اسفندیار

گفتم شبی به مهدی اذن نگاه خواهم ... گفتا که من هم از تو ترک گناه خواهم ...

گفتم شبی به مهدی اذن نگاه خواهم ... گفتا که من هم از تو ترک گناه خواهم ...

اصول ترک و درمان اعتیاد به مواد مخدر

در ابتدا لازم است بدانیم که از دیدگاه روان پزشکی  و پزشکی ، فرد معتاد  یک بیمار است و بیماری وی مانند   سایر بیماری ها نیاز به درمان و مراقبت های ویژه  خود  دارد. علاوه بر این باید بدانیم  که در پیشگیری اولیه  چگونه  فرزندان خود را از همان دوران کودکی تربیت نماییم تا در نوجوانی ، جوانی  و سنین دیگر گرفتار اعتیاد به مواد مخدر نگردند ؛ همان گونه  که کودکان  خود را در برابر بعضی بیماری های مسری واکسینه می کنیم و یا با رعایت اصول بهداشت  جسمی ، خانوادگی ، محیط و ... سعی می نماییم که فرزندان خود را از ابتلا  به بعضی بیماری ها  ایمن سازیم . این پیشگیری اولیه است ؛ اما پیشگیری ثانویه به مفهوم واقعی آن یعنی انجام اقدامات  لازم و پیگیری های درمانی است که وقتی بیمار کاملاً بهبود یافته ، با رعایت توصیه های پزشکی – بهداشتی از بازگشت بیماری جلوگیری نموده و دیگران نیز با رعایت همان اصول ، مراقب سلامت خود باشند تا اطرافیان  و یا افراد جامعه از ابتلاء به آن بیماری مصونیت یابند.  بنابراین بیماری اعتیاد مانند بسیاری از بیماری ها نیازمند توجهات ضروری در پیشگیری اولیه و ثانویه است .

بر پایه آنچه که توضیح داده شد بیماری اعتیاد را باید از چند دیدگاه و از نظر عوامل گوناگون وعوارض  آن مورد بررسی قرار داد :

1- عوامل روانی

2- عوامل جسمی

3- عوامل  خانوادگی

4- عوامل اجتماعی

5- عوامل  اقتصادی

6- عوامل سیاسی

1- عوامل روانیبیشتر معتادین  دچار  نوعی مشکل و یا اختلال روانی هستند و به دلیل همین اختلال به اعتیاد روی آورده و وابستگی روانی به مواد مخدر در آنان  به وجود می آید . چون استفاده  از مواد مخدر موجب می گردد که تا حدودی و به طور موقت اختلال روانی آنان فروکش کرده و یا به قول خودشان تخدیر شده و درد روانی آنان تسکین یابد . اما  در صورت عدم دسترسی و یا عدم استفاده از ماده مخدر ، اختلال روانی  آنان آشکارتر می شود. این همان نکته مهمی است که در درمان  بیماران معتاد مورد توجه  و نظر روان پزشکان است . دانستن این نکته که چه نوع  اختلال روانی عامل اولیه رویکرد فرد به استفاده از مواد مخدر می گردد کار چندان مشکلی نیست . با مروری بر روند  زندگی گذشته بیمار  معتاد از دوران کودکی به بعد ، چگونگی رشد روانی جسمی وی ، نوع بافت خانواده ، بررسی مشکلات روانی – شخصیتی – اجتماعی – اقتصادی  افراد خانواده ، چگونگی  محیط اجتماعی ، شرایط  زیستی و ...  می توان نوع  اختلال  و یا اختلالات روانی را مشخص و درمان های لازم روان پزشکی را آغاز نمود . در صورتی که معتاد و یا در صورت لزوم خانواده وی تحت درمان  های ضروری  روان پزشکی  قرار نگیرند و به سفارش های روان پزشک معالج عمل نکنند ، موفق به ترک و درمان اعتیاد نخواهند شد .

2- عوامل جسمیعلاوه بر وابستگی روانی به مواد مخدر ، وابستگی جسمی نیز عامل مهم دیگری  است که در ترک اعتیاد و درمان بیمار معتاد ، جایگاه خاص درمانی خود را دارد . هنگامی که وابستگی جسمی به وجود آید و در صورت عدم دسترسی فرد معتاد به ماده مخدر، علایمی  در وی بروز می نماید که او برای جلوگیری و رهایی از آن علایم با هر ترفندی  سعی می نماید که ماده مخدر مورد نیاز خود را تهیه و از آن استفاده نماید . متأسفانه در چنین  حالت روانی – جسمی است که بیمار معتاد ممکن است به هر کار خلافی دست بزند تا بتواند ماده مخدر را تهیه نماید واین رفتارهای خلاف اخلاق و قانون است که بسیاری از خانواده ها و دیگر افراد جامعه را درگیر مشکلات اقتصادی ، رفتاری و اخلاقی معتادین  نموده است . تکرار چنین اعمال و رفتارهای خلاف قانون و ضد اجتماعی موجب می گردد که معتاد ، روز به روز از نظر روانی و اخلاقی ، بسیاری از خصوصیات و صفات  خوب و انسانی را از دست بدهد و در نهایت  به فردی خلاف کار و بی احساس مبدل گردد.

برای درمان عوارض جسمی ناشی از ترک اعتیاد ، روش های گوناگون درمانی وجود دارد که بیمار بتواند با استفاده از داروهای تجویز شده توسط روان پزشک معالج ، این مرحله ترک اعتیاد را به شکلی بگذراند  که عوارض جسمی کمتری داشته و بتواند دوره بحرانی ترک  را راحت تر بگذراند .

بارزترین علایم جسمی ناشی از ترک ماده مخدر ( و یا در صورتی که بیمار معتاد نتواند به ماده مخدر دسترسی یابد ) عبارت اند از : دردهای شدید عضلانی  که فرد را بی قرار و پرخاشگر می نماید ، دل پیچه های شدید توأم با بیرون روی ، تهوع ، استفراغ ، عرق کردن ، بی خوابی و ....

3- عوامل خانوادگی :عوامل خانوادگی  مانند : عدم توجه مادر و پدر  به چگونگی تربیت فرزندان ، نبودن نظارت های لازم و ضروری از جهات رفتاری ، عدم توجه به رشد روانی و سالم فرزندان ، نبودن  فضای آرام و شاد خانوادگی ،  وجود رابطه های بیمارگونه بین پدر و مادر و فرزندان ، اعتیاد پدر و یا مادر ، کمبودهای عاطفی  فرزندان و بسیاری از عوامل دیگر در اعتیاد فرزند یا فرزندان نقش دارند.  به همین دلایل است که در درمان اعتیاد فردی از افراد خانواده ، تمامی افراد خانواده باید مورد بررسی های لازم روان پزشکی قرار گیرند . علاوه بر جلسات روان درمانی خواه قبل از ترک و خصوصاً بعد از ترک و درمان که برای بیمار معتاد توصیه می شود ، گاهی ضروری  به نظر می رسد که جلسات روان درمانی ، برای افراد خانواده به صورت گروهی و یا انفرادی در نظر گرفته شود و اگر فردی از افراد خانواده دچار نوعی اختلال روانی باشد ،  وی نیز درمان گردد. بنابراین در ترک و درمان بیمار معتاد ، همه افراد خانواده  باید همیاری و همکاری لازم را با روان پزشک  معالج بنمایند . در غیر این صورت نمی توان انتظار داشت که فرد معتاد در ترک  و درمان موفق گردد.

4- عوامل اجتماعی :یعنی محیط و جامعه ای که فرد معتاد  در آن زندگی می کند ، کوچه ، محله ، شهر،  همسایه ها ، دوستان ، افراد فامیل و ... در اعتیاد نقش دارند.

در بعضی محله ها  مواد مخدر راحت تر و بیشتر در اختیار معتادین  قرار می گیرد  و نابسامانی خاصی از جهات اجتماعی ، قانونی ،  رفتاری ، اخلاقی  ، اقتصادی و ... در چنین محله هایی وجود دارد .  بنابراین خانواده ها باید  از وجود چنین محله هایی آگاهی  داشته باشند تا اگر  به  هر دلیلی خانواده ناچار به زندگی در چنین محله هایی است ، بیش از حد  مراقب و مواظب فرزندان و افراد خانواده خود باشند و اگر محل زندگی خارج از چنین محله هایی است فرزندان خود را از رفت و آمد به چنین محله هایی منع نماید .

