهمانند در عباداتشان چگونه باشند.

همچنین حضرت امام خمینی (ره) مقیّد بودند با همان عبای گلی به مدرسه‌ی فیضیه بیایند و نماز بخوانند. بزرگان دین - مراجع و غیر مراجع- چنین سیره‌ای داشتند. روش ما هم باید روش عرف متشرّعه مانند روش اهل علم و روش مراجع تقلید باشد، وگر‌نه، باید بدانیم که شیطان در پوستمان رفته است. وسواسی باید بداند که خودش، خنّاس خودش است و این دو سوره‌ی معوذتین را باید مرتّب بخواند. به آیه‌ی مربوط به وسوسه که رسید، بگوید: خدایا، من خودم خنّاس خودم هستم، تو به من رحم کن. البته تنها دعا فایده ندارد،‌ همّت می‌خواهد. باید بی اعتنایی کند و آن چه را که خدا می‌خواهد و مراجع تقلید بیان کرده‌اند، انجام دهد، نه آن چه شیطان درونش می‌گوید.

وسواسی؛ مطرود همه

ت و همه از او متنفّرند. خدا او را دوست ندارد، پیامبر اکرم (ص) و ائمه‌ی طاهرین (ع) از او بیزارند. خانواده‌اش از او متنفّرند. مردم هم او را دوست ندارند. حتی خودش هم خودش را دوست ندارد و از خودش منزجر است.

و اگر در مذمّت وسواسی فقط همین جمله را داشتیم در زشتی عمل وسواسی کفایت می‌کرد که دست از وسواس بردارد. وسواسی اگر جز گناه اسراف هیچ گناهی نداشته باشد، چه اسراف در آب، چه اسراف در کارهایش، چه اسراف در عمرش، در گفتن این جمله که خدا او را دوست ندارد کفایت می‌کند. قرآن کریم می‌فرماید:

إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفین (6)

همانا خدا اسراف کنندگان را دوست ندارد.

البته باید وسواسی را بالاتر از مُسرف یعنی مُبذّر بدانیم. فرق بین اسراف و تبذیر آن است که انسان گاهی در مصرف نعمت‌های خداوند زیاده‌روی می‌کند. به این می‌گویند اسراف؛ مثل آن که زیاد بخورد، زیاد بپوشد، زندگی تجمّلی داشته باشد. امّا تبذیر آن است که نعمت‌های خداوند را هدر بدهد؛ مثل این که غذای خود را بریزد، لباس خود را پاره کند. هر دو حرام است، امّا قبح عمل مُبذّر بیش‌تر است. قرآن کریم در مورد مسرفین می‌فرماید:

وَ أَنَّ الْمُسْرِفینَ هُمْ أَصْحابُ النَّار (7)

و اسراف‌کاران همدمان آتشند.

امّا در مورد تبذیر می‌فرماید:

إِنَّ الْمُبَذِّرینَ کانُوا إِخْوانَ الشَّیاطین ‏(8)

تبذیر کنندگان برادران شیطان‌هایند.

نمی‌فرماید: از شیطان متابعت می‌کند، بلکه بالاتر از آن می‌فرماید: برادر شیطان است و بدبختی این جاست که وسواسی مسرف نیست، مُبذّر است. کسی که نیم ساعت برای یک غسل وقت می‌گذارد، این نیم ساعت مشغول عبادت نیست، مشغول تبذیر است. آب را هدر می‌دهد. این عمل حرام است. اگر در حمّام عمومی باشد، ضامن است. بالاتر از آن، عمرش را هدر داده است. عُمر از نظر اسلام خیلی مقدّس است. قرآن در باره‌ی کسانی که عمرشان را در دنیا هدر داده‌اند، می‌فرماید:

وَ هُمْ یَصْطَرِخُونَ فیها رَبَّنا أَخْرِجْنا نَعْمَلْ صالِحاً غَیْرَ الَّذی کُنَّا نَعْمَلُ أَوَ لَمْ نُعَمِّرْکُمْ ما یَتَذَکَّرُ فیهِ مَنْ تَذَکَّرَ وَ جاءَکُمُ النَّذیرُ فَذُوقُوا فَما لِلظَّالِمینَ مِنْ نَصیر (9)

و آنان در دوزخ فریاد بر مى‏آورند: «پروردگارا، ما را بیرون بیاور، تا غیر از آن چه مى‏کردیم، کار شایسته کنیم.» [در پاسخ به آنان گفته می‌شود:] مگر شما را آن قدر عمر دراز ندادیم که هر کس که باید در آن عبرت گیرد، عبرت مى‏گرفت؛ و آیا براى شما هشدار دهنده نیامد؟ پس بچشید که براى ستمگران یاورى نیست.

اگر برای وسواسی جز همین آیه، آیه‌ای نداشتیم، بس بود که دست از این کارش بر دارد. آن کسانی که عمرشان را به هدر دادند و از آن استفاده نکردند و به بطالت و به توجّه به وسوسه‌های نفسشان گذراندند، این‌ها در جهنّم هر چه فریاد بکشند، کسی نیست که به فریادشان برسد و خداوند این افراد را با عنوان «ظالم» مورد خطاب قرار می‌دهد.

تکرار مدام نماز، طولانی کردن وضو و غسل و وسواس به خرج دادن در طهارت و نجاست، هدر دادن عمر است و همان طور که تبذیر در نعمات الهی گناهش بسیار بزرگ است، تبذیر در عمر هم گناهش بسیار عظیم است.

عمر انسان از ارزش فوق‌العاده والائی برخوردار است. در گذشته می‌گفتند: عُمر طلاست، امّا قطعاً اشتباه است؛ زیرا ارزش عمر از دنیا و آن چه در دنیاست، بالاتر است. شناخت ارزش عمر است که مخترعین بزرگ را به جامعه تحویل داده است. اهمیّت دادن به عمر است که علّامه‌ی مجلسی‌ها را پرورش داده است.

بنابراین به جوانان عزیز اکیداً توصیه می‌کنم که از جوانی خود استفاده کنید. در روز قیامت قبل از حساب و کتاب، یک بازپرسی هست و اگر کسی در این مرحله مردود شود، به جهنّمش می‌برند و دیگر نوبت به حساب و کتاب نمی‌رسد. پیامبر اکرم(ص) موضوع این بازپرسی را این گونه بیان می‌فرماید:

لَا تَزُولُ قَدَمَا عَبْدٍ یَوْمَ الْقِیَامَةِ حَتَّى یُسْأَلَ عَنْ أَرْبَعٍ عَنْ عُمُرِهِ فِیمَا أَفْنَاهُ وَ شَبَابِهِ فِیمَا أَبْلَاه وَ عَنْ مَالِهِ مِنْ أَیْنَ کَسَبَهُ وَ فِیمَا أَنْفَقَهُ وَ عَنْ حُبِّنَا أَهْلَ الْبَیْتِ (10)‏

در روز قیامت، بنده قدم از قدم بر نمی‌دارد تا آن که از او در مورد چهار چیز سؤال شود: از عمرش که در چه راهی آن را به پایان برده، از جوانی‌اش که آن را صرف چه کرده، از مالش که آن را از کجا آورده و در کجا مصرف کرده و از دوستی ما اهل بیت.

از جوان سؤال می‌کنند: با این جوانی که می‌توانستی برای آباد کردن دنیا مصرف کنی، چه کردی؟ از پیرمرد می‌پرسند: هفتاد سال عمرت چه شد؟ خوردن، رفتن به بازار، رفتن به اداره، برگشتن، تماشای تلویزیون، خوابیدن و دوباره تکرار همین اعمال در روز بعد؟ در حالی که انسان می‌تواند به آن جا برسد که ملائکه بر او نازل شوند.

إِنَّ الَّذینَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلائِکَة (11)

به یقین کسانى که گفتند: «پروردگار ما خداوند یگانه است» سپس استقامت کردند، فرشتگان بر آنان نازل مى‏شوند.

خانم مسلمان باید به آن جا برسد که مانند بانو مجتهده امین، تسبیح گُل و گیاه را بشنود. مرد مسلمان باید خود را به آن جا برساند که مانند مرحوم آخوند کاشی، در و دیوار و درخت همراه با او «لا اله الا الله» بگوید. این‌ها را شوخی نگیرید؛ ریشه‌ی قرآنی دارد. قرآن کریم خطاب به کوه‌ها و پرندگان می‌فرماید:

یا جِبالُ أَوِّبی‏ مَعَهُ وَ الطَّیْر (12)

اى کوه‏ها و اى پرندگان! با داوود هم‏آواز شوید و همراه او تسبیح خدا گویید.

وسواسی؛ قاتل خود و دیگران

وسواسی باید به این نکته نیز توجه داشته باشد، که وسواس یعنی خودکشی و آدم کشی. به راستی اگر کسی وسوسه‌ی فکری پیدا کند، تا سر حدّ جنون پیش می‌رود. اگر کسی وسوسه‌ی عملی در عباداتش، در طهارتش یا در نجاستش پیدا کند، دیگر طعم زندگی را نمی‌چشد، مرگ تدریجی برای او حاصل می‌شود و دنیا و آخرتش را از بین می‌برد. علاوه بر این، زندگی اطرافیانش را هم با مرگ یکسان می‌کند. و به تعبیر قرآن، اگر کسی دیگری را بکشد، مثل آن است که جهانی را کشته باشد:

مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِی الْأَرْضِ فَکَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمیعا (13)

هر کس کسى را جز به قصاص قتل، یا به کیفر فسادى در زمین بکشد، چنان است که گویى همه‌ی مردم را کشته باشد.

شاید شما نیز شاهد بوده‌اید؛ بعضی اوقات وسواسی نه دنیا دارد، نه آخرت، نه خود زندگی دارد، نه برای کسی دیگر خوشی باقی می‌گذارد. در ظاهر زنده است، امّا در واقع مرده‌ی متحرّک است. مسبّب آن هم جز خودش کسی نیست. همانطور که خودکشی مثل آدم کشی عاقبتش جهنّم است، وسواسی هم اگر دست از رویه‌اش بر ندارد، عاقبتش همین است. وسواسی نباید از کنار این آیات به سادگی عبور کند.

ببینید شیطان از راه عبادت انسان را به کجا می‌کشاند. خدا نکند انسان آلت دست شیطان شود. گاهی او را به بی عفّتی و بی غیرتی می‌کشاند و گاهی به وسواس. گاهی از راه گناه و گاهی از راه عبادت انسان را فریب می‌دهد. هر دو کار شیطان است و عاقبت هر دو هم جز جهنّم نیست.

وسواس؛ نوعی سفاهت

در روایتی از عبد الله بن سنان آمده است که می‌گوید: نزد امام صادق (ع) در مورد مردی که در وضو و نمازش دچار وسواس بود، صحبت کردم و گفتم: با این حال، مرد عاقلی است.

امام (ره) فرمودند: این چه عقلی است که با وجود آن، از شیطان پیروی می‌کند؟

پرسیدم: چگونه فرمان شیطان می‌برد؟

امام (ره) فرمودند: از او بپرس وسوسه‏اى که به او دست می‌دهد، از چیست؟ قطعاً به تو خواهد گفت: از عمل شیطان است (14).

اصلاً نزد خدا و پیامبر (ص) وسواسی عاقل نیست، بلکه سفیه است. و حقیقتاً هم چنین است. به راستی، شیطان روی عقل او اثر می‌گذارد. اگر خودش از اعمال خودش فیلم‌برداری کند، می‌فهمد چه کرده است. می‌فهمد که این عمل او، آن چیزی نیست که اسلام از او خواسته است. قرآن کریم می‌فرماید:

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تُقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیِ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ سَمیعٌ عَلیم (‏15)

اى کسانى که ایمان آورده‏اید، در برابر خدا و پیامبرش در هیچ کارى‏ پیشى مجویید و از خدا پروا بدارید که خدا شنواى داناست.

ای مسلمان، دیگر کاسه‌ی داغ‌تر از آش نشو. در اعمالت ببین خدا و پیامبر(ص) چه گفته‌اند. در عزاداری ببین مرجع تقلید چه می‌گوید، طبق آن عمل کن. در طهارت و نجاست ببین رساله چه می‌گوید، همان طور عمل کن. در نماز، در روزه، در خمس و در زکات ببین مرجع تقلید چه می‌گوید، بر اساس آن عمل کن. وسواسی‌گری یعنی ـ نعوذ بالله ـ‌ من بهتر از پیامبر (ص) می‌دانم. وسواسی یعنی من بهتر از مراجع تقلید، احکام فقهی را می‌شناسم. معلوم است که غلط است. همین امر باعث شده است که امروزه در برخی از مراسم های مربوط به ایام ولادت یا شهادت حضرات معصومین (ع) با آن همه ارز ش و معنویتی که دارد- اعمال خلاف شأن و غیر متعارفی انجام شود که مورد تائید نبوده و مرضیّ آن ذوات مقدّس نیز نمی‌باشد.

قرآن می‌فرماید: همه‌ی این‌ها غلط است. به وسواسی می‌گوید: ببین خدا و پیامبر(ص) چه می فرمایند. و راه فهمیدن حکم اسلام نیز مراجعه به مراجع تقلید است. مراجع تقلید هم در رساله ها نوشته اند: اگر کسی سه مرتبه شک کرد، در مرتبه‌ی چهارم دیگر به آن اعتنا نکند؛ بنا را بر همان قرار دهد که به نفع اوست. همچنین آنان فتوا داده اند که شکّ و ظنّ و قطع و یقین وسواسی اعتبار ندارد و باید به طور متعارف عمل کند، یعنی مانند بقیه مردم باشد. غیر از این دیگر سفاهت است. قرآن می‌فرماید: مقام حضرت ابراهیم (ع) خیلی بالاست؛ چون صد در صد در مقابل خداوند تسلیم بود:

وَ مَنْ یَرْغَبُ عَنْ مِلَّةِ إِبْراهیمَ إِلاَّ مَنْ سَفِهَ نَفْسَه وَ لَقَدِ اصْطَفَیْناهُ فِی الدُّنْیا وَ إِنَّهُ فِی الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحین ‏إِذْ قالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ قالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعالَمین (‏16)

و چه کسى جز سفیه،از آیین ابراهیم روى بر مى‏تابد؟ و ما او را در این دنیا برگزیدیم؛ و البته در آخرت نیز از شایستگان خواهد بود. هنگامى که پروردگارش به او فرمود: «تسلیم شو»، گفت: «به پروردگار جهانیان تسلیم شدم.»

این دو آیه‌ی شریفه به ما می‌فرماید: باید در مقابل خداوند متعال تسلیم باشیم وگرنه سفیه هستیم. با اعمال من درآوری که نمی‌توان راه پیش برد. ‏

عبد اللَّه بن سنان از امام صادق (ع)روایت می‌کند که فرمودند: به زودى شبهه‏اى به شما مى‏رسد و در آن بدون نشانه‌ای آشکار و امام هدایت می‌مانید و کسى از آن شبهه نجات نمى‏یابد مگر آن که دعاى غریق را بخواند.

گفتم: دعاى غریق چگونه است؟

فرمودند: مى‏گویى:

«یا اللَّه یا رحمان یا رحیم یا مقلّب القلوب ثبّت قلبی على دینک».

من هم گفتم: «یا اللَّه یا رحمان یا رحیم یا مقلّب القلوب و الأبصار ثبّت قلبی على دینک»

امام (ره) فرمودند: خداى تعالى مقلّب القلوب و الأبصار است و لیکن همچنان که من گفتم بگو: «یا مقلّب القلوب ثبّت قلبی على دینک (17)».

امام (ره) حتی اجازه نداده‌اند یک کلمه از خودمان به فرمایش آنان اضافه کنیم، هر چند آن کلمه معنای جمله را هم خراب نمی‌کند. در اعمال هم باید این گونه از آن بزرگواران تبعیّت کنیم. مراجع تقلید با استناد به روایات حضرات معصومین (ع) می‌گویند: اگر چیزی نجس شد، پس از رفع عین نجاست، اگر یک مرتبه آن را زیر آب بگیرید، پاک می‌شود. حال، اگر کسی چندین مرتبه این کار را تکرار کند و باز هم بگوید: نشد، این انحراف از مسیری است که معصومین (ع) به ما آموخته‌اند. و حیف است کسی به خاطر عبادت به جهنّم برود. حداقل کسی که به دلیل عیش و نوش و کارهای زشت و اختلاط زن و مرد و امثال این‌ها به جهنّم می‌رود، لذّتی در این دنیا برده است، امّا وسواسی نه از دنیایش لذّتی می‌بیند و نه از آخرتش. در دنیا هم خود و هم دیگران را به زحمت می‌اندازد، در آخرت هم که مستحقّ عذاب الهی است. بنابراین وسواسی‌ها باید همیشه این آیه‌ی شریفه مدّ نظرشان باشد که می‌فرماید:

اى کسانى که ایمان آورده‏اید، در برابر خدا و پیامبرش در هیچ کارى‏ پیشى مجویید و از خدا پروا بدارید که خدا شنواى داناست.18

 

درمان وسواس(شامل هفت دستورالعمل)

این سؤال همواره در مبحث وسواس مطرح می‌شود که وسواسی چه باید بکند که دردش درمان شود؟ هر چند بیماری وسواس، بیماری سختی است و روان‌ پزشکان معالجه‌ی را آن مشکل می‌دانند، امّا اگر وسواسی به توصیه‌هایی که ذیلاً بیان می‌شود کاملاً و صد در صد عمل کند، حتماً نجات خواهد یافت و بهبودی و سلامتی او با یک برنامه‌ی چند ماهه قابل تضمین است و ریشه‌ی این درد به طور کلی نابود خواهد شد. شرط اساسی در این معالجه حرف شنوی و تبعیّت بیمار وسواسی است. یکی از لوازم این درد همین است که شخص وسواسی لجوج و یک‌ دنده می‌شود. و چنانچه دست از لجبازی بردارد، مطمئن باشد که بیماری او قابل درمان است.

مواردی که در درمان وسواس توصیه می‌شود به شرح ذیل است:

1. دعا و توسّل

اوّلین سفارش برای درمان این بیماری، دعا، توسّل و رابطه با خدا، برای رفع این صفت رذیله است. پروردگار عالم در قرآن می‌فرماید: من معلّم اخلاق هستم. هیچ کس نمی‌تواند خودسازی کند، مگر آن که رحمت من شامل حال او شود تا موفّق شود و ریشه‌ی صفات رذیله را در وجود خود نابود کند.

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ وَ مَنْ یَتَّبِعْ خُطُواتِ الشَّیْطانِ فَإِنَّهُ یَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَرِ وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَتُهُ ما زَکَى‏ مِنْکُمْ مِنْ أَحَدٍ أَبَداً وَ لکِنَّ اللَّهَ یُزَکِّی مَنْ یَشاءُ وَ اللَّهُ سَمیعٌ عَلیمٌ (‏19)

اى کسانى که ایمان آورده‏اید، پاى از پى گام‌هاى شیطان منهید، و هر کس پاى بر جاى گام‌هاى شیطان نهد، بداند که او به زشت‌کارى و ناپسند وا مى‏دارد، و اگر فضل خدا و رحمتش بر شما نبود، هرگز هیچ کس از شما پاک نمى‏شد، ولى این‏ خداست که هر کس را بخواهد پاک مى‏گرداند و خداست که شنواىِ داناست.

به فرموده‌ی قرآن، اگر فضل و رحمت خدا نباشد، هیچ کس نمی‌تواند درخت رذالت را از دل خود برکند و درخت فضیلت را به جای آن غرس و بارور کند. از نظر این آیه‌ی شریفه، وسواسی باید با رابطه با خدا، با دعا و راز و نیاز، از خدا بخواهد که این دردش را معالجه کند.

امام صادق (ع) فرمودند:

لَا یَتَمَکَّنُ الشَّیْطَانُ بِالْوَسْوَسَةِ مِنَ الْعَبْدِ إِلَّا وَ قَدْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ وَ اسْتَهَانَ وَ سَکَنَ إِلَى نَهْیِهِ وَ نَسِیَ اطِّلَاعَهُ عَلَى سِرِّه (20)

شیطان موفّق به وسوسه‌ی بنده‌ای نمی‌شود مگر آن گاه که از یاد خدا روی بگرداند و آن را سبک بشمارد و در جایگاه نافرمانی خدا قرار گیرد و فراموش کند که خدا بر پنهان او آگاه است.

و همه خصوصاً وسواسی‌ها توجّه داشته باشند که از نظر قرآن، دعا منهای توسّل به جایی نمی‌رسد. قرآن در این باره می‌فرماید:

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسیلَةَ وَ جاهِدُوا فی‏ سَبیلِهِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُون (21)‏

اى کسانى که ایمان آورده‏اید، از مخالفت فرمان خدا بپرهیزید و وسیله‏اى براى تقرب به او بجویید و در راه او جهاد کنید، باشد که رستگار شوید.

پیامبر اکرم (ص) فرمودند:

الْأَئِمَّةُ مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ مَنْ أَطَاعَهُمْ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ وَ مَنْ عَصَاهُمْ فَقَدْ عَصَى اللَّهَ هُمُ الْعُرْوَةُ الْوُثْقَى وَ هُمُ الْوَسِیلَةُ إِلَى اللَّهِ عَزَّوَجَل (22)

ائمه (ع) از فرزندان حسین (ع)‌ می‌باشند. هر کس آنها را اطاعت کند، خدا را اطاعت کرده است و هر کس آنها را نافرمانى کند، نافرمانى خدا را کرده است. آنان حلقه و دستگیره‌ی محکم و وسیله برای تقرّب به درگاه الهى هستند.

حتّی پیامبر اکرم (ص) هم بدون وسیله در خانه‌ی خدا نمی‌رفتند. در روایتی از امیرالمؤمنین (ع) آمده است:

سَأَلْتُهُ مَرَةً أنْ یَدْعُوَ لِی بِالْمَغْفِرَةِ، فَقَالَ: أفْعَلُ، ثُمَّ قَامَ فَصَلّى، فَلَمَّا رَفَعَ یَدَهُ لِلدُّعاءِ اسْتَمَعْتُ عَلَیْهِ فَإذَا هُوَ قَائِلٌ: اللّهُمَّ بِحَقِّ عَلِیٍ عِنْدَکَ اغْفِرْ لِعَلِیٍ، فَقُلْتُ: یَا رَسُولَ اللهِ، مَا هذَا؟ فَقَالَ: أ وَاحِدٌ أکْرَمُ مِنْکَ عَلَیْهِ فَأسْتَشْفِعُ بِهِ إلَیْهِ؟ (23)‏

یکبار از پیامبر (ص) خواستم تا برایم طلب مغفرت کند. پذیرفت و سپس به نماز ایستاد. وقتی دستش را برای دعا بالا برد، گوش فرا دادم؛ می‌گفت: خداوندا، به حق علی نزد خودت، او را بیامرز. گفتم: این چگونه دعایی بود؟ فرمود: آیا کسی گرامی‌تر از تو نزد خداوند هست که به واسطه‌ی او طلب شفاعت کنم؟

وقتی پیامبر اکرم (ص) با توسّل به در خانه‌ی خدا می‌روند، ما نیز باید از ایشان الگو بگیریم. هر کسی صفت رذیله‌ای دارد و از خدا رفع آن را می‌خواهد، هر کسی گناه‌کار است و از خدا آمرزش گناهانش را می‌خواهد، باید با وسیله یعنی با چهارده‌معصوم (ع) به در خانه‌ی خدا برود. وسواسی هم از این امر مستثنا نیست. باید از عمق جان با توسل به اهل بیت (ع) ، خدا خدا کند تا پروردگار عالم به فریادش برسد.

2. کمک گرفتن از نماز

مطلب دیگری که از قرآن استفاده می‌کنیم، این است که از نماز اوّل وقت باید کمک گرفت. این آیه‌ی شریفه در قرآن دو بار تکرار شده:

اسْتَعینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاة (24)

از صبر و نماز یارى بجویید.

یعنی هم از صبر و استقامت و فعالیّت خودتان کمک بگیرید، هم از ایجاد رابطه با پروردگار عالم تا به نتیجه برسید. لذاست که وقتی سختی‌ای برای خاندان پیامبر(ص) پیش می‌آمد، آنان را به نماز امر می‌کردند (25).

و همین جا به همه، مخصوصاً جوانان سفارش می‌شود که اگر در کارهایتان به مشکلی بر خوردید، به نماز اوّل وقت متوسّل شوید. حتماً در مسجد، با جماعت، با تعقیبات و با حضور قلب بخوانید که فوق العاده مؤثّر است. اگر حضور قلب به معنای واقعی هم برایتان ممکن نیست، لا اقل در ظاهر نماز با ادب باشید. این دیگر حداقل چیزی است که باید باشد. اگر می‌خواهید در زندگی دنیایتان به فریادتان برسند، اگر می‌خواهید دم مرگ تنهایتان نگذارند، اگر می‌خواهید شب اوّل قبر ملائکه‌ی رحمت در کنارتان باشند، به نماز اهمیّت بدهید. گر چه بحث الآن ما در مورد وسواسی است، امّا همه‌ی ما باید توجّه داشته باشیم که در وجودمان صفات رذیله داریم. چه کسی می‌تواند بگوید: من حسود نیستم؟ چه کسی می‌تواند بگوید: من پول پرست و ریاست طلب نیستم؟ چه کسی می‌تواند بگوید: من بخیل نیستم؟ چه کسی می‌تواند بگوید: من خود خواه و خود محور نیستم؟ ریشه کن کردن این صفات رذیله‌ی کمر شکن، این صفات رذیله‌ای که دنیا و آخرت انسان را نابود می‌کند، بسیار مشکل است، امّا مقابله با این رذایل بوسیله دعا و راز و نیاز با خدا، با توسّل و با نماز اوّل وقت میسّر است.

3. تقوا و اجتناب از گناه

مطلب سوم تقوا و اجتناب از گناه است. اجتناب از گناه انسان را به مقامات والایی می‌رساند. علمای علم اخلاق می‌گویند: اگر کسی بخواهد صفت رذیله‌ای را رفع کند، قبل از تخلیه و تحلیه باید تقوا داشته باشد. مراحل خودسازی را این طور می‌شمارند: یقظه، توبه، تقوا، تخلیه و تحلیه و پس از آن تجلیه است که منجر به فناء یا لقای پروردگار می‌شود.

4. بی اعتنایی

مطلب دیگری که دوش به دوش همین مطالب است و اهمیت فوق‌العاه‌ای دارد و بدون آن، دعا و توسّل و سایر راهکارها فایده‌ای ندارد، تلاش و فعالیّت خود وسواسی است. و کاری هم که باید در این جهت انجام دهد، مبارزه‌ی منفی، یعنی بی اعتنایی است؛ بی‌اعتنایی نمودن به آن چه تخیّلش می‌گوید، بی اعتنایی به آن چه شیطان درون و شیطان برونش از او می خواهد. این بی‌اعتنایی وسوسه را از بین می‌برد. اگر در طهارت و نجاست دچار وسواس است، باید نسبت به این موضوع بی اعتنا شود. مثلاً اگر دست او نجس شد، همین مقدار که زیر آب برد یا زیر شیر گرفت، آن را پاک بداند و شستشو را ادامه ندهد.

امام باقر (ع) در این باره می‌فرمایند:

إِذَا کَثُرَ عَلَیْکَ السَّهْوُ فَامْضِ فِی صَلَاتِکَ فَإِنَّهُ یُوشِکُ أَنْ یَدَعَکَ إِنَّمَا هُوَ مِنَ الشَّیْطَان (26)

هنگامی که شکِّ تو در نماز زیاد شد، به نمازت ادامه بده و به شکت اعتنا مکن؛ زیرا با این کار امید است که شک از تو دست بر دارد. همانا شک از جانب شیطان است.

و در روایت دیگری، امام معصوم (ع) می‌فرمایند:

لَا تُعَوِّدُوا الْخَبِیثَ مِنْ أَنْفُسِکُمْ بِنَقْضِ الصَّلَاةِ فَتُطْمِعُوهُ فَإِنَّ الشَّیْطَانَ خَبِیثٌ یَعْتَادُ لِمَا عُوِّدَ فَلْیَمْضِ أَحَدُکُمْ فِی الْوَهْمِ وَ لَا یُکْثِرَنَّ نَقْضَ الصَّلَاةِ فَإِنَّهُ إِذَا فَعَلَ ذَلِکَ مَرَّاتٍ لَمْ یَعُدْ إِلَیْهِ الشَّک‏ .... إِنَّمَا یُرِیدُ الْخَبِیثُ أَنْ یُطَاعَ فَإِذَا عُصِیَ لَمْ یَعُدْ إِلَى أَحَدِکُمْ (27)

شیطان خبیث را به شکستن نمازتان عادت ندهید، چون او را بر این کار حریص می‌کنید، همانا شیطان خبیث به آن چه تکرار شود، معتاد می‌گردد. پس هر یک از شما به شکّش اعتنا نکند و نماز را زیاد نشکند. پس اگر کسی چندین مرتبه این گونه عمل کند، دیگر شک به سوی او باز نمی‌گردد. همانا شیطان خبیث، مایل است که از او اطاعت شود، پس اگر از امر او سرپیچی شود، به سوی هیچ یک از شما باز نمی‌گردد.

و همین جا لازم است به کسانی که دچار این درد هستند، تذکر داده شود که اگر به وسواس خود بی اعتنایی نکنید، به مشکلات بدتر مبتلا می‌شوید. روزی یک مادر گریه‌کنان همراه دخترش به نزد من آمدند، آن مادر می‌گفت: این دختر وقتی دستشویی می‌رود، حداقل چهار ساعت طول می‌کشد! ما باید با کتک او را بیرون بیاوریم. وقتی هم می‌خواهد نماز بخواند، سه چهار ساعت طول می‌کشد و در آخر هم نمی‌تواند نماز بخواند! خدا نکند کسی به این جا برسد.

حال این دختر خانم چه باید بکند؟ خیلی آسان است؛ وقتی کارش در دستشویی تمام شد، خود را در مدت یک دقیقه بشوید و از دستشویی خارج شود. اگر هم می‌گوید نجس است، باید بداند که این شیطان درون اوست که می‌گوید پاک نشد.

کسانی هم که در غسل کردن وسواسی هستند، باید همین طور عمل کنند. وسواسی اگر غسلش بیش از پنج دقیقه طول کشید، گناه کرده است؛ گناهش هم خیلی بزرگ است. معنا ندارد چند ساعت برای یک غسل پنج دقیقه‌ای معطّل شود. باور کنید غسل ائمه‌ی اطهار (ع) ، غسل مراجع تقلید بیش از این طول نمی‌کشد

هیچ وقت فراموش نمی‌کنم استاد بزرگوار ما، مرحوم آیة الله العظمی محقّق داماد(ره) نقل می‌کردند: یکی از روحانیون سر حوض مدرسه‌ی فیضیه با خودش کلنجار می‌رفت؛ یعنی یک مقدار وضویش را طول می‌داد. مؤسّس بزرگ حوزه‌‌ی علمیه‌ی‌ قم، مرحوم آیت‌الله‌العظمی حاج شیخ عبد الکریم حائری (ره) این صحنه را دیدند. جمله‌ای در گوشش گفتند و رفتند.

آیة الله داماد (ره) می‌گفتند: این فرد دیگر تا عمر داشت، برای وضو گرفتن سر حوض مدرسه دیده نشد. بعداً از او پرسیدم: حاج شیخ چه گفت؟

گفت: مرحوم حاج شیخ عبدالکریم گفت: اگر مردم این وضو را از تو یاد بگیرند و خیال کنند وضوی اسلام این است، در روز قیامت چه جوابی داری؟

و چنانکه نقل کرده‌اند خود مرحوم آیت الله العظمی حائری وقتی برای وضو گرفتن سر حوض می‌آمدند، یک مشت آب به صورت می‌زدند، یک مشت آب به دست راست و یک مشت آب به دست چپ و مسح سر و پاها را می‌کشیدند و می‌رفتند زیر کتابخانه‌ی مدرسه‌ی فیضیه و نماز می‌خواندند؛ یعنی وضوی ایشان یک دقیقه بیشتر طول نمی‌کشید. این وضوی یک مرجع تقلید است. وضویی که اسلام از ما خواسته، غیر از این نیست.

در طهارت و نجاست هم همین است. به صرف احتمال طهارت، از ما خواسته‌اند که بنا را بر طهارت قرار دهیم. حتّی اگر کسی با نگاه کردن به لباسش می‌فهمد نجس است یا پاک، فرموده‌اند: اگر می‌خواهی رفع شکّ کنی، بکن، امّا حکم اسلام این است که چنین کاری لازم نیست.

معمولاً وقتی برف یا باران بیاید برای وسواسی‌ها و حتّی انسان‌های متعارف، راه رفتن در کوچه‌ها سخت است. وسواسی‌ها که نجس می‌دانند، برای انسان‌های متعارف هم سخت است که با ترشّحات باران و گل‌ها نماز بخوانند، امّا مراجع تقلید همیشه مقیّد بودنده‌اند که به مردم نشان بدهند با همین گل‌ها هم نماز صحیح است. حضرت آیت الله العظمی بروجردی(ره) مقیّد بودند به طلاب بنمایانند که با این گل کوچه‌ها می‌توان نماز خواند و نماز می‌خواندند. مراجع بزرگ در مدرسه‌ی فیضیه با همین گل ها نماز می‌خواندند. خود من حضرت امام خمینی (ره) را دیدم که مقیّد بودند با همین گل‌ها و ترشّحات، نماز بخوانند. حتی برای من نقل کردند که روزی عمّامه‌ی مرحوم مؤسّس حوزه‌ی علمیه‌ی قم، حضرت آیت الله العظمی حائری! در صحن حمّام عمومی افتاد و ایشان عمّامه را برداشتند و بر سر گذاشتند.

وسواسی هم باید همین طور باشد، باید بی اعتنایی کند. اگر مدّتی این طور عمل کند، مطمئن باشد که دردش درمان خواهد شد.

همه‌ی شما می دانید، فقها در رساله‌ها نوشته‌اند که شکِّ کثیر الشّک اعتبار ندارد؛ یعنی اگر شما یک مرتبه یا دو مرتبه در نماز مغرب بین یک و دو شکّ کردید، نمازتان باطل است. اما اگر باز این شکّ شما تکرار شد و به بار سوم رسید، دیگر به آن اعتنا نکنید؛ معنایش این است که باید بنا را بر آن چه به نفع شماست بگذارید. مثلاً اگر در نماز مغرب بین دو و سه شکّ کردید، بنا را بر سه بگذارید و نماز را تمام کنید. این مسأله اختلافی هم نیست؛ همه‌ی فقها این طور می‌گویند. حتّی فقها می‌فرمایند: وقتی به این حالت رسید، دیگر شک در نماز دو رکعتی و چهار رکعتی فرقی ندارد، هر شکّی که باشد، چه از نظر فقهی صحیح باشد یا فاسد، نباید اعتنا کند. و این بیان فقها از روایات اهل بیت (ع) گرفته شده است (28).

این سخن اهل بیت (ع) ، در طهارت و نجاست هم می‌آید. یعنی همین طور که شکّ کثیر الشّک در نماز اعتبار ندارد، شکّ کثیر الشّک در وضو و غسل و طهارت و نجاست هم اعتبار ندارد. حتّی فقها گفته‌اند: قطع وسواسی حجّت نیست، چه رسد به ظنّ یا شکّ او. این جمله‌ی «لا اعتبار بعلم الوسواسی فی الطهارة و النجاسة (29)» در عروةالوثقی آمده است و بسیاری از مراجع هم آن را تأیید کرده‌اند. زیرا یقین وسواسی، یقین نیست؛ تخیّل و توهّم است. یعنی اگر وسواسی یقین به نجاست هم داشت، یقینش حجّت نیست، چه رسد به ظنّ و شکّ او. باید ببیند عرف مردم چطور عمل می‌کنند؛ او هم همان طور عمل کند. زیرا ائمه‌ی طاهرین (ع) فرمودند: شکّ کثیر‌الشّک اعتبار ندارد. بعد هم تعیین مصداق کرده‌اند که با سه بار شکّ پشت سر هم، کثرت شکّ تحقّق می‌یابد (30). آن بزرگواران می‌خواهند با بی اعتنایی، این حالت خطرناک درمان شود. در سایر شک‌ها هم همین طور است. اسلام این بی اعتنایی را می‌خواهد. باید در هر چه وسوسه دارد، حق الله باشد یا حق النّاس، کارهای عادی باشد یا کارهای عبادی، همین رویه را در پیش بگیرد. راه ایستادگی در مقابل این حالت خطرناک، مبارزه‌ی منفی است.

استاد بزرگوار ما مرحوم آیت الله العظمی بروجردی (ره) می‌فرمودند: من در اصفهان نزد مرحوم آیت الله العظمی میرزا ابوالمعالی کلباسی(ره) در مسجد حکیم درس می‌خواندم. به ایشان گفته بودند که من به وقت نماز، دیر یقین پیدا می‌کنم و ایشان متوجّه شدند که من در معرض آن هستم که در این مورد وسواسی شوم. بنایراین یک روز ظهر در مسجد حکیم بعد از اتمام درس، به من ‌گفتند: آقا حسین، اذان می‌گویند، برخیز و نماز بخوان.

آقای بروجردی (ره) می‌فرمودند: من یک مقدار صبر کردم و حرف ایشان را نشنیده گرفتم. دوباره فرمودند: آقا حسین، پا شو و بگو چهار رکعت نماز باطل به جا می‌آورم، قربة الی‌الله.

چقدر حرف خوبی است! وسواسی باید چنین باشد. اگر وسوسه در وقت دارد، وقتی مؤذّن می‌گوید: الله اکبر، نماز را شروع کند. اگر وسوسه در نجاست دارد، همان وقتی که دستش را زیر آب برد یا زیر شیر آب گرفت، دیگر کنار برود. اگر شک دارد یا حتّی ظنّ یا یقین دارد که هنوز نجس است، بگوید پاک است. در عرض پنج دقیقه غسل کند؛ اگر یقین پیدا نکرد، بگوید: می‌خواهم جنب باشم، می‌خواهم نجس باشم و با همان حال از حمّام بیرون بیاید، توجّه نکند و مشغول نماز شود. و خلاصه، هر کاری که مردم می‌کنند، او هم بکند. مطمئن باشد، یک ماه طول نمی‌کشد که این درد، درمان می‌شود.

روایتی از امیرالمؤمنین (ع) است که استاد بزرگوار ما آیة الله العظمی بروجردی (ره) در بحث‌های فقهی بارها این روایت را می‌خواندند که امیرالمؤمنین (ع) فرمودند:

مَا أُبَالِی أَ بَوْلٌ أَصَابَنِی أَوْ مَاءٌ إِذَا لَمْ أَعْلَم (31)

باکی ندارم از این که به من بول باشد یا آب، وقتی که نمی‌دانم.

همین مقدار که نمی‌دانم پاک است یا نجس، یعنی برای من پاک است، هر چند در واقع نجس باشد. این قاعده‌ی «طهارت» بسیاری از امور را برای ما راحت کرده است. و همین طور قاعده‌ی «حل» که وقتی نمی‌دانیم فلان چیز حلال است یا حرام، بنا را بر حلال بودن آن بگذاریم. اسلام این قواعد را به این دلیل وضع کرده است که ما وسواسی نشویم.

یکی از بدبختی‌هایی که وسواسی دارد، این است که همه را جز خودش نجس می‌داند؛ معلوم است که این کار شیطان است. اگر قدری دقیق‌تر نگاه کنیم، معنایش این است که همه جز خودش را جهنّمی می‌داند؛ اتّفاقاً اگر دست از این کار زشتش بر ندارد خودش زودتر از دیگران به جهنّم می‌رود. خلاصه همه‌ی فقها می‌گویند: شکّاک و وسواسی باید با بی اعتنایی دست از کارهایش بردارد.

شخصی به خدمت امام صادق (ع) آمد و در مورد خوردن پنیر سؤال کرد.

حضرت فهمیدند که این شخص وسواسی است. پولی به غلامشان دادند و فرمودند: برو پنیر بخر و بیاور. غلام هم پنیر را آورد و حضرت از آن خوردند.

دوباره آن شخص در مورد پنیر سؤال کرد.

امام صادق (ع) فرمودند: مگر ندیدی آن را خوردم؟

گفت: دیدم امّا دوست دارم از خودتان بشنوم!

حضرت فرمودند: در مورد پنیر و غیر آن به تو می‌گویم که هر چه که در آن حلال و حرامی بود، بر تو حلال است تا آن که مورد حرام را به طور مشخص بشناسی، در آن صورت بر تو حرام است و ترکش واجب (32).

در روایت دیگری، راوی از امام صادق (ع) می‌پرسد: دماغم خون افتاده و نمی‌دانم به لباس‌هایم ریخته است یا نه.

حضرت فرمودند: قبلاً به طهارت لباست یقین داشتی و حال شک داری که نجس شده یا نه؛ پس یقینت را با شک نقض نکن.

باز می‌پرسد: یابن رسول الله، آیا لازم است تفحّص کنم و ببینم لباسم نجس شده یا نه؟

امام (ره) فرمودند: لازم نیست نگاه کنی (33).

وقتی دین تا این حد ساده گرفته است و احتمال طهارت را کافی می‌داند، دیگر وسواس چه معنا دارد؟ حتّی اگر کسی با تفحّص یقین به نجاست پیدا کند، باز هم لازم نیست خود را به دردسر بیاندازد.

وقتی خود اسلام اجازه داده، دیگر کاسه‌ی داغ‌تر از آش شدن معنا ندارد. اسلام سخت‌گیری در این مسائل را جایز نمی‌داند. اسلام دین سهل و آسان گیر است (34) و اگر ما به عنوان وسواس بر خودمان سخت‌ بگیریم، این مقدّم دانستن خود بر خدا و پیامبر(ص) و ائمه‌ی طاهرین ( و مراجع تقلید است. اسلام قاعده‌ی طهارت دارد. اسلام می‌گوید: من می‌خواهم ساده بگیرم، نمی‌خواهم تو در مشقّت بیافتی. تو مراعات کن حرام واقعی نخوری، دیگر شبهه‌ناک خوردن اشکالی ندارد. با «بسم الله الرّحمن الرّحیم» شبهه‌اش را رفع کن. و حقیقتاً اگر نداند نجس است یا پاک، نداند حرام است یا حلال، با گفتن «بسم الله الرّحمن الرّحیم» می‌تواند شبهه‌اش را برطرف کند.

در مورد سایر صفات رذیله هم همین طور است. انسان حسود وقتی حسادتش شعله‌ور می‌شود، چه می‌کند؟ غیبت می‌کند، زخم زبان می‌زند و بالاخره عکس‌العمل نشان می‌دهد. حال، اگر عکس‌العمل نشان ندهد و با این حسادت مبارزه‌ی منفی کند، به جای غیبت از او تعریف و تمجید کند، به جای زخم زبان زدن در مقابلش تواضع کند، کم کم این مبارزه‌ی منفی حسد را کم‌رنگ می‌کند و در نهایت آن را از بین می‌برد.

وسواس هم مثل حسادت است. ریشه‌کن کردن آن مشکل است، امّا اگر به این توصیه‌ها، خوب عمل کند، کار آسان می‌شود و مهم‌تر از همه همین بی اعتنایی است.

5. انتخاب الگو

نکته‌ی دیگری که باید وسواسی مراعات کند، انتخاب الگو است، البته الگویی که خود دچار این مشکل نباشد. مثلاً اگر زن وسواسی است، الگوی او شوهرش باشد. اگر شوهر گفت: پاک است، بگوید: پاک است و اگر او گفت: نجس است، بگوید: نجس است. اگر دختر وسواسی است، مادرش را الگوی خود قرار دهد و هر چه این الگو گفت، تسلیم باشد.

عرف مردم را الگوی خود قرار دهد. وسواسی باید مثل متعارف مردم باشد. هر کاری که آنان می‌کنند، او هم بکند. اگر کار وسواسی را یک مقدار ریشه‌یابی کنیم، به این جا می‌رسیم که از نظر وسواسی همه جز خودش نجس هستند، نماز همه جز نماز او باطل است، همه به جز او به جهنّم می‌روند. در حالی که وسواسی باید این طور فکر کند که عمل همه صحیح است و عمل او غلط. و اوست که باید از بقیه الگو بگیرد؛ چون وسواسی غیر متعارف است و باید متعارف شود.

در کنار نگاه به الگو، باید از یک نفر مسأله‌دان هم مسائل شرعی خود را بپرسد. آدم وسواسی حق ندارد از دو نفر مسأله بپرسد. حتی حق ندارد رساله مطالعه کند؛ از دو نفر و سه نفر پرسیدن برای او حرام است. همین که در پرسیدن از این و آن هم وسوسه به خرج بدهد، باز کار را مشکل کرده است.

پس چه باید بکند؟ باید از یک نفر که مسأله‌دان است، بپرسد. در ضمن بگوید: من وسواسی‌ام، و اگر نگوید، طور دیگری برای او مسأله گفته می‌شود. مثل مریضی که نزد دکتر می‌رود، موظّف است پزشک را از حالات خود مطّلع کند. وسواسی هم باید وضعیت خود را برای فردی که از او مسأله می‌پرسد، بیان کند. بگوید: وسواسی‌ام، غیر متعارفم. حالا اگر نمی‌تواند بگوید: وسواسی‌ام، بگوید: من محتاطم و ادب به خرج بدهد. معمولاً وسواسی‌ها زیر بار گفتن این جمله که: وسواسی هستیم، نمی‌روند. امّا، اگر کمی دلش درد بگیرد، به دکتر می‌گوید، هر چند، وسواس، خود و خانواده‌اش را با مشکلات فراوانی مواجه ساخته است، باز هم حاضر نیست بگوید: من وسواسی هستم.

6. تلقین

تلقین در زندگی نقش بسیار مؤثری دارد و مقصود ما از تلقین در این جا این است که وسواسی باید به طور جدّ، با خود حرف بزند و بگوید که من وسواسی هستم و این، درد بزرگی است، باید این درد را درمان کنم، باید مثل متعارف مردم باشم، باید لجبازی را کنار بگذارم، باید بی اعتنا باشم و بالاخره نباید دنباله‌روی شیطان باشم. مرتّب تکرار کند که وسواس از شیطان است، نه اسلام. خلاصه، مرتب با زبان، این موارد را به خود تلقین کند، چنان که در وقت عمل هم به خود تحمیل می‌کند. این تحمیل‌ها در ابتدا مشکل است، امّا با تلقین کم کم آسان می‌شود.

7. مراقبه

مهم‌تر از همه‌ی آنچه گفته شد این است که وسواسی باید اهل «مراقبه» باشد. علمای علم اخلاق در مورد قانون «مراقبه» بسیار پافشاری دارند. و این قانون مراقبه نه فقط برای وسواسی مفید است، که برای درمان همه‌ی صفات رذیله چاره‌ساز است. این قانون سه مرحله دارد.

در ابتدا باید با خود، مشارطه کند؛ یعنی هر روز صبح یکی از تعقیب‌های نمازش این باشد که با خود شرط کند که امروز از شیطان درونش متابعت نکند و به وسوسه‌های آن بی اعتنا باشد.

در مرحله‌ی بعد، در طول روز مراقب خود باشد که به شرطی که با خود کرده، وفادار بماند. از این رو به قانون، قانون «مراقبه» می‌گویند، زیرا باید مراقب خود باشد، آن زمانی که وسوسه به سراغ او می‌آید، عملاً بی‌اعتنا باشد. همان عملی را انجام دهد که مرجع تقلیدش می‌گوید، همان چیزی که متعارف مردم انجام می‌دهند، نه آن چیزی که شیطان درونش به او دستور می‌دهد. البته ممکن است در طول روز بر خلاف عهدش عمل کند، امّا توجّه داشته باشد که سریع توبه کند و ناامید نشود و از میدان به در نرود. بار دیگر مشارطه کند، مقداری خودش را ملامت کند که چرا چنین شد؟ و تصمیم بگیرد که دوباره آن اتّفاق نیفتد و باز تا شب مراقب خود باشد.

و در مرحله‌ی آخر، شب هنگام، وقت خواب با خودش محاسبه کند که زمین خورده است یا نه؟ وسوسه به سراغش آمده و او را زمین زده یا نه. اگر زمین نخورده است، جدّاً خدا را شاکر باشد. به سجده برود و با پروردگار عالم حرف بزند و از او تشکّر کند. ولی اگر دید در طول روز زمین خورده، توبه کند و نفسش را ملامت کند که چرا شکست خورده است. و بدانید که این محاسبه بسیار مؤثّر است. اسلام هم بسیار به آن سفارش کرده است. امام موسی کاظم (ع) می‌فرمایند:

لَیْسَ مِنَّا مَنْ لَمْ یُحَاسِبْ نَفْسَهُ فِی کُلِّ یَوْمٍ فَإِنْ عَمِلَ حَسَناً اسْتَزَادَ اللَّهَ وَ إِنْ عَمِلَ سَیِّئاً اسْتَغْفَرَ اللَّهَ مِنْهُ وَ تَابَ إِلَیْه (35)

از ما نیست کسى که هر روز حساب خود را نکشد. اگر کار خوب کرده است، از خدا فزونى آن را خواهد و اگر کار بد کرده است، از خدا آمرزش آن را خواهد و به سوی خداوند رجوع کند.

و هر روز این مراحل را تکرار کند تا ـ ان شاء الله ـ به مرور زمان، این مشکل از ریشه درمان شود. به کسانی که دچار وسوسه‌ی فکری یا عملی هستند، توصیه می‌شود این درد را از خود دفع کنند. هرچند در ابتدا ممکن است خیلی اهمیّت نداشته باشد، ولی اگر به فکر چاره‌ نباشند، خواهند دید که مثل سرطان نابودشان می‌کند. این بیماری بسیار خطرناک است؛ دنیا و آخرت انسان را از بین می‌برد و از همه‌ی صفات رذیله بدتر است. صفات رذیله دشمنان بزرگی برای انسان هستند. فرد حسود، به قول عوام حاضر است به خاطر یک دستمال، قیصریّه را به آتش بکشد، امّا از همین حسد بدتر، وسوسه است. دنیا پرستی خیلی بد است. بعضی اوقات می‌رسد به آن جا که حاضر است دو ثلث جهان را نابود کند تا بر ثلث دیگر تسلّط یابد. حاضر است نسل حاضر را از میان بر دارد به این امید که بر نسل بعدی حکومت کند. امّا باید با کمال صراحت گفت: وسوسه از این صفت دنیاپرستی هم بدتر است؛ دنیای انسان را از بین می‌برد، چنانکه آخرت انسان را هم از بین می‌برد و باعث تنفّر دیگران از انسان می‌شود. شاید شما هم فراوان دیده باشید که اطرافیان وسواسی که تنفّر عجیبی از آن شخص دارند. بچه‌ی دو سه ساله از مادرش متنفّر است. پسری که باید بازوی پدرش باشد، آرزوی مرگ او را می‌کند. افراد جامعه مخصوصاً خویشان از او تنفّر دارند. کم کم دچار عزلت و گوشه‌نشینی می‌شود. وسواسی معمولاً افسرده و کسل است و به فرموده‌ی امام صادق (ع) :

إِیَّاکَ وَ الْکَسَلَ وَ الضَّجَرَ فَإِنَّهُمَا یَمْنَعَانِکَ مِنْ حَظِّکَ مِنَ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَة (36)

از رنجورى و افسردگى بپرهیز؛ زیرا این دو تو را از دست یافتن به نصیبت از دنیا و آخرت، باز مى‏دارند.

معلوم است کسی که سه چهار ساعت مشغول یک نماز باشد، کم کم به جایی می‌رسد که دیگر نماز نمی‌خواند. شخصی به من می‌گفت: خانمی که لیسانس دارد و از نظر سواد دینی بسیار بالاست و قبلاً معلم قرآن بوده، حالا کارش به آن جا رسیده است که نماز نمی‌خواند! وقتی از او پرسیدیم: چرا نماز نمی‌خوانی؟ گفت: من نجسم و با نجاست نمی‌توان نماز خواند.

و همین خانم کارش به جایی رسیده که وقت غذا خوردن باید غذا را آب بکشد، بعد آن را بخورد؛ و این نوعی جنون است!