فرد معتادی که با هر روش درمانی موفق به ترک  اعتیاد خود شده است و مرحله درمانی خود را می گذراند باید به این نکته توجه نماید که حضور در محله های آلوده ، ادامه ارتباط با دوستان معتاد و یا افرادی که در خرید و فروش مواد مخدر دست دارند ممکن است باعث گردد که او مجدداً به دامن اعتیاد کشانده شود .

5- عوامل اقتصادی

اگر شنیده می شود که مدت زمان زیادی است که مبارزه جهانی با قاچاقچیان مواد مخدر و تلاش جهانی در درمان  معتادین به عمل می آید ، به این دلیل است که اعتیاد بلای خانمانسوزی است که نه تنها فرد معتاد را سربار جامعه می نماید و جسم و جان او را نابود می سازد بلکه از جهات اقتصادی ، فقر جبران ناپذیری را متوجه خود فرد معتاد و خانواده وی می نماید که نتیجه آن فلاکت و بدبختی است . به این دلایل است که توصیه می گردد بیماران معتاد هر چه زودتر و سریع تر برای ترک و درمان اعتیاد خود اقدام نمایند  تا از این بلای نابود کننده انسانیت  نجات یابند . اگر با دقت بیشتری به اعتیاد و پیامدهای آن نگاه  کنیم متوجه می شویم که خسارت های مادی که روزانه و به تدریج به اقتصاد  فرد معتاد ، خانواده وی  و جامعه وارد می شود خیلی بیشتر از هزینه ناچیزی است که برای ترک و درمان بیماری اعتیاد خرج می شود.

نکته مهم دیگر این است که  فرد معتاد آنگاه که دچار فقر اقتصادی می گردد ، اگر به عضویت گروه قاچاقچیان در نیاید برای این که  بتواند  پول مورد نیاز  خود را برای خرید مواد مخدر به دست آورد ، متأسفانه خود عامل خرید و فروش  موادمخدر می شود و سعی می نماید افراد بیشتری را معتاد نماید تا درآمد بیشتری داشته باشد . شاید یکی  از دلایلی که بسیار توصیه می شود مردم از افراد معتاد  دوری کنند همین عامل معتاد کردن دیگران است .

6- عوامل سیاسیدر گذشته ، و به احتمال زیاد در حال حاضر نیز ، یکی از جنبه های سیاست های استعماری و استثماری بر این پایه قرار داشت تا بتواند با شیوع اعتیاد و با پیامدهای بازدارنده ای که در اعتیاد وجود دارد مردم یک جامعه را از پیشرفت های علمی – اجتماعی – اقتصادی – سیاسی و ... محروم نمایند . در حال حاضر چنین سیاستی توسط گروه های  قوی قاچاقچی در سطح جهانی انجام می پذیرد و در هر کشوری عوامل نادان و خیانتکاری وجود دارند که برای کسب درآمد و سرمایه های کلان ، به شیوع اعتیاد و افزایش معتادین مبادرت می ورزند . قاچاقچیان مواد مخدر و مواد روان افزا یا روان گردان نه تنها هیچ گونه حس انسانی و ملی ندارند  بلکه  در نوع خود قاتلانی هستند که آگاهانه باعث نابودی انگیزه های مفید و مثبت انسان ها و درنهایت مرگ تدریجی افراد یک جامعه خصوصاً جوانان می گردند.  

روش های ترک اعتیاد و درمان بیماران معتاد به مواد مخدر

تاکنون روش های گوناگونی  برای ترک و درمان بیماران معتاد به کار گرفته شده است که به اختصار به ذکر چگونگی انجام روش ها پرداخته می شود.

1 . روش کم کردن تدریجی ماده مخدر:

در این روش بیمار معتاد می تواند با یک برنامه ریزی منظم و دقیق و با اراده ای قوی و محکم ، روزانه از ماده مخدری که استفاده می نماید کم کند  تا آن را در مدت 2 تا 3 هفته به صفر برساند . در این روش بیمار نیاز دارد که زیر نظر روان پزشک معالج از داروهای تجویز شده استفاده نماید . داروهای تجویز شده اغلب داروهایی است که در رشته روان پزشکی  به کار برده می شود و موجب می گردد که علایم وابستگی روانی و جسمی بیمار معتاد به آن میزان کاهش یابد که فرد معتاد احساس نیاز به ماده مخدر نداشته باشد . از خصوصیات این روش این است که فرد می تواند به فعالیت های روزمره خود بپردازد .

2- روش استفاده از داروهای  ترک اعتیاد به طور سرپایی :

در این روش فرد معتاد  توسط پزشک ، درمان خود را شروع می نماید و داروهایی برای وی تجویز می شود که شامل داروهای اعصاب و داروهایی است که ماده مخدر نیستند ، اما اثراتی شبیه ماده مخدر دارند . در این روش به بیمار توصیه می شود که به هیچ عنوان از ماده مخدر استفاده ننماید . اثرات درمانی داروهای تجویز شده و این که به چه میزان باید تجویز گردد بستگی به نوع ماده مخدر مصرفی و مقدار آن دارد . در این روش اغلب توصیه می گردد که بیمار معتاد به مدت چند روز تا یک هفته در منزل استراحت نموده  و بعد به کارهای روزمره خود بپردازد .

3. روش استفاده از داروهای ترک اعتیاد با بستری شدن در بیمارستان :

این روش مانند روش دوم است  . با این تفاوت که فرد معتاد در  بیمارستان بستری می گردد و کلیه امور درمانی با نظارت پزشک معالج انجام  می شود .از امتیازات این روش این است که بیمار معتاد از نزدیک  مورد مراقبت های لازم پزشکی و پرستاری قراردارد و چون در بیمارستان بستری است دسترسی او به مواد مخدر  بسیار کم و یا غیر ممکن است و اگر گاهی بیمار نیاز به  داروهای خاص خوراکی و یا تزریقی داشته باشد  ، این داروها به راحتی  در بیمارستان به وی داده شده و یا تزریق می گردد و لذا هرگونه علایم ناشی از ترک ، خواه روانی و یا جسمی ، سریع تر درمان می گردد .

توضیحات لازم :

الف : در گذشته ی نه چندان دور ، داروی ترک اعتیاد در مراکز مخصوص و با یک برنامه منظم روزانه به معتادان داده می شد و روش های درمانی گوناگون غیر دارویی نیز به کار گرفته می شد.  در حال حاضر مسئولان در تلاش اند که بتوانند از همان روش های گذشته و داروهای خاص استفاده کرده  و به درمان بیماران معتاد همت گمارند .

ب : متأسفانه در حال حاضر انواع و اقسام داروهای ترک اعتیاد در بازار وجود دارد که برای ترک اعتیاد به فروش می رسد. از محتویات و یا ترکیـبات چنین  داروهایی کمتر کسی اطلاع  دارد . در مورد این داروها می توان چنین اظهار نظر نمود که محتویات این داروها اکثراً ترکیبی از مواد مخدر است . دیده شده است که بسیاری از معتادین که از این ترکیبات استفاده می نمایند  به این داروها معتاد می گردند .

ج : بنابر این اگر بیماران معتاد از این داروها  استفاده نمایند نه تنها نباید انتظار ترک و درمان مورد اطمینان را داشته باشند بلکه ممکن است به این داروها معتاد گردند . به عنوان مثال اگر هر فرد عادی  بتواند یک عمل جراحی را انجام دهد می توان انتظار داشت  که هر فردی نیز در ترک و درمان اعتیاد همانند یک پزشک متخصص عمل نموده و موفق گردد.

د : از تبلیغاتی که اخیراً در مورد ترک و درمان اعتیاد می شود ، استفاده از اشعه لیزر است که ابهامات زیادی را در بر داشته و دارد که چگونه اشعه لیزر می تواند  مشکلات روانی و جسمی بیماران معتاد را درمان کنند؟

4 . روش سم زدایی یا U.R.O.D :

آخرین ، پیشرفته ترین و سریع ترین روش ترک اعتیاد ، در حال حاضر روش  سم زدایی یاU.R.O.Dاست . که چند سالی است در کشور ما به کار گرفته شده و می شود . در این روش بسته به نوع ماده مخدر ، طریقه استفاده از آن ، و مدت زمانی که سبب اعتیاد شده است ؛ فرد معتاد بین 4 تا 6 ساعت توسط متخصص بیهوش می شود  . در مدت زمان بیهوشی داروهایی به بیمار تزریق می گردد که وی بعد از آن  که به هوش می آید بسیاری از علایم جسمی ترک ماده مخدر را ندارد، مگر عوارض معمولی بعد از بیهوشی . همان گونه که بارها اشاره  و تأکید گردید ادامه  درمان های ضروری به عهده روان پزشک معالج است که با بررسی علایم روانی ، برنامه ریزی درمانی را شروع می نماید . داروهایی که اغلب مورد استفاده قرا رمی گیرند داروهای ضد ماده مخدر و داروهای ضروری برای درمان علایم روانی و برخی علایم جسمی باقی مانده می باشد که ممکن است ضعف ، سستی و ... را در بر داشته باشد . بهتر است که روش سم زدایی در بیمارستان و با نظارت و مراقبت های پزشکی انجام گردد .

گاهی شنیده می شود که با این روش در 24 ساعت ( یک روز ) بیماری اعتیاد درمان می گردد  و یا در بعضی از درمانگاه ها و یا مطب های اختصاصی در چند ساعت انجام می شود . این شنیده ها تا حدودی اغراق آمیز به نظر می رسد و خود نوعی تبلیغات تجارتی است .

روش سم زدایی بهتر است  در بیمارستان صورت پذیرد و لازم است که بیمار بعد از انجام سم زدایی  چند روز در بیمارستان بستری باشد تا توسط پزشک  معالج علائم جسمی و روانی او به حالتی اطمینان بخش بهبود یافته و بقیه درمان ها به طور سرپایی ادامه یابد . تشخیص و تصمیم گیری در مورد زمان مرخص شدن بیمار معتاد برعهده پزشک معالج است. مهم ترین نکته درمانی این است که بعد از ترخیص ، بیمار باید از داروهایی که توسط پزشک  تجویز می شود حتماً استفاده کرده و به توصیه های او عمل نماید و تا زمانی که لازم باشد به درمان خود  ادامه دهد .

روش سم زداییU.R.O.D  هیچ گونه  خطری در پی نخواهد داشت . معهذا لازم است که بیمار مورد آزمایشات و معاینات لازم پزشکی  قرار گیرد . اگر به دلیل یک نوع بیماری ، استفاده از روش سم زدایی غیر ممکن باشد بدون شک  از روش های دیگر ترک و درمان اعتیاد می توان بهره گرفت . بنابر آنچه که گفته شد و چنانچه می خواهید در ترک و درمان اعتیاد خود یا نزدیکان خود موفق باشید ، رعایت موارد زیر ضروری است؛ در غیر این صورت احتمال بازگشت  به اعتیاد حتمی است :

1- فرد معتاد از دیدگاه پزشکی خصوصاً روان پزشکی بیمار است .

2- فرد معتاد باید بخواهد و مصمم باشد که از بلای  خانمانسوز اعتیاد نجات یابد .

3- ارزیابی های روان پزشکی ، روان شناختی ، شخصیتی ، جسمی و ... قبل از شروع ترک و درمان ضروری است .

4- بیمار و خانواده بیمار بهتر است  که در حد امکان نظریات و توصیه های روان پزشک  معالج را پذیرفته و به آن عمل نمایند .

5- بهتر است فرد معتاد با همراه  مورد اعتماد خانواده و روان پزشک معالج در بیمارستان  بستری گردد .

6- در صورتی که پزشک  معالج صلاح می داند ، بیمار معتاد در مدت زمان مشخصی ممنوع الملاقات باشد  و تمام اطرافیان و نزدیکان باید این نکته را رعایت نمایند.

7- نوع و روش ترک  یا سم زدایی با توافق بیمار معتاد یا خانواده  او و روان پزشک معالج تعیین و انتخاب شود.

 8- مدت زمان بستری توسط پزشک معالج  تعیین و مشخص می گردد و بیمار و خانواده او نباید بر خلاف آن عمل نمایند .

9- بعد از انجام ترک اعتیاد بیمار باید حداقل به مدت یک سال تحت نظر روان پزشک  به درمان خود ادامه داده و از داروهایی که تجویز می شود استفاده و به توصیه های او عمل نماید .

10 – درمان های غیر دارویی مانند روان درمانی انفرادی ،  گروه درمانی ، خانواده درمانی  و ... اگر لازم باشد بهتر است انجام شود.

11- شروع به کار ، فراهم نمودن کاری مناسب ، و بازگشت سریع فرد به کار قبلی در درمان بسیار مؤثر است .

12- فعالیت های ورزشی روزانه و منظم یکی از ضروریات درمان است.

13- در حال حاضر پیشرفته ترین ، سریعترین و بهترین روش ترک اعتیاد ، روش سم زدایی  U.R.O.D می باشد که بهتر است با بستری شدن در بیمارستان صورت پذیرد .

به این امید که شاهد روزی باشیم  که اعتیاد به مواد مخدر و یا هرگونه اعتیاد دیگری در کشور عزیزمان ریشه کن گردد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ ارديبهشت ۹۴ ، ۰۱:۱۷
ابراهیم خندان
ورود ممنوع

توقف در حاشیه بزرگراه ممنوع

بوق زدن ممنوع

و ...

ای کاش کنار این تابلوهای راهنمایی

چند تابلوی دیگر هم جلوی چشمانمان بود

دروغ گفتن ممنوع

دورویی ممنوع

بی ایمانی ممنوع

و در یک کلام

یک تابلو نصب العینمان کنند و بگویند

لطف کنید انسان باشید!

♥یکــ کلمــه حـرفــ حسـابــ ازمــردعمــل!♥

                               

شهید دستغیب ره :

اگر سگ گرسنه ای به شما روی بیاورد وهمراه شما نان و گوشت باشد آیا به گفتن چخ سگ میرود؟؟
چوب هم بلند کنی فایده ندارد او گرسنه است و چشمش به غذا و دست بردار نیست. اما اگر هیچ همراه نداشته باشی میفهمد چیزی نداری و میرود.....
دل شما مورد نظر شیطان است.....
نگاهی به دل میکند اگر آذوقه اش در آن بود، حب مال زر زیور شهوت بخل حسادت و..... همانجا متمرکز میشود صدبار هم بگو : اعوذبالله من الشیطان الرجیم ... فایده ندارد ! اگر طعمه اش را دور کنی آنگاه میبینی با یک استغفار فرار میکند...

استغفرلله ربی و اتوب الیه

از کجا میدونند بعد از مردن شادروان میشیم؟

در زمان زنده بودن باعث شادی کسی نبودیم،

از کجا میدونند بعد از مردن شادروان میشیم ...

در زندگیمون اینقدر ضعیف بودیم که نتونستیم 

کسی رو ببخشیماز چه بابت باید مرحوم بشیم

 و مورد بخشش؟؟؟!!!اصلا چنین چیزی ممکنه ؟!

طبق کدوم قانون ادعای شادروان و مرحوم بودن  میکنیم؟

♥امـا خـدا ایـن طـور نیستـ...♥

♥لبخنــدبــزن عـــروسکــــ مــن....♥

ا♥ین آخوندها چه می گویند؟؟♥

اهـــل محـــاســبه "بــاشـــیــم " !

" آیت الله بهجت(ره)" در یکی از توصیه های خود فرمودند:


« به فکر خود باشیم، خود را اصلاح کنیم. اگر به خود نرسیدیم و خود را اصلاح نکردیم، نمی ‏توانیم دیگران را اصلاح کنیم.ما باید اهل محاسبه باشیم، هر چند اهل توبه نباشیم و تدارک نکنیم، خود محاسبه مطلوب است.

اگر بدانیم فلان روز، حسینی و فلان روز یزیدی هستیم، بهتر از این است که اصلاً ندانیم یزیدی هستیم یا حسینی.سرانجام ممکن است روزی به خود بیاییم و بخواهیم تدارک کنیم. با توجه به عیوب خویش و اصلاح آن‏ها، فرصت رسیدگی به حساب هر روز خود را نداریم، چه رسد به حساب مردم!