اگر این صفت رذیله‌ی این خانم را از حسادت و ریاست طلبی و خود پرستی بدتر بدانیم، اشتباه نکرده‌ایم. صفت رذیله هر چه باشد، خطرناک است. از این‌رو است که قرآن کریم بر تهذیب نفس پافشاری دارد. در سوره‌ی مبارکه‌ی «شمس» بعد از یازده مرتبه قسم خوردن ـ که در قرآن بی نظیر است ـ تأکید می‌فرماید:

قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّاها وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها (37)

هر کس نفس خود را پاک گردانید، قطعاً رستگار شد و و هر که آلوده‏اش ساخت، قطعاً درباخت.

رستگار کسی است که صفت رذیله‌ای بر وجود او حکم‌فرما نباشد. شقی، بدبخت و بی‌بهره در دنیا و آخرت کسی است که صفت رذیله بر دل او حکم‌فرما باشد. این فرموده‌ی قرآن است. بر طبق آیات قرآن کریم و روایات فراوانی از اهل بیت(ع)، خودسازی برای همه مخصوصاً جوانان امری لازم وضروری است و نباید کسی بگذارد که صفت رذیله‌ای در وجودش رخنه کند؛ زیرا مانع رستگاری انسان است. این مطلب در مورد تمام صفات رذیله صادق است، امّا بدتر از هر صفت رذیله‌ای، این حالت وسواسی‌گری است. بعضی اوقات انسان را آن چنان دچار بدبینی می‌کند که زندگی را به جهنّم تبدیل می‌کند. این‌ مطالب شوخی نیست؛ اتّفاقاتی است که در جامعه‌ی ما تکرار می‌شود. خانمی آمده بود و می‌گفت: شوهر من وضعش به جایی رسیده است که مثلاً در خانه نشسته‌ایم غذا می‌خوریم، ناگهان فریاد می‌کشد. می‌گویم چه شده؟ چه خبر است؟ می‌گوید: این مرد که در کوچه سرفه کرد، رفیق تو بوده است!!

یا مرد نیم ساعت دیر به خانه آمده است، خانمش شروع به متّهم کردن او می‌نماید.

خدا نکند انسان دچار چنین حالاتی شود. باید در جهت رفع این صفات رذیله تلاش کرد؛ پیر و جوان و زن و مرد هم نمی‌شناسد. «نمی‌شود» و «نمی‌توانم» گفتن هم حرام است. وگرنه وسواسی باید بداند که هم دنیایش جهنّم است و هم آخرتش، هر چند گمان می‌کند با این کارهایش راه به سوی بهشت می‌برد امّا باید بداند وسوسه‌گری کار شیطان است و مصداق این گفته‌ی امیرالمؤمنین(ع) است که فرمودند:

اتَّخَذُوا الشَّیْطَانَ لِأَمْرِهِمْ مِلَاکاً وَ اتَّخَذَهُمْ لَهُ أَشْرَاکاً فَبَاضَ وَ فَرَّخَ فِی صُدُورِهِمْ وَ دَبَّ وَ دَرَجَ فِی حُجُورِهِمْ فَنَظَرَ بِأَعْیُنِهِمْ وَ نَطَقَ بِأَلْسِنَتِهِمْ فَرَکِبَ بِهِمُ الزَّلَلَ وَ زَیَّنَ لَهُمُ‌ الْخَطَل (38)

شیطان را پشتوانه‌ی خود گرفتند و او از آنان دام‌ها بافت، در سینه‏هاشان جاى گرفت و در کنارشان پرورش یافت. پس آن چه مى‏دیدند، شیطان به ایشان مى‏نمود، و آن چه مى‏گفتند سخن او بود. به راه خطاشان برد و زشت را در دیده‌ی آنان آراست.

و جدّاً این طور است؛ یعنی دید او دیگر دید شیطان است، گوشش گوش شیطان و زبانش سخن‌گوی شیطان. تخیّل‌ها عجیب کار می‌کند. یک آدم ترسو وقتی به قبرستان برود، می‌بیند که مرده از قبر بیرون آمده و با کفنش ایستاده و همین که فرار می‌کند، مرده هم به دنبال او می‌دود. و و اقعاً هم این صحنه‌ها را می‌بیند، امّا با چشم شیطان.

بنابراین اشخاص وسواسی اوّلاً باید بدانند که بیمار هستند و فکر علاج خود باشند و ثانیاً به مواردی که در خصوص علاج این بیماری خطرناک بیان شد، جدّاً عمل کنند تا خداوند متعال آنان را شفا عنایت فرماید.

 

فصل دوّم: احکام و استفتائات وسواس

احکام وسواس

مسئله 1: یکى از مهلکات که مفاسدى بر آن مترتّب مى‏شود و غالباً گناهانى را در بر دارد، وسواس است، و چون وسوسه براى وسواسى یک رذیله است از نظر ما حرام و مبارزه با آن از اوجب واجبات است، و فرقى نیست که در طهارت و نجاست باشد یا در عبادات، در اعتقادات باشد یا در اعمال، در حقّ اللَّه باشد یا در حقّ النّاس، در کارهاى عبادى باشد یا در کارهاى اجتماعى.

و خلاصه کلام اینکه حالت افراط‌گرى و وسواسى در هر چه باشد، حرام و باید با آن مبارزه شود تا ریشه‏کن شود، و علامت آن این است که زیاد شک کند و یا زود یقین کند و از متعارف مردم در شک و یقین بیرون باشد، و همین مقدار که از حالت متوسّط که در میان مردم در کارها متعارف است بیرون رفت و حالت افراط یا تفریط در کارها پیدا کرد، وسواسى است و باید دست از آن حالت بر دارد، و بر طبق آن حالت عمل نکند.

مسئله 2: براى رفع این رذیله چاره‏اى نیست جز بى‏اعتنایى به شک بلکه به یقین، و عمل کردن به آنچه بر نفع اوست و به آنچه متعارف میان مردم است.

مثلاً وسواسى در طهارت و نجاست اگر شک کرد بلکه یقین کرد که از زمین متنجّس یا از عین نجس به او ترشح شده است، اعتنا نکند، و وسواسى در نماز اگر شک یا یقین کرد کلمه‏اى را غلط گفته و یا چیزى را کم یا زیاد کرده است، اعتنا نکند، و وسواسى در حقّ النّاس اگر شک کرد که مدیون کسى است یا دین خود را ادا نکرده است، اعتنا نکند و وسواسى در کارهاى اجتماعى اگر نمى‏تواند تصمیم بگیرد، فوراً یک طرف را انتخاب کند و به شک خود بلکه به یقین خود عمل نکند.

مسئله 3: متنجّس براى افراد وسواسى متنجّس نیست، بنابراین مثل گِلها و آب‌هاى در کوچه و برف‌هاى چند روز مانده در کوچه‏ها، گرچه یقین داشته باشد که برخورد با نجاست نموده است، براى او پاک است و مى‏تواند با همان گِل‌ها و با همان کفش‌ها که به مستراح رفته است به مسجد برود، و با همان گِلها که ترشح به لباس یا بدن او کرده است نماز بخواند، و با افراد لاابالى در طهارت و نجاست، گرچه یقین داشته باشد که آنها نجس هستند، معاشرت کند و از غذاهاى آنها بخورد و حرام است که بعداً دست و دهان خود را آب بکشد.

مسئله 4 : براى وسواسى حرام است در چیزهایى که وسوسه او مربوط به آنها است دقت نماید، بلکه لازم است بدون فکر و بدون تجسّس و بدون تفحّص عمل کند، و به عبارت دیگر چنانکه گفته شد با بى‏اعتنایى کامل برخورد با این چیزها کند تا به گفته امام صادق (ع) شیطان دست از او بردارد.

استفتائات وسواس

سؤال1: به چه کسی وسواسی گفته می‌شود؟ و شاخصه‌ی وسواسی‌گری چیست؟

° کسی که در کارهای عبادی یا غیر عبادی حتی در امور اجتماعی و فردی خارج از حدّ اعتدال و متعارف باشد، وسواسی است و آن یک حالت خطرناکی است که از تسلّط قوه خیال بر انسان پیدا می‌شود و به جای اینکه عقل او را استخدام کند، قوه خیال او را استخدام می‌کند و وقتی چنین شد شیطان مسلّط بر او می‌شود و به واسطه آن حالت، او را نابود می‌کند و دنیا و آخرت او را تباه می‌کند. لذا عقلاً و شرعاً لازم است با بی‌تفاوتی و نشنیدن حرف شیطان و پشت کردن به وسوسه‌ها و تخیّل‌ها و توهّم‌ها آن حالت را نابود کند و هرچه او را رنج می‌دهد، راجع به همان بی‌تفاوت باشد و این است داروی منحصر به فرد وسواس.

سؤال2: حکم حضرتعالی در مورد وسواسی چیست؟

° کار او حرام است و باید اعمال را به طور متعارف و آن طور که عموم مردم انجام می‌دهند، انجام دهد.

سؤال3: آیا اصلاً از نظر شرع، احتیاط در نجاست و طهارت، مطلوب است؟

° کار وسواسی راجع به هرچه باشد حتّی حقّ النّاس مطلوب نیست؛ بلکه حرام است.

سؤال4: آیا اعمال وسواسی (اعمّ از عبادی و غیر آن) صحیح است و اعاده لازم ندارد؟

° کار او حرام است و باید پرهیز کند.

سؤال5: ملاک در تشخیص صدق عنوان وسواس چیست؟

° ملاک در صدق عنوان وسواسی بر کسی، عرف است. هرچند اگر کسی بیش از سه بار در مسأله ای شک کرد، وسواسی محسوب شده و باید به احکام وسواس عمل نماید.

سؤال6: آیا حرمت وسواس منحصر در احکام عبادی است؟

° وسواس در هر عملی، اعمّ از امور اعتقادی و اخلاقی و احکام عبادات و معاملات و امور فردی و اجتماعی، حق الله و حق الناس، حرام است.

سؤال7: همسرم دچار وسواس شده و هرچه به او تذکر می‌دهم می‌گوید نمی‌توانم مانند بقیه عمل کنم، راه علاجش چیست؟

° باید بگوید می‌توانم و راه فقط بی‌اعتنائی و مثل دیگران بودن است و الّا بدبختی دنیا و آخرت دارد.

سؤال8: آیا اهل کتاب ذاتاً محکوم به طهارت هستند یا نجاست؟

° طاهر هستند.

سؤال9: در محلّه‌ای زندگی می‌کنم که اکثریّت آنها اهل کتاب هستند. حال آیا در معاشرت با اهالی لازم است از دین و مذهبشان سوال کنم؟

° لازم نیست.

سؤال10: شکّ، ظنّ و یقین وسواسی تا چه حد معتبر است؟ آیا در صورت یقین به متعارف بودن آن، باز هم بی‌اعتبار است؟

° شکّ و ظنّ وسواسی اعتبار ندارد و چون یقین او هم تخیّلی بیش نیست، اعتبار ندارد و باید به شکّ و ظنّ و یقین خود اعتنا نکند.

سؤال11: اگر کسی بعد از جنابت، بول و استبراء نکند و غسل نماید و بعد از آن مایعی از او خارج شود، آیا آن مایع نجس است؟ و آیا نیاز به تجدید غسل دارد؟ در پاسخ این دو سؤال آیا فرقی می‌کند چقدر وقت بعد از جنابت، آن مایع خارج شود یا خیر؟

° اگر مدت کمی از جنابت او گذشته باشد، مثلاً ده دقیقه، آن مایع پاک است و غسل او صحیح بوده و غسل دیگری لازم ندارد. و همچنین است اگر بول کرد و استبراء نکرد و مدّت کمی از بول گذشت و مایع بیرون آمد، آن مایع پاک است و اگر وضو گرفته یا غسل کرده است به واسطه مایع باطل نمی‌شود.

سؤال12: کسی که در اثر بیماری قادر به نگهداری بول خود نیست و مرتباً لباس و بدن او نجس می‌شود و نیز وضوی او باطل می‌گردد، برای خواندن نمازهای یومیّه چه وظیفه‌ای دارد؟ اگر در وسط یک نماز یا بین دو نماز (مثلاً ظهر و عصر) این حالت برای او پیش آمد چه باید بکند؟

° وضو بگیرد و با همان وضو نماز بخواند و اگر قبل از نماز یا بین نماز و یا بین دو نماز بول بیرون آمد، نجس است ولی اشکال ندارد و نماز او اعاده ندارد، گرچه به واسطه‌ی آن بول بدن او و لباس او نجس شده است و وضوی او باطل شده است.

سؤال13: کسی که در اثر بیماری قادر به نگهداری باد معده خود نیست و مرتباً وضوی او باطل می‌گردد، برای خواندن نماز‌های یومیّه چه وظیفه‌ای دارد؟ اگر در وسط نماز یا بین دو نماز (مثلاً ظهر و عصر) این حالت برای او پیش آمد چه باید بکند؟

° نظیر بول است و مسأله آن گفته شد.

سؤال14: برای تطهیر آب نجس، آیا مخلوط شدن با آب کر، باران یا جاری شرط است؟ و یا صرف اتّصال کافی است؟

° صرف اتّصال کفایت می‌کند.

سؤال15: اگر سگی از ظرفی که آبش کر بوده خورد و بعد از خوردن مقدار آن کمتر از کر شده ولی نمی دانیم حین اتصال دهان سگ، آب کر بوده یا نه. آیا آن آب نجس شده است ؟

° کر بوده است و الان هم نجس نیست.

سؤال16: ویلائی بیرون شهر اجاره کرده‌‌ایم که در آنجا آب لوله‌کشی وجود ندارد ولی صاحب آن ادّعا می‌کند که آب لوله به منبع کر وصل است آیا قول او قابل قبول است؟

° گفته او حجّت است.

سؤال17: آیا برای تطهیر می‌توان از آبی که در مضاف بودن آن شک داریم استفاده کنیم؟

° اشکال ندارد.

سؤال18: آیا آسفالت، سیمان، چوب، آجر، موزائیک و فلزاتی که با آن کف زمین را مفروش می‌کنند پاک کننده کف پا و کفش هستند؟

° بلی پاک کننده هستند.

سؤال19: آیا زمین، پاک کننده لاستیک وسائل نقلیه مانند اتومبیل، ویلچر و... می‌باشد؟

° پاک کننده است.

سؤال20: پشه‌ای را در حال گزیدن دستم کشتم، نمی‌دانم خونی که از او خارج شده از او بوده یا از من، وظیفه چیست؟

° پاک است.

سؤال21: حکم طهارت شخصی که شهادتین گفته، ولی می‌دانم که قلباً اعتقادی به اسلام ندارد ـ البته عملی که منافی با اظهار شهادتین باشد از او سر نزده ـ چیست؟

° پاک است.

سؤال22: «وَذی» ، «مَذی» و «مَنی» چه خصوصیّاتی داشته و فرق آن‌ها با یکدیگر چیست؟ و آیا «مذی» و «وذی» نجس است؟

° غیر از منی و بول هر آبی که از مرد یا زن بیرون بیاید پاک است و موجب فساد وضو و غسل نیست. و اگر شک داشته باشد و یا مظنّه داشته باشد که بول است یا منی، باز پاک است. و برای وسواسی اگر یقین داشته باشد باز پاک است. زیرا یقین او یقین نیست.

سؤال23: لکّه‌ای را در لباسم دیدم ولی‌ نمی‌دانم بول است یا منی، حکم آن چیست؟

° پاک است و جنب هم نیستید.

سؤال24: پس از بیدار شدن در لباس زیر خود، بوی منی احساس و لکّه زرد رنگی مشاهده نمودم، آیا می‌توان حکم به نجاست لباس و بدن کرد؟

° پاک است و جنب نیز نیستید.

سؤال25: آیا در مورد فرآورده‌هایِ حیوانی که نمی‌دانیم از داخل کشور است یا خارج، وظیفه‌ی تحقیق داریم؟

° اگر از دست مسلمان و یا از بازار مسلمان‌ها به‌دست آورده باشد، پاک است و وظیفه تحقیق هم نیست.

سؤال26: ساق پایم زخم شده و عین خون را زائل نمودم ولی قبل از شستشو پوششی روی آن به وجود آمد، آیا برای تطهیر، از بین بردن این پوشش لازم است یا خیر؟

° لازم نیست.

سؤال27: دهان شخصی زخم است، به‌طوری که هنگام صرف غذا، خون با آن مخلوط می‌شود. آیا خوردن این غذا جایز است؟ لطفاً روش تطهیر آن غذا را بیان فرمائید؟

° خوردن آن غذا جائز است و آن غذا پاک هم می‌باشد.

سؤال28: بعد از کشیدن دندان تا چند روز در محل آن خون وجود دارد، آیا دهان و غذائی که می‌خورم نجس می‌شود؟

° پاک است.

سؤال29: پس از تطهیر ـ بدلیلِ بلندی ناخن دستم ـ شک کردم چیزی که زیر ناخن ‌من است عین نجاست است یا نه، وظیفه‌ام چیست؟

° ناخن پاک است و باید به این گونه شک‌ها اعتنا نکنید. بلکه به این گونه مظنّه‌ها و یقین‌ها که تخیّلی بیش نیست، اعتنا نکنید.

سؤال30: در رساله‌ی توضیح المسائل خواندم: «کسی که استبراء نکرده یا نمی‌داند استبراء کرده یا نه و رطوبتی ببیند و شک کند پاک است یا نه، اگر به جهتی ـ‌ مانند گذشتِ مدتی از بول کردنش ـ یقین کند بول در مجرا نمانده، پاک می‌باشد و وضو را هم باطل نمی‌کند.» حال بیان فرمائید مدّت مذکور چه مقدار است؟

° تقریباً ده دقیقه کفایت می‌کند.

سؤال31: اگر از شخصی پس از استبراء قطراتی خارج شد چه وظیفه‌ای دارد؟

° پاک است مگر یقین کند بول است و وسواسی هم‌ نباشد.

سؤال32: اگر شخصی بعد از خروج منی، بول نمود و استبراء نکرد و رطوبتی از او خارج شد که نمی‌داند چیست چه وظیفه‌ای دارد؟

° اگر فوراً باشد نجس است ولی غسل ندارد و اگر مثلاً بعد از ده دقیقه باشد پاک است و غسل ندارد.

سؤال33: اگر پس از تطهیر لباس، رنگ و اثر نجاست باقی مانده باشد، آیا می‌توان حکم به طهارت لباس کرد؟

° پاک است.

سؤال34: پای من که تماماً خیس بود زخم شد، آیا همه پایم نجس می‌شود؟

° فقط جای خون نجس است.

سؤال35: اگر حشره‌ای مانند مگس روی نجاستی بنشیند و بعد روی بدن یا لباس (مرطوب یا خشک) بنشیند، آیا می‌توان حکم به نجاست بدن و لباس نمود؟

° پاک است.

سؤال36: آیا بخار باعث سرایت نجاست می‌شود؟

° بخار نجس و متنجّس پاک است و اگر مبدّل به آب شد آن آب پاک است؛ گرچه بخار مثلاً از بول باشد.

سؤال37: اگر لباس زیر با خون یا بول نجس شود، آیا بررسی جهت سرایت آن از لباس زیر به دیگر لباس‌ها لازم است؟

° لازم نیست.

سؤال38: با توجّه به لزوم طهارت مساجد و اماکن متبرّکه، آیا ورود اهل کتاب و کفّار به این اماکن (مانند حرم اهل بیت (ع) و مساجد و امام‌زاده‌ها) جایز است؟

° مساجد و کلیّه اماکن متبرّکه با آن کثرت رفت و آمدِ حتّی افراد لاابالی در طهارت و نجاست و حتّی کفّار، پاک هستند و تفحّص لازم نیست. بلکه جائز نیست. و همچنین راجع به افرادی که تنظیف آن جا را می‌کنند، گرچه لاابالی باشند و گرچه عقیده به طهارت و نجاست تشیّع نداشته باشند، آن اماکن متبرّکه پاک است و تفحّص لازم نیست، بلکه جائز نیست.

سؤال39: آیا رساندن دست خیس به مکان‌ها و لوازم خصوصی اهل کتاب و کفّار، موجب نجاست دست می شود؟

° موجب نجاست نمی‌شود، مگر بدانیم آن مکان‌ها یا اثاثیه‌‌ها نجس هستند.

سؤال40: زخم شدن دستم را فراموش کردم و آن را بدون التفات شسته و با حوله خشک کردم. ولی بعد دیگر خونی ندیدم، آیا دستم پاک شده؟

° دست و حوله پاک است و اگر وضو هم گرفته و غسل کرده‌اید، صحیح است.

سؤال41: در روستای ما حیوانات و پرندگان حرام گوشت (مانند سگ و کلاغ) بسیار وجود دارند، آیا هنگامی که برف و باران در کوچه‌ها یا صحن‌های منازل می‌بارد، آب‌هائی که به بدن یا لباس اصابت می‌کند نجس است؟

° پاک است.

سؤال42: آیا چیزهائی که از بدن انسان خارج می‌شود (مانند چرک و عفونت ، استفراغ و آب کیسه جنین و ...) نجس است؟

° پاک است.

سؤال43: اگر در کیسه‌ی آرد فضله‌ی موشی پیدا شد، آیا جستجوی بیشتر لازم است؟

° لازم نیست.

سؤال44: در منزل کسی که بچّه کوچک دارد با پای خیس راه رفتم، آیا باید از نجاست و طهارت منزلش سؤال نمایم؟

° لازم نیست؛ بلکه جائز نیست.

سؤال46: اگر باعث نجس شدن شخصی و یا متعلّقاتش شوم، آیا باید به او اطلاع دهم؟ اگر مدّتی از آن گذشته باشد چطور؟

° لازم نیست.

سؤال47: در هتل‌ها مسلمان و غیر مسلمان اقامت می‌کنند، آیا تحویل اطاقی که قبلاً غیر مسلمان از آن استفاده می‌کرده به مسلمان جایز است؟ و یا اینکه اطلاع دادن به او کفایت می‌کند؟

° جائز است و لازم نیست اطلاع بدهد.

سؤال48: معاشرت با افراد لاابالیِ نسبت به طهارت و نجاست چه حکمی دارد؟ آیا می‌توان از غذای آن‌ها استفاده کرد؟

° تفحّص لازم نیست و معاشرت با آن‌ها اشکال ندارد.

سؤال49: آیا لازم است چاه توالت و چاه آشپزخانه به جهت وارد نشدن ذرات غذا، برنج و نان به چاه توالت، جدا باشد؟

° لازم نیست.

سؤال50: بنده در تطهیر محلِّ بول و غائط شک می‌کنم و خانواده من را وسواسی می‌دانند ، وظیفه‌ام چیست؟

° شما وسواسی هستید و باید حرف آن ها را بشنوید و تطهیر شما بیش از پنج دقیقه نباشد.

سؤال51: آیا برای درمان شخص وسواسی می‌توان گفت وظیفه‌ای در قبال نجاسات ندارد و چیزی برای او نجس نیست‌؟ و یا حتّی در مورد اشیاء نجس به او دروغ گفت‌؟

° اگر متنجّس را نجس نداند، خوب می‌شود و لازم نیست از عین نجس هم اجتناب نکند. اگر از عین نجس پرهیز کند و از متنجّسات پرهیز نکند خوب می‌شود و باید این کار را بکند.

سؤال52: آیا گفته‌ی وسواسی در مورد نجس یا پاک بودنِ چیزی، مورد قبول است؟

° مورد قبول نیست.

سؤال53: آیا هوا با توجّه به داشتن جرم نجس می‌شود؟

° نجس نمی‌شود و این سؤال هم سؤال وسواسی‌ها است.

سؤال54: لباس نجسی را روی زمین گذاشتم به طوری که کمی زمین مرطوب شد، پس از گذشت مدّتی بچّه دست خود را روی همان قسمت گذاشته و به جاهای دیگر زد. آیا تمام فرش و دیوار و ... نجس است؟

° هیچ جائی نجس نشده است.

سؤال55: درهنگام تخلّی احساس می‌کنم ذرات بول به لباس و بدنم می‌پاشد لذا هر بار بدن و لباسم را آب می‌کشم، آیا این کار صحیح است؟

° این کار حرام است و باید بدانید تخیّلی بیش نیست و باید اعتنا نکنید.

سؤال56: با توجّه به اینکه اقشار مختلف جامعه (اعمِّ از لاابالی و غیره) به پول دست می‌زنند، لازم است نسبت به آن احتیاط شود؟

° لازم نیست.

سؤال57: با توجّه به اینکه غذای بعضی رستوران‌ها یا فراورده‌های دامی پاک نیستند، آیا وظیفه‌ی من تحقیق و بررسی است؟

° اگر مسلمان است، تحقیق لازم نیست گرچه مسلمان لاابالی هم باشد.

سؤال58: در روزهای بارانی به دلیل رفت و آمد مردم، اکثر کوچه و خیابان‌ها نجس می شود، در چنین مواقعی باید چه کنم؟

° کوچه‌ها، خیابان‌ها، دستشوئی‌ها، بازارها، همه و همه محکوم به طهارت است و تفحّص لازم نیست؛ بلکه جائز نیست. و اجتناب لازم نیست بلکه اگر موجب اختلال در کارهای عبادی یا غیر عبادی شود، جائز نیست.

سؤال59: آیا رعایت نشدنِ طهارت و نجاست در مسجدالحرام و ... عذر برای عدم شرکت در مراسم حج می‌باشد؟

° باید آن جا را پاک بداند و نجس دانستن آن جا حرام است و تفحّص جائز نیست و گفتگو در این باره جائز نیست.

سؤال60: وقتی دست خود را به اشیائی که سرد هستند می‌گذارم مقداری بخار می‌کند، آیا به وسیله این بخار نجاست از شیء خشک سرایت می‌کند؟

° نمی‌کند.

سؤال61: آیا می‌توان با یهود و نصارى در صورتی که دست آن‌ها خیس باشد، دست داد؟

° اشکال ندارد.

سؤال62: آیا کفش و کمربند و لباس چرم ساخت کشورهای غیر مسلمان پاک است یا نجس؟ اگر آن لباس را از کشور اسلامی مثل عربستان خریده باشیم تفاوتی در مسئله می‌کند؟

° پاک است- تفاوتی ندارد.

سؤال63: خون و مردار و فضله حیواناتی نظیر مگس و پشه و... پاک است یا نجس؟

° پاک است.

سؤال64: رطوبت و ترشّحاتی که از زن یا مرد خارج می شود و علامات منی ندارد، پاک است یا نجس؟ اگر این ترشّحات به هنگام تحریک جنسی خارج شود، تفاوتی می‌کند؟

° مطلقاً پاک است و غسل هم ندارد.

سؤال65: آیا چرک و یا آبى که پس از ترکیدن جوش صورت، از آن خارج مى‌شود نجس است یا خیر؟

° پاک است.

سؤال66: آیا الکل سفید که براى تزریق استفاده می‌شود، نجس مى‌باشد یا خیر؟

° پاک است.

سؤال67: اگر در ظرف غذایى بعد از پخته شدن متوجّه فضله موش گردیم، آیا پارچه‌اى که براى دم کردن روى ظرف استفاده شده، نجس است؟

° پاک است.

سؤال68: آیا خونى که بعد از ذبح کردن حیوان در گوشت موجود است، پاک است یا نجس؟

° پاک است.

سؤال69: آیا فضله‌ی طوطى و خرگوش و سنجاب پاک است؟

° فضله طوطی پاک است، ولی فضله خرگوش یا سنجاب نجس است.

سؤال70: آیا فضله‌ی کلاغ، گنجشک و سایر پرندگان نجس است؟

° پاک است.

سؤال71: حکم بخار آب نجسی که مجدّداً بر روی دیوار تقطیر می‌شود چیست؟

° پاک است.

سؤال72: اگرکسی روی زمین پر برفی زمین بخورد، آیا لباس و بدن او نجس می‌شود؟ اگر این اتفاق در اروپا و در مکان‌هائی که سگ ها زیاد رفت و آمد می‌کنند، بیافتد پاسخ چیست؟

° در هر دو صورت نجس نمی‌شود.

سؤال73: موی سگ اگر در لباس و فضای منزل باشد، آن لباس و فضا نجس می‌شود؟

° تا خشک باشد سرایت نمی‌کند.

سؤال74: آیا ادرار بچّه‌ی شیرخوار نجس است؟ اگر نجس است، لباسی که به‌واسطه‌ی آن نجس می‌شود با چند بار شستن پاک می‌شود؟

° اگر آب قلیل باشد، با دوبار پاک می‌شود. ولی با آب لوله‌کشی و کر و جاری با یک بار شستن کفایت می‌کند و فشار هم لازم نیست.

سؤال75: آیا بخارى که از آب نجس بلند شده است، پاک است؟ چنانچه این بخار با پارچه یا چیز دیگری ملاقات کند، آن چیز را نجس می‌کند؟

° پاک است و نجس نمی‌کند.

سؤال76: آیا قسمت کَنده شده‌ی پوست لب و بدن، اگر کوچک یا بزرگ باشد یا اگر با درد یا بدون درد باشد؛ نجس است؟

° پاک است.

سؤال77: آبی که در موقع کشیدن سیفون توالت به بیرون تراوش می‌کند پاک است یا خیر؟

° پاک است.

سؤال78: آیا اگر در موقع شستن لباس نجس در ماشین لباسشویی آبی به بیرون بریزد و جاری شود، پاک است؟

° پاک است.

سؤال79: فضولات پرندگان (حرام گوشت – یا حلال گوشت – گوشت خوار یا غیر گوشت خوار – دارای چنگال یا بدون چنگال) پاک است یا نجس؟

° پاک است.

سؤال80: آیا زردی به جا مانده از لکّه بر روی لباس‌ها که بعد از شستشو باقی مانده نجس است یا خیر؟ لکّه‌های بعد از حیض که بعد از شستشو بر روی لباس می‌ماند چطور؟

° پاک است.

سؤال81: آیا لباس نجس شده با بول با یک بار شستشو در ماشین لباسشویی پاک می‌شود یا باید دو بار شست؟ اگر باید دو بار شست، آیا بین دو شستشو باید لباس فشار داده شود تا آب خارج شود؟

° یک بار کفایت می‌کند.

سؤال82: آیا دندان پر شده در دهان جسم خارجى محسوب مى‌شود و اگر کسى با داشتن دندان پر شده دندان دیگر را بکشد، باید با آب جارى دهان را پاک کند یا خیر؟ و اگر بچه باشد و نشود این کار را کرد یا بزرگسال باشد و نداند، حکم چیست؟

° احتیاج به شستن دهان نیست.

سؤال83: خونى که پس از کشیدن دندان در محل آن باقى مى‌ماند و روى دستمال اثر مى‌گذارد ولى آب دهان را رنگین نمى‌کند چه حکمى دارد؟ آیا غذا خوردن در این صورت اشکال دارد؟ یا ظرفى که با آن غذا مى‌خوریم نجس مى‌شود؟

° دهان را نجس نمی‌کند و غذا خوردن اشکال ندارد.

سؤال84: آیا عرق جنب، نجس است؟ در غیر این صورت آیا مى‌‌شود با لباسى که با عرق جنب آلوده است مى‌‌شود نماز خواند؟

° پاک است از حلال باشد یا از حرام، ولی با بدن یا لباسی که عرق جنب از حرام در آن موجود باشد، نباید نماز خواند.

سؤال85: اگر لباس‌هاى پاک با لباس‌هاى نجس با هم در یک آب شسته شوند، لباس‌هاى پاک هم نجس مى‌شوند؟

° لباس‌ها همگی پاک می‌شوند.

سؤال86: اگر پارچه یا لحافی روی زمین نجس گذاشته شود و بعد آن پارچه یا لحاف نم کشیده و سنگین شده باشد، آیا نجس است؟

° پاک است.

سؤال87: دیوار دستشویى و توالت که نم کشیده و مرطوب باشد، آیا نجس است؟

° پاک است.

سؤال88: آیا از آبى که مردار در آن است مى‌شود براى تطهیر یا آشامیدن یا وضو استفاده کرد؟

° اگر کر یا جاری باشد، اشکال ندارد.

سؤال89: آیا غذاها یا مایعاتى مانند سرکه که به طور طبیعى مقدار دو یا سه درصد از آن را الکل تشکیل مى‌دهد، نجس است؟

° پاک است.

سؤال90: آیا مى‌توان از طعام اهل کتاب مانند یهود و نصارى استفاده کرد؟

° اشکال ندارد.

سؤال91: حکم طهارت و نجاست زرتشتی‌ها چیست؟

° پاک می‌باشند.

سؤال92: مسلمانی که عمداً نماز نمى‌خواند و تارک الصلاة است ولى منکر نماز نیست، آیا کافر و نجس است؟ اگر چنین شخصی منکر نماز هم باشد چه حکمی دارد؟

° تارک الصّلوة پاک است، ولی منکر نماز اگر جدّی باشد، نجس است.

سؤال93: غذایى که گربه به آن دهان زده نجس است؟

° پاک است.

سؤال94: حکم طهارت یا نجاست چیزهایى مانند کاپشن، کیف، کمربند، کفش و... که از کشورهاى غیر مسلمان مى‌آورند و در آن‌ها پوست و چرم حیوانات به‌کار رفته باشد چیست؟

° پاک است.

سؤال95: آبى که از شستن لباس نجس مى‌ریزد یا ترشح مى‌کند پاک است؟

° اگر عین نجاست را نداشته باشد، غساله (39) آن پاک است؛ گرچه با آب قلیل باشد.

سؤال96: اگر فضله موش در آب برنج که خیس کرده‌اند، پیدا شود آیا آن ظرف و برنج نجس است؟ اگر نجس است قابل پاک شدن می‌باشد؟

° ظروف و برنج‌ها نجس است و اگر آن برنج ها را در آب کر یا جاری مدتی نگاه بدارند، پاک می‌شود. ولی اگر آب نجس نفوذ در آنها نکرده باشد، به مجرّد تسلّط آب پاک بر آن‌ها پاک می‌شود.

سؤال97: اگر کشمش و خرما در آب جوشانده شوند، یا آن‌ها را سرخ کنند، نجس مى‌شوند؟ خوردن آنها چه حکمى دارد؟

° نجس نمی‌شود و خوردن آن‌ها اشکال ندارد.

سؤال98: رطوبت اشیاء چه مقدار که باشد در تلاقی با نجس، نجس می‌شوند؟

° به اندازه‌ای که خیس کند.

سؤال99: اگر کسی وسایلی که مربوط به دیگران است را عمداً یا سهواً نجس کند، آیا باید به آنها بگوید؟

° لازم نیست.

سؤال100: آیا اگر مهمانى یکى از اثاثیه‏هاى میزبانش را نجس کند، مطّلع کردن میزبان واجب است؟

° لازم نیست.

سؤال101: آبى که از ماشین‏هاى حمل زباله شهرى در خیابان مى‏ریزد و گاهى بر اثر شدّت باد به لباس مردم پاشیده مى‏شود، محکوم به طهارت است یا نجاست؟

° محکوم به طهارت است.

سؤال102: رفت و آمدهاى خانوادگى با اشخاصى که به طهارت و نجاست در خوردن و آشامیدن و مانند آن اهمیّت نمى‏دهند، چه حکمى دارد؟

° اشکال ندارد.

سؤال103: کسانی که مسلمان شناسنامه‌ای هستند و تارک‌الصّلوة یا سایر عبادات می‌باشند و نیز کسانی که شبهه‌ی‌ اعتقادی دارند و یا عمداً شبهه وارد می‌کنند، پاک هستند؟

° پاک می‌باشند.

سؤال104: اگر در خارج از کشور فروشنده‌ی غیر مسلمان مواد غذائی بگوید: گوشت یا مرغ او ذبح شرعی دارد، می‌توان به قول او اعتماد نمود؟

° اگر لاابالی نباشد، گفته‌ی او حجّت است.

سؤال105: اگر حیوانات حرام گوشت به ذبح شرعی کشته شده باشند، پاک هستند؟

° پاک هستند، ولی خوردن آن‌ها حرام است.

سؤال106: اگر انسان ببیند کسی با لباس نجس نماز می خواند، موظّف است به او بگوید؟

° لازم نیست.

سؤال107: اگر تکرار اعمال وضو، غسل، نماز و سایر عبادات به حدّ وسواس برسد، صرف تکرار عمل، حرام است یا خیر؟

° تکرار او حرام است.

سؤال108: منزل ما از نظر طهارت مشکل دارد؛ فرش‌ها، درب‌ها، دیوارهای اطاق‌ها، پنجره‌ها، پرده‌ها، بخاری‌، کتاب‌ها، رختخواب‌ها و خلاصه تمام زندگی ما نجس است. گفتم نامه‌ای برای شما بنویسم تا بلکه در مورد من فتوای خاصّی بدهید و اینجا من را از معافیّت مخصوصی در مورد چیزهایی که تا به حال نجس شده، برخوردار سازید.

° باید همه جای منزل را پاک بدانید و عمل شما باید در آن منزل، عمل پاک بودن منزل باشد.

 

سؤال109: تکلیف من در موارد زیر چیست؟

الف: گاهی زمینی نجس می‌شود، بعداً به واسطه‌ی بارش برف یا باران و خیس شدن زمین، عبور مردم و وسایل نقلیه از روی آن و رفتن به اماکن مختلف(مسجد‌، حرم، نانوایی، داخل اتوبوس، مدرسه، بازار و ...) نجاست را به همه جا منتقل می‌کنند. به همین جهت همه‌ی این اماکن را نجس می‌دانم، همان طور که گرد و خاک‌های آن خیابان‌ها و مکان‌ها را نیز نجس می‌دانم.

ب: هر گاه توالت می‌روم با این که در موقع بول کردن بسیار مواظب هستم تا بول به من ترشح نکند، باز هم قطع پیدا می‌کنم که بول به شلوار و پایم ترشح کرده است؛ لذا توالت رفتن برایم بسیار مشکل شده است و تا آن موضع را آب نکشم، راحت نمی‌شوم.

ج: در بعضی مواقع پشت و جاهای دیگر دستم به لبه‌ی میز و یا لبه‌ی کتاب و یا چیزهای زبر برخورد می‌کند و بدون این که دستم زخم شود یا خونی بیرون بیاید، از گوشه و کنار ناخن‌ها و جاهای دیگر دستم چیزی با احساس کمی درد جدا می‌شود و یا روی انگشت‌های دستم پوست‌های مختصری وجود دارد که با فرو بردن دست به داخل جیب و یا تماس با چیز دیگر، با احساس کمی درد از دستم جدا می‌شود. تکلیفم در این موارد چیست؟

° آن چه نوشته‌اید و نظایر آن را باید پاک بدانید و فکرش را باید نکنید و باید تا فکر این گونه مطالب برای شما جلو می‌آید، خود را منصرف کنید.

سؤال110: زنی هستم با تحصیلات عالی و دارای چندین فرزند، مشکلی که از آن رنج می‌برم مسأله‌ی طهارت است. چون در خانواده‌ای متدیّن بزرگ شده‌ام، می‌خواهم همه‌ی تعالیم اسلامی را مراعات کنم. به علّت داشتن فرزند کوچک، همیشه با مسائل بول و غائط سر و کار دارم. هنگام تطهیر بول، ترشّحات سیفون پراکنده شده و به پاها، صورت و حتّی سرم برخورد می‌کند و هر دفعه با مشکل تطهیر آن اعضاء مواجه هستم. و این باعث شده که در زندگی با سختی‌های زیادی روبرو شوم. از طرفی هم نمی‌توانم این امور را رعایت نکنم؛ زیرا مربوط به عقیده و دینم است. برای حل مشکل به پزشک روان‌شناس هم مراجعه کردم، ولی نتیجه نگرفتم. به علاوه موارد دیگری هم هست که از آنها رنج می‌برم مثل غبار شیء نجس یا مراقبت از دست‌های کودک که یا باید آنها را آب بکشم و یا از دست زدن بچه به اشیای دیگر جلوگیری کنم. با توجّه به این که تطهیر شیء نجس برای من بسیار دشوار است، ولی در همان وقت شستن ظرف‌ها و لباس‌ها در صورتی که فقط کثیف باشند، برایم راحت است؛ لذا از حضرتعالی خواهش‌مندم با راهنمایی‌های خود زندگی را بر من آسان فرمایید.

° باید به هر چه می‌خواهد به شما رنج بدهد، بی‌اعتنا باشید و آن چه را نوشته‌اید و نظائر آن پاک است و باید اعتنا نکنید.

سؤال111: در خارج شدن از حالت کثیر الشّک در نماز فرموده‌اند: اگر در سه نماز پی در پی شک نکند، از حالت کثیر الشّک خارج می‌شود، آیا باید حتماً نماز یومیّه باشد یا این که اگر در سه نماز قضای پی در پی یا سه نماز مستحبّی پی در پی نیز شک نکند، از این حالت خارج می‌شود؟

° تفاوتی در نمازها ندارد و آن چه فرموده‌اند این است که اگر حالت غیر عادی برای شما پیدا شد، چه در نماز یا غیر نماز، باید بی‌اعتنا باشید تا آن حال غیر عادی برای شما عادی و متعارف شود.

سؤال112: چند سالی است که به بیماری وسواس مبتلا شده‌ام و این موضوع مرا بسیار عذاب می‌دهد و روز به روز این حالت در من تشدید می‌شود تا جایی که در همه چیز شک می‌کنم و همة زندگیم بر پایه‌ی شک استوار شده است. بیشترین شک من در مورد غذا و اشیای مرطوب است؛ به همین دلیل نمی‌توانم مثل سایر مردم، عادی زندگی کنم. وقتی وارد مکانی می‌شوم فوراً جوراب‌هایم را از پایم بیرون می‌آورم؛ چون فکر می‌کنم جوراب‌هایم عرق کرده و بر اثر تماس با نجس، نجس خواهد شد. حتّی من بر سجّاده هم نمی‌توانم بنشینم. هر وقت بر آن می‌نشینم، بر اثر وسوسه‌ی نفس از روی آن بلند می‌شوم تا مبادا پرزهای سجاده به لباس‌هایم بچسبد و مجبور به شستن آنها شوم. لطفاً مرا راهنمایی فرمایید.

° باید راجع به آن چه نوشته‌اید و نظائر آن اهمیّت ندهید و اهمیّت دادن حرام است و اگر مدتی اهمیّت ندادید، حتماً خوب می‌شوید.

سؤال113: اوّلاً بیان فرمایید آیا کثرت شک، با سه بار شکِ مختلف در سه نماز متوالی، محقّق می‌شود؟ مثلاً شکّ اوّل میان دو و سه، شکّ دوّم میان سه و چهار و شکّ سوم در انجام رکوع بوده است. به طور کلّی، آیا سه شک باید از هر جهت یکسان باشند یا در صورت اختلاف هم کثرت شک محقّق می‌شود؟ ثانیاً به شک سوّم نباید اعتنا کرد یا شکّ چهارم؟

° هر شکّی باشد، در مرتبه‌ی چهارم باید اعتنا نکند.

سؤال114: اگر کسی به عقاید صحیح معتقد باشد، ولی برخی خیالات و وسوسه‌ها در قلب او رسوخ کرده و یا بعضی کلمات کفرآمیز در ذهن او می‌آید که از وجود آنها کراهت دارد و از آنها اذیت می‌شود، راه خلاصی از چنین وسوسه‌هایی چیست؟

° از پیامبر گرامی(ص) روایت شده است که باید به این گونه فکرها بی‌اعتنا باشد و اگر مدتی بی‌اعتنایی کرد، خوب می‌شود و ذکر «لااله‌الا الله» برای کمک گرفتن مؤثر است.

سؤال115: اگر با مختصر پرسش و پاسخی بتوان به نجس یا پاک بودن اشیاء پی برد، آیا تجسّس لازم است؟

° تجسّس لازم نیست و برای وسواسی حرام است.

سؤال116: کسی که عادت او شستن مخرج بول یا غائط و استبراء است، اگر زیاد شک می‌کند که آیا مخرج بول و غائط را شسته یا استبرا کرده، چه کند؟

° اعتنا نکند تا خوب شود.

سؤال117: بعد از این که وضو می‌گیرم، مرتباً احساس می‌کنم بادی از من خارج شده است. تا جایی که برای هر نماز چند بار وضو می‌گیرم. لطفاً مرا راهنمایی فرمایید.

° باید اعتنا نکنید و باید تکرار وضو نداشته باشید.

سؤال118: آیا در غسل جنابت، باید وسواس به خرج داد که آب به همه جای بدن رسیده است؟

° وسواس به خرج دادن حرام است و به طور متعارف باید غسل کرد و یقیناً آب به همه جای بدن می‌رسد.

سؤال119: آیا غسل انسان‌های وسواسی که گاهی مدّت‌ها طول می‌کشد، باطل است؟

° کار او حرام است.

سؤال120: آیا صرف اینکه اطرافیان انسان بگویند: وسواسی هستی، برای عمل به تکالیف وسواسی کافی است یا راه دیگری لازم است؟

° گفته‌ی آنها برای او حجّت است و باید قبول کند.

سؤال121: موقعی که وسواسی در صحّت تکبیرة‌الاحرام شک دارد و دوباره می‌خواهد تکبیر بگوید، جایز است؟ آیا چنین نمازی باطل است؟

° کار او حرام است. و باید بنا را بر صحّت بگذارد و تکرار نکند.

سؤال122: کسی که در صحّت ذکرهای نماز وسواس دارد یا زیاد شک می‌کند و تکرار می‌کند، آیا نمازش باطل است؟

° کار او حرام است و باید تکرار نکند.

سؤال123: در نماز زیاد شک می‌کنم، همچنین در غسل و هنگام غسل شک می‌کنم که آیا نیت را درست گفته‌ام یا نه، چه کنم؟

° باید اعتنا نکنید و تکرار و طول دادن در همه‌ی امور برای شما حرام است.

سؤال124: آیا مراد از کثیر الشّک بودن، فقط نماز واجب و فرادا می‌باشد یا علاوه بر آن نمازهای جماعت و مستحبی را هم شامل می‌شود؟

° همه چیز را شامل می‌شود.

سؤال125: کسی که در نماز جماعت شکّی برایش پیش نمی‌آید ولی در فرادا شک می‌کند، اگر معمولاً غیر نماز صبح را به جماعت می‌خواند امّا در سه نماز صبح متوالی که فرادا می‌خواند، شک می‌کند، آیا باز هم بر او کثیر‌الشّک صادق است؟

° کثیر الشّک است و باید اعتنا نکند.

سؤال126: کسی که کثیرالشّک است و در هر بار شک کردن نماز را می‌شکند و دوباره می‌خواند و این حالت برای او عادی شده، آیا می‌تواند آیه یا کلمه‌ای را که شک دارد به قصد قربت مطلق دوباره بخواند تا به تکرار نماز گرفتار نشود؟

° باید نماز را نشکند و باید ذکر را تکرار نکند و باید به طور متعارف که مردم نماز می‌خوانند، نماز بخواند.

سؤال127: در خارج شدن از عنوان کثیرالشّک، فرموده‌اند: اگر در سه نماز پشت سر هم شک نکند، از این حالت خارج شده است، آیا نمازها باید نماز واجب یومیّه باشد؟

° فرق نمی‌کند.

سؤال128: در غسل زیاد شک مى‌کنم مثلاً وقتى طرف چپ را مى‌شویم شک مى‌کنم که طرف راست بدنم را شسته‌ام یا نه. تکلیف من چیست؟

° باید به شکّ خود اعتنا نکنید و غسل را به طور متعارف انجام دهید.

سؤال129: من در انجام غسل خیلى وسواس دارم و هر غسلى یک ساعت تا یک ساعت و نیم طول می‌کشد. به طورى که بعضى اوقات نمازم قضا مى‌شود. براى رفع این مشکل لطفاً راهنمائیم کنید.

° کار شما حرام است و باید غسل شما بیش از ده دقیقه طول نکشد، بلکه ده دقیقه هم زیاد است.

سؤال130: آیا یقین فرد وسواسى در حکم شک مى باشد؟

° مظنّه و یقین او در حکم شک است و شکّ او هم باید راجع به آن بی‌اعتنا باشد و اعتبار ندارد.

سؤال131: اگر کسی روی اعتقادات وسواس داشت که مدام با آن که تحقیق می‌کند و برایش مسلم می‌شود که اعتقاداتش درست است و در آن شک می‌کند، تکلیفش چیست و راه چاره و نجات از این مشکل چیست؟

° باید اعتنا نکند تا متعارف شود.

سؤال132: فردی هستم کثیرالشّک، که اگر به وظیفه‌ی کثیرالشّک عمل کنم، شیطان مرا وسوسه می‌کند و احتمال را بر کمتر می‌دهم و از این که عمل را کمتر انجام داده‌ام ناراحتم. و اگر به وظیفه‌ی کثیر الشک عمل نکنم، باز هم وسوسه می‌شوم که چرا به احکام عمل نمی‌کنی؟ آیا می‌توانم شک را عادی حساب کرده و طبق احکام شکّ عادی و نه کثیر الشّک عمل کنم؟

° نه، باید بنا را بر اکثر بگذارید و با بی اعتنایی به شک جلو روید و آن طور که مردم نماز می‌خوانند، نماز بخوانید.

سؤال133: شخصی مدام با خود می‌گوید که آیا دلایل من در اصول دین درست است یا خیر و هر روز شک می‌کند و از این نگران است که آیا جواب ملائکه و خدا را در قبر و قیامت خواهد داد یا نه، آیا این شخص دچار وسواس شده است؟ (لازم به ذکر است که این شخص اگر بحث و مناقشه در این موارد اصول دین ایجاد شود به راحتی در بحث ها می تواند پاسخگو باشد و همه را قانع نماید.)

° باید به شکّ خود اعتنا نکند و تا فکر جلو می‌آید، تمرکز فکری نداشته باشد و خود را منصرف به چیز دیگری کند.

سؤال134: آیا با احساس و حساسیّت و شکّ خیلی زیاد (تا حدی که این احساس و شکّ زیاد و قوی برای انسان یقین حاصل کند) می‌شود به نجس بودن شیئی یا هر چیزی یا هر مکانی یقین حاصل کرد و آن چیز را نجس دانست یا نه با احساس و شکّ زیاد داشتن نمی‌شود به نجس بودن چیزی یا مکانی یا شیئی یقین پیدا کرد و نهایتاً آن را نجس دانست؟

° شما چون وسوسه عملی دارید، واجب است راجع به هرچیزی که برای شما رنج آور است و یا شما را از کار باز می‌دارد، بی اعتنا باشید. و به شکّ خود، بلکه به ظنّ خود، بلکه به یقین خود بی اعتنا باشید، تا ان شاءالله خوب شوید.

سؤال135: الف) من مشکلی دارم که عبارت است از اینکه قطره قطره ادرار از من می‌آید و هیچ وقتی پاک نیستم. برای نماز اگر وضو بگیرم آیا باید بلافاصله نماز بخوانم یا اگر فاصله بیندازم اشکال ندارد؟ و چقدر می‌توانم فاصله بیندازم؟ و وقتی که نماز اوّلم را خواندم و می‌خواهم بلافاصله نماز دوّم را بخوانم، اگر بین دو نماز قطره ادرار بیاید، آیا با همان وضوی اوّل می‌توانم نماز دوّم را بخوانم؟

ب) در شهر ما بیشتر ایّام سال هوا شرجی است و دائماً عرق می‌کنم و دستمالی می گذارم که ادرار به جاهای دیگر نرود و کنار پاهایم که به دستمال می خورد، دائماً عرق می کند و به پایین پاهایم می‌رود و به دلیل حرکت، دستمال تکان می‌خورد و عرق از قسمت‌های نجس بر روی پایم جاری می شود. این عرق‌ها عین نجاست در آن نیست، ولی به دلیل برخورد به عین نجاست، نجس هستند و پاهایم نجس می شود. به همین دلیل مرتب باید لباسهایم را عوض کنم و پاهایم را طاهر کنم. به همین دلیل خیلی اذیّت می‌شوم و وسواسی شده ام. حال چون من در طول روز دائماً اینطور هستم تا چه حد باید رعایت کنم؟ آیا فقط لازم است که قسمت‌هایی که عین نجاست به آن رسیده است را طاهر کنم؟

ج) از من مرتّب ترشّحاتی بیرون می‌آید و به دلیل مشکلم در زیر آن ترشّحات ادرار است. آیا باید تمام ترشّحات را بشویم یا اگر ظاهر آن را آب بکشم کافی است؟ و اگر آب بکشیدن ظاهر آن کافی است، چنانچه ترشّحات به لباس‌هایم برخورد کند، پاک است یا نجس؟

° الف) شما یک وضو بگیرید و دو نماز را با همان وضو بخوانید. اگر در نماز یا بین دو نماز ادرار بیرون بیاید، آن یک وضو کافی است.

° ب) لباس‌ها و بدن را لازم نیست آب بکشید با همن حال نماز بخوانید نماز شما صحیح است.

° ج) ترشّحات پاک است و اگر مخلوط به ادرار شد، با همان ترشّحات نماز بخوانید و نماز شما صحیح است.

سؤال136 : با توجّه به پاسخ سؤال قبل، الف) اگر با این شرایط به مسجد یا حرم امامان(ع) بروم اشکال ندارد؟ ب) اگر قبل از اینکه به مسجد بروم وضو بگیرم و بعد به مسجد بروم که تقریبا ده تا سی دقیقه فاصله می‌افتد تا نمازم را بخوانم اشکال ندارد یا باید بلافاصله بعد از وضو نمازم را بخوانم؟

° شما با همان وضو می‌توانید حرم بروید و در آنجا نماز بخوانید و کلّیه ی کارها را که متّصل به یکدیگر است با همان وضو انجام دهید.

سؤال137: چند وقتی است که از خدا می‌ترسم به‌گونه‌ای که می‌ترسم مشکلی برایم ایجاد کند یا چیزی را از من بگیرد. به همین خاطر مثلاً مجبورم در استغفار برای همه دعا کنم و تازه کلمات را هم درست ادا کنم. و آخر هم «آمین یا رب العالمین» می‌گویم که گاهی چندین مرتبه هم می‌گویم مبادا اشتباه گفته باشم. و خدا مرا نبخشد. تقریباً همه چیز را حقّ النّاس می‌دانم و تازگی‌ها حتّی بعضی چیزها را شک می‌کنم مال خودم باشد و آن‌ها را دور می‌اندازم. کتابهایم را آب می‌کشم که گاهی خراب هم می‌شود و به خودم می‌گویم نباید خجالت بکشی چون اوّلاً ریا می‌شود ثانیاً باید به سختی بیافتم تا خدا مرا ببخشد. نمازهایم را گاهی آنقدر کلماتش را تکرار می‌کنم که بدنم شروع به لرزش می‌کند. مثلاً در تلفّظ عین و حاء شک می‌کنم یا در أشهد چندین بار «اَش» می‌گویم تا بتوانم کلمه را ادا کنم می‌ترسم خدا مرا نبخشد یا گناه کنم. لطفاً مرا راهنمایی فرمایید.

° کلیّه آنچه نوشته‌اید غلط و حرام است و شما باید راجع به این گونه امور بی‌تفاوت باشید تا خوب شوید. «لااله الا لله» را زیاد بگوئید.

سؤال138: متأسّفانه مدّتی است که به بیماری وسواس دچار شده‌ام. شاید به نظرتان مسخره بیاید اما هر دفعه که به دستشوئی می‌روم (با عرض معذرت) با وجود اینکه خودم را تطهیر می‌کنم، امّا همین که از دستشوئی بیرون می‌آیم، شک می‌کنم که این کار ( تطهیر) را کرده‌ام یا نه. از ترس اینکه مبادا نمازهایم صحیح نباشند به تعویض لباس و تطهیر مجدد اقدام می‌کنم امّا دفعه دوّم (و گاه دفعات سوّم، چهارم و پنجم) همین شک برایم پیش می‌آید. گاه شک می‌کنم که ممکن است به درستی تطهیر نکرده باشم. آیا می‌توانم به شک هایم در این موارد که واقعاً برایم آزار دهنده شده اعتنا نکنم؟

° همان دفعه‌ی اوّل که از دستشوئی بیرون آمدید باید برنگردید. باید لباس عوض نکنید. باید به شکّ خود، بلکه به مظنّه خود، بلکه به یقین خود عمل نکنید. و این بی اعتنائی دوای درد شما است و این بی اعتنائی از نماز هم برای شما واجب تر و اعتناکردن برای شما حرام است.

سؤال139: من گاهی وقت‌ها در مورد بعضی کارها که نمی دانم حلال است یا حرام، باطل است یا درست دچار شک می شوم. در همین موقع دچار اضطراب خاصّی می شوم و در ذهنم کسی می گوید که حکم آن را باید بپرسی و الا به جهنّم می روی و من از ترس آن را انجام نمی دهم و گاهی هم اعمالم را مثل تیمّم از ترس باطل بودن دوباره انجام می دهم و حکم آن را که می پرسم اکثراً به نفع من می شود و بسیار کمتر به ضررم. به نظر شما آیا این وسواس حساب می شود؟ چون تعداد این شک‌ها زیاد است من را عصبی می کند و نمی توانم فرق وسواس و شک صحیح را تشخیص دهم.

° این حالت وسوسه است و باید با بی‌اعتنائی و بی‌تفاوتی آن را خوب کنید و وظیفه‌ی شما این است که در این گونه موارد بی تفاوت باشید و بنا بگذارید برآنچه بر نفع شما است.

سؤال140: مدّتی است که وسواسی شده‌ام به هر چه که اهمیّت نمی‌دهم، موضوع جدیدی برایم به وجود می‌آید، دیگر اعصابم به هم ریخته است. مثلاً موقع غسل کردن احساس می‌کنم که مقداری ادرار از من بیرون می‌آید که من مجبور می‌شوم دوباره غسل کنم. واقعاً دارم دیوانه می‌شوم. شما را به خدا کمکم کنید.

° باید به این گونه چیزها اهمیّت ندهید تا خوب شوید.

سؤال141: من فردی وسواسی شده‌ام بعد از تطهیر نجاست شک می‌کنم آیا آن قسمت را حتماً شسته‌ام یا خیر، پاک شده یا خیر و مثلاً یک بار موقع شستن مخرج بول و غائط بعد از این که خود را شُستم و بلند شدم شک کردم که نکند مخرج غائط را تمیز نشسته باشم و یا اصلاً نشسته باشم. بنابراین دوباره شستم و حالا این شک ایجاد شده که نکند قطرات آب شستشوی اوّل به مخرج غائط رسیده و لباس زیرم نجس شده باشد کمکم کنید.

° به کلیّه آنچه نوشته‌اید و مانند آن باید اهمیت ندهید و راه خوب شدن شما فقط بی‌اعتنائی شما است.

سؤال142: من در نیّت دچار وسواس هستم و دچار هوی می‌شوم، راهش چیست؟

° شما در عبادات نیّت نداشته باشید و بدون نیّت کلیّه عبادات را و من‌جمله نماز را به جا آورید.

سؤال143: من دختری 29 ساله و مجرد هستم که به مدّت یک سال است به علّت وسواس زیر نظر روانپزشک و روان‌شناس هستم و دارو مصرف می‌کنم. اکنون نوع وسواس را مذهبی تشخیص داده‌اند و مرا به یک روحانی ارجاع داده‌اند. از شما خواهش می‌کنم کمکم کنید. گاهی آنقدر عصبانی می‌شوم که دیگر نمی‌توانم کاری بکنم. یکی از موارد وسواس این است که برای خواندن یک وعده نماز چندین و چند بار وضو می‌گیرم. گاهی به علّت شکّ خارج شدن باد که گاهی واقعی است و البته بیشتر شک، آنقدر وضو می‌گیرم که پوست صورتم قرمز می‌شود. یکبار با فردی روحانی مشاوره کردم و او گفت که پس از سه بار وضو گرفتن جایز نیست ولی نتوانستم به حرفش گوش دهم یعنی وسواس نگذاشت! خواهش می‌کنم کمکم کنید چون دیگر نمی‌دانم چه کنم. یکی دیگر از موارد وسواس این است که از دستشویی که می‌آیم حس می‌کنم آب دستشویی به لباسم ریخته البته می‌دانم که نجس نیست، ولی باید از گردن تا نوک پا را آب بکشم و به هیچ وجه نمی‌توانم این کار را ترک کنم. چه کنم؟ چون موارد وسواس، مذهبی است، روانپزشک گفته فقط یک روحانی می‌تواند به من کمک کند.

° واجب است برای شما از هرچه که موجب سختی و رنج شما می‌شود گرچه یقین هم داشته باشید، بی‌تفاوت و بی‌اهمیّت باشید و من جمله از دو سؤال که نموده‌اید برای شما یک وضو کافی است گرچه یقین کنید وضوی شما شکسته شد. و از دستشویی که بیرون آمدید واجب است خود را آب نکشید گرچه یقین داشته باشید که بر شما ترشّح شده است، اگر حرف بشنوید زود خوب می‌شوید و الّا بی‌چاره و بدبخت دنیا و آخرت خواهید شد.

سؤال144: الف) ماه رمضان آغاز شده است و آن طور که شنیده‌ام در این ماه مبارک، شیاطین در غل و زنجیر هستند. امّا من که تا حدودی در قبل از ماه مبارک به وسواس مبتلا بوده‌ام، همچنان از آن رنج می‌برم. اگرچه ممکن است در پرهیز از گناهان چندان مراقب نباشم امّا حداقل بر نماز اوّل وقت و روزه پایبندم. امّا در این ماه مبارک و شاید ماه‌های مبارک گذشته دچار حالاتی شده‌ام که بوی ریا می‌آید. مثلاً با سر را پایین انداختن و نشان دادن حالت نیکو قصد مورد توجّه قرار گفتن می‌کنم، امّا خدا را شکر در همان لحظات یا در مدّتی کمتر از یک دقیقه متوجّه شده و با یادآوری عظمت خدا سعی در دور کردن آن حالت زشت را دارم. از آنجائی که هر کس بر خود آگاه‌تر است بعید می‌دانم صرفاً به دلیل وسوسه فکری نگران باشم.

ب) من بر بعضی از گناهان متناسب با سنّ جوانی اصرار ورزیده‌ام اما از پنج شش روز قبل از ماه مبارک رمضان سعی بر اجتناب داشته‌ام. در مورد بعضی یقیناً پرهیز و در مورد سایرین تمام تلاشم را در مورد جلوگیری به کار خواهم گرفت. با توجّه به اینکه اصرار بر گناه از مواردی است که مانع از استجابت دعاست و من هم احتمالاً بعد از ماه مبارک ممکن است به آن گناهان برگردم با چه دل و زبانی خدا را بخوانم؟

ج) از دعاهای کوتاه و مفید برای ماه مبارک رمضان کدامیک را مفیدتر می‌دانید؟

° شما باید به این گونه وسوسه ها بی تفاوت باشید. شما باید بدانید ریا ندارید و باید امید و رجای شما به خدای متعال زیاد باشد و ذکر یونسیه برای شما خیلی خوب است. «لا اله لا انت سبحانک انی کنت من الظالمین»

سؤال145: برای تطهیر محل نجس بعد از برطرف شدن عین نجاست ریختن سه مرتبه آب واجب است؟

° به واسطه‌ی آب لوله کشی بعد از رفع نجاست پاک می‌شود و احتیاج به ریختن آب ندارد. ولی در آب قلیل برای ادرار دو دفعه ریختن آب کفایت می‌کند، یکی برای رفع نجاست و دیگری برای تطهیر.

سؤال146:اگر بعد از تزریق آمپول به اندازه‌ی سر سوزنی لباس شخص آغشته به خون شود، آیا آن لباس نجس است؟ انجام نماز با آن لباس چه حکمی دارد؟

° آن خون نجس است ولی با آن می شود نماز خواند.

سؤال147: هنگامی که می‌خواهم غسل کنم می‌دانم یک سر سوزن هم جایی از بدن نباید خشک باشد، حال با توجّه به این موضوع مدام می‌ترسم که نکند آب با تمام بدنم تماس پیدا نکرده باشد و در این مورد شک می‌کنم و ممکن است عمل غسل را دوباره تکرار کنم. البته قبل از اینکه غسل کنم استحمام کرده‌ام و بدنم خیس است و با این حال آیا لازم است تمام بدن با آب تماس پیدا کند؟

° باید غسل کنید و به این گونه شبهات اهمیّت ندهید بلکه اهمیّت دادن حرام است.

سؤال148: اگر آبی به صورت قطره روی چیز نجس یا عین نجاست بریزد و ما ندانیم یا شک کنیم که این آب به محل دیگری مثل دیوار و پرده پاشیده شده یاخیر. آیا آب کشیدن آن محل‌ها لازم است یا نه؟

° لازم نیست.

سؤال149: اینجانب چند وقت است نسبت به باطل شدن وضو حسّاس شده و مدام احساس می‌کنم وضویم باطل شده و گاهی برای یک نماز دو یا سه بار وضو می‌گیرم یا بین دو نماز دوباره وضو می‌گیرم یا اینکه نمی‌توانم برای دو یا یک ساعت وضویم را حفظ کنم. از این وضع خسته شده‌ام و چند وقتی است که دیگر اعتنا نمی‌کنم. لطفا مرا راهنمایی کنید؟

° اعتنا نکنید و با یک وضو نماز بخوانید. نمازهای شما صحیح است و تکرار وضوی شما حرام است.

سؤال150: اگر خانمی در دوران عادت ماهیانه از فعل حرام جنب شد، می‌تواند در همین دوران غسل جنابت انجام دهد. اگر نمی‌تواند با توجّه به اینکه عرق جنب از حرام نجس می‌باشد چه حکمی دارد؟

° می‌تواند غسل کند و عرقِ او نجس نیست.

سؤال151: آیا آبی که در اثر تهییج و قبل از‌ استمناء از انسان خارج می‌شود پاک است؟

° پاک است.

سؤال152: جوانی‌ 32 ساله‌ هستم‌ که‌ خیلی‌ وقت‌ است‌ دچار شدیدترین‌ وسوسه‌ها و شک‌ها شده‌ام.‌ به‌ طوری‌ که‌ نه‌ از جنبه عقل‌ می‌توانم‌ استفاده‌ نمایم‌ و نه‌ از اخلاق‌ و نه از ملکات‌ فاضله‌، به‌ طوری‌ که‌ می‌شود گفت‌ دقیقاً‌ در مقابل‌ فضائل‌ اخلاقی‌ قرار گرفته‌ام. به‌ کتاب‌ چهل‌ حدیث‌ حضرت‌ امام‌ خمینی‌«ره‌» خیلی‌ دلبستگی‌ دارم‌ امّا هرگز مطالب‌ آن‌ را به‌ طور کامل‌ نمی‌توانم‌ بفهمم‌، طوری‌ است‌ که‌ هر وقت‌ طرف‌ کتاب‌ها می‌روم‌ کتاب‌ حضرت‌ امام‌ بیش‌ از قرآن‌ در نظرم‌ هست‌ و این‌ صفات‌ زشت‌ وسوسه‌ روز به‌ روز هم‌ قوّت‌ می‌گیرد، حدود دو ماه‌ است‌ که‌ صبح‌ها بعد از نماز صبح‌ عادت‌ کرده‌ام‌ که‌ حدود یک‌ ساعت‌ می‌نشینم‌ و فکر می‌کنم‌، از مدّتی‌ که‌ عادت‌ به‌ این‌ کار کرده‌ام‌، وسوسه‌ و شکّ‌ شیطانی‌ شدیدتر از قبل‌ است‌، نماز می‌خوانم‌ و سعی‌ می‌کنم‌ با حضور قلب‌ بخوانم‌ امّا خجالت‌ می‌کشم‌ عنوان‌ کنم‌ امّا حضرت‌ عالی‌ می‌دانید که‌ قضیه‌ از چه‌ قرار است‌، این‌ روزها احساس‌ می‌کنم‌ که‌ به‌ خدا هم‌ اعتقادی‌ ندارم‌، به‌ رسول‌ خدا و به‌ ائمّه‌، و هر وقت‌ مراسم‌ روضه‌ خوانی‌ ایشان‌ را می‌شنوم،‌ دچار اضطراب‌ و نگرانی‌ و ناراحتی‌ اعصاب‌ می‌شوم‌، احساس‌ می‌کنم‌ دیوانه‌ شده ام.‌ با آنکه‌ برای‌ مظلومیّت‌ ائمّه‌ گریه‌ می‌کنم و دلم‌ می‌خواهد فضائل‌ و مکارم‌ اخلاق‌ داشته‌ باشم‌ قلبم‌ پر از کدورت‌ است.‌ فضای‌ ذهنیم‌ تنگ‌ و باریک‌ است‌ و همیشه‌ در حال خیال‌بافی‌ هستم.‌ به‌ بندگان‌ خدا هم‌ بدبین‌ هستم‌ و گاهی‌ اوقات‌ در ذهنم‌ احساس‌ می‌کنم‌ که‌ با بندگان‌ خدا درگیرم.‌ این‌ رؤیا را یک‌ واقعیّت‌ تلقّی‌ می‌کنم‌. خداوند را قسم‌ می‌دهم‌ که‌ برای‌ من‌ یک‌ راه‌ چاره‌ای‌ باز کند که‌ من‌ چه‌ کنم‌؟

° در هر چیزی‌ که‌ شما را رنج‌ می‌دهد صد در صد بی‌اعتنا باشید، ذکر «لا اله‌َ الاِّ الله» را زیاد بگویید، مخصوصاً در موقع‌ وسوسه‌، قطعاً خوب‌ می‌شوید.

سؤال153:
الف)
من‌ در رفتار با نامحرمان‌ خیلی‌ مراقب‌ هستم‌ و همین‌ طور در نگاه‌ به‌ نامحرم‌، ولی‌ نسبت‌ به‌ جوانان‌ نامحرم‌ خیلی‌ حسّاس‌ شده‌ام‌ به‌ طوری‌ که‌ در برخورد با آنان‌ (مثلاً حضور در یک‌ مکان‌ مخصوصاً وقتی‌ که‌ حس‌ کنم‌ مورد توجّه‌ و یا نگاه‌ طرف‌ واقع‌ می‌شوم‌) یک‌ حالت‌ خاصّی‌ برایم‌ پیش‌ می‌آید. علیرغم‌ این‌ که‌ از نظر عقلی‌ سعی‌ می‌کنم‌ چنین‌ رفتاری‌ نداشته‌ باشم‌. آیا در این‌ حالت‌ رطوبتی‌ که‌ خارج‌ می‌شود حکم‌ منی‌ را دارد؟ با توجّه‌ به‌ این‌ که‌ ممکن‌ است‌ این‌ حالت‌ خیلی‌ زود به‌ زود برایم‌ پیش‌ آید.

ب) گاهی‌ این‌ حالت‌ وقتی‌ پیش‌ می‌آید که‌ صحنه‌ای‌ را (همان‌ که‌ در بالا گفته‌ شد) به‌ یاد می‌آورم‌، در این‌ حالت‌ چطور؟

ج) به‌ طور کلّی‌ شهوتی‌ که‌ موجب‌ خروج‌ منی‌ می‌شود چگونه‌ است‌؟

د) نسبت‌ به‌ صحنه‌ای‌ حسّاس‌ شده‌ام‌ که‌ در اثر آن‌ معمولاً رطوبتی‌ خارج‌ می‌شود که‌ این‌ حالت‌ هم‌ ممکن‌ است‌ چند بار در روز پیش‌ آید، این‌ رطوبت‌ چه‌ حکمی‌ دارد؟

هـ) عرق‌ جنب‌ پاک‌ است‌ یا نجس‌؟

و) اگر در خواب‌ ببینم‌ یکی‌ از حالاتی‌ که‌ گفتم‌ برایم‌ پیش‌ آمده‌، آیا نیاز به‌ غسل‌ هست‌ یا نه‌؟

ز) اگر جایی‌ که‌ وظیفه ما غسل‌ بوده‌ و بنا به‌ هر دلیلی‌ مخصوصاً شک‌ در مسأله‌، غسل‌ نکرده‌ باشم‌، آیا رطوبت‌های‌ خارج‌ شده‌ تا وقتی‌ که‌ غسل‌ را انجام‌ نداده‌ایم‌، حکم‌ منی‌ را دارد و نجس‌ است‌؟

ح) برای‌ این‌ که‌ این‌ حالات‌ در من‌ از بین‌ برود، باید چکار بکنم‌؟

° کلّیه ترشّحاتی‌ که‌ بیرون‌ می‌آید پاک‌ است‌ و غسل‌ ندارد، چه‌ در خواب‌ باشد و چه‌ در بیداری‌، با شهوت‌ باشد و یا بدون‌ شهوت‌، و هر حسّاسیّتی‌ که‌ شما را اذیّت‌ می‌کند راجع‌ به‌ آن‌ بی‌تفاوت‌ باشید و ترتیب‌ اثر ندهید تا انشاءالله هر چه‌ زودتر خوب‌ شوید.

سؤال154: زنی‌ هستم‌ دارای‌ یک‌ فرزند پسر که‌ چند سالی‌ است‌ دچار بیماری‌ وسواس‌ گشته‌ام‌ و آنقدر زندگی‌ برایم‌ سخت‌ و طاقت‌ فرساست‌ که‌ روزی‌ چند مرتبه‌ آرزوی‌ مرگ‌ می‌کنم‌ که‌ چرا نمی‌توانم‌ شوهرداری‌ و بچّه‌داری‌ کنم‌، از جمله‌ اینکه‌ هنگام‌ دستشویی‌ یا حمّام‌ این‌قدر معطّل‌ می‌کنم‌ که‌ پاهایم‌ از نشستن‌ یا ایستادن‌ خواب‌ می‌رود و با هیچکس‌ رفت‌ و آمدی‌ ندارم‌، وظیفه فردی‌ من‌ چیست‌؟

° شما باید نظیر همه‌ی مردم‌ باشید، و این‌ افراط‌ گری‌ها علاوه‌ بر اینکه‌ حرام‌ است‌، موجب‌ بدبختی‌ شما و خانواده شماست‌ و حتماً باید دست‌ بردارید، هر کاری‌ که‌ شما را به‌ زحمت‌ می‌اندازد باید انجام‌ ندهید و نسبت‌ به‌ آن‌ بی‌تفاوت‌ باشید، غسل‌ شما نباید بیشتر از پنج‌ دقیقه‌ طول‌ بکشد، معطّل‌ شدن‌ شما برای‌ وضو و غسل‌ و دستشویی‌ حرام‌ است‌ و موجب‌ ذلّت‌ و بدبختی‌ شما و دیگران‌ است.

سؤال155: من‌ تقریباً حدود دو سال‌ است‌ که‌ به‌ وسواس‌ افتاده‌ام‌ و روی‌ چند چیز است‌ که‌ بیشتر حسّاس‌ شده‌ام‌.

الف. آیا درختی‌ که‌ لباس‌ نجس‌ روی‌ آن‌ انداخته‌ایم‌، به‌ وسیله باران‌ و آفتاب‌ پاک‌ می‌شود یا نه‌؟

ب. در همسایگی‌ ما خانه‌ای‌ است‌ که‌ قبلاً در آن‌ بهایی‌ زندگی‌ می‌کرده‌ است‌ ولی‌ چند سالی‌ است‌ که‌ آن‌ خانه‌ را مسلمانی‌ خریده‌ است‌، آنها با همسایگان‌ رفت‌ و آمد دارند ، آیا آن‌ خانه‌ پاک‌ است‌؟

ج. آیا خارجی‌ها که‌ به‌ ایران‌ می‌آیند (کافر، ارمنی‌ یا ....) و با دیگران ‌تماس‌ پیدا می کنند، پاک‌ هستند یا نه‌؟

د. مردی‌ به‌ روسیه‌ رفته‌ و با یک‌ زن‌ ارمنی‌ ازدواج کرده و ادّعا می‌کند که‌ این خانم‌ مسلمان‌ شده است‌ اما هنوز نماز نمی‌خواند. حال اگر این خانم به‌ منزل ما آمد و شریک‌ زندگی‌ ما شد، حکم‌ آن‌ مرد و زن‌ مدّعی‌ اسلام‌ چه‌ می‌باشد؟ آیا محکوم‌ به‌ طهارت‌ است‌ در حالیکه رعایت‌ اجتناب‌ از نجاسات‌ را نمی‌کند یا نمی‌داند؟

هـ. وسائل‌ برقی‌ یا لباس‌ها و لوازم‌ آرایشی‌ و خوراکی‌ها (شیرینی‌ و شکلات، تنقّلات‌ و...) که‌ از خارج‌ مثل آمریکا یا آلمان‌ به‌ ایران‌ می‌آورند پاک‌ هستند یا نه‌؟

° الف) پاک‌ می‌شود.

ب) خانه‌ پاک‌ است‌.

ج) رفت‌ و آمد با آنها اشکال‌ ندارد.

د) آن‌ خانم‌ پاک‌ است‌ و رفت‌ و آمد با او اشکال‌ ندارد.

هـ) اجتناب‌ از آنها لازم نیست و استفاده از مثل وسائل برقی‌ و خوردن مثل آن شیرینی‌ها اشکال ندارد.

سؤال156 : آیا شستن اعضای وضو بیش از دو بار باعث باطل شدن وضو هم می‌شود یا فقط حرمت دارد؟

° باعث بطلان نیست. ولی در دست چپ چون بعد از شستن مرتبه ی سوّم آب خارجی پیدا می‌شود، نمی‌تواند مسح سر و پاها را انجام دهد.

سؤال157 : لطفاً بفرمائید در هریک از موارد ذیل چه کاری باید انجام دهم:

برای دفع وسواس فکری و عملی؟/ برای درمان اضطراب و تشویش؟/ برای درمان ترس و دلهره؟/ برای درمان خیال‌بافی، منفی‌بافی، سوءظن، فکر و خیال زیاد؟/ برای درمان افسردگی و بی‌حوصلگی؟/ برای درمان خجالت و کم‌رویی؟/‌ برای درمان ناراحتی اعصاب؟/‌ برای وسعت رزق و روزی؟/ برای نیل به کمالات عالیه‌ی روحی؟/ برای اصلاح امور و موفقیت در امر دین و دنیا؟/ برای عاقبت به خیری؟/ برای تزکیه‌ی نفس و تزکیه‌ی عمل؟/ برای کسب فضایل و دفع رذایل؟/ راه دفع وسوسه‌های شیطانی و نفسانی؟/ و برای اینکه گناه نکنیم چه باید بکنیم؟

° اگر رابطه شما با خدا محکم شد و رابطه شما با شیطان درون و برون قطع شد، کلیّه ی آنچه نوشته‌اید درست می‌شود، و ما چیزی را بهتر از تقیّد به ظواهر شرع نمی‌دانیم.

سؤال158: کسی که احتمال می‌دهد با عمل به احتیاطات در وسواس بیافتد، چه وظیفه‌ای بر عهده دارد؟

° اگر کسی بداند و یا احتمال دهد که به واسطه‌ی عمل به بعضی احتیاطات مبتلا به وسواس می‌شود، نباید آن احتیاط را عمل کند، مثلاً اگر می‌داند برای آب کشیدن متنجّس یک بار آب ریختن کافی است، نباید احتیاطاً دو بار یا بیشتر آب بریزد.

سؤال159: الف) آیا آبی که از دوش ثابت می‌ریزد و در کفِ حمّام در جریان است تا نهایتاً به چاه بریزد، حکم آب متّصل به کر را دارد؟ ب) من بعد از ادرار در حمّام، مخرج بول را در این آبی که از دوش ثابت می‌ریزد، چند بار تطهیر می‌کنم، آیا این شیوه‌ی آب کشیدن اشکالی ندارد؟

° الف) آن آب حکم آب متّصل به کر را دارد.

ب) احتیاج به این کار نیست؛ زیرا وقتی زیر شیر حمام هستید آب به مخرج بول می‌رسد و به مجرّد رسیدن آنجا را پاک می‌کند و در حقیقت مخرج بول شما متّصل به آب کر می‌شود و پاک می‌شود و احتیاج به تکرار هم ندارد.

سؤال160 : با توجّه به سؤال قبل و جواب آن که فرمودید: «احتیاج به این کار نیست»، حال اگر آبی که از دوش می‌ریزد و جاری می‌شود، حکم آب متّصل به کر را دارد، آیا من اختیار دارم بنشینم در جهت جریان آب و مخرج بول خود را چندین مرتبه با این آب پاک کنم؟

° بلی، می‌توانید آنچه نوشته‌اید عمل کنید، ولی شما وسواسی هستید و باید خودتان را رنج ندهید و خیلی ساده و متعارف خود را تطهیر کنید و رنج دادن خود و اهمیّت دادن به وسواس خود حرام است و باید اجتناب کنید.

سؤال161 : در حین شستشوی بدن زیر دوش حمام، ترشّحات زیادی مدام به بدن و دیوارهای حمام می‌پاشد، آیا این ترشّحات پاک است؟

° شما زیر دوش بروید و خود را به طور معمول بشوئید و از زیر دوش بیرون بیائید و بدانید همه جا پاک است و خود شما هم پاک هستید.

سؤال162 : روز گذشته به سرفه افتادم و یک لحظه احساس کردم که یک قطره ادرار از من خارج شد. خودم را آب کشیدم تا اگر هنوز لباسم را نجس نکرده، مانع نجاست شوم. با توجّه به اینکه وسواسی هستم، تصمیم گرفتم چون به صد در صد بودن این قضیه مطمئن نبودم به آن اعتنا نکنم. در نتیجه لباس‌هایم را آب نکشیدم. اما متأسّفانه هنوز پس از یک روز نتوانسته‌ام از این فکر رهایی پیدا کنم و وقتی آن لحظه‌ی سرفه کردن را در ذهن مرور می‌کنم فکر می‌کنم کم کاری کرده‌ام. و باید همه چیز از جمله لباس‌هایم را آب می‌کشیدم. گاهی احتمال نجس بودن قضیه در نظرم بسیار تقویت می‌شود. چگونه باید مطمئن شوم که کارم اشتباه بوده یا نه؟ نمازهایی که بعد خوانده‌ام چه می‌شود؟ لباس‌ها و اشیایی که با آنها تماس داشته‌ام پاک است یا نجس؟

° به این گونه چیزها ترتیب اثر ندهید. لازم نبوده خود را آب بکشید، لباس‌های شما پاک است و نمازهای گذشته قضا ندارد و نباید خود را یا لباس‌های خود را آب بکشید.

سؤال163 : نزدیک به هشت ماه است که به وسواس دچار شده‌ام و در چند مورد از خود شما راهنمایی‌های سودمندی گرفته‌ام که در بر طرف کردن اضطرابم بسیار مؤثّر بوده‌اند، منتها هر دفعه در مورد مسأله‌ی جدیدی به مشکل بر می‌خورم. سؤالاتی که اکنون دارم عبارتند از: الف) پس از تخلّی (غائط) همیشه خود را با آب تطهیر می‌کنم و باور کنید خیلی با حسّاسیت زیادی هم این کار را انجام می‌دهم. سپس هم با دستمال کاغذی خود را خشک می‌کنم و وقتی دستمال را بررسی می‌کنم هیچ ذره‌ای یا رنگی از نجاست در آن نمانده است. چند روز پیش دقیقاً پس از انجام این کار و به همان ترتیب، چند ساعت بعد بر حسب اتّفاق که در دستشوئی بودم و خودم را با دستمال کاغذی بررسی می‌کردم (بدون انجام عمل تخلّی مجدّد) متأسّفانه رنگ زردی که به نظر می‌آمد اندکی هم ذرات در آن باشد مشاهده کردم که بسیار ناراحت شدم. چون ساعتی پیش از آن نماز خوانده بودم. برای بار اوّل لباس‌هایم را عوض کردم و نمازم را مجدداً خواندم. چند روز بعد برای بار دوّم این اتّفاق برایم افتاد. تکلیف چیست؟ با توجّه به اینکه ابتدا از تطهیر مطمئن می‌شوم اما مدّتی بعد چنین مشاهده‌ی عجیبی دارم چه باید بکنم؟ ب) آیا پس از تطهیر بدن (از غائط) برای شستشوی دست‌ها (در صورتی که ناخن‌ها بلندتر از حدِّ گوشت انگشتان باشد) باید زیر تک‌تک ناخن‌ها دست کشید؟ ج) برای وضو و غسل چطور؟ باید زیر تک تک ناخن‌ها دست کشید؟

° باید اعتنا به این گونه چیزها نکنید و باید سخت گیری نکنید و به طور متعارف و آن طور که عموم مردم عمل می‌کنند عمل کنید و این سخت‌گیری‌ها حرام است و باید ترک شود.

سؤال164 : آیا لباسی که با منی نجس شده است، با شستن در ماشین لباسشویی پاک می‌شود؟ و آیا لباس نجس را می‌توان با لباس‌های پاک در ماشین لباسشویی شست؟

° بلی لباس‌های نجس ولو نجاست به منی باشد را در ماشین‌های لباسشوئی می‌توان شست و با لباس‌های پاک اگر شسته شود، همگی پاک هستند.

سؤال165 : هنگام مطالعه، خودکار به دستم کشید و خطی به جا گذاشت. پس از آن، این مسأله متأسفانه به طور کامل از یادم رفت و نماز خواندم. و اصلاً یادم نیست که قبل از اینکه وضو بگیرم در اثر شستشو آن خط پاک شده بود یا باقی بود، حکم آن چیست؟ (ضمناً وسواسی هستم.)

° اوّلاً رنگ خودکار مانع نیست و وضو گرفتن با آن اشکال ندارد و ثانیاً چون بعد از وضو شک کرده‌اید، شکّ شما اعتبار ندارد و ثالثاً چون شما وسواسی هستید، به این گونه شک‌ها باید اعتنا نکنید.

سؤال166 : در صورتی که به ناخن‌ها لاک زده باشیم و پاک کنیم و اثری از آن مشاهده نشود و بعد غسل کرده و نماز بخوانیم، اگر بعد از چند روز که ناخن‌ها رشد کرد و قسمت‌هایی که قبلا مشاهده نمی‌شد، الان دارای لاک باشد، آیا باید مجدداً غسل کرد؟ و نمازهایی که روزهای قبل خوانده شده است مورد قبول است یا خیر؟

° لازم نیست غسل کنید و نمازها هم قضا ندارد.

سؤال167 : در مورد نجس شدن دست، مثلاً بعد از بر طرف شدن عین نجاست، سه مرتبه باید آن را آب کشید و یا یک مرتبه کافی است؟

° یک مرتبه کافی است.

سؤال168 : اینجانب مدت 17 سال است که تکلیف شده‌ام و نماز می‌خوانم. مشکلی که همیشه با آن درگیر هستم این است که نمی‌توانم وضوی خود را برای مدّتی حفظ کنم. بعضی اوقات ناچار می‌شوم برای یک نماز چند بار وضو بگیرم و در آخر هم با شک نماز بخوانم! خصوصاً وقتی به مکان‌های زیارتی مشرّف می‌شوم، نمی‌توانم به همین دلیل استفاده‌ی لازم را ببرم. بعضی اوقات هم باعث ریختن آبرویم می‌شود. در کل این مسأله باعث آزار شدید روحی من است. حدس می‌زنم بیشتر منشأ روحی (تلقینی) دارد تا جسمی، امّا از علّت واقعی باخبر نیستم. به هیچ پزشکی هم مراجعه ننموده‌ام. چند سوال دارم: الف) اگر در بین نماز وضویم باطل شود، تکلیف چیست؟ ب) هرگاه در بین نماز احساس کنم که وضو در شرف باطل شدن است، نماز را می‌شکنم و می‌نشینم که حتی الامکان وضویم حفظ شود. آیا این عمل صحیح است؟ ج) آیا می‌توانم تنها یک بار وضو بگیرم و اگر هم باطل شد، نماز را ادامه دهم؟ د) آیا من مجازم در مواردی که گرفتن مجدّد وضو، منجر به برملا شدن موضوع و رفتن آبرویم جلوی دیگران می‌شود (مسافرت، مهمانی و...) تنها یک بار وضو بگیرم؟ هـ) آیا ممکن است راهی برای برطرف شدن یا کم شدن این حالت پیشنهاد بفرمائید؟

° الف) نماز را ادامه بدهید، نماز شما باطل نمی‌شود.

ب) لازم نیست بنشینید، نماز را ادامه بدهید.

ج)‌ لازم است یک بار وضو بگیرید و اگر باطل شد اهمیّت ندهید، نماز را ادامه بدهید اشکال ندارد.

د)‌ تنها یک بار وضو بگیرید کافی است.

هـ) راه بی‌تفاوتی است و یک بار وضوگرفتن و تجدید نکردن و با آن وضو نماز خواندن.

سؤال169 : در تطهیر مخرج بول با شیلنگ جاری، صرف اتّصال آب به محل خروج بول کافی است یا باید دو بار آب ریخت؟

° یک بار ریختن آب کفایت می‌کند.

سؤال170 : پوست بدن و صورتم بسیار چرب است به طوری که آب روی آن می‌غلطد (بدون کرم و پماد زدن) تکلیف من موقع تطهیر از نجاست چیست؟ آیا باید حتماً صابون بزنم و چربی را بزدایم و بعد آب بکشم یا ریختن آب روی صورت حتی اگر آب ظاهراً به پوست نرسد کافی است؟

° استعمال صابون لازم نیست و با ریختن آب روی صورت کفایت می‌کند.

سؤال171 : اگر قطرات ادرار مستقیماً بر آبی که از شیلنگ می‌آید بریزد آیا آبی که باز می‌گردد و پاشیده می‌شود پاک است یا نجس و اگر نجس است من تاکنون گمان می‌کردم که پاک است و در نتیجه تکلیف نمازهایی که خواندم چه می‌شود؟

° پاک است و گمان شما درست بوده است.

سؤال172 : دختری 34 ساله و مجرد هستم و حدود هشت ماه است که به وسواس در زمینه‌ی طهارت و نجاسات (وضو، نماز، غسل و...) دچار شده‌ام ابتدا مشکلم واقعاً حاد بود اما از وقتی که سؤالاتم را با سایت شما مطـرح کرده‌ام خدا را شکر تا حدودی بهتـرم. و اکنون نیز سؤالاتی دارم که عبارتند از: الف) امروز صبح غسل حیض انجام داده‌ام و اکنون یادم افتاده که شب قبل، چرب‌ کننده برای لب‌هایم استفاده کرده بودم. هر چند همیشه که این کار را انجام می‌دادم و سپس آخر شب‌ها مسواک می‌زدم، پس از اینکه مجدداً لب‌هایم را با دستمال چک می‌کردم، آثاری از چربی مخصوص آن چرب کننده روی لب‌هایم نمی‌ماند. امّا این بار یادم رفت و این کار را نکردم. البته صبح در حمام هم صورتم را صابون زدم اما باز احتمال می‌دهم که مبادا چربی مختصری به جا مانده باشد و غسلم درست نباشد. با توجّه به اینکه همیشه تأکید کرده‌اید که باید نسبت به وسواس بی‌اعتنا بود، جهت انجام غسل مجدد اقدام نکردم اما خواستم باز هم از جانب شما مطمئن شوم که آیا این نگرانی مربوط به وسواسم است یا به جا است و باید غسل مجدّد کنم و نمازهایم را مجدّداً بخوانم؟ ب) در جوابی که به یک وسواسی در مورد مدّت زمان غسل کردن داده بودید دیدم فرموده‌اید که «غسل یا زمان تطهیر نباید بیش از پنج دقیقه طول بکشد.» چطور ممکن است در زمان کمتر از پنج دقیقه غسل کرد و مطمئن بود که سر سوزنی از بدن نشسته نمانده؟ چون غسل من هم بسیار طول می‌کشد که البته سعی کرده‌ام زمانش را کمتر کنم امّا تا الآن در کمتر از بیست یا سی دقیقه نتوانسته‌ام موفّق به این کار شوم. لطفاً مرا راهنمایی کنید.

° الف) غسل شما صحیح بوده است و از سؤال معلوم می‌شود شما هنوز خیلی وسواسی هستید.

ب) اگر معمولی بودید می‌فهمیدید که با پنج دقیقه به خوبی می‌توان غسل کرد. تقاضا دارم بی‌اهمیّت باشید و هرچه می‌توانید زمان را کم کنید. باید کم کنید تا ان شاءالله به پنج دقیقه برسد.

سؤال173: مشکلی دارم که از شما خواهشمند هستم در رفع آن به من کمک کنید. مشکل من که قبلاً هم به نوعی دیگر در قالب سؤالی مطرح کرده‌ام این است که من به خواندن کتاب‌هایی که درمورد زندگی ائمه‌‌ی اطهار( هستند و همچنین به خواندن احادیث و روایات علاقه زیادی دارم ولی هرگاه شروع به خواندن می‌کنم این فکر ناخواسته به سراغم می‌آید که از کجا معلوم که این روایت یا حدیث درست باشد. با اینکه درکلام امام معصوم( هیچ شکّی ندارم و بیشتر شک در این مورد است که از کجا معلوم این روایت درست به دست رسیده باشد شما به من فرمودید که کتب زیادی مورد اعتماد شیعه هستند از جمله اصول کافی که آن را بخوانم. ولی این کتاب چند جلد است و نیز قیمت گرانی دارد و یک مشکل دیگر اینکه شما چون یک کتاب خاص معرّفی کردید شک من در این مورد بیشتر شده و باعث شده به کتب دیگر اعتماد نداشته باشم و حتّی متأسّفانه دامنه‌ی این و سواس بیشتر شده تا جایی که وقتی قرآن می‌خوانم با اینکه می‌دانم و مطمئن هستم که کلام خداست و حق است و هیچ گونه تحریفی در آن صورت نگرفته باز ناخواسته شکّی در دلم پدید می‌آید و باعث رنجش خاطر من می‌شود و دیگر نمی‌توانم به خواندن ادامه دهم لطفاً مرا راهنمایی کنید که با این دو وسواس چه بکنم؟

° شما باید به این فکر اهمّیت ندهید و کتاب و قرآن بخوانید تا ان شاءالله با بی‌اعتنائی این فکر وسواسی شما خوب شود.

سؤال174: من چند وقتی است دچار وسواس شدید شده‌ام به طوری که همه از دست من به تنگ آمده‌اند. این وسواس از وقتی شروع شد که برادرم که با ما زندگی می‌کند صاحب فرزند شد. آنها داخل یکی از اتاق‌های خانه‌ی ما زندگی می‌کنند که تقریباً از ما مجزا می‌باشند. خانم برادرم زیاد روی پاک و نجس بودن حسّاس نمی‌باشد. از این جهت من فکر می‌کنم که همه جا نجس است به طوری که اجازه نمی‌دهم کسی دست به من بزند حتّی مادرم و حتّی فکر می‌کنم چون افراد خانواده دست‌ خود را به بچه می‌گذارند، حتی غذایی که درست می‌کنند، نجس است و از خوردن امتناع می‌کنم یا بلافاصله دهانم را می‌شویم و همه ی این کارها موجب رنجش دیگران شده به طوری که من دائماً در حال دعواکردن با آنها می‌باشم. فکر می‌کنم نمازم قبول نیست و همواره همه چیز نجس می‌باشد. دلم برای همه خانواده‌ام تنگ شده و دلم می‌خواهد مثل همیشه با من رفتار کنند. از بس دست‌ها و پاهای خود را شسته‌ام دیگر پوستم دارد کنده می‌شود. دیگر توانی برایم نمانده است. تنها کسی که می‌تواند به من کمک کند شمایید. دیگر احساس می‌کنم خدا هم من را دوست ندارد، نمازهایم قبول نیست، دعاهایم قبول نیست، فقط من حرف شما را قبول دارم، شما را به خدا قسم می‌دهم من را کمک کنید.

° باید بدون استثناء در همه چیز بی‌اعتنا باشید و آن چه نوشته‌اید پاک بدانید تا خوب شوید.

سؤال175: من مدتی است هنگامی که به دستشویی می‌روم دچار وسواس شده‌ام و همیشه احساس می کنم بول به بدن و لباسم پاشیده شده و من همیشه بدن و لباسم را آب می‌کشم و این باعث ایجاد مشکلات زیادی برای من شده است. می‌خواستم بپرسم با توجه به اینکه می‌فرمایید فرد وسواسی نباید به یقین خود اعتنا کند، هنگامی که احساس می‌کنم بول به بدن و لباسم پاشیده شده نباید اعتنا کنم و بنا را بر پاکی قرار دهم یا باید مانند گذشته بدن و لباسم را آب بکشم؟ لطفاً با راهنمایی خود مرا از این وسواس دردناک و سخت آزاد کنید.

° باید اهمیّت ندهید و کلیّه‌ی اینها پاک است و آب کشیدن لازم نیست و باید بی‌تفاوت باشید تا خوب شوید.

سؤال176: شخصی است که دچار یک حالتی می‏شود که گویی کسی در مغزش مرتّب به او دستور اعمال نیک و مستحب می‏دهد و او هم که حال انجام آن اعمال را ندارد، بر اثر اصرار انجام می‏دهد. ولی می‏ترسد که آن وسواس باشد. از طرفی هم می‏ترسد اگر انجام ندهد از ثواب آن محروم شود و در سر دو راهی مانده است. شما چه می‏فرمایید؟

° حتماً باید بداند وسوسه‌ی فکری است و باید بی اعتنائی کند تا از سرش بیفتد.

سؤال177: بنده همیشه نمازم را به چند صورت مختلف می‏خواندم (مثلاً به جای سوره‌ی توحید یک سوره‌ی دیگر می‏خواندم) و برای جمع‌تر شدن حواس، ترجمه‌ی آن را هم به چند صورت مختلف ادبی در ذهنم می‏خواندم. ولی اخیراً دچار تردید در نوع انتخاب نماز و ترجمه می‏شوم و برای اینکه وسواس نباشد فوراً یک طرف را انتخاب کرده و می‏خوانم ولی این حالت برطرف نمی‏شود و بارها دچار آن شده و حواسم پرت می‏شود . الف) آیا باید قبل از نماز تصمیم بگیرم و اگر دچار تردید شدم به همان تصمیم عمل کنم؟ ب) در مستحبّات هم دچار همان حالت می‏شوم. مثلاً فلان ذکر را بگویم یا نگویم و یا اینکه کدام را زودتر بگویم. اگر از قبل تصمیم گرفتم مثلاً شب صد صلوات بفرستم ولی موقع آن که شد حال نداشتم و یا میل داشتم بیشتر بگویم چطور رفتار کنم؟

° در کلّیه‌ی آنچه نوشته‌‌اید و نظائر آن باید بی‌تفاوت باشید تا هرچه زودتر این وسوسه‌ی فکری شما رفع شود و اگر بی‌تفاوت نشدید، بدانید وسوسه‌ی فکری به سراغ شما می‌آید و متمرکز می‌شود و شما را بیچاره در دنیا و آخرت خواهد کرد.

سؤال178: در سن 16سالگی غسل جنابت بر من واجب شده بود، ولی من اصلاً نمی‌دانستم که باید غسل کنم و حالا که تقریباً 4 سال می‌شود، فهمیدم که باید غسل می‌کردم. می‌خواستم بدانم نمازها و روزه‌هایی که در این چند سال به جا آورده‌ام باطل است یا خیر؟

° اگر غسلی در آن مدت کرده باشید از غسل جنابت که بر ذمّه‌ی شما بوده است کفایت می‌کند و اگر اصلاً غسل نکرده‌اید روزه‌های شما صحیح است و نمازها را باید قضا کنید.

سؤال179: وقتی در خیابان راه می‌روم یا با همکاران صحبت می‌کنم و...، از من ترشّحی خارج می‌شود و فکر وسواسی به من می‌گوید که لذت جنسی برده‌ام و باید غسل جنابت کنم. لطفاً مرا راهنمایی کنید.

° باید غسل نکنید و آن ترشّحات پاک است و غسل ندارد.

سؤال180: من یک پسر 23 ساله هستم و متأسفانه زهر چشم خیلی زود در من اثر می‌کند و وقتی هم چشم می‌خورم روی روح و روانم اثر می‌گذارد و خیلی زود عصبانی می‌شوم یا احساس سرخوشی کاذب به من دست می‌دهد و یا برعکس ناامید می‌شوم و روی کوچکترین مسائل زندگی حسّاس می‌شوم. در کل احساس خوبی ندارم. من این مشکل را از بدو تولّد داشته‌ام. مادرم می‌گوید وقتی چشم می‌خوردم شروع به گریه و بی‌قراری می‌کردم و طبق رسم و رسوم برایم تخم مرغ می‌شکانده و به اسم آن شخصی که من را چشم‌زده بوده تخم مرغ شکسته می‌شده است. متأسّفانه من این مشکل را هنوز هم دارم و تا تخم مرغ به اسم شخصی که من را چشم‌زده شکسته نشود روح و روانم در عذاب است. حتی به خاطر این مسئله به یک دکتر روانپزشک مراجعه کردم و مقداری دارو برایم تجویز کرد که متأسّفانه بعد از مصرف بهبود نیافتم. مدّتی نیز آیه‌ی نظر که در قرآن هست را همراه خودم حمل می‌کردم که باز هم جواب نگرفتم و همچنان این مشکل من را عذاب می‌دهد. وقتی که چشم می‌خورم فکرم خوب کار نمی‌کند و حتّی تصمیم‌گیری‌های من غلط می‌شود. شما بفرمایید باید چه کنم؟

° شما وسوسه‌ی فکری دارید و توهّم‌ها و تخیّل‌ها روی شما اثر می‌گذارد و باید با بی‌اعتنایی مشکل خود را حل کنید و حتماً با این دارو که داروی منحصر بفرد برای درد شما است خوب می‌شوید. و از نماز اوّل وقت در مسجد با جماعت و از زیاد قرآن خواندن کمک بگیرید.

سؤال181: دختر جوانی هستم که مبتلا به جوش صورت می‌باشم و مواقعی این جوش‌ها خون می‌افتد. به خصوص بعضی از مواقع که می‌خواهم وضو بگیرم و نماز بخوانم متوجّه می‌شوم که یکی از این جوش‌ها خون افتاده و آن‌قدر صبر می‌کنم که دیگر یک سرسوزن از این خون باقی نماند و بعد وضو بگیرم. چون می‌ترسم حتّی اگر به مقدار یک سرسوزن خون باقی باشد، آبی که جهت وضو به صورتم می‌زنم موجب پخش شدن خون شود، آیا این همه حسّاسیت لازم است؟ چون باعث می‌شود که از نماز اول وقت بگذرد و حتّی یک روز موجب قضا شدن نماز صبح من شد و این موضوع اعصاب من را به هم ریخته و موجب آزار من شده است. لطفاً راهنمایی فرمایید.

°باید حسّاس نباشید و به طور متعارف که عمل کنید کفایت می‌کند.

سؤال182: می‌خواستم بدانم آیا از زن در هنگام جنب شدن (اوج لذت) ترشّح و مایع نجسی خارج می‌شود یا خیر؟ می‌دانم که غسل جنابت بر زن نیز واجب می‌شود، اما می‌خواهم بدانم که خود بدن و لباس به‌ واسطه‌ی مایعی که خارج می‌شود نجس است یا اصلاً مایع نجسی از زن خارج نمی‌شود؟

° مایع نجسی غیر از بول از زن خارج نمی‌شود.

سؤال183: متأسفانه ظاهر و باطن من تفاوت زیادی دارد. نزد دیگران به خوبی مشهورم ولی در خلوت گناهکار می‌باشم. یکی از مسائلی که از آن رنج می‌برم، خلوص و ریا است و از این که ظاهر و باطنم یک دنیا با هم فرق دارند رنج می‌برم. اما هنوز سعی می‌کنم کارهای خوبی را در خلوت انجام دهم. خیلی از کارها را که در تنهایی انجام می‌دهم همین که تمام می‌شود و می‌بینم که کسی مرا ندیده خوشحال می‌شوم اما در عین حال گاهی که کسی که مرا می‌بیند نیز خوشحال می‌شوم. گاه وسوسه‌هایی در دلم خطور می‌کند که ممکن است نتوانم در عبادت خصوصاً در نماز خلوص داشته باشم. از این جهت به شدّت ناراحت شده و نماز را با حالتی توأم با ناراحتی اعاده می‌کنم. نماز خواندن در جلوی مردم یا در جماعت برای من تبدیل به عذاب شده است. دوست دارم در گوشه‌ای خلوت و به دور از جماعت نماز بخوانم. اکنون قرار است که به حج بروم. شنیده‌ام که طواف نساء مهم است و از الآن نگران نماز طواف نساء هستم. باید بگویم که تا اندازه‌ای هم وسواسی هستم. جائی گفته بودید که دعای وسواسی مستجاب نمی‌شود. من فکر می‌کنم از اولیای شیطان هستم. کمکم کنید.