«أَفضَلُ النّاسِ مَن شَغَلَتهُ مَعایِبُهُ عَن عُیُوبِ النّاسِ.» برترین مردم کسی است که پرداختن به عیوب خود، او را از توجّه به عیوب مردم باز دارد. به فکر خود باشیم، خود را اصلاح کنیم اگر به خود نرسیدیم و خود را اصلاح نکردیم، نمی ‏توانیم دیگران را اصلاح کنیم.»

♥مصـــالـــح ســاختمـــانــی بهشتــــــ♥

پیامبر اکرم (ص) می فرماید : وقتی که مرا به معراج بردند و داخل بهشت شدم ، دیدم فرشته هایی مشغول ساختمان سازی هستند با یک خشت از طلا و با یک خشت از نقره و گاهی هم مکث میکنند و دست از کار میکشند .

گفتم : چرا بعضی وقتها می سازید اما بعضی وقت ها نمی سازید ؟
گفتند : صبر میکنیم تا مصالح ساختمانی برسد .
گفتم : مصالح ساختمانی شما چیست ؟
گفتند : ذکر و سخن مومن در دنیا که بگوید : « سبحان الله والحمدلله و لا اله الا الله و الله اکبر »

♥وســــایل لازمـــ بــــرای سفــــرهمیشگــــی آخـــرت...♥

- ابتدا گذرنامه زیر را تکمیل کنید:

نام: انسان                   نام خانوادگی: آدمی زاد         نام پدر: آدم             نام مادر: حوا

لقب: اشرف مخلوقات      نژاد: خاکی                         صادره از: دنیا         

ساکن: کهکشان راه شیری - منظومه شمسی - زمین  

ساعت حرکت و پرواز: هروقت خدا صلاح بداند

مکان: بهشت اگر نشد جهنم

 

2- وسایل مورد نیاز:

دو متر پارچه سفید - عمل نیک - انجام واجبات و ترک محرمات - امر به معروف و نهی از منکر - نماز اول وقت -

دعای والدین و مومنین - ولایت ائمه اطهار -

 

توجـــــــــــــــــــه:

1- خواهشمند است جهت رفاه خود خمس و زکات را قبل از پرواز پرداخت نمایید.

2- از آوردن ثروت ، مقام ، منزل ، ماشین ، حتی داخل فرودگاه خودداری نمایید.

3-جهت یادگاری قبل از پرواز اموال خود را بین فرزندان و امور فقرا و مستضعفین مشخص نمایید.

4- از آوردن بار اضافی از قبیل حق الناس ، غیبت ، تهمت و غیره خودداری نمایید.

 

"برای کسب اطلاعات بیشتر به قران و سنت پیامبر مراجعه نمایید"

"تماس و مشاوره به صورت شبانه روزی - رایگان - مستقیم و بدون وقت قبلی می باشد"

 

درصورتی که قبل از پرواز به مشکلی برخوردیدبا شماره های زیر تماس حاصل فرمایید:

سوره بقره 186 - سوره نساء 45 - سوره توبه 129 - سوره اعراف 55 - سوره الطلاق 2و3

♥لالایــــــــی مـــــــــادر♥

مادر،دستی برگهواره داردودستی دردست خدا.

آن‌گاه که مادر،گهواره راتکان می‌دهد،عرش خدابه لرزه درمی‌آید.
وهمه‌ی فرشتگان سکوت می‌کنندتازیباترین سمفونیِ هستی رابشنوند:

لالایی مادر

جملات زیبا به یاد مادر, روز مادر

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ فروردين ۹۴ ، ۰۰:۱۰
ابراهیم خندان

 

فهرست مندرجات

۱ - معنای غیرت
۲ - معنای غیرت از دیدگاه علمای اخلاق
۳ - ضرورت غیرت
۴ - غیرت در اسلام
۵ - انواع غیرت
       ۵.۱ - الف غیرت دینی
       ۵.۲ - ب غیرت ناموسی
       ۵.۳ - ج غیرت ملی
۶ - پانویس
۷ - منبع


معنای غیرت[ویرایش]



«
غیرت» به معنای رشک و حسد مردانه و سرشار از صفات آن است و در تداول فارسی زبانان به معنای حمیت و محافظت عصمت و آبرو و ناموس ونگهداری عزت و شرف آمده است. [۱]

معنای غیرت از دیدگاه علمای اخلاق[ویرایش]



علمای اخلاق نیز غیرت را چنین تعریف کرده اند، غیرت و حمیت، یعنی تلاش در نگهداری آنچه که حفظش ضروری است، این صفت در قالب مطلوبش از شجاعت، بزرگ منشی و قوت نفس انسان سرچشمه می گیرد و یکی از ملکه های نفسانی انسان و سبب مردانگی است و مرد بی غیرت از زمره مردان خارج است. [۲]
اگر غیرت بری با درد باشی وگر بی غیرتی نامرد باشی [۳]

ضرورت غیرت[ویرایش]



«
غیرت» یکی از کمالات انسانی است که دست پرتوان آفرینش، اسباب آن را در وجود آدمی تعبیه کرده است. غیرت ورزی در حد عالی آن، لازمه انسانیت آدمیان مخصوصاً مؤمنان پرهیزکار است. امیرمؤمنان ـ علیه السلام ـ فرمود:
«
اِنَّ اللهَ یَغارُ لِلْمؤمِنِ فَلْیَغَرْ، مَنْ لا یَغارُ فَاِنَّهُ مَنْکُوسُ الْقَلْبِ»
[۴]

خداوند برای مؤمن، غیرت می ورزد، پس او نیز باید غیرت آورد. هر کس غیرت نورزد، دلش وارونه است.
شاید مراد از وارونگی دل این باشد که شخص بی غیرت از حالت طبیعی انسان خارج شده و به ورطه پوچی و تباهی سقوط کرده است.

غیرت در اسلام[ویرایش]



وجود غیرت در جامعه انسانی تا آنجا ضروری و حیاتی است که شارع مقدس اسلام در تشریع احکام نیز به آن عنایت داشته است. رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود:
«
اَلا وَ اِنَّ اللهَ حَرَّمَ الْحَرامَ وَ حَدَّ الحُدودَ وَ‌ ما اَحَدٌ اَغْیَرَ مِنَ اللهِ وَ مِنْ غَیْرَتِهِ حَرَّمَ الْفواحِشَ»
[۵]
آگاه باشید که خداوند، محرمات را حرام و حدود را وضع کرد و هیچ کس غیورتر از خدا نیست که از روی غیرت، زشتیها را حرام کرده است.
بر همین اساس، خدا به هر غیرتمندی نظرلطف و مرحمت دارد. امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود:
«
اِنَّ اللهَ غَیوُرٌ یُحِبُّ کُلَّ غَیورٍ» [۶]
خداوند، غیور است و هر غیرتمندی را دوست دارد.
از آنچه گذشت، به اهمیت، ضرورت و تقویت غیرت پی می بریم، ذکر این نکته نیز ضروری است که انسان با شنیدن واژه غیرت، ناموس و حریم خانواده در ذهنش تداعی می شود در حالی که مرز غیرت از این حد فراتر رفته انواع و اقسام دیگری را شامل می شود که اهمیت آنها نیز از غیرت ناموسی کمتر نیست. در این جا به انواع غیرت اشاره می شود.

انواع غیرت[ویرایش]



شاید بتوان انواع غیرت را به تعداد پدیده هایی که نزد انسان تقدّس و حرمت دارد، گسترش داد که در این صورت از مرز شمارش فراتر می رود. اما از دیدگاه دیگر می توان همه پدیده های مقدّس را در قالب دین، ناموس و آبرو و میهن خلاصه کرد که در نتیجه، غیرت به سه نوع: دینی، ناموسی و ملّی تقسیم می شود.