° شما خوب بوده و الان هم خوبید و امید دارم به مرور زمان با تقیّد شما به ظواهر شرع، خوب‌تر شوید. فقط شما درد وسواسی دارید که باید این درد را معالجه کنید و الاّ در خطر بزرگی هستید. و دوای درد شما بی‌تفاوتی به آن چه نوشته‌اید است. مثلاً راجع به ریا اصلاً فکرش را نکنید. گرچه عمل را کسی ببیند و شما خوشحال شوید. شما حج را به طور متعارف نظیر مردم به‌جا آورید و هیچ فکر ریا و امثال اینها را نکنید. ان شاءالله خداوند حجّ شما را قبول می‌کند و با دعای مستجاب شده بر می‌گردید. بلی اگر به این گونه فکرها اهمیّت بدهید، خداوند دعای شما را مستجاب نمی‌کند. به امید آن که شما با بی‌اعتنائی خود را خوب کنید و با حجّ صحیح و دعای مستجاب شده برگردید.

سؤال184: اگر کسی فراموش کند که لباس نجسش را تطهیر کند و چندین روز با همین لباس نجس نماز بخواند حکمش چیست؟

° باید نمازها را قضا کند، ولی اگر از اوّل نمی‌دانسته که لباس یا بدنش نجس است و نماز خوانده، قضا ندارد.

سؤال185: وقتی ده روز حیض تمام شد، اگر ترشّحاتی که بعد از این ده روز می‌بینیم زردرنگ باشد، آیا حکم استحاضه را دارد؟ و نیز اگر قبل از ده روز چنین موردی را مشاهده کنیم، آیا حکم حیض را دارد یا خیر؟

° هر چه زرد رنگ است، هر موقع بیرون بیاید پاک است و غسل ندارد و تطهیر آن هم لازم نیست.

سؤال186: وقتی غسل واجب انجام می‌شود، بعد از غسل متوجّه می‌شویم قبلاً تاولی روی دستمان بوده که خوب شده، اما پوست آن را نکنده‌ایم. آیا غسل صحیح است؟

° غسل صحیح است.

سؤال187: اگر آب همه چیز را پاک می‌کند و بهترین پاک‌کننده است، چرا ظرف‌ها و لباس‌ها بدون استفاده از موادِّ شوینده و با آب پاک نمی‌شوند و چربی و بو در آنها باقی است؟ همچنین چرا پزشکان این‌قدر روی شستن دست‌ها با آب و صابون برای جلوگیری از انتقال میکروب و ویروس‌ها تأکید دارند، آیا آنها اشتباه می‌کنند؟

° بین کثیف بودن و وجود نجاست فرق است و ما باید هر دو را مراعات کنیم.

سؤال188: اگر مایع منی روی دست انسان بریزد و سپس در اثر تماس دست با شیر آب عین نجاست منتقل شود و پس از شیر آب مجدّدا عین نجاست به جسم سوّمی منتقل شود یا در مرحله‌ی دوّم به بعد در عین نجس بودن یا نبودن آن شک داشته باشیم آیا مصداق متنجّس سوّم را دارد؟ با توجّه به این که رطوبتی هم بین عین نجس و متنجّس وجود داشته باشد یا نداشته باشد، آیا باز هم حکم متنجّس سوّم مصداق دارد؟

° متنجّس در وقتی پیدا می‌شود که عین نجس از بین رفته باشد و در فرض مذکور، تا عین نجس است متنجّس نیست، بلکه عین نجس است و وقتی عین نجس زائل شد متنجس پیدا می‌شود. و از مسئله فهمیده می‌شود شما وسواسی هستید اگر چنین است اعتنا به این‌گونه چیزها نکنید تا خوب شوید.

سؤال189 : آیا متعلّقات و فضولات حیواناتی مانند گربه، موش، سوسک، مارمولک و... که در خانه‌ها وجود دارد، نجس است؟

° آنکه خون جهنده دارد نظیر موش و گربه، نجس است و آنکه خون جهنده ندارد نظیر سوسک پاک است.

سؤال190 : چنین معروف است که (بلند بودن موی زیر ناف و سبیل موجب نجاست بدن و دهان است) آیا این عقیده صحیح است؟

° صحیح نیست، ولی کوتاه کردن آن مستحب است.

سؤال191 : اگر سکّه‌ای که نام و لقب اهل بیت (ع) روی آن حک شده (مانند سکّه‌ی ده تومانی) در توالت بیفتد، چه باید کرد؟ اگر نتوان آن را خارج کرد وظیفه چیست؟

° اگر به طور متعارف نتوان بیرون آورد حتّی قرآن کریم، وظیفه‌ای نیست؛ حتّی رفتن در آن توالت جایز است.

سؤال192 : هنگام استفاده از آبِ تشت برای غسل جنابت، اگر آب از بدن به تشت بریزد، آیا آب داخل تشت نجس است؟

° پاک است.

سؤال193 : در صورت شنا در استخرهایی که به بول آلوده است، آیا بدن نجس می‌شود؟

° نمی‌شود.

سؤال194 : آیا باطن بدن (مانند دهان، چشم و بینی) با اصابت شیء نجس، نجس می‌شوند و باید آن‌ها را آب کشید؟

° لازم نیست آن‌ها را تطهیر کرد.

سؤال195 : آیا مواد دارویی که ساخته‌ی دستِ غیر مسلمان است و یا از خارج وارد می‌شود نجس است؟

° پاک است.

سؤال196 : آیا نجس‌شدن قسمتی از میوه(مانند خیار، هندوانه، سیب و...) باعث نجاست بقیه‌ی میوه می‌شود؟

° سرایت نیست و پاک است.

سؤال197 : اگر گوشه‌ای از محوطه‌ی بزرگی که همه‌ی آن خیس است نجس شد، آیا باید به نجاست همه‌ی آن حکم کرد؟ و لطفاً بیان فرمایید ملاک رطوبت در سرایت چیست؟

° ملاک در سرایت آب داشتن است که از متنجس سرایت کند و اگر نم باشد سرایت نیست و در فرض مذکور محوطه کوچک هم باشد سرایت نیست.

سؤال198 : اگر زمینی راه خروج آب نداشته و امکان جمع کردن آب در محلّی نباشد روش تطهیر آن با آب قلیل را بیان فرمایید؟

° آب مسلّط بر آن شود بعد رفع عین نجاست غساله‌ی آن را با پارچه‌ای بگیرند و دو مرتبه آب را مسلط بر آن کنند زمین و غساله‌ی دوّم هم پاک است. بلکه در غیر بول تسلّط آب بر آن بعد از رفع نجاست آن و غساله‌اش پاک است.

سؤال199 : به دلیل عدم آگاهی نسبت به مسائل طهارت و نجاست، تا به حال لباس، بدن، فرش و دیگر متعلّقاتِ زندگی خود را اشتباه تطهیر می‌کردم، وظیفه‌ام نسبت به گذشته چیست؟

° وظیفه نسبت به گذشته ندارید و نسبت به آینده اگر وسواسی نیستید طبق رساله‌ی توضیح المسائل عمل کنید و اگر وسواسی هستید تسامح و تساهل کنید تا ان‌شاء‌الله خوب شوید.

سؤال200: توبه از وسواس چگونه محقّق می‌شود؟

توبه از این گناه، پشیمانی از گذشته و دست برداشتن از وسواس و تصمیم به ترک آن در آینده و استغفار از درگاه الهی است.

منابع و مأخذ

1. قرآن کریم
2. الأمالی، محمد بن على بن حسین بن بابویه قمى معروف به شیخ صدوق (ت 381 ه‍ ق)، انتشارات کتابخانه اسلامیه، 1362 ه‍ ش.
3. تفسیر القمى، ‏ابو الحسن على بن ابراهیم بن هاشم قمى (ت 307 ه‍ ق)، قم، مؤسسه دار الکتاب، 1404 ه‍ ق. ‏
4 تفصیل وسائل الشیعة إلى تحصیل مسائل الشریعة، محمد بن حسن بن على بن محمد بن حسین معروف به شیخ حر عاملى (ت 1104 ه‍ ق)، قم، مؤسسة آل البیت لإحیاء التراث، الطبعة الأولی، 1409 ه‍ ق.
5 تهذیب الأحکام، ابوجعفر محمد بن حسن الطوسى (ت ‏460 ه‍ ق)، تحقیق: سید حسن الموسوی الخرسان، تهران، دار الکتب الإسلامیه، الطبعة الرابعة، 1365 ه‍ ش.
6 شرح نهج البلاغة، ابو حامد عبد الحمید بن هبة الله بن ابى الحدید المعتزلى (ت 656 ه‍ ق)، تحقیق: محمد ابوالفضل ابراهیم، قم، انتشارات کتابخانه آیت الله مرعشى، 1404 ه‍ ق. ‏ ‏
7 العروة الوثقى، السید محمد کاظم بن عبد العظیم الطباطبائی‏ الیزدی (ت 1337 ه‍ ق)، تحقیق و تصحیح: أحمد المحسنی السبزواری، قم، مؤسسة النشر الإسلامی التابعة لجماعة المدرسین، ‏الطبعة الأولى، 1419 ه‍ ق.‏
8 عیون أخبار الرضا %، محمد بن على بن حسین بن بابویه قمى معروف به شیخ صدوق (ت 381 ه‍ ق)، انتشارات جهان‏، 1378 ه‍ ق. ‏
9 الکافی، محمد بن یعقوب بن اسحاق الکلینى الرازى (329 ه‍ ق)، تهران، دار الکتب الإسلامیة، 1365 ه‍ ش.
10. کمال ‏الدین و تمام النعمة، محمد بن على بن حسین بن بابویه قمى معروف به شیخ صدوق (ت 381 ه‍ ق)، قم، دار الکتب الإسلامیه، الطبعة الثانیة، 1395 ه‍ ق.
11. مسکّن الفؤاد عند فقد الأحبة و الأولاد، زین الدین بن على بن احمد عاملى جبعى معروف به شهید ثانى‏ (ت 966 ه‍ ق)، قم، انتشارات کتابخانه‌ی بصیرتى، [بی‌تا].
12 من لا یحضره الفقیه، محمد بن على بن حسین بن بابویه قمى معروف به شیخ صدوق (ت 381 ه‍ ق)، تحقیق: علی اکبر غفاری، قم، انتشارات جامعه مدرسین، الطبعة الثالثة، 1413 ه‍ ق.
13. نهج البلاغة، گردآوری: ابو الحسن محمد بن حسین الموسوى البغدادى معروف به سید رضى (ت 406 ه‍ ق)، تحقیق: صبحی صالح، قم، انتشارات دار الهجرة، [بی تا].




نوشته شده توسط ابراهیم خندان
بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم

محبّ المهدی

گفتم شبی به مهدی اذن نگاه خواهم ... گفتا که من هم از تو ترک گناه خواهم ...

محبّ المهدی

در این وبلاگ، دغدغه های روزمره من را در حوزه های مختلف علوم انسانی و اسلامی خواهید خواند ... .

وسواس

شنبه, ۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۲، ۰۱:۴۳ ب.ظ

وسواس چیست ؟

وسواس عبارت است از تکرار بدون اراده افکار ناخوشایند . اگر چه فرد می فهمد که این افکار نامناسب وغیر عادی است لیکن قادر به دور کردن آنهانیست . وسواس تا اندازه ای در همه افراد بشروجود دارد ومظاهر آن در شک و تردید،عدم قدرت در تمرکز فکری ، فراموشی و گاهی کم خوابی دیده می شود .

وسواس هنگامی غیر عادی محسوب می شود که شخص مبتلا به آن می فهمد که فکری که او را به خود مشغول کرده بسیار قوی است و سعی می کند که آنرا از خود دور سازد ولی چون قادر نیست احساس می نماید که فکر مذکور بر او مسلط شده است .

وسواس یک ایده، فکر، تصور، احساس یا حرکت مکرر یا مضر که با نوعى احساس اجبار و ناچارى ذهنى و علاقه به مقاومت در برابر آن همراه است. بیمار متوجه بیگانه بودن حادثه نسبت‏به شخصیت‏خود بوده از غیر عادى و نابهنجار بودن رفتار خودآگاه است.روانشناسان وسواس را نوعى بیمارى از سرى نوروزهاى شدید مى‏دانند که تعادل روانى و رفتارى را از بیمار سلب و او را در سازگارى با محیط دچار اشکال مى‏سازد و این عدم تعادل و اختلال داراى صورتى آشکار است.
روانکاوان نیز وسواس را نوعى غریزه واخورده و ناخودآگاه معرفى مى‏کنند و آن را حالتى مى‏دانند که در آن، فکر، میل، یا عقیده‏اى خاص، که اغلب وهم‏آمیز و اشتباه است آدمى را در بند خود مى‏گیرد، آنچنان که حتى اختیار و اراده را از او سلب کرده و بیمار را وامى‏دارد که حتى رفتارى را برخلاف میل و خواسته‏اش انجام دهد و بیمار هرچند به بیهودگى کار یا افکار خودآگاه است اما نمى‏تواند از قید آن رهایى یابد.

وسواس به صورتهاى مختلف بروز مى‏کند و در بیمار مبتلاى به آن این موارد ملاحظه مى‏شود :
اجتناب؛ تکرار و مداومت؛تردید؛شک در عبادت؛ترس؛دقت و نظم افراطى؛اجبار و الزام؛احساس بن بست؛عناد و لجاجت.
علائم دیگر:

در مواردى وسواس بصورت، خود را در معرض تماشا گذاردن، دله دزدى، آتش زدن جایى، درآوردن جامه خود، بیقرارى، بهانه‏گیرى، بى‏خوابى، بدخوابى، بى‏اشتهایى،… متجلى مى‏شود آنچنانکه به اطرافیانش این احساس دست مى‏دهد که نکند دیوانه شده باشد.

اشخاصی که مبتلا به وسواس هستند اعتماد به نفس ندارند و خود را موجودی بی ارزش و ناچیز می شمارند. ولی چون نمی توانند افکار وسواس را دور اندازند. بیشتر احساس مقاومت می کنند.

اینگونه افراد معمولا بسیار تکامل جو می باشند.  لیستی از علائم و مقیاس های درجه بندی در اینجا آورده شده است که برای تشخیص اختلالات روانی وسواس فکری عملی کمک خواهد کرد. ولی هیچ لیستی کلی نمی تواند چنین کاری انجام دهد، شما باید با پزشک خود یا یک  روانشناس مشورت کنید تا اطمینان یابید.
اختلالات دیگر از جمله افسردگی و اضطراب می توانند تا حدودی مشکلات مشابهی را با عث شود.پس اگر شما بعضی ازاین علائم را دارا هستید،حتما بدان معنی نیست که بیماری شما اختلال روانی وسواس فکری –عملی است . 

بنابراین مهمترین سوالی که شما باید بپرسید این است که آیا افکار، عادتها سد راه زندگی شغلی، زندگی اجتماعی یا زندگی خصوصی شما هستند؟
مقیاس وسواس فکری-عملی

مواردی که ذیلا می آیند مقیاس اندازه گیری شدت وسواس فکری عملی است که معمولا در کلینیک ها اندازه گیری میشود. بهبود آن معمولا با درمان انجام می شود گر چه علائم بیماری شخص به مرور زمان ممکن است تغییر یابد.
جزئی
شخص مدت کوتاهی را برای مقاومت در برابر علائم صرف می کند و تقریبا هیچ گونه تداخلی در فعالیت های روزمره وجود ندارد.
رفتار وسواس فکری –عملی غیر قابل تشخیص درمعاینات بالینی
علائم ملایم بوده و قابل توجه برای خود شخص و برای بیننده  می باشد و باعث تداخل ملایمی در زندگی شخص می شود که شاید مدت زمان کوتاهی در مقابل آنان ایستادگی شود. علائم به آسانی برای دیگران قابل تحمل هستند.
رفتار وسواس فکری-عملی کلینیکی
علائم تداخل مشخصی با زندگی معمولی دارند، شخص انرژی زیادی را برای مقاومت و کمک گرفتن از دیگران صرف می کند تا امور زندگی روزمره ی خود را بگذراند
رفتار وسواس فکری- عملی شدید
علائم بیماری در این مرحله عاجز کننده و مداخله گرند. فعالیت روزمره یک کشمکش فعال است شخص شاید تمام وقت خود را برای ایستادگی در برابر علائم صرف کند وکمک زیادی را از اطرافیان برای ایفای وظیفه ی خود جلب نماید.
رفتار وسواسی فکری –عملی بسیار شدید
علائم کاملا فلج کننده هستند شخص نظارت مستقیمی را در اموری مانند خوردن، خوابیدن وغیره نیاز دارد. حتی جزئی ترین تصمیم گیری ها یا جزئی ترین فعالیت ها حمایت پرسنل را طلب   می کند این شدید ترین حالت است .
اگر شما خود را در شماره ی ۷ یا بالاتر از آن قیاس کرده اید بهتر است مشورتی با یک روانپزشک یا روانشناس داشته باشید ولی اگر با موفقیت علائم خود را می توانید کنار بگذارید. یک مشاور شاید به شما کمک کند نحوه ی زندگی خود را بهتر نمایید. 

انواع وسواس:

وسواسهایى که تمام فکر و اندیشه افراد را تحت تاثیر قرار داده و احاطه‏شان مى‏کند معمولا بصورتهاى زیر است:
وسواس فکرى:
این وسواس بصورتهاى مختلف خود را نشان مى‏دهد که برخى از نمونه‏هاى آن بشرح زیر است:
اندیشه درباره بدن:
بدین گونه که بخشى مهم از اشتغالات ذهنى و فکرى بیمار متوجه بدن اوست. او دائما به پزشک مراجعه مى‏کند و در صدد به‏دست آوردن دارویى جدید براى سلامت‏بدن است.
رفتار حال یا گذشته:
مثلا در این رابطه مى‏اندیشد که چرا در گذشته چنین و چنان کرده؟ آیا حق داشته است فلان کار را انجام دهد یا نه؟ و یا آیا امروز که مرتکب فلان عملى مى‏شود آیا درست مى‏اندیشد یا نه؟ تصمیمات او رواست‏یا ناروا ؟
در رابطه با اعتقادات: زمانى فکر وسواسى زمینه را براى تضادها و مغایرت‏هاى اعتقادى فراهم مى‏سازد. مسایلى در زمینه حیات و ممات، خیر و شر، وجود خدا و پذیرش یا طرد مذهب ذهن او را بخود مشغول مى‏دارد.
اندیشه افراطى:
زمانى وسواس در مورد امرى بصورت افراط در قبول یا رد آن است‏با اینکه بیمار خلاف آن را در نظر دارد ولى بصورتى است که گویى اندیشه مزاحمى بر او مسلط است که او را ناگزیر به دفاع از یک اندیشه غلط مى‏سازد، از آن دفاع و یا آن را طرد مى‏کند بدون اینکه آن مساله کوچکترین ارتباطى با زندگى او داشته باشد; مثلا در رابطه با دارویى عقیده‏اى افراطى پیدا مى‏کند بگونه‏اى که طول عمر، بقاى زندگى و رشد خود را در گرو مصرف آن دارو مى‏داند، اگرچه در اثر مصرف به چنان نتیجه‏اى دست نیابد.
۲- وسواس عملى:
وسواس عملى به شکلهاى گوناگون خود را بروز مى‏دهد که ما به نمونه‏ها و مواردى از آن اشاره مى‏کنیم :
شستشوى مکرر: مردم بر حسب عادت تنها همین امر را وسواس مى‏دانند و این بیمارى در نزد زنان رایجتر است.
رفتار منحرفانه:
جلوه آن در مواردى بصورت دزدى است و این امر حتى در افرادى دیده مى‏شود که هیچ‏گونه نیاز مادى ندارند.
دقت وسواسى:
نمونه‏اش را در منظم کردن دگمه لباس و… مى‏بینیم و وضعیت فرد بگونه‏اى است که گویى از این امر احساس آرامش مى‏کند.
شمردن:
شمردن و شمارش‏ها در مواردى مى‏تواند از همین قبیل بحساب آید مثل شمردن نرده‏ها با اصرار بر این که اشتباهى در این امر صورت نگیرد.
راه رفتن:
گاهى وسواس‏ها بصورت راه رفتن اجبارى است. شخص از این سو به آن سو راه مى‏رود و اصرار دارد که تعداد قدمها معین و طبق ضابطه باشد. مثلا فاصله بین دو نقطه از ده قدم تجاوز نکند و هم از آن کمتر نباشد.
۳- وسواس ترس:
صورتهاى ترس وسواسى عبارت است از: ترس از آلودگى – ترس از مرگ – ترس از دفع – ترس از محیط محدود – ترس از امرى خلاف اخلاق – ترس از تحقق آرزو.
۴- وسواس الزام:
در این نوع وسواس نمى‏تواند خود را از انجام عمل و یا فکرى بیرون آورد و در صورت رهایى از آن فکر و خوددارى از آن عمل موجبات تنش در او پدید خواهد آمد.
وسواس در چه کسانی بروز می کند؟
الف) در رابطه با سن
تجارب حیات عادى افراد نشان مى‏دهد که وسواس همگام با بلوغ و در غلیان شهوت در افراد پایه گرفته و تدریجا رشد مى‏کند. اگر در آن ایام شرایط براى درمان مساعد باشد بهبودهاى نسبى و دوره‏اى پدید مى‏آید وگرنه بیمارى سیر مداوم و رو به رشد خود را خواهد داشت تا جایى که خود بیمار به ستوه مى‏آید.
ب) در رابطه باهوش:
بررسیهاى علمى نشان داده‏اند که وضع هوشى آنها در سطحى متوسط و حتى بالاتر از حد متوسط است. وسواسى‏هایى که داراى هوش اندک و یا با درجه ضعیف باشند بسیار کمند بر این اساس رفتار آنها نباید حمل بر کم‏هوشى شان شود.
ج) در رابطه با اعتقاد:
د) در رابطه با شخصیت و محیط:
تجارب نشان داده‏اند آنهایى که در زندگى شخصى حساس‏ترند امکان ابتلایشان به بیمارى وسواس بیشتر است و غلبه وسواس بر آنها زیادتر است. در بین فرزندانى که والدینشان معمولا محکومشان مى‏کنند این بیمارى بیشتر دیده مى‏شود.
پاره‏اى از تحقیقات نشان داده‏اند که شخصیت والدین و حتى صفات ژنتیکى، روابط همگن خویى و محیطى در این امور مؤثرند بهمین نظر وسواس در بین دوقلوهاى یکسان بیشتر دیده مى‏شود تا در دیگران، اگر چه ریشه‏هاى اساسى و کلى این امر کاملا مشهود نیست.
مساله شخصیت را اگر با دامنه‏اى وسیعتر مورد توجه قرار دهیم خواهیم دید که این امر حتى در برگیرنده افراد و اشخاص از نظر جوامع هم خواهد بود. وسواس بر خلاف بیمارى هیسترى است که اغلب در جوامع عقب نگهداشته شده دیده مى‏شود، در جوامع بظاهر متمدن و پیشرفته و حتى در بین افراد هوشمند هم بمیزانى قابل توجه دیده مى‏شود.
ریشه‏هاى خانوادگى وسواس
در مورد ریشه و سبب این بیمارى مطالب بسیارى ذکر شده که اهم آنها عبارتند از وراثت، شخصیت زیر ساز یا الحاقى، وضع هوشى، عوامل اجتماعى، عوامل خانوادگى، عوامل اتفاقى، رقابت‏ها، منع‏ها و… که ما ذیلا به مواردى از آن اشاره مى‏کنیم.
الف) وراثت:
تحقیقات برخى از صاحبنظران نشان داده است که حدود چهل درصد وسواسیها، این بیمارى را از والدین خود به ارث برده‏اند، اگرچه گروهى دیگر از محققان جنبه ارثى بودن آن را محتمل دانسته و قایل شده‏اند، انتقال زمینه‏هاى عصبى مى‏تواند ریشه و عاملى در این راه باشد.
ب) تربیت :
در این مورد مباحثى قابل ذکرند که اهم آنها عبارتند از:
۱- دوران کودکى:اعتقاد گروهى از محققان این است که پنجاه درصد وسواس‏هاى افراد در سنین جوانى و پس از آن از دوران کودکى پایه‏گذارى شده و تاریخچه زندگى آنها حاکى از دوران کودکى ویژه‏اى است که در آن کشمکش‏ها و مقاومت‏ها و سرسختى‏هاى فوق العاده وجود داشته و کودک در برابر خواسته‏هاى بزرگتران تاب مقاومت نداشته است.
۲- شیوه تربیت:در پیدایش گسترش وسواس براى شیوه تربیت والدین نقش فوق العاده‏اى را باید قایل شد. بررسیها نشان مى‏دهد مادران حساس و کمال جو بصورتى ناخودآگاه زمینه را براى وسواسى شدن فرزندان فراهم مى‏کنند و مخصوصا والدینى که رفتار طفل را بر اساس ضابطه خود بصورت دقیق مى‏خواهند و انعطاف پذیرى کمترى دارند در این رابطه مقصرند. تربیت‏خشک و مقرراتى در پیدایش و گسترش این بیمارى زیاد مؤثر است. نحوه از شیر گرفتن کودک بصورت ناگهانى، گسترش آموزش مربوط به نظافت و طهارت و کنترل کودک در رفتار مربوط به نظم و تربیت و دقت او هم در این امر مؤثر است.
۳- تحقیر کودک:عده‏اى از بیماران وسواسى کسانى هستند که دائما این عبارت به گوششان خورده است که: آدم بى عرضه‏اى هستى، لیاقت ندارى، در خور آدم نیستى، بدرد زندگى نمى‏خورى… و از بابت عدم لیاقت‏خود توسط والدین، مربیان، خواهران، و برادران ارشد رکوفت‏شنیده و تنبیه شده‏اند. این گونه برخوردها بعدا زمینه را براى ناراحتى عصبى و یا وسواس آنها فراهم کرده است.
۴- ناامنى‏ها:پاره‏اى از تحقیقات نشان داده‏اند برخى از آنها که دوران حیات کودکى آشفته‏اى داشته و با ترس و نا امنى همساز بوده‏اند بعدها به چنین بیمارى دچار شده‏اند. آنها در مرحله کودکى وحشت از آن داشته‏اند که نکند کار و رفتارشان مورد تایید والدین و مربیان قرار نگیرد. اینان در دوران کودکى براى راضى کردن مربیان خود مى‏کوشیدند و سعى داشته‏اند که دقتى افراطى درباره کارهاى خود روا دارند و در همه مسائل، با باریک‏بینى و موشکافى وارد شوند.
۵- منع‏ها:گاهى وسواس فردى بزرگسال نشات گرفته از منع‏هاى شدید دوران کودکى و حتى نوجوانى و جوانى است. مته بر خشخاش گذاردن والدین و مربیان، ایرادگیریهاى بسیار، توقعات فوق العاده از زیر دستان، اگر چه ممکن است کار را برطبق مذاق خواستاران پدید آورد معلوم نیست عاقبت‏خوش و میمونى داشته باشد.
۶- خانواده افراد وسواسى: بررسیها نشان داده‏اند:
- اغلب وسواسى‏ها والدین لجوج داشته‏اند که در وظیفه خواهى از فرزندان سماجت‏بسیار نشان مى‏داده‏اند.
- ایرادگیر و عیبجو بوده‏اند اگر مختصر لغزشى از فرزندان خود مى‏دیدند، آن را به رخ فرزندان مى‏کشیدند.
- خسیس و ممسک بوده‏اند به طورى که کودک براى دستیابى به هدفى ناگزیر به شیوه‏اى اصرارآمیز بوده است و بالاخره افرادى کم گذشت، طعنه زن، ملامتگر، بوده‏اند و کودک سعى مى‏کرده خود را در حضور آنها دائما جمع و جور کند تا سرزنش نشود. (۶)
درمان :
براى درمان مى‏توان از راه و رسم‏ها و وسایل و ابزارى استفاده کرد که یکى از آنها تغییر محیطى است که بیمار در آن زندگى مى‏کند.
۱- تغییر آب و هوا: دور ساختن بیمار از محیط خانواده و اقامت او در یک آسایشگاه و واداشتن او به زندگى در یک منطقه خوش آب و هوا براى تخفیف اضطراب و درمان بیمار اثرى آرامش بخش دارد و این امرى است که اولیاى بیمار مى‏توانند به آن اقدام کنند.
۲- تغییر شرایط زندگى:از شیوه‏هاى درمان این است که زندگى بیمار را در محیطى دیگر بکشانیم و وضع او را تغییر دهیم. او را باید به محیطى کشاند که در آن مساله حیات سالم و دور از اغتشاش و اضطراب مطرح باشد و بناى اصلى شخصیت او از دستبردها دور و در امان باشد بررسیهاى تجربى نشان مى‏دهند که در مواردى با تغییر شرایط زندگى و حتى تغییر خانه و محل کار و زندگى بهبود کامل حاصل مى‏شود.
۳- ایجاد اشتغال و سرگرمى:تطهیرهاى مکرر و دوباره‏کارى‏ها بدان خاطر است که بیمار وقت و فرصتى کافى براى انجام آن در خود احساس مى‏کند و وقت و زمانى فراخ در اختیار دارد. بدین سبب ضرورى است در حدود امکان سرگرمى او زیادتر گردد تا وقت اضافى نداشته باشد. اشتغالات یکى پس از دیگرى او را وادار خواهد کرد که نسبت‏به برخى از امور بى‏اعتماد گردد، از جمله وسواس.
۴- زندگى در جمع:فرد وسواسى را باید از گوشه‏گیرى و تنهایى بیرون کشاند. زندگى در میان جمع خود مى‏تواند عاملى و سببى براى رفع این الت‏باشد. ترتیب دادن مسافرتهاى دستجمعى که در آن همه افراد ناگزیر شوند شیوه واحدى را در زندگى پذیرا شوند، در تخفیف و حتى درمان این بیمارى مخصوصا در افرا کمرو مؤثر است.
۵- شیوه‏هاى اخلاقى:رودربایستى‏ها و ملاحظات فیمابین که هر انسانى بنحوى با آن مواجه است تا حدود زیادى سبب تخفیف این بیمارى مى‏شود. طرح سؤالات انتقادى توام با لطف و شیرینى، بویژه از سوى کسانى که محبوب و مورد علاقه بیمارند در امر سازندگى بیمار بسیار مؤثر است و مى‏تواند موجب پیدایش تخفیف هایى در این رابطه شوند و البته باید سعى بر این باشد که انتقاد به ملامت منجر نشود روح بیمار را نیازارد. احیاى غرور بیمار در مواردى بسیار سبب درمان و نجات او از عوامل آزار دهنده و خفت و خوارى ناشى از پذیرش رفتارهاى ناموزون وسواسى است و به بیمار قدرت مى‏دهد. باید گاهى غرور فرد را با انتقادى ملایم زیر سؤال برد و با کنایه به او تفهیم کرد که عرضه اداره و نجات خویش را ندارد تا او بر سر غرور آید و خود را بسازد. باید به او القا کرد که مى‏تواند خود را از این وضع نجات دهد. همچنین باید به بیمار اجازه داد که درباره افکار خود اگر چه بى معنى است صحبت کند و از انتقاد ناراحت نباشد.
۶- تنگ کردن وقت:بیش از این هم گفته‏ایم که گاهى تن دادن به تردیدها ناشى از این است که بیمار خود را در فراخى وقت و فرصت‏ببیند و براى درمان ضرورى است که در مواردى وقت را بر فرد وسواسى تنگ کنند. در چنین مواردى لازم است‏با استفاده از متون و شیوه‏هایى او را به کارى مشغول دارید به امر و وظیفه‏اى او را وادار نمایید تا حدى که وقتش تنگ گردد و ناگزیر شود با سر هم کردن عمل و وظیفه کار و برنامه خود را اگرچه نادرست است‏سریعا انجام دهد. تکرار و مداومت در چنین برنامه‏اى در مواردى مى‏تواند بصورت جدى در درمان مؤثر باشد.
۷- زیرپاگذاردن موضوع وسواس:در مواردى براى درمان بیمار چاره‏اى نداریم جز اینکه به او القا کنیم به قول معروف به سیم آخر بزند، حتى با پیراهنى که آن را او نجس مى‏داند و یا با دست و بدنى که او تطهیر نکرده مى‏شمارد و به نماز بایستد و وظیفه‏اش را انجام دهد. به عبارت دیگر بیمار را وا داریم تا همان کارى را که از آن مى‏ترسد انجام دهد. تنها در چنین صورت است که در مى‏یابد هیچ واقعه‏اى اتفاق نمى‏افتد.
شیوه‏هاى اصولى در درمان وسواس:
الف) روانپزشکى:اگر رفتار و یا عمل وسواسى شدید شود نیاز به متخصص روانى و درمانگرى است که در این زمینه اقدام کند. کسى که تعلیمات تخصصى و تحصیلى‏اش در روان پزشکى او به او اجازه مى‏دهد که براى شناخت ریشه بیمارى و درمان بیمار اقدام نماید. علاوه بر اینکه در زمینه ریشه‏یابى‏ها کار و تلاش کرده و دائما در رابطه با خود هم اقداماتى بعمل آورده و لااقل حدود ۳۰۰-۲۰۰ ساعتى هم در رابطه با شناخت‏خویش گام برداشته است. اینان اجازه دارند که در موارد لازم نسخه بنویسند و یا داروهایى تجویز کنند و یا شیوه‏هاى دیگرى را براى درمان لازم مى‏بینند بکار گیرند.

بیماران را گاهى لازم است که در مؤسسات روان‏پزشکى و گاهى هم در بیمارستان‏ها به طرق روانکاوى و روان‏درمانى درمان نمایند و در موارد ضرور باید آنها را بسترى نمود. درمان بیمارى براى برخى از افراد بسیار ساده و آسان و براى برخى دیگر بسیار سخت است ; بویژه که شرایط اقتصادى و اجتماعى بیمار هم در این امر مؤثر است.
ب) روان درمانى:

این هم نوعى درمان است که توسط روانکاو یا روانشناس صورت مى‏گیرد و آن یک همکارى آزاد بین بیمار و درمان کننده مبتنى بر اعمال متقابل است که بر اساس روابطى نسبتا طولانى و طبق هدف و برنامه ریزى مشخصى به پیش مى‏رود. درمان اختلال به‏صورت مکالمه و صحبت و یا هر شیوه مفیدى که قادر به اصلاح زندگى روانى فرد باشد انجام مى‏گیرد. در این درمان گاهى هم ممکن است دارو مورد استفاده قرار گیرد. البته اصل بر این است که بر اساس شیوه مصاحبه و گفتگو زمینه براى یک تحول درونى فراهم شود.
اصولى در روان درمانى: در روان درمانى افراد، همواره سه اصل مورد نظر است و مادام که به این جنبه‏ها توجه نشود امکان اصلاح و درمان نخواهد بود:
الف – اصلاح محیط:

غرض محیط زندگى بیمار، توجه به امنیت آن، بررسى اصول حاکم بر جنبه‏هاى محبتى و انضباطى، نوع روابط و معاشرتها، فعالیتهاى تفریحى، گردشها، تلاشهاى جمعى، مشارکتها در امور،… است.

ب – ارتباط خوب و مناسب:

در روان درمانى آنچه مهم است داشتن و یا ایجاد روابط خوب و مناسب همدردى و همراهى، کمک کردن، دادن اعتبار و رعایت احترام، وانمود کردن حق بجانبى براى بیمار، تقویت قدرت استدلال، بیان خوب، خوددارى از سرزنش و… .

ج – روانکاوى و روان درمانى:

که در آن تلاشى براى ریشه‏یابى، ایجاد زمینه براى دفاع خود بیمار از وضع و حالات خود گشودن عقده‏ها، توجه دادن بیمار به ریشه و منشا اختلال خود، القائات لازم و…
مشاوره و درمان روانی:

در درمان غیردارویی، از الگوهای مختلف برای کاهش این اختلال بهره می‏گیرند که به برخی از آنها به طور اجمال اشاره می‏کنیم زیرا از این تکنیک‏ها متناسب با نوع و شدت و ضعف بیماری استفاده می‏شود:
۱) شناخت درمانی، در این روش طی جلسات مکرر و متعدد، بینش بیمار درباره تعارضهای درونی خود به کمک روان‏درمان‏گر تغییر می‏یابد.
۲) رفتار درمانی:

روشهای متعدد و متنوعی است از کارشناس مربوطه بیمار را به کارها و فعالیت‏هایی جهت کاهش سطح اضطراب و در نتیجه فکر یا عمل وسواس او وا می‏دارد.
۳) گاهی نیز روانشناس با ایجاد ارتباط با خانواده بیمار به کاهش ناهماهنگی‏های احتمالی در خانواده و تصحیح ارتباطات خانوادگی آنها می‏پردازد.
روشهای کلی درمان:
برای علاج و درمان این بیماری ابتدا باید نوع آن را شناخت و روش درمانی مناسب با آن را انتخاب نمود . ما در این قسمت به برخی از روشهای کلی مبارزه با این حالت اشاره می نماییم.
۱) عدم پاسخ دهی:

مهمترین و کلی ترین راه درمان وسواس، بی توجهی به پیام های آن و عدم پاسخ دهی عملی به آن است . این بیماری در صورتی ادامه می یابد و تشدید می شود که به نداهای درونی آن که مبتنی بر تکرار عمل ، یا دقت بی مورد و یا قضاوت غیر منطقی و افراطی نسبت به امور است، پاسخ دهی عملی شود. برای مقابله با این حالت بهترین راه بی اعتنایی به این پیامها و ترتیب اثر ندادن به آنها است. اگر مدتی این روش عملی شود ، به طور قطع از شدت ابتلا به آن کاسته خواهد شد.
۲) تقابل به ضد:

برای کسانی که از آلودگی و نجاست هراس دارند و این هراس منشا اضطراب و وسواس در آنها شده است ، آلوده سازی عمدی شخص توسط خود او یا دیگران ، از راههای درمان و رفع حساسیت به این امر است . اگر این روش با تکرار تحمل شود به طور قطع موثر خواهد بود.

۳) فرمان ایست:

در منابع علمی جدید ، برای متوقف کردن افکار وسواسی ، علاوه بر درمانهای دارویی و قبل از آن درمانها ، از روشهای خاصی استفاده می شود که مهمترین آنها روش توقیف فکر نام دارد، بدین ترتیب است که از بیمار خواسته می شود که به طور عمد افکار وسواسی خود را آزاد بگذارد و در این بین ناگهان درمانگر با صدای بلند و بیزار کننده ، فریاد می زند : ایست !؟! به نظر می رسد این عمل جریان فکر وسواسی را متوقف می کند .
درمان دارویی: ب

یماری وسواس چون دارای ریشه های هورمونی است و با فعالیت های هورمونی بدن نیز در ارتباط است ، پزشکان با تجویز داروهایی سعی می نمایند فعالیت های هورمونی بدن را متعادل سازند و از این طریق کمک می کنند تا فرد بتواند راحت تر با این مشکل طرف شود و آن را از خویش براند.

توصیه های عملی

۱ ) اگر مبتلا به وسواس در شست و شو هستید، خود را در معرض چیزهای آلوده و نجس قرار دهید و یا به تجسّم چنین موقعیت‏هایی بپردازید و از انجام دادن آن کار خودداری نکنید. ، از فردی بخواهید خودش را در معرض این موقعیت‏ها یا موضوع‏های ذکر شده قرار دهد بدون این که «واکنش بی اختیاری» از خودش نشان دهد.

سپس شما نیز همان کار را انجام دهید. این کار باعث می‏شود موضوع‏ها یا موقعیت‏های اضطراب آور، کم کم اثر خود را از دست بدهد و اضطراب شما کاهش پیدا کند. در واقع ریشه و علت اصلی وسواس (اضطراب) از بین برود.

۲ ) به خودتان تلقین کنید که «وسواس» یک نوع کار شیطانی است و باید هر چه زودتر دست از آن بردارم.
۳ ) به خدا توکل کنید و از او استعانت بجویید تا هر چه زودتر بر این مشکل فایق آیید.

..............................................

اختلال وسواس – اجبار OCD، از جمله اختلالات روانی بسیار پیچیده و جالب است که از اوایل قرن نوزدهم ، نظر متخصصان را به خود معطوف داشته است.
اختلال وسواس اجبار ، از دیرباز از جمله مشکلترین و مقاومترین اختلالات نوروتیک شناخته شده است. اکثر دانشمندان متفق القول هستند که درمان حالات وسواسی ، یکی از مشکلترین کارهایی است که ممکن است یک نفر روان درمانگر یا روان پزشک با آن مواجه شود و بسیاری از آنان ، وسواس را درمان ناپذیر می دانند.
کتاب شفای وسواس ، به تألیف دکتر اسلامی نسب و همکاری فر حناز قربانپور متشکل از چهارصدو چهل و چهار سوال و جوابی است که اذهان افراد وسواسی و حتی غیر وسواسی را معمولاً به خود مشغول می کند. در لابه لای این جوابها ، به تکنیکها و دستور العمل هایی اشاره شده است که ثمره سالها تلاش بی شائبه برای درمان وسواس – اجبار ، بدون دارو بوده است که به لطف خداوند این فنون و تکنیکها در درمان وسواسی بسیار کارساز بوده اند . امیدواریم خوانندگان محترم ، با خواندن این مجموعه بتوانند انگیزه کافی برای َآغاز درمان وسواس را پیدا کنند. در اینجا به خلاصه ای از این کتاب که بصورت پنجاه سوال و جواب در آمده است ، لطفاً توجه و با دقت مطالعه نمایید.

       فرحناز قربانپور
       کمک درمانگر وسواس

1- وسواس چیست و علائم آن کدامند؟
وسواس عبارت است از افکار ، تصاویر ، تمایل یا تکانه هایی مزاحم و ناخواسته.
علائم وسواس را از دیدگاه بالینی به چهار دسته تقسیم می کنیم:
الف: علائمی که مربوط به خود وسواس است (تصاویر، تکانه ها ،تفکرات و تمایلات ) که اگر خود فرد بیان نکند ، قادر به مشاهده آن نخواهیم بود .
ب: علائمی که مربوط به اجبار است مثل انواع شستشو، تقارن ، وارسی ، شمارش .
ج: علامت سوم اضطراب است.
د: علامت چهارم ، افسردگی است . یعنی پاسخی به ناکامی فرد در ناتوانی از جلوگیری از عمل اجباری و تحقیر دیگران .

2- معیارهای تشخیص وسواس چیست ؟
الف- افکار، تکانه ها ، تصاویر ، تفکرات عود شونده و مداوم که به شکل ناخوانده ونامتناسب ، تجربه شده و اضطراب و تشویش قابل ملاحظه ای را ایجاد می کند.
ب-افکار ، تکانه ها یا تجسم ها ، ارتباطی با نگرانی شدید در مورد مشکلات واقعی زندگی ندارند.
ج- شخص سعی در انکار و سرکوبی این افکار، تکانه ها یا تجسم ها نموده و یا با استفاده از بعضی افکار یا اعمال دیگر سعی در خنثی سازی آنها می کند.
د- شخص می داند که افکار ، تکانه ها و یا تجسم های وسواسی ، محصول ذهن خود اوست و از بیرون تحمیل نمی گردد.

3- انواع وسواس را نام ببرید؟
الف- وسواس پاک گردانی
ب- وسواس تقارن
ج- وسواس شک و تردید
د- وسواس وارسی

 
4- لطفاً عوامل اثر گذارنده در وسواس را توضیح دهید.
الف- عوامل هیجانی موثر: هیجانهای جنسی مهار شده یا تکانه های جنسی ، خشم های فروخورده شده، عوامل افسرده ساز، تغییر خلق های ناشی از تغییرات هورمونی (زمان پریود)
ب- عوامل جسمی اثر گذار : خانواده ، اطرافیان ، اجتماع ، آموزشها ، القائات
د- عوامل شخصیتی اثر گذار : احساس حقارت ، ترسو بودن ، خلاء های عاطفی.

5- از عوامل اثر گذار در شکل گیری وسواس شستشو، کدامند؟
الف- نقصان یا فقدان آموزش صحیح در مورد قواعد مذهبی یا بهداشتی در شستشو، رفع نجاست و رفع آلودگی
ب- دریافت آموزشها و القائات غلط
ج-تشویق شدن از جانب دیگران
د- فعال بودن طرحواره های تداعی گر ترسهای مذهبی
ه- شستشو به منظور تخلیه هیجانی
و- ابتلا به یک بیماری که عواقب ناراحت کننده روانی برای فرد در پی داشته است(درمورد وسواس آلودگی)
م- انجام شستشو به منظور زدایی اثر یک انزجار بنیادی یا احساس گناه عمیق (که البته پشتوانه هر دو مورد ترس است).

6- وسواس تقارن چیست و عوامل اثر گذار در شکل گیری این نوع وسواس چیست؟
کسانی که درک عدم نظم و هماهنگی در محیط ، باعث ناراحتی آنها می شود و ناراحتی خود را از طریق مرتب کردن مجدد اشیاء تخفیف می دهند، مبتلا به وسواس تقارن هستند .
عوامل اثر گذار آن عبارتند از :
الف- داشتن شخصیت وابسته و انتقال وابستگی به اشیاء.
ب- وجود یک خلاء بزرگ که فرد می کوشدبا تملک بر اشیاء تا حدودی آن را جبران نماید و با نظم بخشیدن ، آرام گیرد .
ج- نظم بخشیدن جهت اطمینان گیری.
د- فرزندی که پرورش یافته پدر یا مادر مبتلا به وسواس تقارن بوده است .
و- نظم بخشی به منظور دریافت تشویق و تأیید جمعی (درمورد افرادی که خلاء ارزشی دارند.)

7- عوامل اثر گذار در شکل گیری وسواس وارسی کدامند؟
الف- ضعف شدید اعتماد به نفس
ب- رشد بیمارگونه انواع احساس گناه
ج- احساس مسئولیت بیمارگونه که می تواند ناشی از یک جبران باشد.
د- وجود انواع ترسها با پشتوانه تحقیر ، سرزنش ، طرد شدن، تهمت و ... .

8- از عوامل اثر گذار در شکل گیری وسواس های فکری چند نمونه نام ببرید؟
الف- نقصان شدید پردازش صحیح اطلاعات
ب- وجود زمینه های هراس در فرد
ج- درگیری با احساس گناه شدید و سعی در جبران آن
د- داشتن خود رشد نایافته ، یا درگیر تعارضات شدید
ه- وجود خلاءهای بزرگ درونی که زاینده ترسها و اضطراب ها در فرد هستند.

9- وسواس چند لایه دارد؟
و سواس چهار لایه دارد؟
الف- ترس، این همان ترسی است که نباید وجود داشته باشد و واقعی نیست .
ب- فکر مزاحم
ج- اضطراب
د- عمل اجباری ، که عمل اجباری دو یار در دو سمت خود دارد . سمت راست (اطمینان بخش) و سمت چپ( اجتنابی).
 
10- افکار وسواسی را تعریف کنید؟
افکار وسواسی نوع خاصی از افکار مزاحم در انسان هستند که تولید اضطراب کرده(برخلاف افکار مزاحم افسرده کننده) و این اضطراب را درصورت انجام عمل اجباری ، متوقف می سازند.
افکار وسواسی ، افکاری هستند که ناخواسته بوده حال انسان را بد (اضطراب ) و تولید شک و تردید می کنند ، غیر واقعی هستند و واقعی جلوه می کنند . تحریف شده هستند و باعث انحراف عملکرد ذهن از حالتی که تولید علم ومعلوم کرده ، به حالتی است که تولید جهل و مجهول می کند.
پس افکار وسواسی ، جزء یکی از چهار دسته اختلالات اصلی انسان هستند.

11- در کل ریشه وسواس چیست؟
درکل ریشه وسواس ، داشتن یک ذهن نفوذ پذیر در مقابل افکار(ترسو بودن) مزاحم، ناتوانی در شناسایی افکار مزاحم، سابقه ارثی، یادگیری غلط و تربیت الگوهای وسواسی ، توانایی منفی برای گول خوردن، احساس حقارت ، ناتوانی در تفکیک فکر مزاحم از مراحم ، داشتن شخصیت وسواسی و خود رشد نایافته است .

12- آیا بیماران وسواسی دچار مشکلات جنسی نیز هستند؟ اگر جواب بله می باشد چه نوع اختلالات یا بیماری های جنسی دارند؟
اختلالات جنسی در افراد مبتلا به وسواس بیشتر است . مثلاً افرادی که مبتلا به وسواس آلودگی هستند . احتمالاً دچار انزال زودرس هستند . اگر خانمی مبتلا به وسواس باشد ، احتمالاً سرد مزاجی اش بیشتر است. به عبارت دیگر بسته به نوع و تیپ وسواس ، مشکلات روانی –جنسی این افراد هم تا حدودی متفاوت است . مثلاً افراد مبتلا به وسواس شستشو ممکن است طول رابطه جنسی با همسرشان کم شود ، به دلیل اینکه بخواهند از آلودگی ها جلوگیری کنند.
بنابراین می توان گفت کمترین عارضه و تاثیر وسواس در رابطه جنسی :
الف- اول اجتناب است (که می تواند به شکل سرکوبی تمایلات ذهنی نیز باشد)
ب- دوم تقلیل میل جنسی
ج- سوم اشکال در تکنیک ها و نوع رابطه
د- چهارم انزال زودرس یا سردمزاجی
ه- پنجم تمایل به کوتاه سازی رابطه که در آینده منجر به کاهش تعداد رابطه و هم کاهش طول رابطه می گردد.

13- علت نروشیمی وسواس در مغز چیست؟
در مورد علت نروشیمی وسواس می توان گفت که آزمایشهای بالینی بسیاری که با داروهای مختلف به عمل آمده ، تأیید کننده این فرضیه است که بی نظمی سیستم سروتونین در پیدایش علائم افکار و اعمال وسواسی در این اختلال در کاراست. داده ها حاکی است که داروهای سروتونرژیک موثرتر از داروهایی هستند که بر سایر سیستمهای نروترانسمیتر موثر واقع می گردند. معهذا اینکه سروتونین در علت اختلال وسواسی – جبری هم دخیل است یا نه ، فعلاً معلوم نیست.

14- روشهای پیشگیری از وسواس چیست؟
پیشگیری اولیه در هر اختلالی ، در هر بیماری جسمی یا روانی ، آموزش است. در وسواس آموزش یک سری نکات اصولی و لازم است و افراد بدون اینکه درگیر خود بیماری وسواس شوند، باید انجام دهند. اولین آموزش این است:
1- خانواده ها ، روش های شناخت و پیشگیری از تاثیر فشارهای روانی را یادبگیرند.
2- خانواده ها، آگاه باشید هرگاه که از نظر ساختار روانی ضعیف می شوید از جمله اولین رویداد این است که ترس بزرگی در زندگیتان وارد می شود، آنجا نقطه ای است که شما احتمالاً وسواس می شوید،
3- یکی از موارد هشدار دهنده برای پیشگیری از وسواس این است که بدانید هرکس شخصیت وسواسی دارد ، مستعد اختلال وسواسی است . با دادن تستها و مشاوره با روان درمانگر می توانید شخصیت خود را مورد سنجش قرار دهید.
4- ارزیابی کنید که آیا وسواس به طور ژنتیک در خانواده شما وجود دارد یا نه .
5- اگر قصد ازدواج دارید بدانید که ازدواج نقطه عطف یا عامل و متغیری است که در آن ممکن است وسواس اتفاق بیفتد یا تشدید شود.

15- علت پیدایش و بروز شخصیت وسواسی چیست ؟
پایه شخصیت وسواسی بین سنین یک و دو سالگی گذارده می شود. این هنگامی است که کودک راه افتاده و زبانش باز شده و قدرت کنترل عضلات مقعد را پیدا کرده است . بنابراین می تواند در مقابل امیال مادر ابراز مخالفت کند . مادرانی که خود کشمکش درونی درباره کنترل شدن و کنترل کردن دارند ، این رفتار طبیعی کودک را تهدید آمیز احساس می کنند و با تمام قوا به مخالفت با میلی که کودک به ابراز وجود دارد ، به سرکوب کردن آن می پردازند و کودک از لذت بردن از توانایی تازه به دست آمده اش محروم می کنند.
کودک توانایی مقابله با مادر را نداردو مجبور است تسلیم شود و عصیان ، پرخاشگری و کینه جویی خود را با به کار بردن مکانیسم های دفاعی در ناخودآگاه نگاه می دارد . این بیماران با به کاربردن مکانیسم های دفاعی واکنش معکوس ، جداسازی ،... همه عمر پرخاشگری و کینه توزی را از ضمیر خود آگاه پنهان نگه می دارند. وظیفه شناسی و فرمانبرداری ، نظم و ترتیب و نظافت بیش از حد این بیماران منعکس کننده میل ناخودآگاه آنان به عصیان و پرخاشگری ، بی نظمی و کثیف بودن است . یک دندگی ،خست ، حرص و آز و از خود راضی بودن به وجهی واضح تر ، نمودار عصیان و پرخاشگری واقعی این بیماران است .