← 
الف ـ غیرت دینی
منظور از غیرت دینی، این است که انسان مسلمان نسبت به کیان اسلام و آنچه بدان مربوط می شود حسّاس باشد، با تمام توان در اثبات و اجرای آن بکوشد و از کوچکترین خدشه و تعرّضی نسبت به آن جلوگیری کند. بر این اساس، جهاد، امر به معروف و نهی از منکر، سفارش به حق‌ و صبر، تعلیم و تعلم و... می تواند در راستای غیرت دینی قرار گیرد، چرا که هر یک از موارد یاد شده از یکسو، در تحکیم احکام اسلام مؤثر است و از سوی دیگر، با ضدّ آن سرستیز دارد.
قرآن مجید با لحن تحریک آمیزی از مسلمانان می خواهد که ضمن تقویت غیرت دینی خویش در موارد لزوم، آن را به کار گیرند و از اسلام و مسلمانان بی یاور دفاع کنند:
«
وَ ما لَکُمْ لا تُقاتِلوُنَ فی سَبیلِ اللهِ وَ الْمُستَضْعَفینَ مِنَ الرِّجالِ و النِساءِ وَ الْوِلْدانِ»
[۷]
شما را چه شده که در راه خدا و مردان و زنان و کودکان مستضعف نمی جنگید؟
پیام این آیه نشانگر آن است که جنگیدن در راه خدا و تلاش در رهاسازی مستضعفان خواستِ خدا و لازمه مسلمانی است که اگر انجام نپذیرد، دور از انتظار و مورد اعتراض خدا قرار می گیرد.
امیرمؤمنان ـ علیه السلام ـ نیز غیرت را عین دیانت دانسته، فرمود:
«
غَیْرَهُ الرَّجُلِ ایمانٌ» [۸]
غیرت مرد (عین) ایمان است.
همه غزوه ها و سریه های پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ جنگ های سه گانه امیرمؤمنان ـ علیه السلام ـ مبارزه و صلح تحمیلی امام مجتبی ـ علیه السلام ـ و حماسه جاوید عاشورا و مبارزات بی امان پیشوایان معصوم ـ علیهم السّلام ـ و علمای دردآشنا در طول تاریخ، جملگی رنگ «غیرت دینی» دارد، خداوند می فرماید حتی پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ از اینکه مردم ایمان نمی آورند، نزدیک بود هلاک شود.
«
لَعَلَّکباخِعٌ نَفْسَکاَلّا یَکُونوُا مُؤْمِنینَ» [۹]
گویا از اینکه ایمان نمی آورند. می خواهی جانت را از دست بدهی!
امام علی ـ علیه السلام ـ از این که مسلمانان نسبت به اجرای احکام اسلام و جهاد در راه خدا، بی تفاوتی نشان می دادند، دلش چرکین بود و از خدا مرگ طلب کرد.
«...
قاتَلَکُم اللهُ لَقَد مَلَاتُم قَلْبی قَیحاً وَ شَحَنْتُم صَدری غَیظاً...» [۱۰]
خدا مرگتان دهد که دلم را چرکین کردید و سینه ام را از خشم آکندید!
همچنین می فرماید:
«
وَ لَوَدِدْتُ اَنَّ اللهَ فَرَّقَ بَیْنی وَ‌ بَیْنَکم وَ الْحَقَنی بِمَنْ هُوَ اَحق بی مِنْکُم...» [۱۱]
دوست دارم که خدا میان من و شما جدایی افکند و به کسی که سزاوارتر از شما به من است، ملحقم سازد.

← 
ب ـ غیرت ناموسی
حمایت و حفاظت از ناموس، ارتباطی تنگاتنگ با شرف و مردانگی شخص مسلمان دارد و اسلام با تأکید از او خواسته که از ناموس خود و هم کیشانش در برابر هر گونه گزند داخلی و خارجی به شدت دفاع کند و کمترین مسامحه ای از خود بروز ندهد، حتی روایت شده که:
«
اگر کسی ببیند که مرد بیگانه ای با همسرش نزدیکی می کند، می تواند هر دو را بکشد»
[۱۲]
فتوا ی امام راحل (قدس سرّه) نیز چنین است:
اگر به ناموس کسی ـ خواه همسرش باشد یا دیگران ـ به قصد تجاوز حمله شود، واجب است به هر وسیله ممکن آن را دفع کند گرچه به کشتن مهاجم بیانجامد، بلکه اگر قصد آبروریزی به کمتر از تجاوز هم داشته باشد، به ظاهر حکمش همین است
[۱۳]
همچنین، مسلمانان وظیفه دارند که در میان خود ـ در روابط اجتماعی و خانوادگی ـ عفت شخصی و عمومی را رعایت کنند. زنان با حجاب کامل اسلامی و رعایت شؤون اجتماعی، از هر گونه خودنمایی و تحریک مردان امتناع ورزند و مردان نیز با متانت و حفظ امانت نسبت به پاکدامنی خود و دیگران همت گمارند. نیز ناموس خویش را از رفت و آمدهای غیرضروری، پوشیدن لباسهای جلف و زننده، هر گونه خودآرایی در اجتماع، سخن گفتن و روبرو شدن با نامحرم و... باز دارند تا زمینه های ناامنی ناموسی محو شده، جای خود را به امنیت و عفت بدهد.

← 
ج ـ غیرت ملی
مراد از «غیرت ملّی» احساس مسؤولیت در برابر تمامیت ارضی کشور اسلامی و دلسوزی و حمایت از مسلمانان و عزت و شرف آنان است که به شکلی با «غیرت دینی» و «غیرت ناموسی» نیز پیوند دارد.
ناگفته مشخص است که «ملّی گرایی»‌ به معنای امروزی از نظر اسلام محکوم و نامعقول است؛ ولی وطن دوستی و مشارکت در دفاع از میهن و هم میهنان مسأله ای است که با سرشت انسانی عجین و از سوی اسلام نیز به رسمیت شناخته شده است و روایت زیر گواه آن می باشد:
«
حُبُّ الْوَطَنِ مِنَ الْایمانِ» [۱۴]
وطن دوستی از ایمان است.
پس از جنگ صفین و فتنه حکمیت، نیروهای معاویه یک سلسله عملیات ایذایی در نوار مرزی و شهرهای تحت فرمان امیرمؤمنان ـ علیه السلام ـ انجام داند، آن حضرت از چنین جسارتی بسیار دلگیر شد و با جدّیت از نیروهای خویش خواست که به این حملات پاسخ دهند و پس از آنکه شنید ضحاکبن قیس به زائران خانه خدا حمله کرده و اموالشان را به غارت برده است، به مردم فرمود:
«...
لایُدرَکالْحَقُّ الّا بِالْجِدّ اَیَّ دارٍ بَعْدَ دارِکُمْ تَمْنَعُونَ وَ‌ مَع اَیّ اِمام بَعْدی تُقاتِلُونَ» [۱۵]
حق، جز در سایه تلاش و کوشش به دست نمی آید، پس از (تصرف و غارت) این میهن از چه دیاری دفاع خواهید کرد و بعد از من، همراه کدام پیشوا خواهید جنگید؟
امام خمینی (قدس سرّه) در این باره چنین فتوا داده است:
«
اگر دشمنی به کشور اسلامی یا مرزهای آن حمله کند و اسلام و جامعه اسلامی مورد خطر قرارگیرد، بر مسلمانان واجب است که به هر وسیله ممکن و با بذل جان و مال از آن دفاع کنند
[۱۶]

پانویس[ویرایش]


 


 

۱.

لغت نامه دهخدا، واژه غیرت.

۲.

جامع السعادات، ج ۱، ص ۲۶۶.

۳.

لغت نامه دهخدا، واژه غیرت، (شعر از نظامی).

۴.

بحارالانوار، ج ۷۹، ص ۱۱۵.    

۵.

بحارلانوار،ج ۷۳،ص ۳۳۲.    

۶.

فروع کافی، ج ۵، ص ۵۳۵، دارصعب، بیروت.

۷.

نساء / سوره۴، آیه ۷۵.    

۸.

شرح غررالحکم، ج ۴، ص ۳۷۷.

۹.

شعرا / سوره۲۶، آیه ۳.    

۱۰.

نهج‌البلاغه، خطبه ۲۷، ص ۹۶.

۱۱.

نهج البلاغه، خطبه ۱۱۵، ص ۳۶۴.

۱۲.

وسائل الشیعه، ج ۲۸، ص ۱۴۹.    

۱۳.

تحریر الوسیله، امام خمینی، ج ۱، ص ۸۷.    

۱۴.

سفینه البحار، قمی، ج ۱۰،ص ۳۷۵، (برای اطلاع بیشتر از حدود و مرز میهن اسلامی به المیزان، ج ۴، ص ۲، رجوع کنید)    

۱۵.

نهج‌البلاغه، خطبه ۲۹، ص ۱۰۳.

۱۶.