16- ویژگی های اساسی افراد مبتلا به شخصیت وسواسی چیست؟
1- نهایت خواهی و کامل گرایی
2- باریک بینی و ریزنگری
3- انعطاف ناپذیری
4- قدرت کنترل کردن پدیده ها و اطراف

17- درمان کامل گرایی( بی نقص گرایی ) چگونه است؟
1- ارزشمند بودن خود را در گرو پیشرفتهایتان ندانید.
2- سبک تفکر کامل گرایانه خود را شناسایی و کنترل کنید.
3- در اهمیت دادن به خطاهای کوچک خود اغراق نکنید.
4- به جنبه های مثبت توجه کنید.
5- اهداف واقع بینانه ای انتخاب کنید.
6- زمانی را صرف تفریح کنید.

18- چگونه می توان تشخیص وسواس در کودکان را داد؟
نشانه های وسواسی در کودکان و نوجوانان به طرق مختلف بروز می کنند . از معمول ترین نشانه ها که تقریباً در 40 درصد موارد دیده می شود، افکار وسواسی ، هراس از کثیفی و عفونتها ونیز اعمال وسواسی است که با شستشوی فراوان و نامتناسب همراه است. شایع ترین علائم وسواسی در کودکان و نوجوانان ، در هر دو حوزه افکار و اعمال وسواسی گسترده است. 
به عنوان نمونه در مورد افکار وسواسی ، می توان از کثیفی ، آلودگی ، وقوع اتفاق وحشتناک ، بیماری ، مرگ ، تناسب اندام، سکس، مذهب ، ترس از صدمه رساندن به خود و دیگران نام برد و از نمونه اعمال وسواسی این گروه سنی می توان عادتهای شستشو وارسی کردن متعدد ، تکرار عادتها ، مرتب کردن و شمارش را نام برد .

19- انواع روشهای درمانی که برای وسواس بکار گرفته می شود کدام ها هستند؟ مهمترین و مفیدترین آنها کدام است ؟
 برای درمان وسواس ، از روش روان درمانی ، رفتاردرمانی، شناخت درمانی استفاده می شود.گرچه شیوه های دیگری نیز ادعا شده است. اما آنچه که مشخص بوده و دارای نظریه آزمون شده دقیق در درمان وسواس است، نظریه مواجهه و پیشگیری از پاسخ است.
بهترین روش درمان ، شناخت درمانی است . در موارد خاصی که اضطراب خیلی زیاد است ترکیب دارو درمانی و شناخت درمانی می تواند مفید باشد، اما توصیه من این است که روش منحصر به فرد در درمان وسواس ، درمکتب وشفا، نظریه شفاست.نظریه شفا ، نظریه التقاطی است . یعنی مجموعه ای از کلیه نظریه ها به اضافه فرا نظریه مرگ آگاهی (بخش شهودی).

20- چرا درمان وسواس به طریقه شناخت درمانی سریع و ریشه ای صورت می گیرد ؟
زیرا ریشه وسواس فکر است و فکر به شناخت درمانی پاسخ می دهد . شناخت درمانی ، شکلی از درمان کوتاه مدت و سازمان یافته است که در طول آن سعی می شود، بیماران به شناختی اساسی از مشکلاتشان نایل آیند ، و بتوانند ناراحتی خود را در قالب کلمات و عبارات به زبان بیاورند .
هم چنین برای غلبه بر حالتهای عاطفی ناخوشایند و حل مشکلاتشان تکنیکهایی آموزش داده می شود. دلیل دیگر این که ، در شناخت درمانی فرد به طور فعال و آگاهانه ، به حل مسایل حل نشده گذشته خود مبادرت می ورزد. اصلی ترین کلید موفقیت شناخت درمانی ، تشخیص ریشه مشکلات بطریقی متفاوت است . هم اکنون ما واقفیم که اصلی ترین ریشه مشکلات واقعی بشر در فکر او نهفته است .

21- آیا دارو درمانی ، درمان قطعی وسواس است ؟
دارو درمانی روش درمان قطعی وسواس نیست ، بلکه شناخت درمانی روش درمان قطعی وسواس است. دارو درمانی، وسیله کمکی برای تخفیف اضطراب و قابل تحمل کردن مشکلات زندگی ، برای فرد است. اگر دارو درمانی در مواقعی که فرد اضطراب بالایی دارد ، شروع شده و سپس قطع شود ، شاید کمک کند که فرد بتواند اضطراب را کنترل کرده وبعد بتواند وارد مرحله شناخت درمانی شود .
در غیر اینصورت دارو درمانی کمکی است و درمان قطعی وسواس نیست.

22- چرا وسواس در من به وجود آمده است ؟ چرامن؟!
بروز وسواس یک علت و دلیل خاصی ندارد که بتوان مستقیماً به آن اشاره کرد یا از آن پیشگیری نمود. علل و عوامل گوناگونی  ، دست به دست هم می دهند و اختلالی به نام وسواس را به وجود می آورند . اگر شما در گذشته خود دقت کنید می توانید به عوامل به وجود آورنده یا عوامل زمینه ساز ، آشکار کننده، نگهدارنده و تداوم بخش آن پی ببرید.
از عوامل زمینه ساز وسواس ، می توان اشاره کردبه شخصیت وسواسی ، عوامل ژنتیکی یا توارثی ، تربیت بچه ای که دوره جنینی پراسترسی داشته است.
عوامل آشکار کننده : مانند ازدواج ، زایمان ، مرگ عزیزان ، شکست تحصیلی ، طلاق ،...
عوامل نگهدارنده: رفتارهای وسواسی (اجباری)، تکرار (توأم با کاهش اضطراب ، فقدان فشار اطرافیان برای قطع این رفتارها و حتی حمایت های عاطفی اطرافیان .

......................................................................


بیماری وسواس و راه های درمان آن

پدید آورنده : معصومه صادقی اردستانی ، صفحه 58

یکی از بیماری های روانی که اندیشه جامعه امروزی ما را سخت درگیر خود کرده است،بیماری روانی وسواس می باشد.

امروزه،افراد زیادی با این مشکل دست و پنجه نرم می کنند و نه تنها با خود،بلکه با اطرافیان خود نیز درگیری هایی پیدا کرده اند. شخص وسواس،همیشه خود را از دیگران برتر،بهتر و پاکیزه تر می بیند و همین،موجب دلگیری و رنجش اطرافیان می شود. وسواس انواع گوناگونی دارد:وسواس فکری،اخلاقی و عملی و باید بدانیم،همان طور که شستشوهای بیش از اندازه،پیامدهای تلخ و ناگواری را به دنبال دارد،وسواس فکری هم با پریشان فکری ها و ناآرامی هایی که زائیده پندارهای غلط شخص بد فکر می باشد،در نشست و برخاست ها و روابط اجتماعی،موجب اختلاف های دامنه داری می شود که همه را در آتش سوزان خود می سوزاند و خاکستر می کند.

عوامل و ریشه های بیماری وسواس،عبارتند از:

1.اختلالات روانی

متاسفانه، وجود یک سلسله آشفتگی های روانی باعث می شود که شخص دچار شک شود و پیوسته جان و روح خود را،در معرض نا آرامی و نگرانی قرار دهد که ما در رویارویی با این افراد،به روشنی،این نگرانی را در چشمان و رفتارشان می بینیم!

2.نداشتن شناخت و آگاهی

نا آگاهی در زمینه احکام دینی و عبادت ها موجب بروز این بیماری می شود،حال آنکه دین اسلام سفارش کرده است که از به رنج انداختن خود بپرهیزیم.

3. وسوسه های شیطانی

بزرگ ترین ریشه وسواس،همین تلقین های شیطانی است.خداوند،در کتاب آسمانی خویش می فرماید:بگو از شر شیطان وسوسه گر به خداوند آدمیان پناه می برم!

از این رو،جلوگیری از نفوذ شیطان در کارهای روزمره و به ویژه در هنگام عبادت (نماز، روزه، اعمال حج و…) که حساس ترین لحظه حضور شیطان برای جدایی انداختن میان عابد و معبود می باشد، بسیار ضروری است.و در این صورت است که،شیطان به ناتوانی خود پی می برد.

4. عامل وراثت

همانطور که فرزندان ویژگی های ظاهری مانند:قد و شکل و… را از راه ژنتیک دریافت می کنند،از نظر روانی نیز،از پدر و مادر ارث می برند که با روش های درست تربیتی و چیرگی بر اراده می توان،تا اندازه زیادی،به برطرف ساختن این کمبود پرداخت.

5. بحرانهای دوران نوجوانی

در این دوران نیز،به دلیل دگرگونی های بسیار،برای نوجوان دغدغه ها و آشفتگی های روحی و روانی زیادی وجود دارد که به طور طبیعی،بر فکر و روان او تاثیر می گذارد و به شکل بیماری وسواس نمود می یابد.

6. روش های تربیتی نامطلوب

بیشتر وقت ها،پدر و مادر در تربیت فرزندان خود دچار زیاده روی و یا کوتاهی می شوند.بی توجهی در دوران کودکی،وجود ضربه ها و استرس های روحی ناشی از درگیری های خانوادگی وجدایی پدر و مادر باعث می شود که فرزندان در دوران نوجوانی و جوانی برای ابراز شخصیت و جلب توجه،به این شکل خود را مطرح کنند!

پیامدهای بیماری وسواس

در میان زیان های ناشی از این بیماری،می توان به زیان های فردی،اجتماعی،اقتصادی و اعتقادی اشاره کرد.

الف:زیان های فردی

1. خارج شدن از محور طاعت و خلوص نیت،به خاطر از دست دادن حالت بندگی.

2.به هدر دادن وقت پر ارزشی که می تواند در راستای کارهای بهتر و مفیدتری استفاده شود.

3.بی محتوا شدن عبادت و از دست رفتن هدف اصلی عبادت که فروتنی در برابر پروردگار می باشد،چنان که گاهی توجه بیش از اندازه،به تلفظ و قرائت در نماز،از حضور قلب و رکن اصلی نماز می کاهد.

4. بدعت گذاری در دین؛ شخص وسواس،به دلیل نداشتن تمرکز فکری،چیز تازه ای را اضافه یا کم می کند.

امام باقر(ع) در این باره می فرمایند:«کل بدعة ضلالة،وکل ضلالة سبیلها الی النار؛هر بدعتی،گونه ای گمراهی خواهد بود و هر گمراهی هم،راهی به سوی آتش جهنم خواهد بود».

5. آخرین ضرر فردی این بیماری،گاهی،باطل شدن عبادت می باشد.

ب: زیانهای اجتماعی

1. گوشه گیری و انزوا طلبی،به خاطر ارتباط نداشتن با دیگران و بدبینی و بد گمانی نسبت به افراد.

2. آزار اطرافیان،به دلیل وقت گذرانی بیهوده و در نتیجه،معطل کردن دیگران.

امام صادق(ع)می فرماید:روز قیامت،آنگاه که کسانی که بندگان خدا را به زحمت انداخته اند،فرا خوانده می شوند،گروهی حرکت می کنند که در چهره آنان گوشتی وجود ندارد،آن وقت گفته می شود:هؤلاء الذین آذوا المؤمنین؛اینها افرادی هستند که در دنیا موحبات آزار اهل ایمان را فراهم کرده اند.

3. زمینه گناه سازی:بدین معنی که شخص وسواس،به دلیل بد گمانی و حساسیت های نابجای سایرین،گاهی خیلی راحت،به آنها تهمت می زند و دروغ می گوید،در حالی که خداوند در کتاب آسمانی خویش می فرماید:یا ایها الّذین آمنوا اجتنبوا کثیرا مّن الظن انّ بعض الظن اثم؛ای اهل ایمان،از بسیاری گمان بردنها خودداری کنید؛زیرا برخی از گمان بردنها،گناه می باشد.(سوره حجرات،ایه 12)

4. بد جلوه دادن چهره دین

5. ایجاد اختلافات خانوادگی

راههای درمان بیماری وسواس

همان گونه که برای بیماری های دیگر راه چاره و درمان وجود دارد،معالجه بیماری وسواس نیز دو مرحله دارد:

1. مطالعه و بررسی در دستورات دین

2.به کار بردن شیوه های درمان وسواس.

الف: مطالعه در احکام و برنامه های دینی

1. در مورد پاکی

آنچه در مورد «طهارت و نجاست» باید بدانیم،این است که بیشتر فقیهان، چیزهای نجس را در 11 مورد دانسته و غیر از این،همه چیز پاک است،مگر این که به نجس بودن آن یقین شود که در سه حالت،می توان اطمینان پیدا کرد که چیزی نجس است:1. خود انسان یقین پیدا کند،2. کسی که چیزی را در اختیار دارد،مانند همسر و کارمند بگویند،این جسم نجس است،3. دو مرد عادل گواهی بدهند که آن چیز نجس است.

2. در مورد وضو و غسل

به همان اندازه که وضو و غسل را باید با دقت انجام دهیم،همانطور هم باید از ریختن آب زیاد خودداری کنیم و همچنین؛اگر چنانچه آبی در اختیار نبود،می توان از خاک به جای آب استفاده کرد و تیمم کرده قرآن می فرماید:فلم تجدوا ماء، فتیمموا صعیدا طیبا؛اگر آبی نیافتید،که با آن وضو بگیرید یا غسل کنید،پس تیمم کنید.(سوره مائده،ایه 6)

3. در مورد نماز خواندن

وسواس و دقت بیش از اندازه در نماز،گاهی موجب باطل شدن نماز می شود.در عین حال،به منظور جلوگیری از شک زیاد،رفتن به نماز جماعت در مساجد روش پسندیده ای است؛زیرا از جمله مواردی که می توان به شک بی اعتنا بود،شک امام و مأموم می باشد.به این ترتیب شک های بعد از سلام،بعد از وقت،کثیر الشک و شک در نمازهای مستحبی موجب باطل شدن نماز نمی شود.

4. در مورد روزه

با توجه به ایه:فمن کان منکم مریضاً أو علی سفر فعدّة من ایام اخر و علی الّذین یطیقونه فدیة طعام مسکین…؛در روز گرفتن برای افراد بیمار،مسافر،مردان پیرو زنان باردار و شیرده و غیره ارفاق در نظر گرفته شده است و نیازی به مشقت انداختن خود نمی باشد.(سوره بقره،ایه 184)

در ادامه همین بحث، در مورد جهاد برای افراد ناتوان نیز معافیت قرار داده شده و دین ما هرگز ما را به سختی نینداخته است.

ب:راههای درمان وسواس

1. توجه به عاقبت وسواس؛2. مراجعه به پزشک و یا مشاورین اجتماعی؛ 3. برنامه غذایی مناسب.

الف:در این مورد،خوردن «انار» و نیز تصفیه خون از وسواس جلوگیری می کند.

پیامبر اکرم(ص) می فرماید:«هر کس انار بخورد،قلب او نورانی می گردد و وسوسه، تا چهل روز از او برطرف می شود».

ب: آب نیسان رومی که مدت آن از 23 فروردین تا 30 روز بعد می باشد.

با توجه به فرموده پیامبر(ص) داروی همه دردها،همین آب نیسان معرفی شده است.

4. مسواک زدن و استفاده از «سدر» و خضاب؛5. عبادت و توسل؛6. تلقین به نفس؛7. توجه به موازین اسلامی و شرعی.

تفاوت و سواس و احتیاط

در این بخش،لازم به یادآوری است که بگوئیم:میان وسواس و احتیاط کاری تفاوت هایی وجود دارد. چنانچه در احادیث،احتیاط،راه نجات معرفی شده است و عملی پسندیده می باشد.

مرحوم «محمد حسن نجفی» صاحب کتاب ارزشمند «جواهر الکلام» می نویسند:اگر احتیاط سبب وسواس شود،ممنوع و حرام است.

در پایان امید آن داریم که خداوند ما را از وسوسه های شیطانی دور بدارد.و در این راستا،به این نکته توجه می کنیم که:ان الظّن لا یغنی من الحق شیئ .(سوره یونس،ایه 36)

ظن و گمان انسان را بحق نمی رساند و آنچه موجب اعتبار است،علم و یقین می باشد.

راهکارهای عملی درمان وسواس

آیت الله العظمی حسین مظاهری

- ۱ -


سخن ناشر

همواره در جوامع بشری انسان‌هایی زندگی می‌کرده‌اند که گرچه دارای ظاهری سالم بوده‌اند، ولی نوعی تفاوت آشکار در اعمال و رفتار آنان نسبت به کردار رایج و متعارف افراد عادی جامعه وجود داشته است. این‌گونه افراد که در همة جوامع بشری و در میان پیروان همة ادیان و مذاهب، حضور داشته و دارند، بیش از حدّ متعارف در امور معمولی ـ اعم از مادّی و معنوی ـ سخت‌گیری می‌کنند، به همه چیز شکّ دارند، به کسی اطمینان نمی‌کنند و در بسیاری از امور زندگی کارهای خود را با تردید انجام می‌دهند. به این افراد که متأسفانه در جامعه اسلامی و حتّی در میان شیعیان نیز یافت می‌شوند، افراد «وسواسی» گفته می‌شود.

وسوسه و وسواس نوعی بیماری و به عبارتی شاید بدتر از سرطان است. بر همین اساس بحث دربارة آن، برای کسانی که دچار این بیماری شده‌اند و در حقیقت شیطان بر آنها مسلّط شده، بسیار ضروری است. زیرا وسواس باعث می‌شود دین و دنیای افراد مبتلا به آن و اطرافیان آنان، در مخاطرة عجیبی واقع شود و حتّی زندگی روزمره برای آنها سخت گردد. بنابراین وسواسی باید به خدا پناه ببرد و به فکر درمان خود باشد.

از آنجا که دین مبین اسلام، هیچ‌ یک از معضلات و مشکلات بشری را بی‌پاسخ نگذارده و حتّی برای اصلاح موارد بسیار جزئی هم راهکار ارائه کرده است، درمان وسواس را نیز رها نکرده و برای آن راهکارهای عملی و مفیدی دارد. بهترین این راهکارها در روایات ارزشمندی که از جانب حضرات معصومین ( به دست ما رسیده است و نیز در سیرة زندگانی آن بزرگواران و بزرگان دین وجود دارد.

بنابر این از نظر اسلام، بیماری وسواس ـ چه فکری و چه عملی ـ قابل درمان است، به شرط آنکه شخص وسواسی با مراجعه به فتاوای مراجع معظّم تقلید و علمای وارسته، صد‌ در‌ صد به دستوراتی که در این خصوص ارائه می‌گردد، عمل کند و از اصرار بی‌جا پرهیز نماید. زیرا در برخی موارد لجاجت و عدم حرف شنوی بیماران موجب طولانی شدن مدت درمان و در نتیجه عدم بهبودی آنان می‌شود که در این صورت مراجعه به روانپزشک متخصّص متدّین توصیه می‌گردد.

کتاب حاضر حاصل پنج جلسه سخنرانی فقیه اخلاقی و مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مظاهری«مدّظلّه‌العالی» با موضوع «وسواس»‌ می‌باشد که در سال‌های گذشته بیان گردیده است و اکنون متن آن در مؤسّسة فرهنگی مطالعاتی الزّهراء(س) تنظیم شده و پس از افزودن احکام وسواس ـ که عیناً از بخش اخلاق رسالة توضیح المسائل معظّم‌له استخراج گردیده‌ـ و نیز بخشی از سؤالات شرعی و استفتائات مربوط به وسواس و پاسخ‌های معظّم‌له، به شکل حاضر ارائه می‌گردد.

امید آنکه مورد رضای حضرت احدیّت«جلّ‌وعلا» واقع شود و موجب کمک به درمان بیماران وسواسی گردد.

فصل اوّل: راهکارهای عملی درمان وسواس

شیطان و راه‌های گمراهی بندگان

طبق آیات قرآن کریم، شیطان پس از آن که از درگاه خداوند متعال رانده شد، چند مرتبه با خداوند اعلام جنگ کرد. از جمله، به خداوند گفت:

قالَ فَبِما أَغْوَیْتَنی‏ لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَکَ الْمُسْتَقیم‏ ثُمَّ لَآتِیَنَّهُمْ مِنْ بَیْنِ أَیْدیهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَیْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهِمْ وَ لا تَجِدُ أَکْثَرَهُمْ شاکِرین (1)

گفت: «پس به سبب آن که مرا به بیراهه افکندى، من هم براى فریفتن آنان حتماً بر سر راه راست تو خواهم نشست، آن گاه از پیش رو و از پشت سرشان و از طرف راست و از طرف چپشان بر آنها مى‏تازم، و بیش‌ترشان را شکرگزار نخواهى یافت.»

امام باقر (ع) در ذیل این آیه‌ی شریفه می‌فرمایند:

أَمَّا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ فَهُوَ مِنْ قِبَلِ الْآخِرَةِ لَأُخْبِرَنَّهُمْ أَنَّهُ لَا جَنَّةَ وَ لَا نَارَ وَ لَا نُشُورَ وَ أَمَّا خَلْفَهُمْ یَقُولُ مِنْ قِبَلِ دُنْیَاهُمْ آمُرُهُمْ بِجَمْعِ الْأَمْوَالِ وَ آمُرُهُمْ أَنْ لَا یَصِلُوا فِی أَمْوَالِهِمْ رَحِماً وَ لَا یُعْطُوا مِنْهُ حَقّاً وَ آمُرُهُمْ أَنْ یُقَلِّلُوا عَلَى ذُرِّیَّاتِهِمْ وَ أُخَوِّفُهُمْ عَلَیهم الضَّیْعَةِ وَ أَمَّا عَنْ أَیْمَانِهِمْ یَقُولُ مِنْ قِبَلِ دِینِهِمْ فَإِنْ کَانُوا عَلَى ضَلَالَةٍ زَیَّنْتُهَا لَهُمْ وَ إِنْ کَانُوا عَلَى هُدًى جهدت عَلَیهِم حتّی أُخْرِجهُمْ مِنْهُ وَ أَمَّا عَنْ شَمَائِلِهِمْ یَقُولُ مِنْ قِبَلِ اللَّذَّاتِ وَ الشَّهَوَات‏ (2)

این که می‌گوید: از پیش رو می‌آیم، یعنی از راه آخرت که به آنها می‌گوید: نه بهشتى است، نه دوزخى و نه رستاخیزى.

امّا از پشت سر این است که، یعنی از راه دنیایشان آنان را به گردآوری مال وا می‌دارد و فرمان می‌دهد مالى را در راه صله‌ی رحم صرف نکنند، و از آن حق کسی را ندهند و بر فرزندان خود هزینه ندهند و از نابود شدن مال آنها را می‌ترساند.

امّا از سمت راست، یعنی از راه دین آنها که اگر در گمراهى باشند، آن را براشان زینت می‌بخشد و خوش‌نما می‌سازد، و اگر بر راه حقند، می‌کوشد تا آنان را از آن بیرون برد. امّا از سمت چپ، یعنی از راه لذّت‌ها و شهوات آنان را می‌فریبد.

این آیه‌ی شریفه، زنگ خطری برای همه‌ است. پروردگار عالم تذکر داده است که ای انسان، این شیطان برای تو دشمن بزرگی است؛ شیطان به کار خود عالم است، روان‌شناس است، می‌داند از چه راهی بیاید و تو را گمراه کند. مواظب این دشمن باش. بنابراین توجه به این نکته ضروری است که شیطان از هر راهی بتواند، تلاش می‌کند تا ما را بدبخت کند. او به افراد متدیّن نمی‌گوید: دزدی کن، شیطان اصلاً از این راه وارد نمی‌شود؛ زیرا از این راه تیغش نمی‌بُرد، بلکه می‌گوید: با غیبت کردن، با شایعه پخش کردن و با تهمت زدن آبروی مردم را بریز. شیطان هر کسی را از راهی مناسب خودش گمراه می‌کند.

و از راه‌های مهم شیطان برای گمراه کردن مقدّسین همین قضیه‌ی وسواس است که اگر کسی به آن مبتلا شود، بسیار مشکل است روی سعادت ببیند، مگر این که خود را از شرّ آن نجات دهد، وگرنه باید بداند که جهنّم را برای خود مهیّا کرده است. وسواس و وسواسی‌گری بلایی مُهلک است که انسان با آن نمی‌تواند بهشتی شود؛ انسان وسواسی باید دست از وسواس خود بر‌دارد، وگرنه چنانکه سرطان آدم را می‌کشد، وسواس هم انسان را به نابودی می‌کشاند. سرطان به جسم انسان اثر می‌گذارد، اما وسواس انسان را از نظر روحی نابود می‌کند که بسیار بدتر از سرطان است؛ زیرا بیمار سرطانی می‌تواند به بهشت برود، امّا انسان وسواسی غالباً بدون ایمان از دنیا می‌رود.

تعریف وسوسه و وسواسی

«وسوسه»، یکی از اضداد «یقین» است که در لغت به معنای «همهمه» است؛ از این رو، به صدای آهسته نیز «وسوسه» می‌گویند. در اصطلاح، به خطوراتی گفته می‌شود که به وسیله‌ی نفس و شیاطین جن و انس به قلب انسان وارد می‌شود.

«وسواسی» نیز به کسی گفته می‌شود که این خطورات به طور مستمرّ برای او پدید می‌آید و او نیز به آن ترتیب اثر می‌دهد.

توضیح آن که، یکی از اقسام جهل، جهل متردّد یا همان شکّ مصطلح است که اگر این شکّ به صورت یک حالت در نیاید، امری طبیعی است و برای بسیاری از مردم پیش می‌آید، و علاوه بر این، شکّ را پلی به سوی علم خوانده‌اند. امّا گاهی این جهل برای انسان به یک حالت تبدیل می‌شود که به صاحب آن، در اصطلاح فقه، «کثیرالشکّ» یا «شکّاک» و در اصطلاح عرف «وسواسی» گویند.

اقسام وسوسه

وسوسه به دو قسم وسوسه‌ی عملی و وسوسه‌ی فکری تقسیم می‌شود:

وسوسه‌ی فکری همان خطور تصوّرات، پندارها و خیالات واهی و بی اساس به ذهن انسان است؛ مثلاً مرد به زنش یا زن به شوهرش بدبین می‌شود و متأسفانه به همین جا هم منتهی نمی‌شود؛ منجر به انتقام گیری و مصیبت‌های بالاتر از آن می‌گردد.

گاهی تخیّلش به آن جا می‌رسد که امام زمان ارواحنافداه یا ملائکه را می‌بیند و واقعاً هم گمان می‌کند که می‌بیند؛ مثل انسان ترسو، وقتی به قبرستان می‌رود، می‌بیند مرده‌ای از قبر بیرون آمده و حقیقتاً هم مرده را می‌بیند که به دنبال او است؛ آن تخیّل بر روی چشمانش اثر می‌گذارد، در حالی که نه مرده‌ای از قبر بیرون آمده است و نه کسی او را تعقیب می‌کند، امّا قوه‌ی تخیّل بر چشم و گوش و سایر اعضا و جوارح او اثر می‌گذارد.

گاهی وسوسه‌ی فکری به آن جا می‌رسد که به مقدّسات، به خداوند، به پیامبر - ، به ائمه‌ی طاهرین (ع) ، به روحانیت و مراجع تقلید بدبین می‌شود. در مورد خدا و قرآن دچار شبهه می‌شود و بالاخره اعصاب او ضعیف می‌شود و به سرحدّ جنون می‌رسد و اگر به فریاد خود نرسد، واقعاً دیوانه می‌شود. زنش را به خاطر هیچ و پوچ طلاق می‌دهد؛ زیرا خیال می‌کند زنش بد است. زن از شوهرش به خاطر هیچ و پوچ طلاق می‌گیرد، فقط به این خاطر که خیال می‌کند با کسی رابطه دارد. گاهی وسواس به این شکل است.

وسوسه‌ی عملی هم این است که انسان در اعمالش دچار وسواس می‌شود؛ مثلاً در طهارت و نجاست وسواس پیدا می‌کند. زود یقین پیدا می‌کند که فلان چیز نجس شد، امّا دیگر به این سادگی به پاک شدن آن یقین پیدا نمی‌کند. در مورد نجاست زود باور است، امّا در مورد طهارت دیر به باور می‌رسد. بدیهی است که این هم نوعی جهل است. اگر زود باور یا دیر باور است ، باید در مورد هر دو این طور باشد.

گاه در مورد نمازش غیر متعارف می‌شود؛ حمد و سوره‌ی خودش را باطل می‌داند، علاوه بر آن حمد و سوره‌ی امام جماعت را هم باطل می‌داند. کم کم کارش به آن جا می‌رسد که نماز جماعت را به طور کلّی ترک می‌کند.

برخی در مورد میکروب دچار وسواس می‌شوند. وقتی نان را از نانوایی می‌گیرند. به خیالاتی واهی دچار می‌شود که چه دست‌هایی کار کرده تا یک قرص نان به این شکل در آمده است؟ آن کسی که خمیر کرده، آن کسی که چانه گرفته، آن کسی که آن را پهن کرده، آن کسی که آن را از تنور در آورده است و نتیجه می‌گیرند که، هفت هشت دست روی آن کار کرده است. بنابراین خوردن چنین نانی را روا نمی‌دانند و دلیلشان این است که آن افراد را نمی‌شناسند و نمی‌دانند دستانشان تمیز بوده است یا نه. این هم نوع دیگری از وسواس است.

این وسواس‌ها اختصاص به قشر خاصی ندارد؛ در میان افراد امروزی‌ وجود دارد، در میان افراد قدیمی نیز وجود دارد، در میان افراد باسواد دیده می‌شود، در میان بی‌سوادها نیز قابل مشاهده است.

امّا عجیب است که این افراد در مورد حقّ‌الله و حقّ‌النّاس اصلاً وسواس ندارند. خیلی کم پیدا می‌شود که کسی یک مرتبه خمس بدهد، امّا بعد شک کند و بگوید که آیا پرداخت خمس من صحیح بود یا نه؟ و دوباره خمس بدهد.

بنابراین وسوسه دو قسم است: وسوسه‌ی فکری و وسوسه‌ی عملی؛ و این دو لازم و ملزوم یکدیگرند. نکته‌ی دیگر اینکه وسوسه، جهل مرکّب است قرآن جهل مرکّب را بدترین دردها برای انسان می‌داند. معنی جهل مرکّب این است که انسان به چیزی که واقعیّت ندارد، یقین پیدا کند؛ مانند همین وسواسی که تمام پاک‌های عالم را نجس می‌داند. هر چه به او بگویند: این پاک است، نمی‌پذیرد. حرف هیچ کس را جز حرف خودش یا کسی که مثل خودش باشد نمی‌پذیرد. وسواسی‌ها معمولاً همدیگر را قبول دارند «کُند هم جنس با هم جنس پرواز». البته بعضی از آنها همدیگر را هم قبول ندارند. قرآن در این باره می‌فرماید:

قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکُمْ بِالْأَخْسَرینَ أَعْمالاً الَّذینَ ضَلَّ سَعْیُهُمْ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ هُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعاً (3)

بگو: «آیا شما را از زیان‌کارترین مردم آگاه گردانم؟» آنان‏ کسانى هستند که کوشش‏شان در زندگى دنیا به هدر رفته است و مى‏پندارند که خود کار خوب انجام مى‏دهند.

برای یک غسل نیم ساعت خودش را معطّل می‌کند و گمان می‌کند که غسل صحیح را او انجام داده و غسل دیگران باطل است. شخصی وسواس داشت و می‌گفت: اوّل اذان صبح به یک حمّام عمومی رفتم، اما تا طلوع آفتاب نتوانستم غسل انجام دهم و وقت نماز گذشت. خجالت کشیدم و از آن حمّام بیرون آمدم و به حمّام دیگری رفتم و تا قبل از ظهر غسلم را تمام کردم. یک غسلم حدود هفت ساعت طول کشید، اما باز هم به دلم نچسبید! این، از مصادیق فرموده‌ی قرآن، یعنی زیان‌کارترین افراد است.

در آیه‌ی دیگر می‌فرماید:

وَ یَدْعُ الْإِنْسانُ بِالشَّرِّ دُعاءَهُ بِالْخَیْر (4)

و انسان همان گونه که خیر را فرا مى‏خواند، پیشامد بد را مى‏خواند.

گاهی انسان کارش به آن جا می‌رسد که کار شرّ انجام می‌دهد، ولی خیال می‌کند کار خیر انجام داده است. در حالی که جهنّم را برای خود آماده می‌کند، گمان دارد که به سمت بهشت می‌رود. فرد وسواسی چنین حالتی را دارد. کاری می‌کند که خدا را به غضب در می‌آورد، امّا به خیال خود دارد عبادت می‌کند. این افراد باید با بی اعتنایی از این شیوه دست بردارند. همان طور که وقتی به یک حیوان درنده بی اعتنایی کنید، راه خودش را می‌گیرد و می‌رود، شیطان هم با بی اعتنایی دور می‌شود و دیگر کاری به کار شما ندارد. امّا اگر با او راه آمدید، دست از سرتان بر نمی‌دارد و شما را تا حدّ دیوانگی به پیش می برد.

یک فرد وسواسی نه تنها خودش را از سعادت محروم می‌کند، خانواده خود را هم به بدبختی می‌کشاند. بسیار مشاهده می‌شود که با وسواس در طهارت و نجاست هم خودشان را بدبخت کرده‌اند و هم خانواده را به عذاب انداخته‌اند تا حدّی که آن‌ها برای او طلب مرگ می‌کنند.

وسواسی؛ خنّاس خودش

باید به این مطلب مهم توجّه کنیم که وسواسی، «خنّاسِ» خودش است و مشکل اصلی همین جاست. در میان شیاطین، شیطانی به نام «خنّاس» وجود دارد که کارش فریب دادن انسان به طور غیر مستقیم است؛ یعنی مستقیماً توصیه به گناه نمی‌کند. به عبارت ساده‌تر، زهر را درون کپسول می‌ریزد و آن را به عنوان دارو به خورد انسان می‌دهد. مثلاً به نام تجدّد، به خانم می‌گوید: بی‌حجابی نوعی تمدّن است و حجاب، ارتجاع و تحجّر می‌باشد. و تو باید متمدّن باشی. این روش در مورد افراد وسواسی نیز صدق می‌کند؛ یعنی به نام دین، او را از دین بیرون می‌برد.

امام صادق (ع) در روایتی می‌فرمایند:

مَا مِنْ مُؤْمِنٍ إِلَّا وَ لِقَلْبِهِ أُذُنَانِ فِی جَوْفِهِ أُذُنٌ یَنْفُثُ فِیهَا الْوَسْوَاسُ الْخَنَّاسُ وَ أُذُنٌ یَنْفُثُ فِیهَا الْمَلَکُ فَیُؤَیِّدُ اللَّهُ الْمُؤْمِنَ بِالْمَلَکِ فَذَلِکَ قَوْلُهُ: وَ أَیَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْه (5 )

هیچ مؤمنی نیست مگر آن که قلبش دارای دو گوش است: یک گوش که وسواس خنّاس در آن می‌دمد و گوش دیگر که فرشته در آن می‌دمد. پس خداوند، مؤمن را با آن فرشته یاری می‌کند و این معنای فرموده‌ی خداوند است: «و آنان را با روحی از جانب خویش یاریشان کرد.»

این خنّاس انسان را از بیرون، وسوسه می‌کند؛ مانند رفیق بد که آن هم خنّاس انسی است و انصافاً از هر شیطانی بدتر است. این مواد مخدّری که امروزه همه را بدبخت کرده است، معمولاً در اثر رفیق بد است.

خنّاس خارجی، گاهی انسی و گاهی جنّی است. امّا یک خنّاس بدتر از این خنّاس انسی و جنّی وجود دارد و آن خود انسان است که برای خودش شیطان می‌شود. یک مثالی در میان عوام مشهور است که می‌گویند: شیطان توی پوستش رفته است. این مثال مناسبی در مورد انسان وسواسی است که گویا شیطان در پوست او رفته و در وجود او جای گرفته است. خنّاس درونی به جای این که از بیرون به او بگوید: پاک نشد، خودش همان را به خود تلقین می‌کند. و این خیلی زشت است که کسی در باره‌ی دین خودش، خنّاس خود شود.

قرآن کریم در مورد این خنّاس خطاب خیلی تندی دارد. دو سوره‌ی آخر قرآن به «معوذتین» معروف است. سوره‌ی اوّل سوره‌ی فلق است که پروردگار عالم یک مرتبه به ما دستور پناه بردن به خدا داده است، اما در موارد پناه جستن از خداوند چهار مطلب خیلی مهم بیان می‌فرماید:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏ قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ مِنْ شَرِّ ما خَلَقَ وَ مِنْ شَرِّ غاسِقٍ إِذا وَقَبَ وَ مِنْ شَرِّ النَّفَّاثاتِ فِی الْعُقَدِ وَ مِنْ شَرِّ حاسِدٍ إِذا حَسَد

به نام خداوند بخشنده‌ی مهربان. بگو: «پناه مى‏برم به پروردگار سپیده‌ی صبح، از شرّ تمام آن چه آفریده است؛ و از شرّ هر موجود شرور هنگامى که شبانه وارد مى‏شود؛ و از شرّ آنها که با افسون در گره‏ها مى‏دمند و هر تصمیمى را سست مى‏کنند؛ و از شرّ هر حسودى هنگامى که حسد مى‏ورزد.

در این سوره‌ یک مرتبه به خداوند پناه می‌بریم، اما از چهار چیز خیلی مهم. امّا در سوره‌ی ناس؛ سه مرتبه به خدا از یک چیز پناه می‌بریم. خداوند می‌فرماید: سه مرتبه پناه ببر از شرّ یک چیز و آن هم چیزی جز خنّاس نیست:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏ قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ مَلِکِ النَّاسِ إِلهِ النَّاسِ مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنَّاسِ الَّذی یُوَسْوِسُ فی‏ صُدُورِ النَّاسِ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاس‏

به نام خداوند بخشنده‌ی مهربان. بگو: «پناه مى‏برم به پروردگار مردم، به مالک و حاکم مردم، به خدا و معبود مردم، از شرّ وسوسه‏گر پنهان‌کار، که در درون سینه‌ی انسان‌ها وسوسه مى‏کند، خواه از جنّ باشد یا از انسان.

گاهی آن خنّاس انسی یا جنّی، خود انسان است که وسوسه‌گر خود می‌شود و وسواسی این طور است؛ شیطان در پوستش رفته است و از راه عبادت او را بدبخت می‌کند. یک ساعت طول می‌کشد تا یک غسل انجام دهد، در آخر هم آن غسل را قابل قبول نمی‌داند و می‌گوید: نشد. این گونه رفتار او حرام است. یک غسل حداکثر باید پنج دقیقه طول بکشد. وضویی که باید در عرض نیم دقیقه یا یک دقیقه انجام شود، نیم ساعت به طول می‌انجامد. این شیوه‌ای غلط است. هیچ اسلامی، هیچ مرجع تقلیدی نگفته است که ما باید این طور وضو بگیریم.

مرحوم آیة الله مرعشی نجفی (ره) برای این که طریقه‌ی صحیح وضو گرفتن را به دیگران یاد بدهد، گاهی در جلسه وضو می‌گرفت؛ یک قمقمه‌ی آب همراه ایشان بود. آن را بر می‌داشت و یک مشت آب به صورت می‌زد، یک مشت به دست راست و یک مشت هم به دست چپ و مسح سر و پاها را انجام می‌داد و راه می‌افتاد برای نماز. مرجع تقلیدی که هشتاد سال در زمینه‌ی اسلام کار کرده، این طور وضو می‌گیرد.

مابقی بزرگان و مراجع نیز این گونه عمل می‌کردند. گاهی دو سه روز باران می‌آمد. در اینصورت، وسواسی‌ها دیگر یقین پیدا می‌کردند که همه‌ی عالم نجس شده است. استاد بزرگوار ما حضرت آیة الله العظمی بروجردی (ره) با وجود گِل‌های داخل کوی و برزن که به عبای ایشان می‌چسبید، مقیّد بودند با همان وضعیت نماز بخوانند.

یکی از اساتید بنده بسیار مرد بزرگی بود، امّا وسواسی بود. گاهی در جلساتی که با ایشان داشتم می‌فرمود: شما فقها باید یکی از این دو کار را انجام دهید: یا بگویید تمام عالم نجس است یا بگویید متنجّس چیزی را نجس نمی‌کند.

اما آیة الله بروجردی (ره) مقیّد بودند با همان گِل‌ها نماز بخوانند تا به دیگران بفهمانند در عباداتشان چگونه باشند.

همچنین حضرت امام خمینی (ره) مقیّد بودند با همان عبای گلی به مدرسه‌ی فیضیه بیایند و نماز بخوانند. بزرگان دین - مراجع و غیر مراجع- چنین سیره‌ای داشتند. روش ما هم باید روش عرف متشرّعه مانند روش اهل علم و روش مراجع تقلید باشد، وگر‌نه، باید بدانیم که شیطان در پوستمان رفته است. وسواسی باید بداند که خودش، خنّاس خودش است و این دو سوره‌ی معوذتین را باید مرتّب بخواند. به آیه‌ی مربوط به وسوسه که رسید، بگوید: خدایا، من خودم خنّاس خودم هستم، تو به من رحم کن. البته تنها دعا فایده ندارد،‌ همّت می‌خواهد. باید بی اعتنایی کند و آن چه را که خدا می‌خواهد و مراجع تقلید بیان کرده‌اند، انجام دهد، نه آن چه شیطان درونش می‌گوید.

وسواسی؛ مطرود همه

ت و همه از او متنفّرند. خدا او را دوست ندارد، پیامبر اکرم (ص) و ائمه‌ی طاهرین (ع) از او بیزارند. خانواده‌اش از او متنفّرند. مردم هم او را دوست ندارند. حتی خودش هم خودش را دوست ندارد و از خودش منزجر است.

و اگر در مذمّت وسواسی فقط همین جمله را داشتیم در زشتی عمل وسواسی کفایت می‌کرد که دست از وسواس بردارد. وسواسی اگر جز گناه اسراف هیچ گناهی نداشته باشد، چه اسراف در آب، چه اسراف در کارهایش، چه اسراف در عمرش، در گفتن این جمله که خدا او را دوست ندارد کفایت می‌کند. قرآن کریم می‌فرماید:

إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفین (6)

همانا خدا اسراف کنندگان را دوست ندارد.

البته باید وسواسی را بالاتر از مُسرف یعنی مُبذّر بدانیم. فرق بین اسراف و تبذیر آن است که انسان گاهی در مصرف نعمت‌های خداوند زیاده‌روی می‌کند. به این می‌گویند اسراف؛ مثل آن که زیاد بخورد، زیاد بپوشد، زندگی تجمّلی داشته باشد. امّا تبذیر آن است که نعمت‌های خداوند را هدر بدهد؛ مثل این که غذای خود را بریزد، لباس خود را پاره کند. هر دو حرام است، امّا قبح عمل مُبذّر بیش‌تر است. قرآن کریم در مورد مسرفین می‌فرماید:

وَ أَنَّ الْمُسْرِفینَ هُمْ أَصْحابُ النَّار (7)

و اسراف‌کاران همدمان آتشند.

امّا در مورد تبذیر می‌فرماید:

إِنَّ الْمُبَذِّرینَ کانُوا إِخْوانَ الشَّیاطین ‏(8)

تبذیر کنندگان برادران شیطان‌هایند.

نمی‌فرماید: از شیطان متابعت می‌کند، بلکه بالاتر از آن می‌فرماید: برادر شیطان است و بدبختی این جاست که وسواسی مسرف نیست، مُبذّر است. کسی که نیم ساعت برای یک غسل وقت می‌گذارد، این نیم ساعت مشغول عبادت نیست، مشغول تبذیر است. آب را هدر می‌دهد. این عمل حرام است. اگر در حمّام عمومی باشد، ضامن است. بالاتر از آن، عمرش را هدر داده است. عُمر از نظر اسلام خیلی مقدّس است. قرآن در باره‌ی کسانی که عمرشان را در دنیا هدر داده‌اند، می‌فرماید:

وَ هُمْ یَصْطَرِخُونَ فیها رَبَّنا أَخْرِجْنا نَعْمَلْ صالِحاً غَیْرَ الَّذی کُنَّا نَعْمَلُ أَوَ لَمْ نُعَمِّرْکُمْ ما یَتَذَکَّرُ فیهِ مَنْ تَذَکَّرَ وَ جاءَکُمُ النَّذیرُ فَذُوقُوا فَما لِلظَّالِمینَ مِنْ نَصیر (9)

و آنان در دوزخ فریاد بر مى‏آورند: «پروردگارا، ما را بیرون بیاور، تا غیر از آن چه مى‏کردیم، کار شایسته کنیم.» [در پاسخ به آنان گفته می‌شود:] مگر شما را آن قدر عمر دراز ندادیم که هر کس که باید در آن عبرت گیرد، عبرت مى‏گرفت؛ و آیا براى شما هشدار دهنده نیامد؟ پس بچشید که براى ستمگران یاورى نیست.

اگر برای وسواسی جز همین آیه، آیه‌ای نداشتیم، بس بود که دست از این کارش بر دارد. آن کسانی که عمرشان را به هدر دادند و از آن استفاده نکردند و به بطالت و به توجّه به وسوسه‌های نفسشان گذراندند، این‌ها در جهنّم هر چه فریاد بکشند، کسی نیست که به فریادشان برسد و خداوند این افراد را با عنوان «ظالم» مورد خطاب قرار می‌دهد.

تکرار مدام نماز، طولانی کردن وضو و غسل و وسواس به خرج دادن در طهارت و نجاست، هدر دادن عمر است و همان طور که تبذیر در نعمات الهی گناهش بسیار بزرگ است، تبذیر در عمر هم گناهش بسیار عظیم است.

عمر انسان از ارزش فوق‌العاده والائی برخوردار است. در گذشته می‌گفتند: عُمر طلاست، امّا قطعاً اشتباه است؛ زیرا ارزش عمر از دنیا و آن چه در دنیاست، بالاتر است. شناخت ارزش عمر است که مخترعین بزرگ را به جامعه تحویل داده است. اهمیّت دادن به عمر است که علّامه‌ی مجلسی‌ها را پرورش داده است.

بنابراین به جوانان عزیز اکیداً توصیه می‌کنم که از جوانی خود استفاده کنید. در روز قیامت قبل از حساب و کتاب، یک بازپرسی هست و اگر کسی در این مرحله مردود شود، به جهنّمش می‌برند و دیگر نوبت به حساب و کتاب نمی‌رسد. پیامبر اکرم(ص) موضوع این بازپرسی را این گونه بیان می‌فرماید:

لَا تَزُولُ قَدَمَا عَبْدٍ یَوْمَ الْقِیَامَةِ حَتَّى یُسْأَلَ عَنْ أَرْبَعٍ عَنْ عُمُرِهِ فِیمَا أَفْنَاهُ وَ شَبَابِهِ فِیمَا أَبْلَاه وَ عَنْ مَالِهِ مِنْ أَیْنَ کَسَبَهُ وَ فِیمَا أَنْفَقَهُ وَ عَنْ حُبِّنَا أَهْلَ الْبَیْتِ (10)‏

در روز قیامت، بنده قدم از قدم بر نمی‌دارد تا آن که از او در مورد چهار چیز سؤال شود: از عمرش که در چه راهی آن را به پایان برده، از جوانی‌اش که آن را صرف چه کرده، از مالش که آن را از کجا آورده و در کجا مصرف کرده و از دوستی ما اهل بیت.

از جوان سؤال می‌کنند: با این جوانی که می‌توانستی برای آباد کردن دنیا مصرف کنی، چه کردی؟ از پیرمرد می‌پرسند: هفتاد سال عمرت چه شد؟ خوردن، رفتن به بازار، رفتن به اداره، برگشتن، تماشای تلویزیون، خوابیدن و دوباره تکرار همین اعمال در روز بعد؟ در حالی که انسان می‌تواند به آن جا برسد که ملائکه بر او نازل شوند.

إِنَّ الَّذینَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلائِکَة (11)

به یقین کسانى که گفتند: «پروردگار ما خداوند یگانه است» سپس استقامت کردند، فرشتگان بر آنان نازل مى‏شوند.

خانم مسلمان باید به آن جا برسد که مانند بانو مجتهده امین، تسبیح گُل و گیاه را بشنود. مرد مسلمان باید خود را به آن جا برساند که مانند مرحوم آخوند کاشی، در و دیوار و درخت همراه با او «لا اله الا الله» بگوید. این‌ها را شوخی نگیرید؛ ریشه‌ی قرآنی دارد. قرآن کریم خطاب به کوه‌ها و پرندگان می‌فرماید:

یا جِبالُ أَوِّبی‏ مَعَهُ وَ الطَّیْر (12)

اى کوه‏ها و اى پرندگان! با داوود هم‏آواز شوید و همراه او تسبیح خدا گویید.

وسواسی؛ قاتل خود و دیگران

وسواسی باید به این نکته نیز توجه داشته باشد، که وسواس یعنی خودکشی و آدم کشی. به راستی اگر کسی وسوسه‌ی فکری پیدا کند، تا سر حدّ جنون پیش می‌رود. اگر کسی وسوسه‌ی عملی در عباداتش، در طهارتش یا در نجاستش پیدا کند، دیگر طعم زندگی را نمی‌چشد، مرگ تدریجی برای او حاصل می‌شود و دنیا و آخرتش را از بین می‌برد. علاوه بر این، زندگی اطرافیانش را هم با مرگ یکسان می‌کند. و به تعبیر قرآن، اگر کسی دیگری را بکشد، مثل آن است که جهانی را کشته باشد:

مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِی الْأَرْضِ فَکَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمیعا (13)

هر کس کسى را جز به قصاص قتل، یا به کیفر فسادى در زمین بکشد، چنان است که گویى همه‌ی مردم را کشته باشد.

شاید شما نیز شاهد بوده‌اید؛ بعضی اوقات وسواسی نه دنیا دارد، نه آخرت، نه خود زندگی دارد، نه برای کسی دیگر خوشی باقی می‌گذارد. در ظاهر زنده است، امّا در واقع مرده‌ی متحرّک است. مسبّب آن هم جز خودش کسی نیست. همانطور که خودکشی مثل آدم کشی عاقبتش جهنّم است، وسواسی هم اگر دست از رویه‌اش بر ندارد، عاقبتش همین است. وسواسی نباید از کنار این آیات به سادگی عبور کند.

ببینید شیطان از راه عبادت انسان را به کجا می‌کشاند. خدا نکند انسان آلت دست شیطان شود. گاهی او را به بی عفّتی و بی غیرتی می‌کشاند و گاهی به وسواس. گاهی از راه گناه و گاهی از راه عبادت انسان را فریب می‌دهد. هر دو کار شیطان است و عاقبت هر دو هم جز جهنّم نیست.

وسواس؛ نوعی سفاهت

در روایتی از عبد الله بن سنان آمده است که می‌گوید: نزد امام صادق (ع) در مورد مردی که در وضو و نمازش دچار وسواس بود، صحبت کردم و گفتم: با این حال، مرد عاقلی است.

امام (ره) فرمودند: این چه عقلی است که با وجود آن، از شیطان پیروی می‌کند؟

پرسیدم: چگونه فرمان شیطان می‌برد؟

امام (ره) فرمودند: از او بپرس وسوسه‏اى که به او دست می‌دهد، از چیست؟ قطعاً به تو خواهد گفت: از عمل شیطان است (14).

اصلاً نزد خدا و پیامبر (ص) وسواسی عاقل نیست، بلکه سفیه است. و حقیقتاً هم چنین است. به راستی، شیطان روی عقل او اثر می‌گذارد. اگر خودش از اعمال خودش فیلم‌برداری کند، می‌فهمد چه کرده است. می‌فهمد که این عمل او، آن چیزی نیست که اسلام از او خواسته است. قرآن کریم می‌فرماید:

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تُقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیِ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ سَمیعٌ عَلیم (‏15)

اى کسانى که ایمان آورده‏اید، در برابر خدا و پیامبرش در هیچ کارى‏ پیشى مجویید و از خدا پروا بدارید که خدا شنواى داناست.

ای مسلمان، دیگر کاسه‌ی داغ‌تر از آش نشو. در اعمالت ببین خدا و پیامبر(ص) چه گفته‌اند. در عزاداری ببین مرجع تقلید چه می‌گوید، طبق آن عمل کن. در طهارت و نجاست ببین رساله چه می‌گوید، همان طور عمل کن. در نماز، در روزه، در خمس و در زکات ببین مرجع تقلید چه می‌گوید، بر اساس آن عمل کن. وسواسی‌گری یعنی ـ نعوذ بالله ـ‌ من بهتر از پیامبر (ص) می‌دانم. وسواسی یعنی من بهتر از مراجع تقلید، احکام فقهی را می‌شناسم. معلوم است که غلط است. همین امر باعث شده است که امروزه در برخی از مراسم های مربوط به ایام ولادت یا شهادت حضرات معصومین (ع) با آن همه ارز ش و معنویتی که دارد- اعمال خلاف شأن و غیر متعارفی انجام شود که مورد تائید نبوده و مرضیّ آن ذوات مقدّس نیز نمی‌باشد.

قرآن می‌فرماید: همه‌ی این‌ها غلط است. به وسواسی می‌گوید: ببین خدا و پیامبر(ص) چه می فرمایند. و راه فهمیدن حکم اسلام نیز مراجعه به مراجع تقلید است. مراجع تقلید هم در رساله ها نوشته اند: اگر کسی سه مرتبه شک کرد، در مرتبه‌ی چهارم دیگر به آن اعتنا نکند؛ بنا را بر همان قرار دهد که به نفع اوست. همچنین آنان فتوا داده اند که شکّ و ظنّ و قطع و یقین وسواسی اعتبار ندارد و باید به طور متعارف عمل کند، یعنی مانند بقیه مردم باشد. غیر از این دیگر سفاهت است. قرآن می‌فرماید: مقام حضرت ابراهیم (ع) خیلی بالاست؛ چون صد در صد در مقابل خداوند تسلیم بود:

وَ مَنْ یَرْغَبُ عَنْ مِلَّةِ إِبْراهیمَ إِلاَّ مَنْ سَفِهَ نَفْسَه وَ لَقَدِ اصْطَفَیْناهُ فِی الدُّنْیا وَ إِنَّهُ فِی الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحین ‏إِذْ قالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ قالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعالَمین (‏16)

و چه کسى جز سفیه،از آیین ابراهیم روى بر مى‏تابد؟ و ما او را در این دنیا برگزیدیم؛ و البته در آخرت نیز از شایستگان خواهد بود. هنگامى که پروردگارش به او فرمود: «تسلیم شو»، گفت: «به پروردگار جهانیان تسلیم شدم.»

این دو آیه‌ی شریفه به ما می‌فرماید: باید در مقابل خداوند متعال تسلیم باشیم وگرنه سفیه هستیم. با اعمال من درآوری که نمی‌توان راه پیش برد. ‏

عبد اللَّه بن سنان از امام صادق (ع)روایت می‌کند که فرمودند: به زودى شبهه‏اى به شما مى‏رسد و در آن بدون نشانه‌ای آشکار و امام هدایت می‌مانید و کسى از آن شبهه نجات نمى‏یابد مگر آن که دعاى غریق را بخواند.

گفتم: دعاى غریق چگونه است؟

فرمودند: مى‏گویى:

«یا اللَّه یا رحمان یا رحیم یا مقلّب القلوب ثبّت قلبی على دینک».

من هم گفتم: «یا اللَّه یا رحمان یا رحیم یا مقلّب القلوب و الأبصار ثبّت قلبی على دینک»

امام (ره) فرمودند: خداى تعالى مقلّب القلوب و الأبصار است و لیکن همچنان که من گفتم بگو: «یا مقلّب القلوب ثبّت قلبی على دینک (17)».

امام (ره) حتی اجازه نداده‌اند یک کلمه از خودمان به فرمایش آنان اضافه کنیم، هر چند آن کلمه معنای جمله را هم خراب نمی‌کند. در اعمال هم باید این گونه از آن بزرگواران تبعیّت کنیم. مراجع تقلید با استناد به روایات حضرات معصومین (ع) می‌گویند: اگر چیزی نجس شد، پس از رفع عین نجاست، اگر یک مرتبه آن را زیر آب بگیرید، پاک می‌شود. حال، اگر کسی چندین مرتبه این کار را تکرار کند و باز هم بگوید: نشد، این انحراف از مسیری است که معصومین (ع) به ما آموخته‌اند. و حیف است کسی به خاطر عبادت به جهنّم برود. حداقل کسی که به دلیل عیش و نوش و کارهای زشت و اختلاط زن و مرد و امثال این‌ها به جهنّم می‌رود، لذّتی در این دنیا برده است، امّا وسواسی نه از دنیایش لذّتی می‌بیند و نه از آخرتش. در دنیا هم خود و هم دیگران را به زحمت می‌اندازد، در آخرت هم که مستحقّ عذاب الهی است. بنابراین وسواسی‌ها باید همیشه این آیه‌ی شریفه مدّ نظرشان باشد که می‌فرماید:

اى کسانى که ایمان آورده‏اید، در برابر خدا و پیامبرش در هیچ کارى‏ پیشى مجویید و از خدا پروا بدارید که خدا شنواى داناست.18

 

درمان وسواس(شامل هفت دستورالعمل)

این سؤال همواره در مبحث وسواس مطرح می‌شود که وسواسی چه باید بکند که دردش درمان شود؟ هر چند بیماری وسواس، بیماری سختی است و روان‌ پزشکان معالجه‌ی را آن مشکل می‌دانند، امّا اگر وسواسی به توصیه‌هایی که ذیلاً بیان می‌شود کاملاً و صد در صد عمل کند، حتماً نجات خواهد یافت و بهبودی و سلامتی او با یک برنامه‌ی چند ماهه قابل تضمین است و ریشه‌ی این درد به طور کلی نابود خواهد شد. شرط اساسی در این معالجه حرف شنوی و تبعیّت بیمار وسواسی است. یکی از لوازم این درد همین است که شخص وسواسی لجوج و یک‌ دنده می‌شود. و چنانچه دست از لجبازی بردارد، مطمئن باشد که بیماری او قابل درمان است.

مواردی که در درمان وسواس توصیه می‌شود به شرح ذیل است:

1. دعا و توسّل

اوّلین سفارش برای درمان این بیماری، دعا، توسّل و رابطه با خدا، برای رفع این صفت رذیله است. پروردگار عالم در قرآن می‌فرماید: من معلّم اخلاق هستم. هیچ کس نمی‌تواند خودسازی کند، مگر آن که رحمت من شامل حال او شود تا موفّق شود و ریشه‌ی صفات رذیله را در وجود خود نابود کند.

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ وَ مَنْ یَتَّبِعْ خُطُواتِ الشَّیْطانِ فَإِنَّهُ یَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَرِ وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَتُهُ ما زَکَى‏ مِنْکُمْ مِنْ أَحَدٍ أَبَداً وَ لکِنَّ اللَّهَ یُزَکِّی مَنْ یَشاءُ وَ اللَّهُ سَمیعٌ عَلیمٌ (‏19)

اى کسانى که ایمان آورده‏اید، پاى از پى گام‌هاى شیطان منهید، و هر کس پاى بر جاى گام‌هاى شیطان نهد، بداند که او به زشت‌کارى و ناپسند وا مى‏دارد، و اگر فضل خدا و رحمتش بر شما نبود، هرگز هیچ کس از شما پاک نمى‏شد، ولى این‏ خداست که هر کس را بخواهد پاک مى‏گرداند و خداست که شنواىِ داناست.

به فرموده‌ی قرآن، اگر فضل و رحمت خدا نباشد، هیچ کس نمی‌تواند درخت رذالت را از دل خود برکند و درخت فضیلت را به جای آن غرس و بارور کند. از نظر این آیه‌ی شریفه، وسواسی باید با رابطه با خدا، با دعا و راز و نیاز، از خدا بخواهد که این دردش را معالجه کند.

امام صادق (ع) فرمودند:

لَا یَتَمَکَّنُ الشَّیْطَانُ بِالْوَسْوَسَةِ مِنَ الْعَبْدِ إِلَّا وَ قَدْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ وَ اسْتَهَانَ وَ سَکَنَ إِلَى نَهْیِهِ وَ نَسِیَ اطِّلَاعَهُ عَلَى سِرِّه (20)

شیطان موفّق به وسوسه‌ی بنده‌ای نمی‌شود مگر آن گاه که از یاد خدا روی بگرداند و آن را سبک بشمارد و در جایگاه نافرمانی خدا قرار گیرد و فراموش کند که خدا بر پنهان او آگاه است.

و همه خصوصاً وسواسی‌ها توجّه داشته باشند که از نظر قرآن، دعا منهای توسّل به جایی نمی‌رسد. قرآن در این باره می‌فرماید:

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسیلَةَ وَ جاهِدُوا فی‏ سَبیلِهِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُون (21)‏

اى کسانى که ایمان آورده‏اید، از مخالفت فرمان خدا بپرهیزید و وسیله‏اى براى تقرب به او بجویید و در راه او جهاد کنید، باشد که رستگار شوید.

پیامبر اکرم (ص) فرمودند:

الْأَئِمَّةُ مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ مَنْ أَطَاعَهُمْ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ وَ مَنْ عَصَاهُمْ فَقَدْ عَصَى اللَّهَ هُمُ الْعُرْوَةُ الْوُثْقَى وَ هُمُ الْوَسِیلَةُ إِلَى اللَّهِ عَزَّوَجَل (22)

ائمه (ع) از فرزندان حسین (ع)‌ می‌باشند. هر کس آنها را اطاعت کند، خدا را اطاعت کرده است و هر کس آنها را نافرمانى کند، نافرمانى خدا را کرده است. آنان حلقه و دستگیره‌ی محکم و وسیله برای تقرّب به درگاه الهى هستند.

حتّی پیامبر اکرم (ص) هم بدون وسیله در خانه‌ی خدا نمی‌رفتند. در روایتی از امیرالمؤمنین (ع) آمده است:

سَأَلْتُهُ مَرَةً أنْ یَدْعُوَ لِی بِالْمَغْفِرَةِ، فَقَالَ: أفْعَلُ، ثُمَّ قَامَ فَصَلّى، فَلَمَّا رَفَعَ یَدَهُ لِلدُّعاءِ اسْتَمَعْتُ عَلَیْهِ فَإذَا هُوَ قَائِلٌ: اللّهُمَّ بِحَقِّ عَلِیٍ عِنْدَکَ اغْفِرْ لِعَلِیٍ، فَقُلْتُ: یَا رَسُولَ اللهِ، مَا هذَا؟ فَقَالَ: أ وَاحِدٌ أکْرَمُ مِنْکَ عَلَیْهِ فَأسْتَشْفِعُ بِهِ إلَیْهِ؟ (23)‏

یکبار از پیامبر (ص) خواستم تا برایم طلب مغفرت کند. پذیرفت و سپس به نماز ایستاد. وقتی دستش را برای دعا بالا برد، گوش فرا دادم؛ می‌گفت: خداوندا، به حق علی نزد خودت، او را بیامرز. گفتم: این چگونه دعایی بود؟ فرمود: آیا کسی گرامی‌تر از تو نزد خداوند هست که به واسطه‌ی او طلب شفاعت کنم؟

وقتی پیامبر اکرم (ص) با توسّل به در خانه‌ی خدا می‌روند، ما نیز باید از ایشان الگو بگیریم. هر کسی صفت رذیله‌ای دارد و از خدا رفع آن را می‌خواهد، هر کسی گناه‌کار است و از خدا آمرزش گناهانش را می‌خواهد، باید با وسیله یعنی با چهارده‌معصوم (ع) به در خانه‌ی خدا برود. وسواسی هم از این امر مستثنا نیست. باید از عمق جان با توسل به اهل بیت (ع) ، خدا خدا کند تا پروردگار عالم به فریادش برسد.

2. کمک گرفتن از نماز

مطلب دیگری که از قرآن استفاده می‌کنیم، این است که از نماز اوّل وقت باید کمک گرفت. این آیه‌ی شریفه در قرآن دو بار تکرار شده:

اسْتَعینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاة (24)

از صبر و نماز یارى بجویید.

یعنی هم از صبر و استقامت و فعالیّت خودتان کمک بگیرید، هم از ایجاد رابطه با پروردگار عالم تا به نتیجه برسید. لذاست که وقتی سختی‌ای برای خاندان پیامبر(ص) پیش می‌آمد، آنان را به نماز امر می‌کردند (25).

و همین جا به همه، مخصوصاً جوانان سفارش می‌شود که اگر در کارهایتان به مشکلی بر خوردید، به نماز اوّل وقت متوسّل شوید. حتماً در مسجد، با جماعت، با تعقیبات و با حضور قلب بخوانید که فوق العاده مؤثّر است. اگر حضور قلب به معنای واقعی هم برایتان ممکن نیست، لا اقل در ظاهر نماز با ادب باشید. این دیگر حداقل چیزی است که باید باشد. اگر می‌خواهید در زندگی دنیایتان به فریادتان برسند، اگر می‌خواهید دم مرگ تنهایتان نگذارند، اگر می‌خواهید شب اوّل قبر ملائکه‌ی رحمت در کنارتان باشند، به نماز اهمیّت بدهید. گر چه بحث الآن ما در مورد وسواسی است، امّا همه‌ی ما باید توجّه داشته باشیم که در وجودمان صفات رذیله داریم. چه کسی می‌تواند بگوید: من حسود نیستم؟ چه کسی می‌تواند بگوید: من پول پرست و ریاست طلب نیستم؟ چه کسی می‌تواند بگوید: من بخیل نیستم؟ چه کسی می‌تواند بگوید: من خود خواه و خود محور نیستم؟ ریشه کن کردن این صفات رذیله‌ی کمر شکن، این صفات رذیله‌ای که دنیا و آخرت انسان را نابود می‌کند، بسیار مشکل است، امّا مقابله با این رذایل بوسیله دعا و راز و نیاز با خدا، با توسّل و با نماز اوّل وقت میسّر است.

3. تقوا و اجتناب از گناه

مطلب سوم تقوا و اجتناب از گناه است. اجتناب از گناه انسان را به مقامات والایی می‌رساند. علمای علم اخلاق می‌گویند: اگر کسی بخواهد صفت رذیله‌ای را رفع کند، قبل از تخلیه و تحلیه باید تقوا داشته باشد. مراحل خودسازی را این طور می‌شمارند: یقظه، توبه، تقوا، تخلیه و تحلیه و پس از آن تجلیه است که منجر به فناء یا لقای پروردگار می‌شود.

4. بی اعتنایی

مطلب دیگری که دوش به دوش همین مطالب است و اهمیت فوق‌العاه‌ای دارد و بدون آن، دعا و توسّل و سایر راهکارها فایده‌ای ندارد، تلاش و فعالیّت خود وسواسی است. و کاری هم که باید در این جهت انجام دهد، مبارزه‌ی منفی، یعنی بی اعتنایی است؛ بی‌اعتنایی نمودن به آن چه تخیّلش می‌گوید، بی اعتنایی به آن چه شیطان درون و شیطان برونش از او می خواهد. این بی‌اعتنایی وسوسه را از بین می‌برد. اگر در طهارت و نجاست دچار وسواس است، باید نسبت به این موضوع بی اعتنا شود. مثلاً اگر دست او نجس شد، همین مقدار که زیر آب برد یا زیر شیر گرفت، آن را پاک بداند و شستشو را ادامه ندهد.

امام باقر (ع) در این باره می‌فرمایند:

إِذَا کَثُرَ عَلَیْکَ السَّهْوُ فَامْضِ فِی صَلَاتِکَ فَإِنَّهُ یُوشِکُ أَنْ یَدَعَکَ إِنَّمَا هُوَ مِنَ الشَّیْطَان (26)

هنگامی که شکِّ تو در نماز زیاد شد، به نمازت ادامه بده و به شکت اعتنا مکن؛ زیرا با این کار امید است که شک از تو دست بر دارد. همانا شک از جانب شیطان است.

و در روایت دیگری، امام معصوم (ع) می‌فرمایند:

لَا تُعَوِّدُوا الْخَبِیثَ مِنْ أَنْفُسِکُمْ بِنَقْضِ الصَّلَاةِ فَتُطْمِعُوهُ فَإِنَّ الشَّیْطَانَ خَبِیثٌ یَعْتَادُ لِمَا عُوِّدَ فَلْیَمْضِ أَحَدُکُمْ فِی الْوَهْمِ وَ لَا یُکْثِرَنَّ نَقْضَ الصَّلَاةِ فَإِنَّهُ إِذَا فَعَلَ ذَلِکَ مَرَّاتٍ لَمْ یَعُدْ إِلَیْهِ الشَّک‏ .... إِنَّمَا یُرِیدُ الْخَبِیثُ أَنْ یُطَاعَ فَإِذَا عُصِیَ لَمْ یَعُدْ إِلَى أَحَدِکُمْ (27)

شیطان خبیث را به شکستن نمازتان عادت ندهید، چون او را بر این کار حریص می‌کنید، همانا شیطان خبیث به آن چه تکرار شود، معتاد می‌گردد. پس هر یک از شما به شکّش اعتنا نکند و نماز را زیاد نشکند. پس اگر کسی چندین مرتبه این گونه عمل کند، دیگر شک به سوی او باز نمی‌گردد. همانا شیطان خبیث، مایل است که از او اطاعت شود، پس اگر از امر او سرپیچی شود، به سوی هیچ یک از شما باز نمی‌گردد.

و همین جا لازم است به کسانی که دچار این درد هستند، تذکر داده شود که اگر به وسواس خود بی اعتنایی نکنید، به مشکلات بدتر مبتلا می‌شوید. روزی یک مادر گریه‌کنان همراه دخترش به نزد من آمدند، آن مادر می‌گفت: این دختر وقتی دستشویی می‌رود، حداقل چهار ساعت طول می‌کشد! ما باید با کتک او را بیرون بیاوریم. وقتی هم می‌خواهد نماز بخواند، سه چهار ساعت طول می‌کشد و در آخر هم نمی‌تواند نماز بخواند! خدا نکند کسی به این جا برسد.

حال این دختر خانم چه باید بکند؟ خیلی آسان است؛ وقتی کارش در دستشویی تمام شد، خود را در مدت یک دقیقه بشوید و از دستشویی خارج شود. اگر هم می‌گوید نجس است، باید بداند که این شیطان درون اوست که می‌گوید پاک نشد.

کسانی هم که در غسل کردن وسواسی هستند، باید همین طور عمل کنند. وسواسی اگر غسلش بیش از پنج دقیقه طول کشید، گناه کرده است؛ گناهش هم خیلی بزرگ است. معنا ندارد چند ساعت برای یک غسل پنج دقیقه‌ای معطّل شود. باور کنید غسل ائمه‌ی اطهار (ع) ، غسل مراجع تقلید بیش از این طول نمی‌کشد

هیچ وقت فراموش نمی‌کنم استاد بزرگوار ما، مرحوم آیة الله العظمی محقّق داماد(ره) نقل می‌کردند: یکی از روحانیون سر حوض مدرسه‌ی فیضیه با خودش کلنجار می‌رفت؛ یعنی یک مقدار وضویش را طول می‌داد. مؤسّس بزرگ حوزه‌‌ی علمیه‌ی‌ قم، مرحوم آیت‌الله‌العظمی حاج شیخ عبد الکریم حائری (ره) این صحنه را دیدند. جمله‌ای در گوشش گفتند و رفتند.

آیة الله داماد (ره) می‌گفتند: این فرد دیگر تا عمر داشت، برای وضو گرفتن سر حوض مدرسه دیده نشد. بعداً از او پرسیدم: حاج شیخ چه گفت؟

گفت: مرحوم حاج شیخ عبدالکریم گفت: اگر مردم این وضو را از تو یاد بگیرند و خیال کنند وضوی اسلام این است، در روز قیامت چه جوابی داری؟

و چنانکه نقل کرده‌اند خود مرحوم آیت الله العظمی حائری وقتی برای وضو گرفتن سر حوض می‌آمدند، یک مشت آب به صورت می‌زدند، یک مشت آب به دست راست و یک مشت آب به دست چپ و مسح سر و پاها را می‌کشیدند و می‌رفتند زیر کتابخانه‌ی مدرسه‌ی فیضیه و نماز می‌خواندند؛ یعنی وضوی ایشان یک دقیقه بیشتر طول نمی‌کشید. این وضوی یک مرجع تقلید است. وضویی که اسلام از ما خواسته، غیر از این نیست.

در طهارت و نجاست هم همین است. به صرف احتمال طهارت، از ما خواسته‌اند که بنا را بر طهارت قرار دهیم. حتّی اگر کسی با نگاه کردن به لباسش می‌فهمد نجس است یا پاک، فرموده‌اند: اگر می‌خواهی رفع شکّ کنی، بکن، امّا حکم اسلام این است که چنین کاری لازم نیست.

معمولاً وقتی برف یا باران بیاید برای وسواسی‌ها و حتّی انسان‌های متعارف، راه رفتن در کوچه‌ها سخت است. وسواسی‌ها که نجس می‌دانند، برای انسان‌های متعارف هم سخت است که با ترشّحات باران و گل‌ها نماز بخوانند، امّا مراجع تقلید همیشه مقیّد بودنده‌اند که به مردم نشان بدهند با همین گل‌ها هم نماز صحیح است. حضرت آیت الله العظمی بروجردی(ره) مقیّد بودند به طلاب بنمایانند که با این گل کوچه‌ها می‌توان نماز خواند و نماز می‌خواندند. مراجع بزرگ در مدرسه‌ی فیضیه با همین گل ها نماز می‌خواندند. خود من حضرت امام خمینی (ره) را دیدم که مقیّد بودند با همین گل‌ها و ترشّحات، نماز بخوانند. حتی برای من نقل کردند که روزی عمّامه‌ی مرحوم مؤسّس حوزه‌ی علمیه‌ی قم، حضرت آیت الله العظمی حائری! در صحن حمّام عمومی افتاد و ایشان عمّامه را برداشتند و بر سر گذاشتند.

وسواسی هم باید همین طور باشد، باید بی اعتنایی کند. اگر مدّتی این طور عمل کند، مطمئن باشد که دردش درمان خواهد شد.

همه‌ی شما می دانید، فقها در رساله‌ها نوشته‌اند که شکِّ کثیر الشّک اعتبار ندارد؛ یعنی اگر شما یک مرتبه یا دو مرتبه در نماز مغرب بین یک و دو شکّ کردید، نمازتان باطل است. اما اگر باز این شکّ شما تکرار شد و به بار سوم رسید، دیگر به آن اعتنا نکنید؛ معنایش این است که باید بنا را بر آن چه به نفع شماست بگذارید. مثلاً اگر در نماز مغرب بین دو و سه شکّ کردید، بنا را بر سه بگذارید و نماز را تمام کنید. این مسأله اختلافی هم نیست؛ همه‌ی فقها این طور می‌گویند. حتّی فقها می‌فرمایند: وقتی به این حالت رسید، دیگر شک در نماز دو رکعتی و چهار رکعتی فرقی ندارد، هر شکّی که باشد، چه از نظر فقهی صحیح باشد یا فاسد، نباید اعتنا کند. و این بیان فقها از روایات اهل بیت (ع) گرفته شده است (28).

این سخن اهل بیت (ع) ، در طهارت و نجاست هم می‌آید. یعنی همین طور که شکّ کثیر الشّک در نماز اعتبار ندارد، شکّ کثیر الشّک در وضو و غسل و طهارت و نجاست هم اعتبار ندارد. حتّی فقها گفته‌اند: قطع وسواسی حجّت نیست، چه رسد به ظنّ یا شکّ او. این جمله‌ی «لا اعتبار بعلم الوسواسی فی الطهارة و النجاسة (29)» در عروةالوثقی آمده است و بسیاری از مراجع هم آن را تأیید کرده‌اند. زیرا یقین وسواسی، یقین نیست؛ تخیّل و توهّم است. یعنی اگر وسواسی یقین به نجاست هم داشت، یقینش حجّت نیست، چه رسد به ظنّ و شکّ او. باید ببیند عرف مردم چطور عمل می‌کنند؛ او هم همان طور عمل کند. زیرا ائمه‌ی طاهرین (ع) فرمودند: شکّ کثیر‌الشّک اعتبار ندارد. بعد هم تعیین مصداق کرده‌اند که با سه بار شکّ پشت سر هم، کثرت شکّ تحقّق می‌یابد (30). آن بزرگواران می‌خواهند با بی اعتنایی، این حالت خطرناک درمان شود. در سایر شک‌ها هم همین طور است. اسلام این بی اعتنایی را می‌خواهد. باید در هر چه وسوسه دارد، حق الله باشد یا حق النّاس، کارهای عادی باشد یا کارهای عبادی، همین رویه را در پیش بگیرد. راه ایستادگی در مقابل این حالت خطرناک، مبارزه‌ی منفی است.

استاد بزرگوار ما مرحوم آیت الله العظمی بروجردی (ره) می‌فرمودند: من در اصفهان نزد مرحوم آیت الله العظمی میرزا ابوالمعالی کلباسی(ره) در مسجد حکیم درس می‌خواندم. به ایشان گفته بودند که من به وقت نماز، دیر یقین پیدا می‌کنم و ایشان متوجّه شدند که من در معرض آن هستم که در این مورد وسواسی شوم. بنایراین یک روز ظهر در مسجد حکیم بعد از اتمام درس، به من ‌گفتند: آقا حسین، اذان می‌گویند، برخیز و نماز بخوان.

آقای بروجردی (ره) می‌فرمودند: من یک مقدار صبر کردم و حرف ایشان را نشنیده گرفتم. دوباره فرمودند: آقا حسین، پا شو و بگو چهار رکعت نماز باطل به جا می‌آورم، قربة الی‌الله.

چقدر حرف خوبی است! وسواسی باید چنین باشد. اگر وسوسه در وقت دارد، وقتی مؤذّن می‌گوید: الله اکبر، نماز را شروع کند. اگر وسوسه در نجاست دارد، همان وقتی که دستش را زیر آب برد یا زیر شیر آب گرفت، دیگر کنار برود. اگر شک دارد یا حتّی ظنّ یا یقین دارد که هنوز نجس است، بگوید پاک است. در عرض پنج دقیقه غسل کند؛ اگر یقین پیدا نکرد، بگوید: می‌خواهم جنب باشم، می‌خواهم نجس باشم و با همان حال از حمّام بیرون بیاید، توجّه نکند و مشغول نماز شود. و خلاصه، هر کاری که مردم می‌کنند، او هم بکند. مطمئن باشد، یک ماه طول نمی‌کشد که این درد، درمان می‌شود.

روایتی از امیرالمؤمنین (ع) است که استاد بزرگوار ما آیة الله العظمی بروجردی (ره) در بحث‌های فقهی بارها این روایت را می‌خواندند که امیرالمؤمنین (ع) فرمودند:

مَا أُبَالِی أَ بَوْلٌ أَصَابَنِی أَوْ مَاءٌ إِذَا لَمْ أَعْلَم (31)

باکی ندارم از این که به من بول باشد یا آب، وقتی که نمی‌دانم.

همین مقدار که نمی‌دانم پاک است یا نجس، یعنی برای من پاک است، هر چند در واقع نجس باشد. این قاعده‌ی «طهارت» بسیاری از امور را برای ما راحت کرده است. و همین طور قاعده‌ی «حل» که وقتی نمی‌دانیم فلان چیز حلال است یا حرام، بنا را بر حلال بودن آن بگذاریم. اسلام این قواعد را به این دلیل وضع کرده است که ما وسواسی نشویم.

یکی از بدبختی‌هایی که وسواسی دارد، این است که همه را جز خودش نجس می‌داند؛ معلوم است که این کار شیطان است. اگر قدری دقیق‌تر نگاه کنیم، معنایش این است که همه جز خودش را جهنّمی می‌داند؛ اتّفاقاً اگر دست از این کار زشتش بر ندارد خودش زودتر از دیگران به جهنّم می‌رود. خلاصه همه‌ی فقها می‌گویند: شکّاک و وسواسی باید با بی اعتنایی دست از کارهایش بردارد.

شخصی به خدمت امام صادق (ع) آمد و در مورد خوردن پنیر سؤال کرد.

حضرت فهمیدند که این شخص وسواسی است. پولی به غلامشان دادند و فرمودند: برو پنیر بخر و بیاور. غلام هم پنیر را آورد و حضرت از آن خوردند.

دوباره آن شخص در مورد پنیر سؤال کرد.

امام صادق (ع) فرمودند: مگر ندیدی آن را خوردم؟

گفت: دیدم امّا دوست دارم از خودتان بشنوم!

حضرت فرمودند: در مورد پنیر و غیر آن به تو می‌گویم که هر چه که در آن حلال و حرامی بود، بر تو حلال است تا آن که مورد حرام را به طور مشخص بشناسی، در آن صورت بر تو حرام است و ترکش واجب (32).

در روایت دیگری، راوی از امام صادق (ع) می‌پرسد: دماغم خون افتاده و نمی‌دانم به لباس‌هایم ریخته است یا نه.

حضرت فرمودند: قبلاً به طهارت لباست یقین داشتی و حال شک داری که نجس شده یا نه؛ پس یقینت را با شک نقض نکن.

باز می‌پرسد: یابن رسول الله، آیا لازم است تفحّص کنم و ببینم لباسم نجس شده یا نه؟

امام (ره) فرمودند: لازم نیست نگاه کنی (33).

وقتی دین تا این حد ساده گرفته است و احتمال طهارت را کافی می‌داند، دیگر وسواس چه معنا دارد؟ حتّی اگر کسی با تفحّص یقین به نجاست پیدا کند، باز هم لازم نیست خود را به دردسر بیاندازد.

وقتی خود اسلام اجازه داده، دیگر کاسه‌ی داغ‌تر از آش شدن معنا ندارد. اسلام سخت‌گیری در این مسائل را جایز نمی‌داند. اسلام دین سهل و آسان گیر است (34) و اگر ما به عنوان وسواس بر خودمان سخت‌ بگیریم، این مقدّم دانستن خود بر خدا و پیامبر(ص) و ائمه‌ی طاهرین ( و مراجع تقلید است. اسلام قاعده‌ی طهارت دارد. اسلام می‌گوید: من می‌خواهم ساده بگیرم، نمی‌خواهم تو در مشقّت بیافتی. تو مراعات کن حرام واقعی نخوری، دیگر شبهه‌ناک خوردن اشکالی ندارد. با «بسم الله الرّحمن الرّحیم» شبهه‌اش را رفع کن. و حقیقتاً اگر نداند نجس است یا پاک، نداند حرام است یا حلال، با گفتن «بسم الله الرّحمن الرّحیم» می‌تواند شبهه‌اش را برطرف کند.

در مورد سایر صفات رذیله هم همین طور است. انسان حسود وقتی حسادتش شعله‌ور می‌شود، چه می‌کند؟ غیبت می‌کند، زخم زبان می‌زند و بالاخره عکس‌العمل نشان می‌دهد. حال، اگر عکس‌العمل نشان ندهد و با این حسادت مبارزه‌ی منفی کند، به جای غیبت از او تعریف و تمجید کند، به جای زخم زبان زدن در مقابلش تواضع کند، کم کم این مبارزه‌ی منفی حسد را کم‌رنگ می‌کند و در نهایت آن را از بین می‌برد.

وسواس هم مثل حسادت است. ریشه‌کن کردن آن مشکل است، امّا اگر به این توصیه‌ها، خوب عمل کند، کار آسان می‌شود و مهم‌تر از همه همین بی اعتنایی است.

5. انتخاب الگو

نکته‌ی دیگری که باید وسواسی مراعات کند، انتخاب الگو است، البته الگویی که خود دچار این مشکل نباشد. مثلاً اگر زن وسواسی است، الگوی او شوهرش باشد. اگر شوهر گفت: پاک است، بگوید: پاک است و اگر او گفت: نجس است، بگوید: نجس است. اگر دختر وسواسی است، مادرش را الگوی خود قرار دهد و هر چه این الگو گفت، تسلیم باشد.

عرف مردم را الگوی خود قرار دهد. وسواسی باید مثل متعارف مردم باشد. هر کاری که آنان می‌کنند، او هم بکند. اگر کار وسواسی را یک مقدار ریشه‌یابی کنیم، به این جا می‌رسیم که از نظر وسواسی همه جز خودش نجس هستند، نماز همه جز نماز او باطل است، همه به جز او به جهنّم می‌روند. در حالی که وسواسی باید این طور فکر کند که عمل همه صحیح است و عمل او غلط. و اوست که باید از بقیه الگو بگیرد؛ چون وسواسی غیر متعارف است و باید متعارف شود.

در کنار نگاه به الگو، باید از یک نفر مسأله‌دان هم مسائل شرعی خود را بپرسد. آدم وسواسی حق ندارد از دو نفر مسأله بپرسد. حتی حق ندارد رساله مطالعه کند؛ از دو نفر و سه نفر پرسیدن برای او حرام است. همین که در پرسیدن از این و آن هم وسوسه به خرج بدهد، باز کار را مشکل کرده است.

پس چه باید بکند؟ باید از یک نفر که مسأله‌دان است، بپرسد. در ضمن بگوید: من وسواسی‌ام، و اگر نگوید، طور دیگری برای او مسأله گفته می‌شود. مثل مریضی که نزد دکتر می‌رود، موظّف است پزشک را از حالات خود مطّلع کند. وسواسی هم باید وضعیت خود را برای فردی که از او مسأله می‌پرسد، بیان کند. بگوید: وسواسی‌ام، غیر متعارفم. حالا اگر نمی‌تواند بگوید: وسواسی‌ام، بگوید: من محتاطم و ادب به خرج بدهد. معمولاً وسواسی‌ها زیر بار گفتن این جمله که: وسواسی هستیم، نمی‌روند. امّا، اگر کمی دلش درد بگیرد، به دکتر می‌گوید، هر چند، وسواس، خود و خانواده‌اش را با مشکلات فراوانی مواجه ساخته است، باز هم حاضر نیست بگوید: من وسواسی هستم.

6. تلقین

تلقین در زندگی نقش بسیار مؤثری دارد و مقصود ما از تلقین در این جا این است که وسواسی باید به طور جدّ، با خود حرف بزند و بگوید که من وسواسی هستم و این، درد بزرگی است، باید این درد را درمان کنم، باید مثل متعارف مردم باشم، باید لجبازی را کنار بگذارم، باید بی اعتنا باشم و بالاخره نباید دنباله‌روی شیطان باشم. مرتّب تکرار کند که وسواس از شیطان است، نه اسلام. خلاصه، مرتب با زبان، این موارد را به خود تلقین کند، چنان که در وقت عمل هم به خود تحمیل می‌کند. این تحمیل‌ها در ابتدا مشکل است، امّا با تلقین کم کم آسان می‌شود.

7. مراقبه

مهم‌تر از همه‌ی آنچه گفته شد این است که وسواسی باید اهل «مراقبه» باشد. علمای علم اخلاق در مورد قانون «مراقبه» بسیار پافشاری دارند. و این قانون مراقبه نه فقط برای وسواسی مفید است، که برای درمان همه‌ی صفات رذیله چاره‌ساز است. این قانون سه مرحله دارد.

در ابتدا باید با خود، مشارطه کند؛ یعنی هر روز صبح یکی از تعقیب‌های نمازش این باشد که با خود شرط کند که امروز از شیطان درونش متابعت نکند و به وسوسه‌های آن بی اعتنا باشد.

در مرحله‌ی بعد، در طول روز مراقب خود باشد که به شرطی که با خود کرده، وفادار بماند. از این رو به قانون، قانون «مراقبه» می‌گویند، زیرا باید مراقب خود باشد، آن زمانی که وسوسه به سراغ او می‌آید، عملاً بی‌اعتنا باشد. همان عملی را انجام دهد که مرجع تقلیدش می‌گوید، همان چیزی که متعارف مردم انجام می‌دهند، نه آن چیزی که شیطان درونش به او دستور می‌دهد. البته ممکن است در طول روز بر خلاف عهدش عمل کند، امّا توجّه داشته باشد که سریع توبه کند و ناامید نشود و از میدان به در نرود. بار دیگر مشارطه کند، مقداری خودش را ملامت کند که چرا چنین شد؟ و تصمیم بگیرد که دوباره آن اتّفاق نیفتد و باز تا شب مراقب خود باشد.

و در مرحله‌ی آخر، شب هنگام، وقت خواب با خودش محاسبه کند که زمین خورده است یا نه؟ وسوسه به سراغش آمده و او را زمین زده یا نه. اگر زمین نخورده است، جدّاً خدا را شاکر باشد. به سجده برود و با پروردگار عالم حرف بزند و از او تشکّر کند. ولی اگر دید در طول روز زمین خورده، توبه کند و نفسش را ملامت کند که چرا شکست خورده است. و بدانید که این محاسبه بسیار مؤثّر است. اسلام هم بسیار به آن سفارش کرده است. امام موسی کاظم (ع) می‌فرمایند:

لَیْسَ مِنَّا مَنْ لَمْ یُحَاسِبْ نَفْسَهُ فِی کُلِّ یَوْمٍ فَإِنْ عَمِلَ حَسَناً اسْتَزَادَ اللَّهَ وَ إِنْ عَمِلَ سَیِّئاً اسْتَغْفَرَ اللَّهَ مِنْهُ وَ تَابَ إِلَیْه (35)

از ما نیست کسى که هر روز حساب خود را نکشد. اگر کار خوب کرده است، از خدا فزونى آن را خواهد و اگر کار بد کرده است، از خدا آمرزش آن را خواهد و به سوی خداوند رجوع کند.

و هر روز این مراحل را تکرار کند تا ـ ان شاء الله ـ به مرور زمان، این مشکل از ریشه درمان شود. به کسانی که دچار وسوسه‌ی فکری یا عملی هستند، توصیه می‌شود این درد را از خود دفع کنند. هرچند در ابتدا ممکن است خیلی اهمیّت نداشته باشد، ولی اگر به فکر چاره‌ نباشند، خواهند دید که مثل سرطان نابودشان می‌کند. این بیماری بسیار خطرناک است؛ دنیا و آخرت انسان را از بین می‌برد و از همه‌ی صفات رذیله بدتر است. صفات رذیله دشمنان بزرگی برای انسان هستند. فرد حسود، به قول عوام حاضر است به خاطر یک دستمال، قیصریّه را به آتش بکشد، امّا از همین حسد بدتر، وسوسه است. دنیا پرستی خیلی بد است. بعضی اوقات می‌رسد به آن جا که حاضر است دو ثلث جهان را نابود کند تا بر ثلث دیگر تسلّط یابد. حاضر است نسل حاضر را از میان بر دارد به این امید که بر نسل بعدی حکومت کند. امّا باید با کمال صراحت گفت: وسوسه از این صفت دنیاپرستی هم بدتر است؛ دنیای انسان را از بین می‌برد، چنانکه آخرت انسان را هم از بین می‌برد و باعث تنفّر دیگران از انسان می‌شود. شاید شما هم فراوان دیده باشید که اطرافیان وسواسی که تنفّر عجیبی از آن شخص دارند. بچه‌ی دو سه ساله از مادرش متنفّر است. پسری که باید بازوی پدرش باشد، آرزوی مرگ او را می‌کند. افراد جامعه مخصوصاً خویشان از او تنفّر دارند. کم کم دچار عزلت و گوشه‌نشینی می‌شود. وسواسی معمولاً افسرده و کسل است و به فرموده‌ی امام صادق (ع) :

إِیَّاکَ وَ الْکَسَلَ وَ الضَّجَرَ فَإِنَّهُمَا یَمْنَعَانِکَ مِنْ حَظِّکَ مِنَ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَة (36)

از رنجورى و افسردگى بپرهیز؛ زیرا این دو تو را از دست یافتن به نصیبت از دنیا و آخرت، باز مى‏دارند.

معلوم است کسی که سه چهار ساعت مشغول یک نماز باشد، کم کم به جایی می‌رسد که دیگر نماز نمی‌خواند. شخصی به من می‌گفت: خانمی که لیسانس دارد و از نظر سواد دینی بسیار بالاست و قبلاً معلم قرآن بوده، حالا کارش به آن جا رسیده است که نماز نمی‌خواند! وقتی از او پرسیدیم: چرا نماز نمی‌خوانی؟ گفت: من نجسم و با نجاست نمی‌توان نماز خواند.

و همین خانم کارش به جایی رسیده که وقت غذا خوردن باید غذا را آب بکشد، بعد آن را بخورد؛ و این نوعی جنون است!

اگر این صفت رذیله‌ی این خانم را از حسادت و ریاست طلبی و خود پرستی بدتر بدانیم، اشتباه نکرده‌ایم. صفت رذیله هر چه باشد، خطرناک است. از این‌رو است که قرآن کریم بر تهذیب نفس پافشاری دارد. در سوره‌ی مبارکه‌ی «شمس» بعد از یازده مرتبه قسم خوردن ـ که در قرآن بی نظیر است ـ تأکید می‌فرماید:

قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّاها وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها (37)

هر کس نفس خود را پاک گردانید، قطعاً رستگار شد و و هر که آلوده‏اش ساخت، قطعاً درباخت.

رستگار کسی است که صفت رذیله‌ای بر وجود او حکم‌فرما نباشد. شقی، بدبخت و بی‌بهره در دنیا و آخرت کسی است که صفت رذیله بر دل او حکم‌فرما باشد. این فرموده‌ی قرآن است. بر طبق آیات قرآن کریم و روایات فراوانی از اهل بیت(ع)، خودسازی برای همه مخصوصاً جوانان امری لازم وضروری است و نباید کسی بگذارد که صفت رذیله‌ای در وجودش رخنه کند؛ زیرا مانع رستگاری انسان است. این مطلب در مورد تمام صفات رذیله صادق است، امّا بدتر از هر صفت رذیله‌ای، این حالت وسواسی‌گری است. بعضی اوقات انسان را آن چنان دچار بدبینی می‌کند که زندگی را به جهنّم تبدیل می‌کند. این‌ مطالب شوخی نیست؛ اتّفاقاتی است که در جامعه‌ی ما تکرار می‌شود. خانمی آمده بود و می‌گفت: شوهر من وضعش به جایی رسیده است که مثلاً در خانه نشسته‌ایم غذا می‌خوریم، ناگهان فریاد می‌کشد. می‌گویم چه شده؟ چه خبر است؟ می‌گوید: این مرد که در کوچه سرفه کرد، رفیق تو بوده است!!

یا مرد نیم ساعت دیر به خانه آمده است، خانمش شروع به متّهم کردن او می‌نماید.

خدا نکند انسان دچار چنین حالاتی شود. باید در جهت رفع این صفات رذیله تلاش کرد؛ پیر و جوان و زن و مرد هم نمی‌شناسد. «نمی‌شود» و «نمی‌توانم» گفتن هم حرام است. وگرنه وسواسی باید بداند که هم دنیایش جهنّم است و هم آخرتش، هر چند گمان می‌کند با این کارهایش راه به سوی بهشت می‌برد امّا باید بداند وسوسه‌گری کار شیطان است و مصداق این گفته‌ی امیرالمؤمنین(ع) است که فرمودند:

اتَّخَذُوا الشَّیْطَانَ لِأَمْرِهِمْ مِلَاکاً وَ اتَّخَذَهُمْ لَهُ أَشْرَاکاً فَبَاضَ وَ فَرَّخَ فِی صُدُورِهِمْ وَ دَبَّ وَ دَرَجَ فِی حُجُورِهِمْ فَنَظَرَ بِأَعْیُنِهِمْ وَ نَطَقَ بِأَلْسِنَتِهِمْ فَرَکِبَ بِهِمُ الزَّلَلَ وَ زَیَّنَ لَهُمُ‌ الْخَطَل (38)

شیطان را پشتوانه‌ی خود گرفتند و او از آنان دام‌ها بافت، در سینه‏هاشان جاى گرفت و در کنارشان پرورش یافت. پس آن چه مى‏دیدند، شیطان به ایشان مى‏نمود، و آن چه مى‏گفتند سخن او بود. به راه خطاشان برد و زشت را در دیده‌ی آنان آراست.

و جدّاً این طور است؛ یعنی دید او دیگر دید شیطان است، گوشش گوش شیطان و زبانش سخن‌گوی شیطان. تخیّل‌ها عجیب کار می‌کند. یک آدم ترسو وقتی به قبرستان برود، می‌بیند که مرده از قبر بیرون آمده و با کفنش ایستاده و همین که فرار می‌کند، مرده هم به دنبال او می‌دود. و و اقعاً هم این صحنه‌ها را می‌بیند، امّا با چشم شیطان.

بنابراین اشخاص وسواسی اوّلاً باید بدانند که بیمار هستند و فکر علاج خود باشند و ثانیاً به مواردی که در خصوص علاج این بیماری خطرناک بیان شد، جدّاً عمل کنند تا خداوند متعال آنان را شفا عنایت فرماید.

 

فصل دوّم: احکام و استفتائات وسواس

احکام وسواس

مسئله 1: یکى از مهلکات که مفاسدى بر آن مترتّب مى‏شود و غالباً گناهانى را در بر دارد، وسواس است، و چون وسوسه براى وسواسى یک رذیله است از نظر ما حرام و مبارزه با آن از اوجب واجبات است، و فرقى نیست که در طهارت و نجاست باشد یا در عبادات، در اعتقادات باشد یا در اعمال، در حقّ اللَّه باشد یا در حقّ النّاس، در کارهاى عبادى باشد یا در کارهاى اجتماعى.

و خلاصه کلام اینکه حالت افراط‌گرى و وسواسى در هر چه باشد، حرام و باید با آن مبارزه شود تا ریشه‏کن شود، و علامت آن این است که زیاد شک کند و یا زود یقین کند و از متعارف مردم در شک و یقین بیرون باشد، و همین مقدار که از حالت متوسّط که در میان مردم در کارها متعارف است بیرون رفت و حالت افراط یا تفریط در کارها پیدا کرد، وسواسى است و باید دست از آن حالت بر دارد، و بر طبق آن حالت عمل نکند.

مسئله 2: براى رفع این رذیله چاره‏اى نیست جز بى‏اعتنایى به شک بلکه به یقین، و عمل کردن به آنچه بر نفع اوست و به آنچه متعارف میان مردم است.

مثلاً وسواسى در طهارت و نجاست اگر شک کرد بلکه یقین کرد که از زمین متنجّس یا از عین نجس به او ترشح شده است، اعتنا نکند، و وسواسى در نماز اگر شک یا یقین کرد کلمه‏اى را غلط گفته و یا چیزى را کم یا زیاد کرده است، اعتنا نکند، و وسواسى در حقّ النّاس اگر شک کرد که مدیون کسى است یا دین خود را ادا نکرده است، اعتنا نکند و وسواسى در کارهاى اجتماعى اگر نمى‏تواند تصمیم بگیرد، فوراً یک طرف را انتخاب کند و به شک خود بلکه به یقین خود عمل نکند.

مسئله 3: متنجّس براى افراد وسواسى متنجّس نیست، بنابراین مثل گِلها و آب‌هاى در کوچه و برف‌هاى چند روز مانده در کوچه‏ها، گرچه یقین داشته باشد که برخورد با نجاست نموده است، براى او پاک است و مى‏تواند با همان گِل‌ها و با همان کفش‌ها که به مستراح رفته است به مسجد برود، و با همان گِلها که ترشح به لباس یا بدن او کرده است نماز بخواند، و با افراد لاابالى در طهارت و نجاست، گرچه یقین داشته باشد که آنها نجس هستند، معاشرت کند و از غذاهاى آنها بخورد و حرام است که بعداً دست و دهان خود را آب بکشد.

مسئله 4 : براى وسواسى حرام است در چیزهایى که وسوسه او مربوط به آنها است دقت نماید، بلکه لازم است بدون فکر و بدون تجسّس و بدون تفحّص عمل کند، و به عبارت دیگر چنانکه گفته شد با بى‏اعتنایى کامل برخورد با این چیزها کند تا به گفته امام صادق (ع) شیطان دست از او بردارد.

استفتائات وسواس

سؤال1: به چه کسی وسواسی گفته می‌شود؟ و شاخصه‌ی وسواسی‌گری چیست؟

° کسی که در کارهای عبادی یا غیر عبادی حتی در امور اجتماعی و فردی خارج از حدّ اعتدال و متعارف باشد، وسواسی است و آن یک حالت خطرناکی است که از تسلّط قوه خیال بر انسان پیدا می‌شود و به جای اینکه عقل او را استخدام کند، قوه خیال او را استخدام می‌کند و وقتی چنین شد شیطان مسلّط بر او می‌شود و به واسطه آن حالت، او را نابود می‌کند و دنیا و آخرت او را تباه می‌کند. لذا عقلاً و شرعاً لازم است با بی‌تفاوتی و نشنیدن حرف شیطان و پشت کردن به وسوسه‌ها و تخیّل‌ها و توهّم‌ها آن حالت را نابود کند و هرچه او را رنج می‌دهد، راجع به همان بی‌تفاوت باشد و این است داروی منحصر به فرد وسواس.

سؤال2: حکم حضرتعالی در مورد وسواسی چیست؟

° کار او حرام است و باید اعمال را به طور متعارف و آن طور که عموم مردم انجام می‌دهند، انجام دهد.

سؤال3: آیا اصلاً از نظر شرع، احتیاط در نجاست و طهارت، مطلوب است؟

° کار وسواسی راجع به هرچه باشد حتّی حقّ النّاس مطلوب نیست؛ بلکه حرام است.

سؤال4: آیا اعمال وسواسی (اعمّ از عبادی و غیر آن) صحیح است و اعاده لازم ندارد؟

° کار او حرام است و باید پرهیز کند.

سؤال5: ملاک در تشخیص صدق عنوان وسواس چیست؟

° ملاک در صدق عنوان وسواسی بر کسی، عرف است. هرچند اگر کسی بیش از سه بار در مسأله ای شک کرد، وسواسی محسوب شده و باید به احکام وسواس عمل نماید.

سؤال6: آیا حرمت وسواس منحصر در احکام عبادی است؟

° وسواس در هر عملی، اعمّ از امور اعتقادی و اخلاقی و احکام عبادات و معاملات و امور فردی و اجتماعی، حق الله و حق الناس، حرام است.

سؤال7: همسرم دچار وسواس شده و هرچه به او تذکر می‌دهم می‌گوید نمی‌توانم مانند بقیه عمل کنم، راه علاجش چیست؟

° باید بگوید می‌توانم و راه فقط بی‌اعتنائی و مثل دیگران بودن است و الّا بدبختی دنیا و آخرت دارد.

سؤال8: آیا اهل کتاب ذاتاً محکوم به طهارت هستند یا نجاست؟

° طاهر هستند.

سؤال9: در محلّه‌ای زندگی می‌کنم که اکثریّت آنها اهل کتاب هستند. حال آیا در معاشرت با اهالی لازم است از دین و مذهبشان سوال کنم؟

° لازم نیست.

سؤال10: شکّ، ظنّ و یقین وسواسی تا چه حد معتبر است؟ آیا در صورت یقین به متعارف بودن آن، باز هم بی‌اعتبار است؟

° شکّ و ظنّ وسواسی اعتبار ندارد و چون یقین او هم تخیّلی بیش نیست، اعتبار ندارد و باید به شکّ و ظنّ و یقین خود اعتنا نکند.

سؤال11: اگر کسی بعد از جنابت، بول و استبراء نکند و غسل نماید و بعد از آن مایعی از او خارج شود، آیا آن مایع نجس است؟ و آیا نیاز به تجدید غسل دارد؟ در پاسخ این دو سؤال آیا فرقی می‌کند چقدر وقت بعد از جنابت، آن مایع خارج شود یا خیر؟

° اگر مدت کمی از جنابت او گذشته باشد، مثلاً ده دقیقه، آن مایع پاک است و غسل او صحیح بوده و غسل دیگری لازم ندارد. و همچنین است اگر بول کرد و استبراء نکرد و مدّت کمی از بول گذشت و مایع بیرون آمد، آن مایع پاک است و اگر وضو گرفته یا غسل کرده است به واسطه مایع باطل نمی‌شود.