تحریرالوسیله، ج ۱، ص ۴۸۵   

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ فروردين ۹۴ ، ۰۰:۰۰
ابراهیم خندان

۴۷ و قال علیه‏السلام قَدْرُ الرَّجُلِ عَلَى قَدْرِ هِمَّتِهِ، وَصِدْقُهُ عَلَى قَدْرِ مُرُوءَتِهِ، وَشَجَاعَتُهُ عَلَى قَدْرِ أَنَفَتِهِ، وَعِفَّتُهُ عَلى‏ قَدْرِ غَیْرَتِهِ.

امام علیه السلام فرمود:

ارزش هر کس به اندازه همت او و راستگویى و صداقتِ هر کس به اندازه شخصیت اوست و شجاعت هر کس به اندازه بى‏اعتنایى وى (به ارزش‏هاى مادى) است و عفت هر کس به اندازه غیرت اوست.[۱]

شرح و تفسیر چهار فضیلت مهم اخلاقى‏

امام علیه السلام در این چند جمله حکیمانه به رابطه چهار موضوع مهم با چهار موضوع دیگر از صفات انسانى اشاره فرموده است.

نخست مى‏فرماید: «ارزش هر کس به اندازه همت اوست»؛

(قَدْرُ الرَّجُلِ عَلَى قَدْرِ هِمَّتِهِ)

. منظور از همت تصمیماتى است که انسان براى انجام کارهاى مهم مى‏گیرد و به دنبال آن تلاش مى‏کند. هر اندازه این تصمیمات والاتر و این تلاش‏ها گسترده باشد همت انسان بلندتر است و این‏که امام مى‏فرماید: ارزش هر کسى به اندازه همت اوست براى آن است که اشخاص والا همت معمولًا تلاش مى‏کنند تا به مقامات عالى برسند پس نباید ارزش وجودى ظاهرى آنها را امروز ملاحظه کرد بلکه آن نیروى نهفته در درون آنها که نامش همت است باید مقیاس و معیار شمرده شود.

در کتاب‏ غررالحکم‏ از امام همین معنا به صورت دیگرى بیان شده است، مى‏فرماید:

«مَنْ شَرَفَتْ هِمَّتُهُ عَظَمَتْ قِیْمَتُهُ؛

کسى که همت عالى داشته باشد قیمت و ارزش او زیاد است».[۲]

در حدیث دیگرى از همان حضرت و در همان کتاب مى‏خوانیم:

«ما رَفَعَ‏

أمْرَءٌ کَهِمَّتِهِ وَ لا وَضَعَهُ کَشَهْوَتِهِ؛

هیچ چیز انسان را به مانند همت او بلندمقام نمى‏کند و هیچ چیز، او را مانند شهوتش پست نمى‏سازد».[۳]

به گفته شاعر:

همت بلند دار که مردان روزگار

از همت بلند به جایى رسیده‏اند

در دومین جمله پرمعناى خود مى‏فرماید: «راستگویى و صداقتِ هر کس به اندازه شخصیت اوست»؛

(وَصِدْقُهُ عَلَى قَدْرِ مُرُوءَتِهِ)

. زیرا انسان با شخصیت این کار را براى خود ننگ مى‏داند که به دیگران دروغ بگوید. اضافه بر این، غالبا دیده شده است که دروغ‏ها بعد از مدتى فاش مى‏گردد؛ انسان با شخصیت حاضر نمى‏شود کارى انجام دهد که در آینده آبروى او را ببرد.

در احادیث دیگرى از امام امیرمؤمنان علیه السلام مى‏خوانیم:

«الصِدْقُ عِزّ؛

راستگویى سبب عزت است» و در حدیث دیگرى مى‏افزاید:

«الصِّدْقُ صَلاحُ کُلُّ شَى‏ءٍ وَالْکِذْبُ فَسادُ کُلُّ شَىْ‏ءٍ»

. یکى از یاران امام صادق علیه السلام به نام ابو کهمس خدمت آن حضرت رسید و عرض کرد: (یار وفادار شما) ابن ابى یعفور به شما سلام فرستاده است فرمود:

سلام بر تو و بر او. هنگامى که نزد او رفتى سلام مرا به او برسان و بگو: جعفر بن محمد به تو مى‏گوید:

«انْظُرْ مَا بَلَغَ بِهِ عَلِیٌّ علیه السلام عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله علیه و آله فَالْزَمْهُ فَإِنَّ عَلِیّاً علیه السلام إِنَّمَا بَلَغَ مَا بَلَغَ بِهِ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله علیه و آله بِصِدْقِ الْحَدِیثِ وَأَدَاءِ الْأَمَانَةِ؛

نگاه کن ببین على علیه السلام با چه صفاتى آن مقام را نزد رسول خدا صلى الله علیه و آله پیدا کرد آن صفات را داشته باش، زیرا على تنها به این سبب به آن مقام نزد پیغمبر رسید که در سخن گفتن، صادق بود و در اداى امانت امین».[۴]

این سخن را با حدیثى از پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله پایان مى‏دهیم، فرمود:

«الْجَمالُ صَوابُ الْقَوْلِ بِالْحَقِّ وَالْکَمالُ حُسْنُ الْفِعالِ بِالصِّدْقِ؛

جمال، به سخن حق گفتن است و کمال، به انجام کارهاى نیک توأم با صدق».[۵]

باید توجه داشت که «مروءة» به معناى جوانمردى، مردانگى، و فتوت و مجموعه‏اى از شایستگى‏هاست که در یک انسان باارزش جمع مى‏شود که شخصیت او را تشکیل مى‏دهد.

سپس در سومین سخن حکمت‏آمیز خود مى‏فرماید: «شجاعت هر کس به اندازه بى‏اعتنایى او (به ارزش‏هاى مادى) است»؛

(وَشَجَاعَتُهُ عَلَى قَدْرِ أَنَفَتِهِ)

. روشن است وابستگى‏هاى انسان به مقام و مال و شهوات دنیا از شجاعت او مى‏کاهد و او را به اسارت مى‏کشاند؛ اما هنگامى که خود را از این امور آزاد سازد، با شجاعت حرف خود را مى‏زند و راه خود را مى‏پیماید و در برابر کسى ذلیلانه سر تعظیم فرو نمى‏آورد و با توکل بر خدا در برابر حوادث سخت مى‏ایستد.

در لسان العرب‏ آمده است که «أنَفْ» (بر وزن هدف) به معناى کراهت داشتن چیزى و خود را برتر از آن دانستن است، بنابراین «أنف» در جمله بالا مى‏تواند اشاره به بى‏اعتنایى نسبت به ارزش‏هاى مادى باشد.

آن‏گاه امام علیه السلام در چهارمین و آخرین سخن حکیمانه‏اش مى‏فرماید: «عفت هر کس به اندازه غیرت اوست»؛

(وَعِفَّتُهُ عَلَى قَدْرِ غَیْرَتِهِ)

. «غیرت» به گفته بعضى از شارحان نهج‏البلاغه عبارت از انزجار طبیعى انسان نسبت به تصور شرکت دیگران در امورى است که مورد علاقه اوست و به تعبیر دیگر غیرت به معناى حفظ ارزش‏هاى مربوط به خود و جلوگیرى از تجاوز دیگران به حریم اوست که غالباً در عرف ما در امور ناموسى به کار مى‏رود.

بدیهى است کسى که نسبت به نوامیس خود غیرت دارد هرگز حاضر نمى‏شود به‏

نوامیس دیگران چشم خیانت بدوزد، بنابراین هر اندازه غیرت انسان بیشتر باشد عفت او هم بیشتر خواهد بود.

گرچه عفت و غیرت هر دو غالباً در عرف امروز ما بیشتر در مسائل ناموسى به کار مى‏رود؛ ولى از نظر ارباب لغت و علماى اخلاق، هر دو معنایى وسیع دارند: «عفت» به معناى خوددارى و حالت انزجار از ملاحظه صحنه‏هاى زشت و «غیرت» هرگونه اهتمام و دفاع از حقوق الهى و انسانى خویش است و بعید نیست که منظور از امام علیه السلام از جمله بالا همان معناى وسیع کلمه در هر دو مورد باشد.