سؤال12: کسی که در اثر بیماری قادر به نگهداری بول خود نیست و مرتباً لباس و بدن او نجس می‌شود و نیز وضوی او باطل می‌گردد، برای خواندن نمازهای یومیّه چه وظیفه‌ای دارد؟ اگر در وسط یک نماز یا بین دو نماز (مثلاً ظهر و عصر) این حالت برای او پیش آمد چه باید بکند؟

° وضو بگیرد و با همان وضو نماز بخواند و اگر قبل از نماز یا بین نماز و یا بین دو نماز بول بیرون آمد، نجس است ولی اشکال ندارد و نماز او اعاده ندارد، گرچه به واسطه‌ی آن بول بدن او و لباس او نجس شده است و وضوی او باطل شده است.

سؤال13: کسی که در اثر بیماری قادر به نگهداری باد معده خود نیست و مرتباً وضوی او باطل می‌گردد، برای خواندن نماز‌های یومیّه چه وظیفه‌ای دارد؟ اگر در وسط نماز یا بین دو نماز (مثلاً ظهر و عصر) این حالت برای او پیش آمد چه باید بکند؟

° نظیر بول است و مسأله آن گفته شد.

سؤال14: برای تطهیر آب نجس، آیا مخلوط شدن با آب کر، باران یا جاری شرط است؟ و یا صرف اتّصال کافی است؟

° صرف اتّصال کفایت می‌کند.

سؤال15: اگر سگی از ظرفی که آبش کر بوده خورد و بعد از خوردن مقدار آن کمتر از کر شده ولی نمی دانیم حین اتصال دهان سگ، آب کر بوده یا نه. آیا آن آب نجس شده است ؟

° کر بوده است و الان هم نجس نیست.

سؤال16: ویلائی بیرون شهر اجاره کرده‌‌ایم که در آنجا آب لوله‌کشی وجود ندارد ولی صاحب آن ادّعا می‌کند که آب لوله به منبع کر وصل است آیا قول او قابل قبول است؟

° گفته او حجّت است.

سؤال17: آیا برای تطهیر می‌توان از آبی که در مضاف بودن آن شک داریم استفاده کنیم؟

° اشکال ندارد.

سؤال18: آیا آسفالت، سیمان، چوب، آجر، موزائیک و فلزاتی که با آن کف زمین را مفروش می‌کنند پاک کننده کف پا و کفش هستند؟

° بلی پاک کننده هستند.

سؤال19: آیا زمین، پاک کننده لاستیک وسائل نقلیه مانند اتومبیل، ویلچر و... می‌باشد؟

° پاک کننده است.

سؤال20: پشه‌ای را در حال گزیدن دستم کشتم، نمی‌دانم خونی که از او خارج شده از او بوده یا از من، وظیفه چیست؟

° پاک است.

سؤال21: حکم طهارت شخصی که شهادتین گفته، ولی می‌دانم که قلباً اعتقادی به اسلام ندارد ـ البته عملی که منافی با اظهار شهادتین باشد از او سر نزده ـ چیست؟

° پاک است.

سؤال22: «وَذی» ، «مَذی» و «مَنی» چه خصوصیّاتی داشته و فرق آن‌ها با یکدیگر چیست؟ و آیا «مذی» و «وذی» نجس است؟

° غیر از منی و بول هر آبی که از مرد یا زن بیرون بیاید پاک است و موجب فساد وضو و غسل نیست. و اگر شک داشته باشد و یا مظنّه داشته باشد که بول است یا منی، باز پاک است. و برای وسواسی اگر یقین داشته باشد باز پاک است. زیرا یقین او یقین نیست.

سؤال23: لکّه‌ای را در لباسم دیدم ولی‌ نمی‌دانم بول است یا منی، حکم آن چیست؟

° پاک است و جنب هم نیستید.

سؤال24: پس از بیدار شدن در لباس زیر خود، بوی منی احساس و لکّه زرد رنگی مشاهده نمودم، آیا می‌توان حکم به نجاست لباس و بدن کرد؟

° پاک است و جنب نیز نیستید.

سؤال25: آیا در مورد فرآورده‌هایِ حیوانی که نمی‌دانیم از داخل کشور است یا خارج، وظیفه‌ی تحقیق داریم؟

° اگر از دست مسلمان و یا از بازار مسلمان‌ها به‌دست آورده باشد، پاک است و وظیفه تحقیق هم نیست.

سؤال26: ساق پایم زخم شده و عین خون را زائل نمودم ولی قبل از شستشو پوششی روی آن به وجود آمد، آیا برای تطهیر، از بین بردن این پوشش لازم است یا خیر؟

° لازم نیست.

سؤال27: دهان شخصی زخم است، به‌طوری که هنگام صرف غذا، خون با آن مخلوط می‌شود. آیا خوردن این غذا جایز است؟ لطفاً روش تطهیر آن غذا را بیان فرمائید؟

° خوردن آن غذا جائز است و آن غذا پاک هم می‌باشد.

سؤال28: بعد از کشیدن دندان تا چند روز در محل آن خون وجود دارد، آیا دهان و غذائی که می‌خورم نجس می‌شود؟

° پاک است.

سؤال29: پس از تطهیر ـ بدلیلِ بلندی ناخن دستم ـ شک کردم چیزی که زیر ناخن ‌من است عین نجاست است یا نه، وظیفه‌ام چیست؟

° ناخن پاک است و باید به این گونه شک‌ها اعتنا نکنید. بلکه به این گونه مظنّه‌ها و یقین‌ها که تخیّلی بیش نیست، اعتنا نکنید.

سؤال30: در رساله‌ی توضیح المسائل خواندم: «کسی که استبراء نکرده یا نمی‌داند استبراء کرده یا نه و رطوبتی ببیند و شک کند پاک است یا نه، اگر به جهتی ـ‌ مانند گذشتِ مدتی از بول کردنش ـ یقین کند بول در مجرا نمانده، پاک می‌باشد و وضو را هم باطل نمی‌کند.» حال بیان فرمائید مدّت مذکور چه مقدار است؟

° تقریباً ده دقیقه کفایت می‌کند.

سؤال31: اگر از شخصی پس از استبراء قطراتی خارج شد چه وظیفه‌ای دارد؟

° پاک است مگر یقین کند بول است و وسواسی هم‌ نباشد.

سؤال32: اگر شخصی بعد از خروج منی، بول نمود و استبراء نکرد و رطوبتی از او خارج شد که نمی‌داند چیست چه وظیفه‌ای دارد؟

° اگر فوراً باشد نجس است ولی غسل ندارد و اگر مثلاً بعد از ده دقیقه باشد پاک است و غسل ندارد.

سؤال33: اگر پس از تطهیر لباس، رنگ و اثر نجاست باقی مانده باشد، آیا می‌توان حکم به طهارت لباس کرد؟

° پاک است.

سؤال34: پای من که تماماً خیس بود زخم شد، آیا همه پایم نجس می‌شود؟

° فقط جای خون نجس است.

سؤال35: اگر حشره‌ای مانند مگس روی نجاستی بنشیند و بعد روی بدن یا لباس (مرطوب یا خشک) بنشیند، آیا می‌توان حکم به نجاست بدن و لباس نمود؟

° پاک است.

سؤال36: آیا بخار باعث سرایت نجاست می‌شود؟

° بخار نجس و متنجّس پاک است و اگر مبدّل به آب شد آن آب پاک است؛ گرچه بخار مثلاً از بول باشد.

سؤال37: اگر لباس زیر با خون یا بول نجس شود، آیا بررسی جهت سرایت آن از لباس زیر به دیگر لباس‌ها لازم است؟

° لازم نیست.

سؤال38: با توجّه به لزوم طهارت مساجد و اماکن متبرّکه، آیا ورود اهل کتاب و کفّار به این اماکن (مانند حرم اهل بیت (ع) و مساجد و امام‌زاده‌ها) جایز است؟

° مساجد و کلیّه اماکن متبرّکه با آن کثرت رفت و آمدِ حتّی افراد لاابالی در طهارت و نجاست و حتّی کفّار، پاک هستند و تفحّص لازم نیست. بلکه جائز نیست. و همچنین راجع به افرادی که تنظیف آن جا را می‌کنند، گرچه لاابالی باشند و گرچه عقیده به طهارت و نجاست تشیّع نداشته باشند، آن اماکن متبرّکه پاک است و تفحّص لازم نیست، بلکه جائز نیست.

سؤال39: آیا رساندن دست خیس به مکان‌ها و لوازم خصوصی اهل کتاب و کفّار، موجب نجاست دست می شود؟

° موجب نجاست نمی‌شود، مگر بدانیم آن مکان‌ها یا اثاثیه‌‌ها نجس هستند.

سؤال40: زخم شدن دستم را فراموش کردم و آن را بدون التفات شسته و با حوله خشک کردم. ولی بعد دیگر خونی ندیدم، آیا دستم پاک شده؟

° دست و حوله پاک است و اگر وضو هم گرفته و غسل کرده‌اید، صحیح است.

سؤال41: در روستای ما حیوانات و پرندگان حرام گوشت (مانند سگ و کلاغ) بسیار وجود دارند، آیا هنگامی که برف و باران در کوچه‌ها یا صحن‌های منازل می‌بارد، آب‌هائی که به بدن یا لباس اصابت می‌کند نجس است؟

° پاک است.

سؤال42: آیا چیزهائی که از بدن انسان خارج می‌شود (مانند چرک و عفونت ، استفراغ و آب کیسه جنین و ...) نجس است؟

° پاک است.

سؤال43: اگر در کیسه‌ی آرد فضله‌ی موشی پیدا شد، آیا جستجوی بیشتر لازم است؟

° لازم نیست.

سؤال44: در منزل کسی که بچّه کوچک دارد با پای خیس راه رفتم، آیا باید از نجاست و طهارت منزلش سؤال نمایم؟

° لازم نیست؛ بلکه جائز نیست.

سؤال46: اگر باعث نجس شدن شخصی و یا متعلّقاتش شوم، آیا باید به او اطلاع دهم؟ اگر مدّتی از آن گذشته باشد چطور؟

° لازم نیست.

سؤال47: در هتل‌ها مسلمان و غیر مسلمان اقامت می‌کنند، آیا تحویل اطاقی که قبلاً غیر مسلمان از آن استفاده می‌کرده به مسلمان جایز است؟ و یا اینکه اطلاع دادن به او کفایت می‌کند؟

° جائز است و لازم نیست اطلاع بدهد.

سؤال48: معاشرت با افراد لاابالیِ نسبت به طهارت و نجاست چه حکمی دارد؟ آیا می‌توان از غذای آن‌ها استفاده کرد؟

° تفحّص لازم نیست و معاشرت با آن‌ها اشکال ندارد.

سؤال49: آیا لازم است چاه توالت و چاه آشپزخانه به جهت وارد نشدن ذرات غذا، برنج و نان به چاه توالت، جدا باشد؟

° لازم نیست.

سؤال50: بنده در تطهیر محلِّ بول و غائط شک می‌کنم و خانواده من را وسواسی می‌دانند ، وظیفه‌ام چیست؟

° شما وسواسی هستید و باید حرف آن ها را بشنوید و تطهیر شما بیش از پنج دقیقه نباشد.

سؤال51: آیا برای درمان شخص وسواسی می‌توان گفت وظیفه‌ای در قبال نجاسات ندارد و چیزی برای او نجس نیست‌؟ و یا حتّی در مورد اشیاء نجس به او دروغ گفت‌؟

° اگر متنجّس را نجس نداند، خوب می‌شود و لازم نیست از عین نجس هم اجتناب نکند. اگر از عین نجس پرهیز کند و از متنجّسات پرهیز نکند خوب می‌شود و باید این کار را بکند.

سؤال52: آیا گفته‌ی وسواسی در مورد نجس یا پاک بودنِ چیزی، مورد قبول است؟

° مورد قبول نیست.

سؤال53: آیا هوا با توجّه به داشتن جرم نجس می‌شود؟

° نجس نمی‌شود و این سؤال هم سؤال وسواسی‌ها است.

سؤال54: لباس نجسی را روی زمین گذاشتم به طوری که کمی زمین مرطوب شد، پس از گذشت مدّتی بچّه دست خود را روی همان قسمت گذاشته و به جاهای دیگر زد. آیا تمام فرش و دیوار و ... نجس است؟

° هیچ جائی نجس نشده است.

سؤال55: درهنگام تخلّی احساس می‌کنم ذرات بول به لباس و بدنم می‌پاشد لذا هر بار بدن و لباسم را آب می‌کشم، آیا این کار صحیح است؟

° این کار حرام است و باید بدانید تخیّلی بیش نیست و باید اعتنا نکنید.

سؤال56: با توجّه به اینکه اقشار مختلف جامعه (اعمِّ از لاابالی و غیره) به پول دست می‌زنند، لازم است نسبت به آن احتیاط شود؟

° لازم نیست.

سؤال57: با توجّه به اینکه غذای بعضی رستوران‌ها یا فراورده‌های دامی پاک نیستند، آیا وظیفه‌ی من تحقیق و بررسی است؟

° اگر مسلمان است، تحقیق لازم نیست گرچه مسلمان لاابالی هم باشد.

سؤال58: در روزهای بارانی به دلیل رفت و آمد مردم، اکثر کوچه و خیابان‌ها نجس می شود، در چنین مواقعی باید چه کنم؟

° کوچه‌ها، خیابان‌ها، دستشوئی‌ها، بازارها، همه و همه محکوم به طهارت است و تفحّص لازم نیست؛ بلکه جائز نیست. و اجتناب لازم نیست بلکه اگر موجب اختلال در کارهای عبادی یا غیر عبادی شود، جائز نیست.

سؤال59: آیا رعایت نشدنِ طهارت و نجاست در مسجدالحرام و ... عذر برای عدم شرکت در مراسم حج می‌باشد؟

° باید آن جا را پاک بداند و نجس دانستن آن جا حرام است و تفحّص جائز نیست و گفتگو در این باره جائز نیست.

سؤال60: وقتی دست خود را به اشیائی که سرد هستند می‌گذارم مقداری بخار می‌کند، آیا به وسیله این بخار نجاست از شیء خشک سرایت می‌کند؟

° نمی‌کند.

سؤال61: آیا می‌توان با یهود و نصارى در صورتی که دست آن‌ها خیس باشد، دست داد؟

° اشکال ندارد.

سؤال62: آیا کفش و کمربند و لباس چرم ساخت کشورهای غیر مسلمان پاک است یا نجس؟ اگر آن لباس را از کشور اسلامی مثل عربستان خریده باشیم تفاوتی در مسئله می‌کند؟

° پاک است- تفاوتی ندارد.

سؤال63: خون و مردار و فضله حیواناتی نظیر مگس و پشه و... پاک است یا نجس؟

° پاک است.

سؤال64: رطوبت و ترشّحاتی که از زن یا مرد خارج می شود و علامات منی ندارد، پاک است یا نجس؟ اگر این ترشّحات به هنگام تحریک جنسی خارج شود، تفاوتی می‌کند؟

° مطلقاً پاک است و غسل هم ندارد.

سؤال65: آیا چرک و یا آبى که پس از ترکیدن جوش صورت، از آن خارج مى‌شود نجس است یا خیر؟

° پاک است.

سؤال66: آیا الکل سفید که براى تزریق استفاده می‌شود، نجس مى‌باشد یا خیر؟

° پاک است.

سؤال67: اگر در ظرف غذایى بعد از پخته شدن متوجّه فضله موش گردیم، آیا پارچه‌اى که براى دم کردن روى ظرف استفاده شده، نجس است؟

° پاک است.

سؤال68: آیا خونى که بعد از ذبح کردن حیوان در گوشت موجود است، پاک است یا نجس؟

° پاک است.

سؤال69: آیا فضله‌ی طوطى و خرگوش و سنجاب پاک است؟

° فضله طوطی پاک است، ولی فضله خرگوش یا سنجاب نجس است.

سؤال70: آیا فضله‌ی کلاغ، گنجشک و سایر پرندگان نجس است؟

° پاک است.

سؤال71: حکم بخار آب نجسی که مجدّداً بر روی دیوار تقطیر می‌شود چیست؟

° پاک است.

سؤال72: اگرکسی روی زمین پر برفی زمین بخورد، آیا لباس و بدن او نجس می‌شود؟ اگر این اتفاق در اروپا و در مکان‌هائی که سگ ها زیاد رفت و آمد می‌کنند، بیافتد پاسخ چیست؟

° در هر دو صورت نجس نمی‌شود.

سؤال73: موی سگ اگر در لباس و فضای منزل باشد، آن لباس و فضا نجس می‌شود؟

° تا خشک باشد سرایت نمی‌کند.

سؤال74: آیا ادرار بچّه‌ی شیرخوار نجس است؟ اگر نجس است، لباسی که به‌واسطه‌ی آن نجس می‌شود با چند بار شستن پاک می‌شود؟

° اگر آب قلیل باشد، با دوبار پاک می‌شود. ولی با آب لوله‌کشی و کر و جاری با یک بار شستن کفایت می‌کند و فشار هم لازم نیست.

سؤال75: آیا بخارى که از آب نجس بلند شده است، پاک است؟ چنانچه این بخار با پارچه یا چیز دیگری ملاقات کند، آن چیز را نجس می‌کند؟

° پاک است و نجس نمی‌کند.

سؤال76: آیا قسمت کَنده شده‌ی پوست لب و بدن، اگر کوچک یا بزرگ باشد یا اگر با درد یا بدون درد باشد؛ نجس است؟

° پاک است.

سؤال77: آبی که در موقع کشیدن سیفون توالت به بیرون تراوش می‌کند پاک است یا خیر؟

° پاک است.

سؤال78: آیا اگر در موقع شستن لباس نجس در ماشین لباسشویی آبی به بیرون بریزد و جاری شود، پاک است؟

° پاک است.

سؤال79: فضولات پرندگان (حرام گوشت – یا حلال گوشت – گوشت خوار یا غیر گوشت خوار – دارای چنگال یا بدون چنگال) پاک است یا نجس؟

° پاک است.

سؤال80: آیا زردی به جا مانده از لکّه بر روی لباس‌ها که بعد از شستشو باقی مانده نجس است یا خیر؟ لکّه‌های بعد از حیض که بعد از شستشو بر روی لباس می‌ماند چطور؟

° پاک است.

سؤال81: آیا لباس نجس شده با بول با یک بار شستشو در ماشین لباسشویی پاک می‌شود یا باید دو بار شست؟ اگر باید دو بار شست، آیا بین دو شستشو باید لباس فشار داده شود تا آب خارج شود؟

° یک بار کفایت می‌کند.

سؤال82: آیا دندان پر شده در دهان جسم خارجى محسوب مى‌شود و اگر کسى با داشتن دندان پر شده دندان دیگر را بکشد، باید با آب جارى دهان را پاک کند یا خیر؟ و اگر بچه باشد و نشود این کار را کرد یا بزرگسال باشد و نداند، حکم چیست؟

° احتیاج به شستن دهان نیست.

سؤال83: خونى که پس از کشیدن دندان در محل آن باقى مى‌ماند و روى دستمال اثر مى‌گذارد ولى آب دهان را رنگین نمى‌کند چه حکمى دارد؟ آیا غذا خوردن در این صورت اشکال دارد؟ یا ظرفى که با آن غذا مى‌خوریم نجس مى‌شود؟

° دهان را نجس نمی‌کند و غذا خوردن اشکال ندارد.

سؤال84: آیا عرق جنب، نجس است؟ در غیر این صورت آیا مى‌‌شود با لباسى که با عرق جنب آلوده است مى‌‌شود نماز خواند؟

° پاک است از حلال باشد یا از حرام، ولی با بدن یا لباسی که عرق جنب از حرام در آن موجود باشد، نباید نماز خواند.

سؤال85: اگر لباس‌هاى پاک با لباس‌هاى نجس با هم در یک آب شسته شوند، لباس‌هاى پاک هم نجس مى‌شوند؟

° لباس‌ها همگی پاک می‌شوند.

سؤال86: اگر پارچه یا لحافی روی زمین نجس گذاشته شود و بعد آن پارچه یا لحاف نم کشیده و سنگین شده باشد، آیا نجس است؟

° پاک است.

سؤال87: دیوار دستشویى و توالت که نم کشیده و مرطوب باشد، آیا نجس است؟

° پاک است.

سؤال88: آیا از آبى که مردار در آن است مى‌شود براى تطهیر یا آشامیدن یا وضو استفاده کرد؟

° اگر کر یا جاری باشد، اشکال ندارد.

سؤال89: آیا غذاها یا مایعاتى مانند سرکه که به طور طبیعى مقدار دو یا سه درصد از آن را الکل تشکیل مى‌دهد، نجس است؟

° پاک است.

سؤال90: آیا مى‌توان از طعام اهل کتاب مانند یهود و نصارى استفاده کرد؟

° اشکال ندارد.

سؤال91: حکم طهارت و نجاست زرتشتی‌ها چیست؟

° پاک می‌باشند.

سؤال92: مسلمانی که عمداً نماز نمى‌خواند و تارک الصلاة است ولى منکر نماز نیست، آیا کافر و نجس است؟ اگر چنین شخصی منکر نماز هم باشد چه حکمی دارد؟

° تارک الصّلوة پاک است، ولی منکر نماز اگر جدّی باشد، نجس است.

سؤال93: غذایى که گربه به آن دهان زده نجس است؟

° پاک است.

سؤال94: حکم طهارت یا نجاست چیزهایى مانند کاپشن، کیف، کمربند، کفش و... که از کشورهاى غیر مسلمان مى‌آورند و در آن‌ها پوست و چرم حیوانات به‌کار رفته باشد چیست؟

° پاک است.

سؤال95: آبى که از شستن لباس نجس مى‌ریزد یا ترشح مى‌کند پاک است؟

° اگر عین نجاست را نداشته باشد، غساله (39) آن پاک است؛ گرچه با آب قلیل باشد.

سؤال96: اگر فضله موش در آب برنج که خیس کرده‌اند، پیدا شود آیا آن ظرف و برنج نجس است؟ اگر نجس است قابل پاک شدن می‌باشد؟

° ظروف و برنج‌ها نجس است و اگر آن برنج ها را در آب کر یا جاری مدتی نگاه بدارند، پاک می‌شود. ولی اگر آب نجس نفوذ در آنها نکرده باشد، به مجرّد تسلّط آب پاک بر آن‌ها پاک می‌شود.

سؤال97: اگر کشمش و خرما در آب جوشانده شوند، یا آن‌ها را سرخ کنند، نجس مى‌شوند؟ خوردن آنها چه حکمى دارد؟

° نجس نمی‌شود و خوردن آن‌ها اشکال ندارد.

سؤال98: رطوبت اشیاء چه مقدار که باشد در تلاقی با نجس، نجس می‌شوند؟

° به اندازه‌ای که خیس کند.

سؤال99: اگر کسی وسایلی که مربوط به دیگران است را عمداً یا سهواً نجس کند، آیا باید به آنها بگوید؟

° لازم نیست.

سؤال100: آیا اگر مهمانى یکى از اثاثیه‏هاى میزبانش را نجس کند، مطّلع کردن میزبان واجب است؟

° لازم نیست.

سؤال101: آبى که از ماشین‏هاى حمل زباله شهرى در خیابان مى‏ریزد و گاهى بر اثر شدّت باد به لباس مردم پاشیده مى‏شود، محکوم به طهارت است یا نجاست؟

° محکوم به طهارت است.

سؤال102: رفت و آمدهاى خانوادگى با اشخاصى که به طهارت و نجاست در خوردن و آشامیدن و مانند آن اهمیّت نمى‏دهند، چه حکمى دارد؟

° اشکال ندارد.

سؤال103: کسانی که مسلمان شناسنامه‌ای هستند و تارک‌الصّلوة یا سایر عبادات می‌باشند و نیز کسانی که شبهه‌ی‌ اعتقادی دارند و یا عمداً شبهه وارد می‌کنند، پاک هستند؟

° پاک می‌باشند.

سؤال104: اگر در خارج از کشور فروشنده‌ی غیر مسلمان مواد غذائی بگوید: گوشت یا مرغ او ذبح شرعی دارد، می‌توان به قول او اعتماد نمود؟

° اگر لاابالی نباشد، گفته‌ی او حجّت است.

سؤال105: اگر حیوانات حرام گوشت به ذبح شرعی کشته شده باشند، پاک هستند؟

° پاک هستند، ولی خوردن آن‌ها حرام است.

سؤال106: اگر انسان ببیند کسی با لباس نجس نماز می خواند، موظّف است به او بگوید؟

° لازم نیست.

سؤال107: اگر تکرار اعمال وضو، غسل، نماز و سایر عبادات به حدّ وسواس برسد، صرف تکرار عمل، حرام است یا خیر؟

° تکرار او حرام است.

سؤال108: منزل ما از نظر طهارت مشکل دارد؛ فرش‌ها، درب‌ها، دیوارهای اطاق‌ها، پنجره‌ها، پرده‌ها، بخاری‌، کتاب‌ها، رختخواب‌ها و خلاصه تمام زندگی ما نجس است. گفتم نامه‌ای برای شما بنویسم تا بلکه در مورد من فتوای خاصّی بدهید و اینجا من را از معافیّت مخصوصی در مورد چیزهایی که تا به حال نجس شده، برخوردار سازید.

° باید همه جای منزل را پاک بدانید و عمل شما باید در آن منزل، عمل پاک بودن منزل باشد.

 

سؤال109: تکلیف من در موارد زیر چیست؟

الف: گاهی زمینی نجس می‌شود، بعداً به واسطه‌ی بارش برف یا باران و خیس شدن زمین، عبور مردم و وسایل نقلیه از روی آن و رفتن به اماکن مختلف(مسجد‌، حرم، نانوایی، داخل اتوبوس، مدرسه، بازار و ...) نجاست را به همه جا منتقل می‌کنند. به همین جهت همه‌ی این اماکن را نجس می‌دانم، همان طور که گرد و خاک‌های آن خیابان‌ها و مکان‌ها را نیز نجس می‌دانم.

ب: هر گاه توالت می‌روم با این که در موقع بول کردن بسیار مواظب هستم تا بول به من ترشح نکند، باز هم قطع پیدا می‌کنم که بول به شلوار و پایم ترشح کرده است؛ لذا توالت رفتن برایم بسیار مشکل شده است و تا آن موضع را آب نکشم، راحت نمی‌شوم.

ج: در بعضی مواقع پشت و جاهای دیگر دستم به لبه‌ی میز و یا لبه‌ی کتاب و یا چیزهای زبر برخورد می‌کند و بدون این که دستم زخم شود یا خونی بیرون بیاید، از گوشه و کنار ناخن‌ها و جاهای دیگر دستم چیزی با احساس کمی درد جدا می‌شود و یا روی انگشت‌های دستم پوست‌های مختصری وجود دارد که با فرو بردن دست به داخل جیب و یا تماس با چیز دیگر، با احساس کمی درد از دستم جدا می‌شود. تکلیفم در این موارد چیست؟

° آن چه نوشته‌اید و نظایر آن را باید پاک بدانید و فکرش را باید نکنید و باید تا فکر این گونه مطالب برای شما جلو می‌آید، خود را منصرف کنید.

سؤال110: زنی هستم با تحصیلات عالی و دارای چندین فرزند، مشکلی که از آن رنج می‌برم مسأله‌ی طهارت است. چون در خانواده‌ای متدیّن بزرگ شده‌ام، می‌خواهم همه‌ی تعالیم اسلامی را مراعات کنم. به علّت داشتن فرزند کوچک، همیشه با مسائل بول و غائط سر و کار دارم. هنگام تطهیر بول، ترشّحات سیفون پراکنده شده و به پاها، صورت و حتّی سرم برخورد می‌کند و هر دفعه با مشکل تطهیر آن اعضاء مواجه هستم. و این باعث شده که در زندگی با سختی‌های زیادی روبرو شوم. از طرفی هم نمی‌توانم این امور را رعایت نکنم؛ زیرا مربوط به عقیده و دینم است. برای حل مشکل به پزشک روان‌شناس هم مراجعه کردم، ولی نتیجه نگرفتم. به علاوه موارد دیگری هم هست که از آنها رنج می‌برم مثل غبار شیء نجس یا مراقبت از دست‌های کودک که یا باید آنها را آب بکشم و یا از دست زدن بچه به اشیای دیگر جلوگیری کنم. با توجّه به این که تطهیر شیء نجس برای من بسیار دشوار است، ولی در همان وقت شستن ظرف‌ها و لباس‌ها در صورتی که فقط کثیف باشند، برایم راحت است؛ لذا از حضرتعالی خواهش‌مندم با راهنمایی‌های خود زندگی را بر من آسان فرمایید.

° باید به هر چه می‌خواهد به شما رنج بدهد، بی‌اعتنا باشید و آن چه را نوشته‌اید و نظائر آن پاک است و باید اعتنا نکنید.

سؤال111: در خارج شدن از حالت کثیر الشّک در نماز فرموده‌اند: اگر در سه نماز پی در پی شک نکند، از حالت کثیر الشّک خارج می‌شود، آیا باید حتماً نماز یومیّه باشد یا این که اگر در سه نماز قضای پی در پی یا سه نماز مستحبّی پی در پی نیز شک نکند، از این حالت خارج می‌شود؟

° تفاوتی در نمازها ندارد و آن چه فرموده‌اند این است که اگر حالت غیر عادی برای شما پیدا شد، چه در نماز یا غیر نماز، باید بی‌اعتنا باشید تا آن حال غیر عادی برای شما عادی و متعارف شود.

سؤال112: چند سالی است که به بیماری وسواس مبتلا شده‌ام و این موضوع مرا بسیار عذاب می‌دهد و روز به روز این حالت در من تشدید می‌شود تا جایی که در همه چیز شک می‌کنم و همة زندگیم بر پایه‌ی شک استوار شده است. بیشترین شک من در مورد غذا و اشیای مرطوب است؛ به همین دلیل نمی‌توانم مثل سایر مردم، عادی زندگی کنم. وقتی وارد مکانی می‌شوم فوراً جوراب‌هایم را از پایم بیرون می‌آورم؛ چون فکر می‌کنم جوراب‌هایم عرق کرده و بر اثر تماس با نجس، نجس خواهد شد. حتّی من بر سجّاده هم نمی‌توانم بنشینم. هر وقت بر آن می‌نشینم، بر اثر وسوسه‌ی نفس از روی آن بلند می‌شوم تا مبادا پرزهای سجاده به لباس‌هایم بچسبد و مجبور به شستن آنها شوم. لطفاً مرا راهنمایی فرمایید.

° باید راجع به آن چه نوشته‌اید و نظائر آن اهمیّت ندهید و اهمیّت دادن حرام است و اگر مدتی اهمیّت ندادید، حتماً خوب می‌شوید.

سؤال113: اوّلاً بیان فرمایید آیا کثرت شک، با سه بار شکِ مختلف در سه نماز متوالی، محقّق می‌شود؟ مثلاً شکّ اوّل میان دو و سه، شکّ دوّم میان سه و چهار و شکّ سوم در انجام رکوع بوده است. به طور کلّی، آیا سه شک باید از هر جهت یکسان باشند یا در صورت اختلاف هم کثرت شک محقّق می‌شود؟ ثانیاً به شک سوّم نباید اعتنا کرد یا شکّ چهارم؟

° هر شکّی باشد، در مرتبه‌ی چهارم باید اعتنا نکند.

سؤال114: اگر کسی به عقاید صحیح معتقد باشد، ولی برخی خیالات و وسوسه‌ها در قلب او رسوخ کرده و یا بعضی کلمات کفرآمیز در ذهن او می‌آید که از وجود آنها کراهت دارد و از آنها اذیت می‌شود، راه خلاصی از چنین وسوسه‌هایی چیست؟

° از پیامبر گرامی(ص) روایت شده است که باید به این گونه فکرها بی‌اعتنا باشد و اگر مدتی بی‌اعتنایی کرد، خوب می‌شود و ذکر «لااله‌الا الله» برای کمک گرفتن مؤثر است.

سؤال115: اگر با مختصر پرسش و پاسخی بتوان به نجس یا پاک بودن اشیاء پی برد، آیا تجسّس لازم است؟

° تجسّس لازم نیست و برای وسواسی حرام است.

سؤال116: کسی که عادت او شستن مخرج بول یا غائط و استبراء است، اگر زیاد شک می‌کند که آیا مخرج بول و غائط را شسته یا استبرا کرده، چه کند؟

° اعتنا نکند تا خوب شود.

سؤال117: بعد از این که وضو می‌گیرم، مرتباً احساس می‌کنم بادی از من خارج شده است. تا جایی که برای هر نماز چند بار وضو می‌گیرم. لطفاً مرا راهنمایی فرمایید.

° باید اعتنا نکنید و باید تکرار وضو نداشته باشید.

سؤال118: آیا در غسل جنابت، باید وسواس به خرج داد که آب به همه جای بدن رسیده است؟

° وسواس به خرج دادن حرام است و به طور متعارف باید غسل کرد و یقیناً آب به همه جای بدن می‌رسد.

سؤال119: آیا غسل انسان‌های وسواسی که گاهی مدّت‌ها طول می‌کشد، باطل است؟

° کار او حرام است.

سؤال120: آیا صرف اینکه اطرافیان انسان بگویند: وسواسی هستی، برای عمل به تکالیف وسواسی کافی است یا راه دیگری لازم است؟

° گفته‌ی آنها برای او حجّت است و باید قبول کند.

سؤال121: موقعی که وسواسی در صحّت تکبیرة‌الاحرام شک دارد و دوباره می‌خواهد تکبیر بگوید، جایز است؟ آیا چنین نمازی باطل است؟

° کار او حرام است. و باید بنا را بر صحّت بگذارد و تکرار نکند.

سؤال122: کسی که در صحّت ذکرهای نماز وسواس دارد یا زیاد شک می‌کند و تکرار می‌کند، آیا نمازش باطل است؟

° کار او حرام است و باید تکرار نکند.

سؤال123: در نماز زیاد شک می‌کنم، همچنین در غسل و هنگام غسل شک می‌کنم که آیا نیت را درست گفته‌ام یا نه، چه کنم؟

° باید اعتنا نکنید و تکرار و طول دادن در همه‌ی امور برای شما حرام است.

سؤال124: آیا مراد از کثیر الشّک بودن، فقط نماز واجب و فرادا می‌باشد یا علاوه بر آن نمازهای جماعت و مستحبی را هم شامل می‌شود؟

° همه چیز را شامل می‌شود.

سؤال125: کسی که در نماز جماعت شکّی برایش پیش نمی‌آید ولی در فرادا شک می‌کند، اگر معمولاً غیر نماز صبح را به جماعت می‌خواند امّا در سه نماز صبح متوالی که فرادا می‌خواند، شک می‌کند، آیا باز هم بر او کثیر‌الشّک صادق است؟

° کثیر الشّک است و باید اعتنا نکند.

سؤال126: کسی که کثیرالشّک است و در هر بار شک کردن نماز را می‌شکند و دوباره می‌خواند و این حالت برای او عادی شده، آیا می‌تواند آیه یا کلمه‌ای را که شک دارد به قصد قربت مطلق دوباره بخواند تا به تکرار نماز گرفتار نشود؟

° باید نماز را نشکند و باید ذکر را تکرار نکند و باید به طور متعارف که مردم نماز می‌خوانند، نماز بخواند.

سؤال127: در خارج شدن از عنوان کثیرالشّک، فرموده‌اند: اگر در سه نماز پشت سر هم شک نکند، از این حالت خارج شده است، آیا نمازها باید نماز واجب یومیّه باشد؟

° فرق نمی‌کند.

سؤال128: در غسل زیاد شک مى‌کنم مثلاً وقتى طرف چپ را مى‌شویم شک مى‌کنم که طرف راست بدنم را شسته‌ام یا نه. تکلیف من چیست؟

° باید به شکّ خود اعتنا نکنید و غسل را به طور متعارف انجام دهید.

سؤال129: من در انجام غسل خیلى وسواس دارم و هر غسلى یک ساعت تا یک ساعت و نیم طول می‌کشد. به طورى که بعضى اوقات نمازم قضا مى‌شود. براى رفع این مشکل لطفاً راهنمائیم کنید.

° کار شما حرام است و باید غسل شما بیش از ده دقیقه طول نکشد، بلکه ده دقیقه هم زیاد است.

سؤال130: آیا یقین فرد وسواسى در حکم شک مى باشد؟

° مظنّه و یقین او در حکم شک است و شکّ او هم باید راجع به آن بی‌اعتنا باشد و اعتبار ندارد.

سؤال131: اگر کسی روی اعتقادات وسواس داشت که مدام با آن که تحقیق می‌کند و برایش مسلم می‌شود که اعتقاداتش درست است و در آن شک می‌کند، تکلیفش چیست و راه چاره و نجات از این مشکل چیست؟

° باید اعتنا نکند تا متعارف شود.

سؤال132: فردی هستم کثیرالشّک، که اگر به وظیفه‌ی کثیرالشّک عمل کنم، شیطان مرا وسوسه می‌کند و احتمال را بر کمتر می‌دهم و از این که عمل را کمتر انجام داده‌ام ناراحتم. و اگر به وظیفه‌ی کثیر الشک عمل نکنم، باز هم وسوسه می‌شوم که چرا به احکام عمل نمی‌کنی؟ آیا می‌توانم شک را عادی حساب کرده و طبق احکام شکّ عادی و نه کثیر الشّک عمل کنم؟

° نه، باید بنا را بر اکثر بگذارید و با بی اعتنایی به شک جلو روید و آن طور که مردم نماز می‌خوانند، نماز بخوانید.

سؤال133: شخصی مدام با خود می‌گوید که آیا دلایل من در اصول دین درست است یا خیر و هر روز شک می‌کند و از این نگران است که آیا جواب ملائکه و خدا را در قبر و قیامت خواهد داد یا نه، آیا این شخص دچار وسواس شده است؟ (لازم به ذکر است که این شخص اگر بحث و مناقشه در این موارد اصول دین ایجاد شود به راحتی در بحث ها می تواند پاسخگو باشد و همه را قانع نماید.)

° باید به شکّ خود اعتنا نکند و تا فکر جلو می‌آید، تمرکز فکری نداشته باشد و خود را منصرف به چیز دیگری کند.

سؤال134: آیا با احساس و حساسیّت و شکّ خیلی زیاد (تا حدی که این احساس و شکّ زیاد و قوی برای انسان یقین حاصل کند) می‌شود به نجس بودن شیئی یا هر چیزی یا هر مکانی یقین حاصل کرد و آن چیز را نجس دانست یا نه با احساس و شکّ زیاد داشتن نمی‌شود به نجس بودن چیزی یا مکانی یا شیئی یقین پیدا کرد و نهایتاً آن را نجس دانست؟

° شما چون وسوسه عملی دارید، واجب است راجع به هرچیزی که برای شما رنج آور است و یا شما را از کار باز می‌دارد، بی اعتنا باشید. و به شکّ خود، بلکه به ظنّ خود، بلکه به یقین خود بی اعتنا باشید، تا ان شاءالله خوب شوید.

سؤال135: الف) من مشکلی دارم که عبارت است از اینکه قطره قطره ادرار از من می‌آید و هیچ وقتی پاک نیستم. برای نماز اگر وضو بگیرم آیا باید بلافاصله نماز بخوانم یا اگر فاصله بیندازم اشکال ندارد؟ و چقدر می‌توانم فاصله بیندازم؟ و وقتی که نماز اوّلم را خواندم و می‌خواهم بلافاصله نماز دوّم را بخوانم، اگر بین دو نماز قطره ادرار بیاید، آیا با همان وضوی اوّل می‌توانم نماز دوّم را بخوانم؟

ب) در شهر ما بیشتر ایّام سال هوا شرجی است و دائماً عرق می‌کنم و دستمالی می گذارم که ادرار به جاهای دیگر نرود و کنار پاهایم که به دستمال می خورد، دائماً عرق می کند و به پایین پاهایم می‌رود و به دلیل حرکت، دستمال تکان می‌خورد و عرق از قسمت‌های نجس بر روی پایم جاری می شود. این عرق‌ها عین نجاست در آن نیست، ولی به دلیل برخورد به عین نجاست، نجس هستند و پاهایم نجس می شود. به همین دلیل مرتب باید لباسهایم را عوض کنم و پاهایم را طاهر کنم. به همین دلیل خیلی اذیّت می‌شوم و وسواسی شده ام. حال چون من در طول روز دائماً اینطور هستم تا چه حد باید رعایت کنم؟ آیا فقط لازم است که قسمت‌هایی که عین نجاست به آن رسیده است را طاهر کنم؟

ج) از من مرتّب ترشّحاتی بیرون می‌آید و به دلیل مشکلم در زیر آن ترشّحات ادرار است. آیا باید تمام ترشّحات را بشویم یا اگر ظاهر آن را آب بکشم کافی است؟ و اگر آب بکشیدن ظاهر آن کافی است، چنانچه ترشّحات به لباس‌هایم برخورد کند، پاک است یا نجس؟

° الف) شما یک وضو بگیرید و دو نماز را با همان وضو بخوانید. اگر در نماز یا بین دو نماز ادرار بیرون بیاید، آن یک وضو کافی است.

° ب) لباس‌ها و بدن را لازم نیست آب بکشید با همن حال نماز بخوانید نماز شما صحیح است.

° ج) ترشّحات پاک است و اگر مخلوط به ادرار شد، با همان ترشّحات نماز بخوانید و نماز شما صحیح است.

سؤال136 : با توجّه به پاسخ سؤال قبل، الف) اگر با این شرایط به مسجد یا حرم امامان(ع) بروم اشکال ندارد؟ ب) اگر قبل از اینکه به مسجد بروم وضو بگیرم و بعد به مسجد بروم که تقریبا ده تا سی دقیقه فاصله می‌افتد تا نمازم را بخوانم اشکال ندارد یا باید بلافاصله بعد از وضو نمازم را بخوانم؟

° شما با همان وضو می‌توانید حرم بروید و در آنجا نماز بخوانید و کلّیه ی کارها را که متّصل به یکدیگر است با همان وضو انجام دهید.

سؤال137: چند وقتی است که از خدا می‌ترسم به‌گونه‌ای که می‌ترسم مشکلی برایم ایجاد کند یا چیزی را از من بگیرد. به همین خاطر مثلاً مجبورم در استغفار برای همه دعا کنم و تازه کلمات را هم درست ادا کنم. و آخر هم «آمین یا رب العالمین» می‌گویم که گاهی چندین مرتبه هم می‌گویم مبادا اشتباه گفته باشم. و خدا مرا نبخشد. تقریباً همه چیز را حقّ النّاس می‌دانم و تازگی‌ها حتّی بعضی چیزها را شک می‌کنم مال خودم باشد و آن‌ها را دور می‌اندازم. کتابهایم را آب می‌کشم که گاهی خراب هم می‌شود و به خودم می‌گویم نباید خجالت بکشی چون اوّلاً ریا می‌شود ثانیاً باید به سختی بیافتم تا خدا مرا ببخشد. نمازهایم را گاهی آنقدر کلماتش را تکرار می‌کنم که بدنم شروع به لرزش می‌کند. مثلاً در تلفّظ عین و حاء شک می‌کنم یا در أشهد چندین بار «اَش» می‌گویم تا بتوانم کلمه را ادا کنم می‌ترسم خدا مرا نبخشد یا گناه کنم. لطفاً مرا راهنمایی فرمایید.

° کلیّه آنچه نوشته‌اید غلط و حرام است و شما باید راجع به این گونه امور بی‌تفاوت باشید تا خوب شوید. «لااله الا لله» را زیاد بگوئید.

سؤال138: متأسّفانه مدّتی است که به بیماری وسواس دچار شده‌ام. شاید به نظرتان مسخره بیاید اما هر دفعه که به دستشوئی می‌روم (با عرض معذرت) با وجود اینکه خودم را تطهیر می‌کنم، امّا همین که از دستشوئی بیرون می‌آیم، شک می‌کنم که این کار ( تطهیر) را کرده‌ام یا نه. از ترس اینکه مبادا نمازهایم صحیح نباشند به تعویض لباس و تطهیر مجدد اقدام می‌کنم امّا دفعه دوّم (و گاه دفعات سوّم، چهارم و پنجم) همین شک برایم پیش می‌آید. گاه شک می‌کنم که ممکن است به درستی تطهیر نکرده باشم. آیا می‌توانم به شک هایم در این موارد که واقعاً برایم آزار دهنده شده اعتنا نکنم؟

° همان دفعه‌ی اوّل که از دستشوئی بیرون آمدید باید برنگردید. باید لباس عوض نکنید. باید به شکّ خود، بلکه به مظنّه خود، بلکه به یقین خود عمل نکنید. و این بی اعتنائی دوای درد شما است و این بی اعتنائی از نماز هم برای شما واجب تر و اعتناکردن برای شما حرام است.

سؤال139: من گاهی وقت‌ها در مورد بعضی کارها که نمی دانم حلال است یا حرام، باطل است یا درست دچار شک می شوم. در همین موقع دچار اضطراب خاصّی می شوم و در ذهنم کسی می گوید که حکم آن را باید بپرسی و الا به جهنّم می روی و من از ترس آن را انجام نمی دهم و گاهی هم اعمالم را مثل تیمّم از ترس باطل بودن دوباره انجام می دهم و حکم آن را که می پرسم اکثراً به نفع من می شود و بسیار کمتر به ضررم. به نظر شما آیا این وسواس حساب می شود؟ چون تعداد این شک‌ها زیاد است من را عصبی می کند و نمی توانم فرق وسواس و شک صحیح را تشخیص دهم.

° این حالت وسوسه است و باید با بی‌اعتنائی و بی‌تفاوتی آن را خوب کنید و وظیفه‌ی شما این است که در این گونه موارد بی تفاوت باشید و بنا بگذارید برآنچه بر نفع شما است.

سؤال140: مدّتی است که وسواسی شده‌ام به هر چه که اهمیّت نمی‌دهم، موضوع جدیدی برایم به وجود می‌آید، دیگر اعصابم به هم ریخته است. مثلاً موقع غسل کردن احساس می‌کنم که مقداری ادرار از من بیرون می‌آید که من مجبور می‌شوم دوباره غسل کنم. واقعاً دارم دیوانه می‌شوم. شما را به خدا کمکم کنید.

° باید به این گونه چیزها اهمیّت ندهید تا خوب شوید.

سؤال141: من فردی وسواسی شده‌ام بعد از تطهیر نجاست شک می‌کنم آیا آن قسمت را حتماً شسته‌ام یا خیر، پاک شده یا خیر و مثلاً یک بار موقع شستن مخرج بول و غائط بعد از این که خود را شُستم و بلند شدم شک کردم که نکند مخرج غائط را تمیز نشسته باشم و یا اصلاً نشسته باشم. بنابراین دوباره شستم و حالا این شک ایجاد شده که نکند قطرات آب شستشوی اوّل به مخرج غائط رسیده و لباس زیرم نجس شده باشد کمکم کنید.

° به کلیّه آنچه نوشته‌اید و مانند آن باید اهمیت ندهید و راه خوب شدن شما فقط بی‌اعتنائی شما است.

سؤال142: من در نیّت دچار وسواس هستم و دچار هوی می‌شوم، راهش چیست؟

° شما در عبادات نیّت نداشته باشید و بدون نیّت کلیّه عبادات را و من‌جمله نماز را به جا آورید.

سؤال143: من دختری 29 ساله و مجرد هستم که به مدّت یک سال است به علّت وسواس زیر نظر روانپزشک و روان‌شناس هستم و دارو مصرف می‌کنم. اکنون نوع وسواس را مذهبی تشخیص داده‌اند و مرا به یک روحانی ارجاع داده‌اند. از شما خواهش می‌کنم کمکم کنید. گاهی آنقدر عصبانی می‌شوم که دیگر نمی‌توانم کاری بکنم. یکی از موارد وسواس این است که برای خواندن یک وعده نماز چندین و چند بار وضو می‌گیرم. گاهی به علّت شکّ خارج شدن باد که گاهی واقعی است و البته بیشتر شک، آنقدر وضو می‌گیرم که پوست صورتم قرمز می‌شود. یکبار با فردی روحانی مشاوره کردم و او گفت که پس از سه بار وضو گرفتن جایز نیست ولی نتوانستم به حرفش گوش دهم یعنی وسواس نگذاشت! خواهش می‌کنم کمکم کنید چون دیگر نمی‌دانم چه کنم. یکی دیگر از موارد وسواس این است که از دستشویی که می‌آیم حس می‌کنم آب دستشویی به لباسم ریخته البته می‌دانم که نجس نیست، ولی باید از گردن تا نوک پا را آب بکشم و به هیچ وجه نمی‌توانم این کار را ترک کنم. چه کنم؟ چون موارد وسواس، مذهبی است، روانپزشک گفته فقط یک روحانی می‌تواند به من کمک کند.

° واجب است برای شما از هرچه که موجب سختی و رنج شما می‌شود گرچه یقین هم داشته باشید، بی‌تفاوت و بی‌اهمیّت باشید و من جمله از دو سؤال که نموده‌اید برای شما یک وضو کافی است گرچه یقین کنید وضوی شما شکسته شد. و از دستشویی که بیرون آمدید واجب است خود را آب نکشید گرچه یقین داشته باشید که بر شما ترشّح شده است، اگر حرف بشنوید زود خوب می‌شوید و الّا بی‌چاره و بدبخت دنیا و آخرت خواهید شد.

سؤال144: الف) ماه رمضان آغاز شده است و آن طور که شنیده‌ام در این ماه مبارک، شیاطین در غل و زنجیر هستند. امّا من که تا حدودی در قبل از ماه مبارک به وسواس مبتلا بوده‌ام، همچنان از آن رنج می‌برم. اگرچه ممکن است در پرهیز از گناهان چندان مراقب نباشم امّا حداقل بر نماز اوّل وقت و روزه پایبندم. امّا در این ماه مبارک و شاید ماه‌های مبارک گذشته دچار حالاتی شده‌ام که بوی ریا می‌آید. مثلاً با سر را پایین انداختن و نشان دادن حالت نیکو قصد مورد توجّه قرار گفتن می‌کنم، امّا خدا را شکر در همان لحظات یا در مدّتی کمتر از یک دقیقه متوجّه شده و با یادآوری عظمت خدا سعی در دور کردن آن حالت زشت را دارم. از آنجائی که هر کس بر خود آگاه‌تر است بعید می‌دانم صرفاً به دلیل وسوسه فکری نگران باشم.

ب) من بر بعضی از گناهان متناسب با سنّ جوانی اصرار ورزیده‌ام اما از پنج شش روز قبل از ماه مبارک رمضان سعی بر اجتناب داشته‌ام. در مورد بعضی یقیناً پرهیز و در مورد سایرین تمام تلاشم را در مورد جلوگیری به کار خواهم گرفت. با توجّه به اینکه اصرار بر گناه از مواردی است که مانع از استجابت دعاست و من هم احتمالاً بعد از ماه مبارک ممکن است به آن گناهان برگردم با چه دل و زبانی خدا را بخوانم؟

ج) از دعاهای کوتاه و مفید برای ماه مبارک رمضان کدامیک را مفیدتر می‌دانید؟

° شما باید به این گونه وسوسه ها بی تفاوت باشید. شما باید بدانید ریا ندارید و باید امید و رجای شما به خدای متعال زیاد باشد و ذکر یونسیه برای شما خیلی خوب است. «لا اله لا انت سبحانک انی کنت من الظالمین»

سؤال145: برای تطهیر محل نجس بعد از برطرف شدن عین نجاست ریختن سه مرتبه آب واجب است؟

° به واسطه‌ی آب لوله کشی بعد از رفع نجاست پاک می‌شود و احتیاج به ریختن آب ندارد. ولی در آب قلیل برای ادرار دو دفعه ریختن آب کفایت می‌کند، یکی برای رفع نجاست و دیگری برای تطهیر.

سؤال146:اگر بعد از تزریق آمپول به اندازه‌ی سر سوزنی لباس شخص آغشته به خون شود، آیا آن لباس نجس است؟ انجام نماز با آن لباس چه حکمی دارد؟

° آن خون نجس است ولی با آن می شود نماز خواند.

سؤال147: هنگامی که می‌خواهم غسل کنم می‌دانم یک سر سوزن هم جایی از بدن نباید خشک باشد، حال با توجّه به این موضوع مدام می‌ترسم که نکند آب با تمام بدنم تماس پیدا نکرده باشد و در این مورد شک می‌کنم و ممکن است عمل غسل را دوباره تکرار کنم. البته قبل از اینکه غسل کنم استحمام کرده‌ام و بدنم خیس است و با این حال آیا لازم است تمام بدن با آب تماس پیدا کند؟

° باید غسل کنید و به این گونه شبهات اهمیّت ندهید بلکه اهمیّت دادن حرام است.