از این رو در حدیثى از امام باقر علیه السلام در کتاب‏ کافى‏ مى‏خوانیم:

«إِنَّ أَفْضَلَ الْعِبَادَةِ عِفَّةُ الْبَطْنِ وَالْفَرْجِ؛

برترین عبادت پاک بودن از نظر تغذیه و امور جنسى است».[۶]

نیز از همان امام نقل شده که فرمود:

«مَا عُبِدَ اللَّهُ بِشَیْ‏ءٍ أَفْضَلَ مِنْ عِفَّةِ بَطْنٍ وَفَرْجٍ؛

هیچ‏کس خدا را عبادتى بهتر از این نداشته که عفت را در مورد شکم و امور جنسى رعایت کند»،[۷] لذا در حدیثى از امیر مؤمنان علیه السلام مى‏خوانیم:

«مَا زَنَى‏

غَیُورٌ قَطُّ؛

شخص با غیرت هرگز زنا نمى‏کند».[۸]


[۱] . سند گفتار حکیمانه:

جمله اول از این چهار جمله حکمت‏آمیز را میدانى در مجمع الامثال و ابن طلحه شافعى در مطالب السؤول آورده ولى نویسنده الغرر با تفاوتى آن را ذکر کرده و نوشته است:« قَدْرُ الْمَرْءِ عَلى قَدْرِ فَضْلِهِ» و جمله دوم را به این صورت:« صِدْقُ الرَّجُلِ عَلى‏ قَدْرِ مُرُوئَتِهِ» و جمله سوم و چهارم را به صورت:« شُجاعَةِ الرَّجُلِ عَلى‏ قَدْرِ هِمَّتِهِ وَ غِیْرَتُهُ عَلى‏ قَدْرِ حَمِیَّتِهِ» و این تفاوت‏ها نشان مى‏دهد که از منبع دیگرى آن را گرفته است.( مصادر نهج‏البلاغه، ج ۴، ص ۴۶). در کتاب تمام نهج‏البلاغه، این چند جمله در ضمن نامه امام به فرزندش امام حسن مجتبى علیه السلام نقل شده است.( تمام نهج‏البلاغه، ص ۹۷۴).

[۲] . غررالحکم، ص ۴۴۸، ح ۱۰۲۷۸٫

[۳] . غررالحکم، ح ۱۰۲۷۱٫

[۴] . کافى، ج ۲، ص ۱۰۴، ح ۵٫

[۵] . کنز العمال طبق نقل میزان الحکمه ماده« صدق».

[۶] . کافى، ج ۲، ص ۷۹، ح ۲٫

[۷] . همان، ح ۱٫

[۸] . نهج‏البلاغه، کلمات قصار، شماره ۳۰۵٫

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ فروردين ۹۴ ، ۱۸:۱۸
ابراهیم خندان

مدیریت زمان سری

حل مشکل و تصمیم گیری:

تصمیم گیری های تطابق پذیر

تکنیک های تطابق پذیر برای حل مشکلات، ترکیبی از منطق و عقل هستند و با این که دقیق نیستند، می توانند راه حل های خوب و رضایت بخشی پیش رویتان بگذارند.

اگر نمی توانید مراحل کامل حل مشکل را دنبال کنید، از این تکنیک ها زمانی که:

فرصت کمی برای مطالعه دارید

نیازی به تحلیل کامل و دقیق ندارید

می توانید ریسک ها را بپذیرید

تصمیمات بازگشت پذیر بگیرید

استفاده کنید.

ترفندهای لازم برای اتخاذ تصمیمات تطابق پذیر

سازماندهی با استثنائات: تمرین

روی مسایل مهم و بحرانی کار کنید؛ مواردی را که جزو این ها نیستند، کنار بگذارید.

ایجاد استراتژی و اولویت بندی

مثال: برای یک دانش آموز، ریاضی تدریس می کنید. متوجه می شوید که شرایط خانواده دچار مشکل است ولی مهارت های لازم برای کمک را ندارید. مدیر مربوط را مطلع می کنید تا وارد عمل شوند ولی باید روی مسئله اصلی تمرکز کنید و در انجام تکالیف به او کمک کنید.

تصمیمات سر در گم کننده

روز به روز تصمیمات بیشتری بگیرید تا به اهدافتان برسید و از تعهد کلی به تصمیمی که نمی توانید تغییرش دهید، خودداری کنید.

مثال: قبل از نصب کولر، توری، نورگیر و سایبان یا پنکه را امتحان کنید. این ها ممکن است مشکل گرما را برطرف کنند. اگر هم نتوانستد، باز هم در خنک کردن ساختمان موثر واقع گشته اند و در صورت نصب کولر، کارایی آن را افزایش می دهند.

مرور

از اطلاعات موجود برای حل مسئله استفاده کنید.

مرور یک استراتژی آزمون و خطای اصلاح یافته برای سازماندهی ریسک است. برخلاف پرتاب یک تاس، این کار نیازمند یک حس استوار برای رسیدن به هدف و پیمودن مسیر است. از این تکنیک برای حرکت محتاطانه با گام های کوچک به سمت یافتن راه حلی مناسب استفاده کنید.

مثال: پزشکان از اظهار نظر در مورد یک تشخیص منفرد و ناتمام یک بیماری خودداری می کنند. از طریق مرور تجربی ولی دقیق، علت یک بیماری و درمان آن را مشخص می کنند.

محافظه کاری

اگر هنوز آمادگی کامل ندارید، با جلوگیری از تصمیماتی که شما را به یک گزینه منفرد محدود می کند محدوده ریسک را افزایش دهید.

مثال: سرمایه گذاران زیرک، هیچ وقت تمام دارایی خود را یک باره به کار نمی گیرند؛ بلکه ریسک را با تقسیم سهام و موجودی و غیره به میزان های متعادل، گسترش می دهند.

شواهد و حس ششم!

این ها گزینه هایی مبتنی بر تجربه، ارزش ها و احساسات شماست (حس ششم و دل شما!). هرچند خیلی وقت ها می توانید با این حواس به نتیجه و واقعیت دست یابید، منحصراً به آن تکیه نکنید، چون می تواند منجر به قضاوت های نادرست یا تصمیمات عجولانه شود. نخست منطق خود را به کار بگیرید، سپس سراغ حس ششم بروید تا "حس کنید" تصمیمتات صحیح است.

تاخیر

اگر نیازی به تصمیم فوری ندارید و فرصت کافی برای فکر کردن دارید، به آرامی پیش بروید یا اندکی شکیبایی به خرج بدهید. گاهی اوقات انجام ندادن کار، بهترین تصمیم است؛ مشکل یا حل می شود یا اتفاقات بر آن چیره می شوند.

واگذاری تصمیم گیری یا کارها به فرد یا گروهی دیگر

گاهی اوقات ما خود را درگیر مشکلاتی می کنیم که مطعلق به ما نیستند یا کسان دیگری می توانند آن را بهتر حل کنند. یک ترفند برای واگذاری مسایل به دیگران، مشخص کردن افراد درگیر با موضوع است. این افراد کسانی هستند که جذب مسئله می شوند یا با حل آن، تحت تاثیرش قرار می گیرند (این، تمرین خوبی برای هر نوع تصمیم گیری است!).

مورد دیگر که باید در حل مشکل در نظر گرفته شود، کافی بودن منابعتان برای حل مسئله است. منابعی مانند زمان، پول، مهارت ها، اعتماد به نفس و ... جزو این منابعند و در صورت کافی نبودن بایستی تصمیم گیری به شخص مناسب واگذار شود.

بینش، فرصت و گزینه ها

روی آینده تمرکز کنید تا فرصت ها و گزینه های پنهان را بیابید. با گزینه ها، می توانیم تصمیم های بهتری بگیریم. بدون آن ها تصمیم ها تبدیل به انتخاب های اجباری می شوند. با یافتن فرصت های فردا و گسترش گزینه ها، می توانید تصمیمات پاینده و مطلوبی بگیرید.

موانع موجود برای تصمیم گیری

دودلی و عدم توانایی برای تصمیم گیری

جلوگیری از تصمیم گیری برای گریز از مسایل مربوط به ریسک، ترس و نگرانی

متوقف شدن

پرهیز از رویارویی با مشکل، انباشتن وسواسی حقایق بی پایان.

نشان دادن واکنش و احساسات بیش از حد

موقعیت را از کنترل خارج کردن؛ اجازه دادن به چیره شدن احساسات بر شرایط

تردید

معکوس کردن تصمیمات؛ قضاوت تردیدآمیر و همراه با دودلی برای موردی خاص

سنجش های نیمه کاره و ناقص

آشفته کردن شرایط. گرفتن ایمن ترین تصمیم برای جلوگیری از بحث و جدل و در عوض درگیر نشدن با کل مسئله.

مدیریت زمان سری

برنامه‌ریزی و تنظیم وقت

چگونه از 24 ساعت زمان خود در طول شبانه روز بهره می گیرید؟

با استفاده از تمرین زیر مروری بر نحوه استفاده خود از مدت شبانه روز داشته باشید. تمرین زیر کمک می کند تا شما بهتر بتوانید اهداف و برنامه هایتان را تنظیم و اولویت بندی کنید.

مقدار زمانی که برای هر یک از امور روزانه خود نیاز دارید را در مقابل آن وارد کرده تا به یک جمع بندی مناسب با توجه به مقدار زمان باقیمانده دست یابید. با استفاده از کلید <tab> می توانید بین خانه ها جابجا شوید.

زمان باقیمانده در روز:

 

فعالیتهای روزانه    ساعت صرف شده

خواب:   

نظافت و رسیدگی شخصی:   

تهیه و صرف غذا/تمیزکاری:

امور خانوادگی:     

امور اجتماعی و تفریح(با دوستان):     

آرامش/تماشای تلویزیون/بازی ویدئویی و غیره(تنهایی):     

تمرین/ورزش:      

رفت و آمد(مدرسه، محل کار و ...):    

کار:      

کلاس:   

مطالعه:  

دیگر امور:          

 

چه نتیجه ای گرفتی؟ صفحه را برای مراجعه های بعدی چاپ کنید.

مدیریت زمان سری

برنامه هفتگی

تعیین کنید که چگونه یک هفته عادی را می گذرانید.

ساعات باقی مانده در هر روز:                                                                                   

فعالیتهای روزانه    شنبه       یکشنبه    دوشنبه    سه‌شنبه   چهارشنبه پنج‌شنبه   جمعه

خواب:                                                                           

نظافت و رسیدگی شخصی:                                                                           

تهیه و صرف غذا

/تمیزکاری:                                                                                 

امور خانوادگی:                                                                             

امور اجتماعی و تفریح

(با دوستان):                                                                                

آرامش/تماشای تلویزیون

/بازی ویدئویی و غیره

(تنهایی):                                                                        

تمرین

/ورزش:                                                                         

رفت و آمد

(مدرسه، محل کار و ...):                                                                            

کار:                                                                              

کلاس:                                                                           

مطالعه:                                                                          

دیگر امور:                                                                                  

 

چه نتیجه ای گرفتی؟ صفحه را برای مراجعه های بعدی چاپ کنید.

مدیریت زمان سری

اهداف و اولویتها

این صفحه را چاپ کرده و آن را تکمیل کنید.

سه هدف عمده خود که بیشترین اهمیت را برایتان دارد را نوشته و بگویید که آیا آنها بلندمدت، میان مدت و یا فوری هستند.

بلند مدت  میان مدت همین حالا!

1.                                

2.                                

3.                                

برای هرکدام از اهدافتان چند ساعت وقت در هفته اختصاص داده اید؟

1.

2.

3.

آیا میزان وقت اختصاص داده شما برای رسیدن به هر هدف با اولویت آنها همخوانی دارد؟

آیا می توانید ساعتهایی که به امور مختلف اختصاص داده اید را طوری تغییر دهید تا با اولویت اهدافتان سازگار شود؟

کجا بیشترین قابلیت انعطاف را دارید؟ روزهای کاری یا آخر هفته؟

آیا می توانید در یکی یا هر دوی آنها تغییراتی ایجاد کنید؟

آیا می توانید اهدافتان را تغییر دهید؟ چه اختیاراتی دارید؟

آیا می توانید هیچ یک از اهدافتان را تا زمان تعطیلی مدارس/دانشگاهها که فرصت بیشتری دارید به عقب بیندازید؟

فکر می کنید چگونه امتحانات و تکالیف بر روی برنامه زمانی شما تاثیر خواهند گذاشت؟

برای اینکه از عهده آنها برآیید چه تغییراتی می توانید انجام دهید؟

مدیریت زمان سری

برنامه‌ریزی با تقویم سال تحصیلی

(این یک شمای کلی است، جزئیات زیادی در نظر گرفته نشده است)

یک نسخه از برنامه سال تحصیلی خود تهیه کنید.

یک تقویم از تاریخهای مهم ایجاد کنید.

امتحانات، پروژه‌ها، امتحانات میان ترم و پایان ترم، تعطیلات، روزهای مطالعه و غیره.

روزهای مهم برای امور اجتماعی و خانوادگی خود را در آن مشخص کنید.

هر هفته یک برنامه روزانه که شامل امور روزانه و تاریخهای مهم آن هفته هستند ایجاد کنید.

این برنامه را در محل مطالعه خود قرار دهید.

برای مراجعه و بازبینی و علامت زدن میزان پیشرفت.

هر شب برنامه روز بعد را بنویسید.

کارهای فوری و تاریخهای مهم را بیاد داشته باشید.

هر روز صبح برنامه آن روز را مرور کنید.

مدیریت زمان سری

مدیریت زمان

توسعه مهارتهای مدیریت زمان یک مسافرت طولانی است.

این مسافرت ممکن است با این راهنما آغاز شود، اما به تمرین و ممارست بسیار و راهنمایی‌هایی که در طول راه وجود دارند، نیاز دارد.

یکی از اهداف این است تا به خودتان کمک کنید تا از نحوه استفاده‌تان از زمان آگاه شوید و در نهایت هوشیارانه از زمانتان استفاده کنید.

قبل از هر چیز، تمرین مدیریت زمان ما را انجام دهید.

استراتژی‌های استفاده از زمان

طول مدت مطالعه را تعیین کنید

آیا 50 دقیقه برای شما مناسب است؟ معمولا بعد از چه مدت مطالعه احساس خستگی می کنید؟

بعضی از افراد به وقفه های مکرر در حین مطالعه بنا به دلایل مختلف نیاز دارند.

دروس مشکل تر هم به وقفه های مکرر بیشتری احتیاج دارند.

ببینید بهترین طول مدت مطالعه برای شما چقدر است و در برنامه‌ریزی به آن توجه کنید.

به طور هفتگی برنامه‌های بلندمدت خود را بازبینی کنید.

تکالیف خود را اولویت بندی کنید.

موقع مطالعه، عادت کنید تا همیشه از مشکل ترین درس یا تکلیف شروع کنید.

حتی‌الامکان مکان مطالعه عاری از عوامل حواس‌پرتی برای خود انتخاب و یا ایجاد کنید.

برای بیشترین تمرکز

از "زمانهای مرده" استفاده کنید.

در مورد استفاده از زمان هنگام قدم زدن، رانندگی کردن و ... برای مطالعه فکر کنید.

قبل از شروع کلاس مطالب درس را مرور کنید.

بلافاصله بعد از کلاس محورهای صحبت استاد را مرور کنید.

(احتمال فراموشی در صورت مرور نکردن بیشتر از 24 ساعت بسیار زیاد است)

محاسبه کننده تکالیف دانشگاه مینسوتا را ببینید.

ضوابط و معیارهایی برای برنامه‌ریزی خود در نظر بگیرید که نیازهای درسی و غیردرسی شما را پوشش دهد.

اصول کمکی موثر در برنامه‌ریزی:

تهیه لیست کارهایی که می‌خواهید انجام دهید (To Do list)

کارهایی که می خواهید انجام دهید را بنویسید و بعد تصمیم بگیرید که در آن لحظه چه کاری را می خواهید انجام دهید و چه کارهایی را به تعویق بیندازید.

برنامه‌ریزی روزانه/هفتگی

قرارهای ملاقات، کلاسها و جلسات را به ترتیب زمان وقوع بنویسید.

قبل از اینکه به خواب بروید مطمئن شوید که برای روز بعد آماده اید و وقتی که بیدار می شوید ببینید چه کارهایی را در پیش دارید.

برنامه‌ریزی بلندمدت

از یک جدول ماهانه استفاده کنید تا برنامه‌ریزی روزانه برای شما آسان شود.

مدیریت زمان سری

اجتناب