سؤال148: اگر آبی به صورت قطره روی چیز نجس یا عین نجاست بریزد و ما ندانیم یا شک کنیم که این آب به محل دیگری مثل دیوار و پرده پاشیده شده یاخیر. آیا آب کشیدن آن محل‌ها لازم است یا نه؟

° لازم نیست.

سؤال149: اینجانب چند وقت است نسبت به باطل شدن وضو حسّاس شده و مدام احساس می‌کنم وضویم باطل شده و گاهی برای یک نماز دو یا سه بار وضو می‌گیرم یا بین دو نماز دوباره وضو می‌گیرم یا اینکه نمی‌توانم برای دو یا یک ساعت وضویم را حفظ کنم. از این وضع خسته شده‌ام و چند وقتی است که دیگر اعتنا نمی‌کنم. لطفا مرا راهنمایی کنید؟

° اعتنا نکنید و با یک وضو نماز بخوانید. نمازهای شما صحیح است و تکرار وضوی شما حرام است.

سؤال150: اگر خانمی در دوران عادت ماهیانه از فعل حرام جنب شد، می‌تواند در همین دوران غسل جنابت انجام دهد. اگر نمی‌تواند با توجّه به اینکه عرق جنب از حرام نجس می‌باشد چه حکمی دارد؟

° می‌تواند غسل کند و عرقِ او نجس نیست.

سؤال151: آیا آبی که در اثر تهییج و قبل از‌ استمناء از انسان خارج می‌شود پاک است؟

° پاک است.

سؤال152: جوانی‌ 32 ساله‌ هستم‌ که‌ خیلی‌ وقت‌ است‌ دچار شدیدترین‌ وسوسه‌ها و شک‌ها شده‌ام.‌ به‌ طوری‌ که‌ نه‌ از جنبه عقل‌ می‌توانم‌ استفاده‌ نمایم‌ و نه‌ از اخلاق‌ و نه از ملکات‌ فاضله‌، به‌ طوری‌ که‌ می‌شود گفت‌ دقیقاً‌ در مقابل‌ فضائل‌ اخلاقی‌ قرار گرفته‌ام. به‌ کتاب‌ چهل‌ حدیث‌ حضرت‌ امام‌ خمینی‌«ره‌» خیلی‌ دلبستگی‌ دارم‌ امّا هرگز مطالب‌ آن‌ را به‌ طور کامل‌ نمی‌توانم‌ بفهمم‌، طوری‌ است‌ که‌ هر وقت‌ طرف‌ کتاب‌ها می‌روم‌ کتاب‌ حضرت‌ امام‌ بیش‌ از قرآن‌ در نظرم‌ هست‌ و این‌ صفات‌ زشت‌ وسوسه‌ روز به‌ روز هم‌ قوّت‌ می‌گیرد، حدود دو ماه‌ است‌ که‌ صبح‌ها بعد از نماز صبح‌ عادت‌ کرده‌ام‌ که‌ حدود یک‌ ساعت‌ می‌نشینم‌ و فکر می‌کنم‌، از مدّتی‌ که‌ عادت‌ به‌ این‌ کار کرده‌ام‌، وسوسه‌ و شکّ‌ شیطانی‌ شدیدتر از قبل‌ است‌، نماز می‌خوانم‌ و سعی‌ می‌کنم‌ با حضور قلب‌ بخوانم‌ امّا خجالت‌ می‌کشم‌ عنوان‌ کنم‌ امّا حضرت‌ عالی‌ می‌دانید که‌ قضیه‌ از چه‌ قرار است‌، این‌ روزها احساس‌ می‌کنم‌ که‌ به‌ خدا هم‌ اعتقادی‌ ندارم‌، به‌ رسول‌ خدا و به‌ ائمّه‌، و هر وقت‌ مراسم‌ روضه‌ خوانی‌ ایشان‌ را می‌شنوم،‌ دچار اضطراب‌ و نگرانی‌ و ناراحتی‌ اعصاب‌ می‌شوم‌، احساس‌ می‌کنم‌ دیوانه‌ شده ام.‌ با آنکه‌ برای‌ مظلومیّت‌ ائمّه‌ گریه‌ می‌کنم و دلم‌ می‌خواهد فضائل‌ و مکارم‌ اخلاق‌ داشته‌ باشم‌ قلبم‌ پر از کدورت‌ است.‌ فضای‌ ذهنیم‌ تنگ‌ و باریک‌ است‌ و همیشه‌ در حال خیال‌بافی‌ هستم.‌ به‌ بندگان‌ خدا هم‌ بدبین‌ هستم‌ و گاهی‌ اوقات‌ در ذهنم‌ احساس‌ می‌کنم‌ که‌ با بندگان‌ خدا درگیرم.‌ این‌ رؤیا را یک‌ واقعیّت‌ تلقّی‌ می‌کنم‌. خداوند را قسم‌ می‌دهم‌ که‌ برای‌ من‌ یک‌ راه‌ چاره‌ای‌ باز کند که‌ من‌ چه‌ کنم‌؟

° در هر چیزی‌ که‌ شما را رنج‌ می‌دهد صد در صد بی‌اعتنا باشید، ذکر «لا اله‌َ الاِّ الله» را زیاد بگویید، مخصوصاً در موقع‌ وسوسه‌، قطعاً خوب‌ می‌شوید.

سؤال153:
الف)
من‌ در رفتار با نامحرمان‌ خیلی‌ مراقب‌ هستم‌ و همین‌ طور در نگاه‌ به‌ نامحرم‌، ولی‌ نسبت‌ به‌ جوانان‌ نامحرم‌ خیلی‌ حسّاس‌ شده‌ام‌ به‌ طوری‌ که‌ در برخورد با آنان‌ (مثلاً حضور در یک‌ مکان‌ مخصوصاً وقتی‌ که‌ حس‌ کنم‌ مورد توجّه‌ و یا نگاه‌ طرف‌ واقع‌ می‌شوم‌) یک‌ حالت‌ خاصّی‌ برایم‌ پیش‌ می‌آید. علیرغم‌ این‌ که‌ از نظر عقلی‌ سعی‌ می‌کنم‌ چنین‌ رفتاری‌ نداشته‌ باشم‌. آیا در این‌ حالت‌ رطوبتی‌ که‌ خارج‌ می‌شود حکم‌ منی‌ را دارد؟ با توجّه‌ به‌ این‌ که‌ ممکن‌ است‌ این‌ حالت‌ خیلی‌ زود به‌ زود برایم‌ پیش‌ آید.

ب) گاهی‌ این‌ حالت‌ وقتی‌ پیش‌ می‌آید که‌ صحنه‌ای‌ را (همان‌ که‌ در بالا گفته‌ شد) به‌ یاد می‌آورم‌، در این‌ حالت‌ چطور؟

ج) به‌ طور کلّی‌ شهوتی‌ که‌ موجب‌ خروج‌ منی‌ می‌شود چگونه‌ است‌؟

د) نسبت‌ به‌ صحنه‌ای‌ حسّاس‌ شده‌ام‌ که‌ در اثر آن‌ معمولاً رطوبتی‌ خارج‌ می‌شود که‌ این‌ حالت‌ هم‌ ممکن‌ است‌ چند بار در روز پیش‌ آید، این‌ رطوبت‌ چه‌ حکمی‌ دارد؟

هـ) عرق‌ جنب‌ پاک‌ است‌ یا نجس‌؟

و) اگر در خواب‌ ببینم‌ یکی‌ از حالاتی‌ که‌ گفتم‌ برایم‌ پیش‌ آمده‌، آیا نیاز به‌ غسل‌ هست‌ یا نه‌؟

ز) اگر جایی‌ که‌ وظیفه ما غسل‌ بوده‌ و بنا به‌ هر دلیلی‌ مخصوصاً شک‌ در مسأله‌، غسل‌ نکرده‌ باشم‌، آیا رطوبت‌های‌ خارج‌ شده‌ تا وقتی‌ که‌ غسل‌ را انجام‌ نداده‌ایم‌، حکم‌ منی‌ را دارد و نجس‌ است‌؟

ح) برای‌ این‌ که‌ این‌ حالات‌ در من‌ از بین‌ برود، باید چکار بکنم‌؟

° کلّیه ترشّحاتی‌ که‌ بیرون‌ می‌آید پاک‌ است‌ و غسل‌ ندارد، چه‌ در خواب‌ باشد و چه‌ در بیداری‌، با شهوت‌ باشد و یا بدون‌ شهوت‌، و هر حسّاسیّتی‌ که‌ شما را اذیّت‌ می‌کند راجع‌ به‌ آن‌ بی‌تفاوت‌ باشید و ترتیب‌ اثر ندهید تا انشاءالله هر چه‌ زودتر خوب‌ شوید.

سؤال154: زنی‌ هستم‌ دارای‌ یک‌ فرزند پسر که‌ چند سالی‌ است‌ دچار بیماری‌ وسواس‌ گشته‌ام‌ و آنقدر زندگی‌ برایم‌ سخت‌ و طاقت‌ فرساست‌ که‌ روزی‌ چند مرتبه‌ آرزوی‌ مرگ‌ می‌کنم‌ که‌ چرا نمی‌توانم‌ شوهرداری‌ و بچّه‌داری‌ کنم‌، از جمله‌ اینکه‌ هنگام‌ دستشویی‌ یا حمّام‌ این‌قدر معطّل‌ می‌کنم‌ که‌ پاهایم‌ از نشستن‌ یا ایستادن‌ خواب‌ می‌رود و با هیچکس‌ رفت‌ و آمدی‌ ندارم‌، وظیفه فردی‌ من‌ چیست‌؟

° شما باید نظیر همه‌ی مردم‌ باشید، و این‌ افراط‌ گری‌ها علاوه‌ بر اینکه‌ حرام‌ است‌، موجب‌ بدبختی‌ شما و خانواده شماست‌ و حتماً باید دست‌ بردارید، هر کاری‌ که‌ شما را به‌ زحمت‌ می‌اندازد باید انجام‌ ندهید و نسبت‌ به‌ آن‌ بی‌تفاوت‌ باشید، غسل‌ شما نباید بیشتر از پنج‌ دقیقه‌ طول‌ بکشد، معطّل‌ شدن‌ شما برای‌ وضو و غسل‌ و دستشویی‌ حرام‌ است‌ و موجب‌ ذلّت‌ و بدبختی‌ شما و دیگران‌ است.

سؤال155: من‌ تقریباً حدود دو سال‌ است‌ که‌ به‌ وسواس‌ افتاده‌ام‌ و روی‌ چند چیز است‌ که‌ بیشتر حسّاس‌ شده‌ام‌.

الف. آیا درختی‌ که‌ لباس‌ نجس‌ روی‌ آن‌ انداخته‌ایم‌، به‌ وسیله باران‌ و آفتاب‌ پاک‌ می‌شود یا نه‌؟

ب. در همسایگی‌ ما خانه‌ای‌ است‌ که‌ قبلاً در آن‌ بهایی‌ زندگی‌ می‌کرده‌ است‌ ولی‌ چند سالی‌ است‌ که‌ آن‌ خانه‌ را مسلمانی‌ خریده‌ است‌، آنها با همسایگان‌ رفت‌ و آمد دارند ، آیا آن‌ خانه‌ پاک‌ است‌؟

ج. آیا خارجی‌ها که‌ به‌ ایران‌ می‌آیند (کافر، ارمنی‌ یا ....) و با دیگران ‌تماس‌ پیدا می کنند، پاک‌ هستند یا نه‌؟

د. مردی‌ به‌ روسیه‌ رفته‌ و با یک‌ زن‌ ارمنی‌ ازدواج کرده و ادّعا می‌کند که‌ این خانم‌ مسلمان‌ شده است‌ اما هنوز نماز نمی‌خواند. حال اگر این خانم به‌ منزل ما آمد و شریک‌ زندگی‌ ما شد، حکم‌ آن‌ مرد و زن‌ مدّعی‌ اسلام‌ چه‌ می‌باشد؟ آیا محکوم‌ به‌ طهارت‌ است‌ در حالیکه رعایت‌ اجتناب‌ از نجاسات‌ را نمی‌کند یا نمی‌داند؟

هـ. وسائل‌ برقی‌ یا لباس‌ها و لوازم‌ آرایشی‌ و خوراکی‌ها (شیرینی‌ و شکلات، تنقّلات‌ و...) که‌ از خارج‌ مثل آمریکا یا آلمان‌ به‌ ایران‌ می‌آورند پاک‌ هستند یا نه‌؟

° الف) پاک‌ می‌شود.

ب) خانه‌ پاک‌ است‌.

ج) رفت‌ و آمد با آنها اشکال‌ ندارد.

د) آن‌ خانم‌ پاک‌ است‌ و رفت‌ و آمد با او اشکال‌ ندارد.

هـ) اجتناب‌ از آنها لازم نیست و استفاده از مثل وسائل برقی‌ و خوردن مثل آن شیرینی‌ها اشکال ندارد.

سؤال156 : آیا شستن اعضای وضو بیش از دو بار باعث باطل شدن وضو هم می‌شود یا فقط حرمت دارد؟

° باعث بطلان نیست. ولی در دست چپ چون بعد از شستن مرتبه ی سوّم آب خارجی پیدا می‌شود، نمی‌تواند مسح سر و پاها را انجام دهد.

سؤال157 : لطفاً بفرمائید در هریک از موارد ذیل چه کاری باید انجام دهم:

برای دفع وسواس فکری و عملی؟/ برای درمان اضطراب و تشویش؟/ برای درمان ترس و دلهره؟/ برای درمان خیال‌بافی، منفی‌بافی، سوءظن، فکر و خیال زیاد؟/ برای درمان افسردگی و بی‌حوصلگی؟/ برای درمان خجالت و کم‌رویی؟/‌ برای درمان ناراحتی اعصاب؟/‌ برای وسعت رزق و روزی؟/ برای نیل به کمالات عالیه‌ی روحی؟/ برای اصلاح امور و موفقیت در امر دین و دنیا؟/ برای عاقبت به خیری؟/ برای تزکیه‌ی نفس و تزکیه‌ی عمل؟/ برای کسب فضایل و دفع رذایل؟/ راه دفع وسوسه‌های شیطانی و نفسانی؟/ و برای اینکه گناه نکنیم چه باید بکنیم؟

° اگر رابطه شما با خدا محکم شد و رابطه شما با شیطان درون و برون قطع شد، کلیّه ی آنچه نوشته‌اید درست می‌شود، و ما چیزی را بهتر از تقیّد به ظواهر شرع نمی‌دانیم.

سؤال158: کسی که احتمال می‌دهد با عمل به احتیاطات در وسواس بیافتد، چه وظیفه‌ای بر عهده دارد؟

° اگر کسی بداند و یا احتمال دهد که به واسطه‌ی عمل به بعضی احتیاطات مبتلا به وسواس می‌شود، نباید آن احتیاط را عمل کند، مثلاً اگر می‌داند برای آب کشیدن متنجّس یک بار آب ریختن کافی است، نباید احتیاطاً دو بار یا بیشتر آب بریزد.

سؤال159: الف) آیا آبی که از دوش ثابت می‌ریزد و در کفِ حمّام در جریان است تا نهایتاً به چاه بریزد، حکم آب متّصل به کر را دارد؟ ب) من بعد از ادرار در حمّام، مخرج بول را در این آبی که از دوش ثابت می‌ریزد، چند بار تطهیر می‌کنم، آیا این شیوه‌ی آب کشیدن اشکالی ندارد؟

° الف) آن آب حکم آب متّصل به کر را دارد.

ب) احتیاج به این کار نیست؛ زیرا وقتی زیر شیر حمام هستید آب به مخرج بول می‌رسد و به مجرّد رسیدن آنجا را پاک می‌کند و در حقیقت مخرج بول شما متّصل به آب کر می‌شود و پاک می‌شود و احتیاج به تکرار هم ندارد.

سؤال160 : با توجّه به سؤال قبل و جواب آن که فرمودید: «احتیاج به این کار نیست»، حال اگر آبی که از دوش می‌ریزد و جاری می‌شود، حکم آب متّصل به کر را دارد، آیا من اختیار دارم بنشینم در جهت جریان آب و مخرج بول خود را چندین مرتبه با این آب پاک کنم؟

° بلی، می‌توانید آنچه نوشته‌اید عمل کنید، ولی شما وسواسی هستید و باید خودتان را رنج ندهید و خیلی ساده و متعارف خود را تطهیر کنید و رنج دادن خود و اهمیّت دادن به وسواس خود حرام است و باید اجتناب کنید.

سؤال161 : در حین شستشوی بدن زیر دوش حمام، ترشّحات زیادی مدام به بدن و دیوارهای حمام می‌پاشد، آیا این ترشّحات پاک است؟

° شما زیر دوش بروید و خود را به طور معمول بشوئید و از زیر دوش بیرون بیائید و بدانید همه جا پاک است و خود شما هم پاک هستید.

سؤال162 : روز گذشته به سرفه افتادم و یک لحظه احساس کردم که یک قطره ادرار از من خارج شد. خودم را آب کشیدم تا اگر هنوز لباسم را نجس نکرده، مانع نجاست شوم. با توجّه به اینکه وسواسی هستم، تصمیم گرفتم چون به صد در صد بودن این قضیه مطمئن نبودم به آن اعتنا نکنم. در نتیجه لباس‌هایم را آب نکشیدم. اما متأسّفانه هنوز پس از یک روز نتوانسته‌ام از این فکر رهایی پیدا کنم و وقتی آن لحظه‌ی سرفه کردن را در ذهن مرور می‌کنم فکر می‌کنم کم کاری کرده‌ام. و باید همه چیز از جمله لباس‌هایم را آب می‌کشیدم. گاهی احتمال نجس بودن قضیه در نظرم بسیار تقویت می‌شود. چگونه باید مطمئن شوم که کارم اشتباه بوده یا نه؟ نمازهایی که بعد خوانده‌ام چه می‌شود؟ لباس‌ها و اشیایی که با آنها تماس داشته‌ام پاک است یا نجس؟

° به این گونه چیزها ترتیب اثر ندهید. لازم نبوده خود را آب بکشید، لباس‌های شما پاک است و نمازهای گذشته قضا ندارد و نباید خود را یا لباس‌های خود را آب بکشید.

سؤال163 : نزدیک به هشت ماه است که به وسواس دچار شده‌ام و در چند مورد از خود شما راهنمایی‌های سودمندی گرفته‌ام که در بر طرف کردن اضطرابم بسیار مؤثّر بوده‌اند، منتها هر دفعه در مورد مسأله‌ی جدیدی به مشکل بر می‌خورم. سؤالاتی که اکنون دارم عبارتند از: الف) پس از تخلّی (غائط) همیشه خود را با آب تطهیر می‌کنم و باور کنید خیلی با حسّاسیت زیادی هم این کار را انجام می‌دهم. سپس هم با دستمال کاغذی خود را خشک می‌کنم و وقتی دستمال را بررسی می‌کنم هیچ ذره‌ای یا رنگی از نجاست در آن نمانده است. چند روز پیش دقیقاً پس از انجام این کار و به همان ترتیب، چند ساعت بعد بر حسب اتّفاق که در دستشوئی بودم و خودم را با دستمال کاغذی بررسی می‌کردم (بدون انجام عمل تخلّی مجدّد) متأسّفانه رنگ زردی که به نظر می‌آمد اندکی هم ذرات در آن باشد مشاهده کردم که بسیار ناراحت شدم. چون ساعتی پیش از آن نماز خوانده بودم. برای بار اوّل لباس‌هایم را عوض کردم و نمازم را مجدداً خواندم. چند روز بعد برای بار دوّم این اتّفاق برایم افتاد. تکلیف چیست؟ با توجّه به اینکه ابتدا از تطهیر مطمئن می‌شوم اما مدّتی بعد چنین مشاهده‌ی عجیبی دارم چه باید بکنم؟ ب) آیا پس از تطهیر بدن (از غائط) برای شستشوی دست‌ها (در صورتی که ناخن‌ها بلندتر از حدِّ گوشت انگشتان باشد) باید زیر تک‌تک ناخن‌ها دست کشید؟ ج) برای وضو و غسل چطور؟ باید زیر تک تک ناخن‌ها دست کشید؟

° باید اعتنا به این گونه چیزها نکنید و باید سخت گیری نکنید و به طور متعارف و آن طور که عموم مردم عمل می‌کنند عمل کنید و این سخت‌گیری‌ها حرام است و باید ترک شود.

سؤال164 : آیا لباسی که با منی نجس شده است، با شستن در ماشین لباسشویی پاک می‌شود؟ و آیا لباس نجس را می‌توان با لباس‌های پاک در ماشین لباسشویی شست؟

° بلی لباس‌های نجس ولو نجاست به منی باشد را در ماشین‌های لباسشوئی می‌توان شست و با لباس‌های پاک اگر شسته شود، همگی پاک هستند.

سؤال165 : هنگام مطالعه، خودکار به دستم کشید و خطی به جا گذاشت. پس از آن، این مسأله متأسفانه به طور کامل از یادم رفت و نماز خواندم. و اصلاً یادم نیست که قبل از اینکه وضو بگیرم در اثر شستشو آن خط پاک شده بود یا باقی بود، حکم آن چیست؟ (ضمناً وسواسی هستم.)

° اوّلاً رنگ خودکار مانع نیست و وضو گرفتن با آن اشکال ندارد و ثانیاً چون بعد از وضو شک کرده‌اید، شکّ شما اعتبار ندارد و ثالثاً چون شما وسواسی هستید، به این گونه شک‌ها باید اعتنا نکنید.

سؤال166 : در صورتی که به ناخن‌ها لاک زده باشیم و پاک کنیم و اثری از آن مشاهده نشود و بعد غسل کرده و نماز بخوانیم، اگر بعد از چند روز که ناخن‌ها رشد کرد و قسمت‌هایی که قبلا مشاهده نمی‌شد، الان دارای لاک باشد، آیا باید مجدداً غسل کرد؟ و نمازهایی که روزهای قبل خوانده شده است مورد قبول است یا خیر؟

° لازم نیست غسل کنید و نمازها هم قضا ندارد.

سؤال167 : در مورد نجس شدن دست، مثلاً بعد از بر طرف شدن عین نجاست، سه مرتبه باید آن را آب کشید و یا یک مرتبه کافی است؟

° یک مرتبه کافی است.

سؤال168 : اینجانب مدت 17 سال است که تکلیف شده‌ام و نماز می‌خوانم. مشکلی که همیشه با آن درگیر هستم این است که نمی‌توانم وضوی خود را برای مدّتی حفظ کنم. بعضی اوقات ناچار می‌شوم برای یک نماز چند بار وضو بگیرم و در آخر هم با شک نماز بخوانم! خصوصاً وقتی به مکان‌های زیارتی مشرّف می‌شوم، نمی‌توانم به همین دلیل استفاده‌ی لازم را ببرم. بعضی اوقات هم باعث ریختن آبرویم می‌شود. در کل این مسأله باعث آزار شدید روحی من است. حدس می‌زنم بیشتر منشأ روحی (تلقینی) دارد تا جسمی، امّا از علّت واقعی باخبر نیستم. به هیچ پزشکی هم مراجعه ننموده‌ام. چند سوال دارم: الف) اگر در بین نماز وضویم باطل شود، تکلیف چیست؟ ب) هرگاه در بین نماز احساس کنم که وضو در شرف باطل شدن است، نماز را می‌شکنم و می‌نشینم که حتی الامکان وضویم حفظ شود. آیا این عمل صحیح است؟ ج) آیا می‌توانم تنها یک بار وضو بگیرم و اگر هم باطل شد، نماز را ادامه دهم؟ د) آیا من مجازم در مواردی که گرفتن مجدّد وضو، منجر به برملا شدن موضوع و رفتن آبرویم جلوی دیگران می‌شود (مسافرت، مهمانی و...) تنها یک بار وضو بگیرم؟ هـ) آیا ممکن است راهی برای برطرف شدن یا کم شدن این حالت پیشنهاد بفرمائید؟

° الف) نماز را ادامه بدهید، نماز شما باطل نمی‌شود.

ب) لازم نیست بنشینید، نماز را ادامه بدهید.

ج)‌ لازم است یک بار وضو بگیرید و اگر باطل شد اهمیّت ندهید، نماز را ادامه بدهید اشکال ندارد.

د)‌ تنها یک بار وضو بگیرید کافی است.

هـ) راه بی‌تفاوتی است و یک بار وضوگرفتن و تجدید نکردن و با آن وضو نماز خواندن.

سؤال169 : در تطهیر مخرج بول با شیلنگ جاری، صرف اتّصال آب به محل خروج بول کافی است یا باید دو بار آب ریخت؟

° یک بار ریختن آب کفایت می‌کند.

سؤال170 : پوست بدن و صورتم بسیار چرب است به طوری که آب روی آن می‌غلطد (بدون کرم و پماد زدن) تکلیف من موقع تطهیر از نجاست چیست؟ آیا باید حتماً صابون بزنم و چربی را بزدایم و بعد آب بکشم یا ریختن آب روی صورت حتی اگر آب ظاهراً به پوست نرسد کافی است؟

° استعمال صابون لازم نیست و با ریختن آب روی صورت کفایت می‌کند.

سؤال171 : اگر قطرات ادرار مستقیماً بر آبی که از شیلنگ می‌آید بریزد آیا آبی که باز می‌گردد و پاشیده می‌شود پاک است یا نجس و اگر نجس است من تاکنون گمان می‌کردم که پاک است و در نتیجه تکلیف نمازهایی که خواندم چه می‌شود؟

° پاک است و گمان شما درست بوده است.

سؤال172 : دختری 34 ساله و مجرد هستم و حدود هشت ماه است که به وسواس در زمینه‌ی طهارت و نجاسات (وضو، نماز، غسل و...) دچار شده‌ام ابتدا مشکلم واقعاً حاد بود اما از وقتی که سؤالاتم را با سایت شما مطـرح کرده‌ام خدا را شکر تا حدودی بهتـرم. و اکنون نیز سؤالاتی دارم که عبارتند از: الف) امروز صبح غسل حیض انجام داده‌ام و اکنون یادم افتاده که شب قبل، چرب‌ کننده برای لب‌هایم استفاده کرده بودم. هر چند همیشه که این کار را انجام می‌دادم و سپس آخر شب‌ها مسواک می‌زدم، پس از اینکه مجدداً لب‌هایم را با دستمال چک می‌کردم، آثاری از چربی مخصوص آن چرب کننده روی لب‌هایم نمی‌ماند. امّا این بار یادم رفت و این کار را نکردم. البته صبح در حمام هم صورتم را صابون زدم اما باز احتمال می‌دهم که مبادا چربی مختصری به جا مانده باشد و غسلم درست نباشد. با توجّه به اینکه همیشه تأکید کرده‌اید که باید نسبت به وسواس بی‌اعتنا بود، جهت انجام غسل مجدد اقدام نکردم اما خواستم باز هم از جانب شما مطمئن شوم که آیا این نگرانی مربوط به وسواسم است یا به جا است و باید غسل مجدّد کنم و نمازهایم را مجدّداً بخوانم؟ ب) در جوابی که به یک وسواسی در مورد مدّت زمان غسل کردن داده بودید دیدم فرموده‌اید که «غسل یا زمان تطهیر نباید بیش از پنج دقیقه طول بکشد.» چطور ممکن است در زمان کمتر از پنج دقیقه غسل کرد و مطمئن بود که سر سوزنی از بدن نشسته نمانده؟ چون غسل من هم بسیار طول می‌کشد که البته سعی کرده‌ام زمانش را کمتر کنم امّا تا الآن در کمتر از بیست یا سی دقیقه نتوانسته‌ام موفّق به این کار شوم. لطفاً مرا راهنمایی کنید.

° الف) غسل شما صحیح بوده است و از سؤال معلوم می‌شود شما هنوز خیلی وسواسی هستید.

ب) اگر معمولی بودید می‌فهمیدید که با پنج دقیقه به خوبی می‌توان غسل کرد. تقاضا دارم بی‌اهمیّت باشید و هرچه می‌توانید زمان را کم کنید. باید کم کنید تا ان شاءالله به پنج دقیقه برسد.

سؤال173: مشکلی دارم که از شما خواهشمند هستم در رفع آن به من کمک کنید. مشکل من که قبلاً هم به نوعی دیگر در قالب سؤالی مطرح کرده‌ام این است که من به خواندن کتاب‌هایی که درمورد زندگی ائمه‌‌ی اطهار( هستند و همچنین به خواندن احادیث و روایات علاقه زیادی دارم ولی هرگاه شروع به خواندن می‌کنم این فکر ناخواسته به سراغم می‌آید که از کجا معلوم که این روایت یا حدیث درست باشد. با اینکه درکلام امام معصوم( هیچ شکّی ندارم و بیشتر شک در این مورد است که از کجا معلوم این روایت درست به دست رسیده باشد شما به من فرمودید که کتب زیادی مورد اعتماد شیعه هستند از جمله اصول کافی که آن را بخوانم. ولی این کتاب چند جلد است و نیز قیمت گرانی دارد و یک مشکل دیگر اینکه شما چون یک کتاب خاص معرّفی کردید شک من در این مورد بیشتر شده و باعث شده به کتب دیگر اعتماد نداشته باشم و حتّی متأسّفانه دامنه‌ی این و سواس بیشتر شده تا جایی که وقتی قرآن می‌خوانم با اینکه می‌دانم و مطمئن هستم که کلام خداست و حق است و هیچ گونه تحریفی در آن صورت نگرفته باز ناخواسته شکّی در دلم پدید می‌آید و باعث رنجش خاطر من می‌شود و دیگر نمی‌توانم به خواندن ادامه دهم لطفاً مرا راهنمایی کنید که با این دو وسواس چه بکنم؟

° شما باید به این فکر اهمّیت ندهید و کتاب و قرآن بخوانید تا ان شاءالله با بی‌اعتنائی این فکر وسواسی شما خوب شود.

سؤال174: من چند وقتی است دچار وسواس شدید شده‌ام به طوری که همه از دست من به تنگ آمده‌اند. این وسواس از وقتی شروع شد که برادرم که با ما زندگی می‌کند صاحب فرزند شد. آنها داخل یکی از اتاق‌های خانه‌ی ما زندگی می‌کنند که تقریباً از ما مجزا می‌باشند. خانم برادرم زیاد روی پاک و نجس بودن حسّاس نمی‌باشد. از این جهت من فکر می‌کنم که همه جا نجس است به طوری که اجازه نمی‌دهم کسی دست به من بزند حتّی مادرم و حتّی فکر می‌کنم چون افراد خانواده دست‌ خود را به بچه می‌گذارند، حتی غذایی که درست می‌کنند، نجس است و از خوردن امتناع می‌کنم یا بلافاصله دهانم را می‌شویم و همه ی این کارها موجب رنجش دیگران شده به طوری که من دائماً در حال دعواکردن با آنها می‌باشم. فکر می‌کنم نمازم قبول نیست و همواره همه چیز نجس می‌باشد. دلم برای همه خانواده‌ام تنگ شده و دلم می‌خواهد مثل همیشه با من رفتار کنند. از بس دست‌ها و پاهای خود را شسته‌ام دیگر پوستم دارد کنده می‌شود. دیگر توانی برایم نمانده است. تنها کسی که می‌تواند به من کمک کند شمایید. دیگر احساس می‌کنم خدا هم من را دوست ندارد، نمازهایم قبول نیست، دعاهایم قبول نیست، فقط من حرف شما را قبول دارم، شما را به خدا قسم می‌دهم من را کمک کنید.

° باید بدون استثناء در همه چیز بی‌اعتنا باشید و آن چه نوشته‌اید پاک بدانید تا خوب شوید.

سؤال175: من مدتی است هنگامی که به دستشویی می‌روم دچار وسواس شده‌ام و همیشه احساس می کنم بول به بدن و لباسم پاشیده شده و من همیشه بدن و لباسم را آب می‌کشم و این باعث ایجاد مشکلات زیادی برای من شده است. می‌خواستم بپرسم با توجه به اینکه می‌فرمایید فرد وسواسی نباید به یقین خود اعتنا کند، هنگامی که احساس می‌کنم بول به بدن و لباسم پاشیده شده نباید اعتنا کنم و بنا را بر پاکی قرار دهم یا باید مانند گذشته بدن و لباسم را آب بکشم؟ لطفاً با راهنمایی خود مرا از این وسواس دردناک و سخت آزاد کنید.

° باید اهمیّت ندهید و کلیّه‌ی اینها پاک است و آب کشیدن لازم نیست و باید بی‌تفاوت باشید تا خوب شوید.

سؤال176: شخصی است که دچار یک حالتی می‏شود که گویی کسی در مغزش مرتّب به او دستور اعمال نیک و مستحب می‏دهد و او هم که حال انجام آن اعمال را ندارد، بر اثر اصرار انجام می‏دهد. ولی می‏ترسد که آن وسواس باشد. از طرفی هم می‏ترسد اگر انجام ندهد از ثواب آن محروم شود و در سر دو راهی مانده است. شما چه می‏فرمایید؟

° حتماً باید بداند وسوسه‌ی فکری است و باید بی اعتنائی کند تا از سرش بیفتد.

سؤال177: بنده همیشه نمازم را به چند صورت مختلف می‏خواندم (مثلاً به جای سوره‌ی توحید یک سوره‌ی دیگر می‏خواندم) و برای جمع‌تر شدن حواس، ترجمه‌ی آن را هم به چند صورت مختلف ادبی در ذهنم می‏خواندم. ولی اخیراً دچار تردید در نوع انتخاب نماز و ترجمه می‏شوم و برای اینکه وسواس نباشد فوراً یک طرف را انتخاب کرده و می‏خوانم ولی این حالت برطرف نمی‏شود و بارها دچار آن شده و حواسم پرت می‏شود . الف) آیا باید قبل از نماز تصمیم بگیرم و اگر دچار تردید شدم به همان تصمیم عمل کنم؟ ب) در مستحبّات هم دچار همان حالت می‏شوم. مثلاً فلان ذکر را بگویم یا نگویم و یا اینکه کدام را زودتر بگویم. اگر از قبل تصمیم گرفتم مثلاً شب صد صلوات بفرستم ولی موقع آن که شد حال نداشتم و یا میل داشتم بیشتر بگویم چطور رفتار کنم؟

° در کلّیه‌ی آنچه نوشته‌‌اید و نظائر آن باید بی‌تفاوت باشید تا هرچه زودتر این وسوسه‌ی فکری شما رفع شود و اگر بی‌تفاوت نشدید، بدانید وسوسه‌ی فکری به سراغ شما می‌آید و متمرکز می‌شود و شما را بیچاره در دنیا و آخرت خواهد کرد.

سؤال178: در سن 16سالگی غسل جنابت بر من واجب شده بود، ولی من اصلاً نمی‌دانستم که باید غسل کنم و حالا که تقریباً 4 سال می‌شود، فهمیدم که باید غسل می‌کردم. می‌خواستم بدانم نمازها و روزه‌هایی که در این چند سال به جا آورده‌ام باطل است یا خیر؟

° اگر غسلی در آن مدت کرده باشید از غسل جنابت که بر ذمّه‌ی شما بوده است کفایت می‌کند و اگر اصلاً غسل نکرده‌اید روزه‌های شما صحیح است و نمازها را باید قضا کنید.

سؤال179: وقتی در خیابان راه می‌روم یا با همکاران صحبت می‌کنم و...، از من ترشّحی خارج می‌شود و فکر وسواسی به من می‌گوید که لذت جنسی برده‌ام و باید غسل جنابت کنم. لطفاً مرا راهنمایی کنید.

° باید غسل نکنید و آن ترشّحات پاک است و غسل ندارد.

سؤال180: من یک پسر 23 ساله هستم و متأسفانه زهر چشم خیلی زود در من اثر می‌کند و وقتی هم چشم می‌خورم روی روح و روانم اثر می‌گذارد و خیلی زود عصبانی می‌شوم یا احساس سرخوشی کاذب به من دست می‌دهد و یا برعکس ناامید می‌شوم و روی کوچکترین مسائل زندگی حسّاس می‌شوم. در کل احساس خوبی ندارم. من این مشکل را از بدو تولّد داشته‌ام. مادرم می‌گوید وقتی چشم می‌خوردم شروع به گریه و بی‌قراری می‌کردم و طبق رسم و رسوم برایم تخم مرغ می‌شکانده و به اسم آن شخصی که من را چشم‌زده بوده تخم مرغ شکسته می‌شده است. متأسّفانه من این مشکل را هنوز هم دارم و تا تخم مرغ به اسم شخصی که من را چشم‌زده شکسته نشود روح و روانم در عذاب است. حتی به خاطر این مسئله به یک دکتر روانپزشک مراجعه کردم و مقداری دارو برایم تجویز کرد که متأسّفانه بعد از مصرف بهبود نیافتم. مدّتی نیز آیه‌ی نظر که در قرآن هست را همراه خودم حمل می‌کردم که باز هم جواب نگرفتم و همچنان این مشکل من را عذاب می‌دهد. وقتی که چشم می‌خورم فکرم خوب کار نمی‌کند و حتّی تصمیم‌گیری‌های من غلط می‌شود. شما بفرمایید باید چه کنم؟

° شما وسوسه‌ی فکری دارید و توهّم‌ها و تخیّل‌ها روی شما اثر می‌گذارد و باید با بی‌اعتنایی مشکل خود را حل کنید و حتماً با این دارو که داروی منحصر بفرد برای درد شما است خوب می‌شوید. و از نماز اوّل وقت در مسجد با جماعت و از زیاد قرآن خواندن کمک بگیرید.

سؤال181: دختر جوانی هستم که مبتلا به جوش صورت می‌باشم و مواقعی این جوش‌ها خون می‌افتد. به خصوص بعضی از مواقع که می‌خواهم وضو بگیرم و نماز بخوانم متوجّه می‌شوم که یکی از این جوش‌ها خون افتاده و آن‌قدر صبر می‌کنم که دیگر یک سرسوزن از این خون باقی نماند و بعد وضو بگیرم. چون می‌ترسم حتّی اگر به مقدار یک سرسوزن خون باقی باشد، آبی که جهت وضو به صورتم می‌زنم موجب پخش شدن خون شود، آیا این همه حسّاسیت لازم است؟ چون باعث می‌شود که از نماز اول وقت بگذرد و حتّی یک روز موجب قضا شدن نماز صبح من شد و این موضوع اعصاب من را به هم ریخته و موجب آزار من شده است. لطفاً راهنمایی فرمایید.

°باید حسّاس نباشید و به طور متعارف که عمل کنید کفایت می‌کند.

سؤال182: می‌خواستم بدانم آیا از زن در هنگام جنب شدن (اوج لذت) ترشّح و مایع نجسی خارج می‌شود یا خیر؟ می‌دانم که غسل جنابت بر زن نیز واجب می‌شود، اما می‌خواهم بدانم که خود بدن و لباس به‌ واسطه‌ی مایعی که خارج می‌شود نجس است یا اصلاً مایع نجسی از زن خارج نمی‌شود؟

° مایع نجسی غیر از بول از زن خارج نمی‌شود.

سؤال183: متأسفانه ظاهر و باطن من تفاوت زیادی دارد. نزد دیگران به خوبی مشهورم ولی در خلوت گناهکار می‌باشم. یکی از مسائلی که از آن رنج می‌برم، خلوص و ریا است و از این که ظاهر و باطنم یک دنیا با هم فرق دارند رنج می‌برم. اما هنوز سعی می‌کنم کارهای خوبی را در خلوت انجام دهم. خیلی از کارها را که در تنهایی انجام می‌دهم همین که تمام می‌شود و می‌بینم که کسی مرا ندیده خوشحال می‌شوم اما در عین حال گاهی که کسی که مرا می‌بیند نیز خوشحال می‌شوم. گاه وسوسه‌هایی در دلم خطور می‌کند که ممکن است نتوانم در عبادت خصوصاً در نماز خلوص داشته باشم. از این جهت به شدّت ناراحت شده و نماز را با حالتی توأم با ناراحتی اعاده می‌کنم. نماز خواندن در جلوی مردم یا در جماعت برای من تبدیل به عذاب شده است. دوست دارم در گوشه‌ای خلوت و به دور از جماعت نماز بخوانم. اکنون قرار است که به حج بروم. شنیده‌ام که طواف نساء مهم است و از الآن نگران نماز طواف نساء هستم. باید بگویم که تا اندازه‌ای هم وسواسی هستم. جائی گفته بودید که دعای وسواسی مستجاب نمی‌شود. من فکر می‌کنم از اولیای شیطان هستم. کمکم کنید.

° شما خوب بوده و الان هم خوبید و امید دارم به مرور زمان با تقیّد شما به ظواهر شرع، خوب‌تر شوید. فقط شما درد وسواسی دارید که باید این درد را معالجه کنید و الاّ در خطر بزرگی هستید. و دوای درد شما بی‌تفاوتی به آن چه نوشته‌اید است. مثلاً راجع به ریا اصلاً فکرش را نکنید. گرچه عمل را کسی ببیند و شما خوشحال شوید. شما حج را به طور متعارف نظیر مردم به‌جا آورید و هیچ فکر ریا و امثال اینها را نکنید. ان شاءالله خداوند حجّ شما را قبول می‌کند و با دعای مستجاب شده بر می‌گردید. بلی اگر به این گونه فکرها اهمیّت بدهید، خداوند دعای شما را مستجاب نمی‌کند. به امید آن که شما با بی‌اعتنائی خود را خوب کنید و با حجّ صحیح و دعای مستجاب شده برگردید.

سؤال184: اگر کسی فراموش کند که لباس نجسش را تطهیر کند و چندین روز با همین لباس نجس نماز بخواند حکمش چیست؟

° باید نمازها را قضا کند، ولی اگر از اوّل نمی‌دانسته که لباس یا بدنش نجس است و نماز خوانده، قضا ندارد.

سؤال185: وقتی ده روز حیض تمام شد، اگر ترشّحاتی که بعد از این ده روز می‌بینیم زردرنگ باشد، آیا حکم استحاضه را دارد؟ و نیز اگر قبل از ده روز چنین موردی را مشاهده کنیم، آیا حکم حیض را دارد یا خیر؟

° هر چه زرد رنگ است، هر موقع بیرون بیاید پاک است و غسل ندارد و تطهیر آن هم لازم نیست.

سؤال186: وقتی غسل واجب انجام می‌شود، بعد از غسل متوجّه می‌شویم قبلاً تاولی روی دستمان بوده که خوب شده، اما پوست آن را نکنده‌ایم. آیا غسل صحیح است؟

° غسل صحیح است.

سؤال187: اگر آب همه چیز را پاک می‌کند و بهترین پاک‌کننده است، چرا ظرف‌ها و لباس‌ها بدون استفاده از موادِّ شوینده و با آب پاک نمی‌شوند و چربی و بو در آنها باقی است؟ همچنین چرا پزشکان این‌قدر روی شستن دست‌ها با آب و صابون برای جلوگیری از انتقال میکروب و ویروس‌ها تأکید دارند، آیا آنها اشتباه می‌کنند؟

° بین کثیف بودن و وجود نجاست فرق است و ما باید هر دو را مراعات کنیم.

سؤال188: اگر مایع منی روی دست انسان بریزد و سپس در اثر تماس دست با شیر آب عین نجاست منتقل شود و پس از شیر آب مجدّدا عین نجاست به جسم سوّمی منتقل شود یا در مرحله‌ی دوّم به بعد در عین نجس بودن یا نبودن آن شک داشته باشیم آیا مصداق متنجّس سوّم را دارد؟ با توجّه به این که رطوبتی هم بین عین نجس و متنجّس وجود داشته باشد یا نداشته باشد، آیا باز هم حکم متنجّس سوّم مصداق دارد؟

° متنجّس در وقتی پیدا می‌شود که عین نجس از بین رفته باشد و در فرض مذکور، تا عین نجس است متنجّس نیست، بلکه عین نجس است و وقتی عین نجس زائل شد متنجس پیدا می‌شود. و از مسئله فهمیده می‌شود شما وسواسی هستید اگر چنین است اعتنا به این‌گونه چیزها نکنید تا خوب شوید.

سؤال189 : آیا متعلّقات و فضولات حیواناتی مانند گربه، موش، سوسک، مارمولک و... که در خانه‌ها وجود دارد، نجس است؟

° آنکه خون جهنده دارد نظیر موش و گربه، نجس است و آنکه خون جهنده ندارد نظیر سوسک پاک است.

سؤال190 : چنین معروف است که (بلند بودن موی زیر ناف و سبیل موجب نجاست بدن و دهان است) آیا این عقیده صحیح است؟

° صحیح نیست، ولی کوتاه کردن آن مستحب است.

سؤال191 : اگر سکّه‌ای که نام و لقب اهل بیت (ع) روی آن حک شده (مانند سکّه‌ی ده تومانی) در توالت بیفتد، چه باید کرد؟ اگر نتوان آن را خارج کرد وظیفه چیست؟

° اگر به طور متعارف نتوان بیرون آورد حتّی قرآن کریم، وظیفه‌ای نیست؛ حتّی رفتن در آن توالت جایز است.

سؤال192 : هنگام استفاده از آبِ تشت برای غسل جنابت، اگر آب از بدن به تشت بریزد، آیا آب داخل تشت نجس است؟

° پاک است.

سؤال193 : در صورت شنا در استخرهایی که به بول آلوده است، آیا بدن نجس می‌شود؟

° نمی‌شود.

سؤال194 : آیا باطن بدن (مانند دهان، چشم و بینی) با اصابت شیء نجس، نجس می‌شوند و باید آن‌ها را آب کشید؟

° لازم نیست آن‌ها را تطهیر کرد.

سؤال195 : آیا مواد دارویی که ساخته‌ی دستِ غیر مسلمان است و یا از خارج وارد می‌شود نجس است؟

° پاک است.

سؤال196 : آیا نجس‌شدن قسمتی از میوه(مانند خیار، هندوانه، سیب و...) باعث نجاست بقیه‌ی میوه می‌شود؟

° سرایت نیست و پاک است.

سؤال197 : اگر گوشه‌ای از محوطه‌ی بزرگی که همه‌ی آن خیس است نجس شد، آیا باید به نجاست همه‌ی آن حکم کرد؟ و لطفاً بیان فرمایید ملاک رطوبت در سرایت چیست؟

° ملاک در سرایت آب داشتن است که از متنجس سرایت کند و اگر نم باشد سرایت نیست و در فرض مذکور محوطه کوچک هم باشد سرایت نیست.

سؤال198 : اگر زمینی راه خروج آب نداشته و امکان جمع کردن آب در محلّی نباشد روش تطهیر آن با آب قلیل را بیان فرمایید؟

° آب مسلّط بر آن شود بعد رفع عین نجاست غساله‌ی آن را با پارچه‌ای بگیرند و دو مرتبه آب را مسلط بر آن کنند زمین و غساله‌ی دوّم هم پاک است. بلکه در غیر بول تسلّط آب بر آن بعد از رفع نجاست آن و غساله‌اش پاک است.

سؤال199 : به دلیل عدم آگاهی نسبت به مسائل طهارت و نجاست، تا به حال لباس، بدن، فرش و دیگر متعلّقاتِ زندگی خود را اشتباه تطهیر می‌کردم، وظیفه‌ام نسبت به گذشته چیست؟

° وظیفه نسبت به گذشته ندارید و نسبت به آینده اگر وسواسی نیستید طبق رساله‌ی توضیح المسائل عمل کنید و اگر وسواسی هستید تسامح و تساهل کنید تا ان‌شاء‌الله خوب شوید.

سؤال200: توبه از وسواس چگونه محقّق می‌شود؟

توبه از این گناه، پشیمانی از گذشته و دست برداشتن از وسواس و تصمیم به ترک آن در آینده و استغفار از درگاه الهی است.

منابع و مأخذ

1. قرآن کریم
2. الأمالی، محمد بن على بن حسین بن بابویه قمى معروف به شیخ صدوق (ت 381 ه‍ ق)، انتشارات کتابخانه اسلامیه، 1362 ه‍ ش.
3. تفسیر القمى، ‏ابو الحسن على بن ابراهیم بن هاشم قمى (ت 307 ه‍ ق)، قم، مؤسسه دار الکتاب، 1404 ه‍ ق. ‏
4 تفصیل وسائل الشیعة إلى تحصیل مسائل الشریعة، محمد بن حسن بن على بن محمد بن حسین معروف به شیخ حر عاملى (ت 1104 ه‍ ق)، قم، مؤسسة آل البیت لإحیاء التراث، الطبعة الأولی، 1409 ه‍ ق.
5 تهذیب الأحکام، ابوجعفر محمد بن حسن الطوسى (ت ‏460 ه‍ ق)، تحقیق: سید حسن الموسوی الخرسان، تهران، دار الکتب الإسلامیه، الطبعة الرابعة، 1365 ه‍ ش.
6 شرح نهج البلاغة، ابو حامد عبد الحمید بن هبة الله بن ابى الحدید المعتزلى (ت 656 ه‍ ق)، تحقیق: محمد ابوالفضل ابراهیم، قم، انتشارات کتابخانه آیت الله مرعشى، 1404 ه‍ ق. ‏ ‏
7 العروة الوثقى، السید محمد کاظم بن عبد العظیم الطباطبائی‏ الیزدی (ت 1337 ه‍ ق)، تحقیق و تصحیح: أحمد المحسنی السبزواری، قم، مؤسسة النشر الإسلامی التابعة لجماعة المدرسین، ‏الطبعة الأولى، 1419 ه‍ ق.‏
8 عیون أخبار الرضا %، محمد بن على بن حسین بن بابویه قمى معروف به شیخ صدوق (ت 381 ه‍ ق)، انتشارات جهان‏، 1378 ه‍ ق. ‏
9 الکافی، محمد بن یعقوب بن اسحاق الکلینى الرازى (329 ه‍ ق)، تهران، دار الکتب الإسلامیة، 1365 ه‍ ش.
10. کمال ‏الدین و تمام النعمة، محمد بن على بن حسین بن بابویه قمى معروف به شیخ صدوق (ت 381 ه‍ ق)، قم، دار الکتب الإسلامیه، الطبعة الثانیة، 1395 ه‍ ق.
11. مسکّن الفؤاد عند فقد الأحبة و الأولاد، زین الدین بن على بن احمد عاملى جبعى معروف به شهید ثانى‏ (ت 966 ه‍ ق)، قم، انتشارات کتابخانه‌ی بصیرتى، [بی‌تا].
12 من لا یحضره الفقیه، محمد بن على بن حسین بن بابویه قمى معروف به شیخ صدوق (ت 381 ه‍ ق)، تحقیق: علی اکبر غفاری، قم، انتشارات جامعه مدرسین، الطبعة الثالثة، 1413 ه‍ ق.
13. نهج البلاغة، گردآوری: ابو الحسن محمد بن حسین الموسوى البغدادى معروف به سید رضى (ت 406 ه‍ ق)، تحقیق: صبحی صالح، قم، انتشارات دار الهجرة، [بی تا].


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۲/۰۲/۲۱
ابراهیم خندان

نظرات  (۲)

بسیار عالی

وسواس ( ها )


1 - همه اعمال و کردارهای آدمی یا از روی حکمت و علم است و یا از وسوسه های

شیطان! نوع دومش را وسواس گویند. آدمی یا تحت فرمان عقل و ایمان خویش است و

یا مرید القائات انس و جن!


5 - امروزه به ندرت می توان آدم غیر وسواسی پیدا کرد. امروزه عصر حساسیت های عجیب

و آلرژیهای غریب است. تعلقات یا نفرت هائی که هیچ کس معنایش را نمی فهمد. گوئی همه

به نوعی مافیائی و مرموز زندگی می کنند و دارای اسرار مگوئی هستند که خودشان هم بر

آن آگاهی ندارند. نوعی مسخ شدگی و تسخیر بواسطه نیروی نامرئی!


7- مثلاً کسی نسبت به قیافه خود حساسیت پیدا کرده و مستمراً به خودش ور می رود.

حساسیت و وسواس دماغ در عصر ما یکی از این وسوسه های مستقیم شیطانی است که

کار را به جراحی می کشاند. خودارضائی جنسی نیز ...


از کتاب " مبانی عرفان عملی " استاد علی اکبر خانجانی ص 161


لینک دانلود از سایت : بنیاد نشر استاد خانجانی :  
دانلود کنید

http://khanjay.com/book/resaleieerfaneamali.zip

 یا از وبلاگ عرفان زندگی :


دانلود

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی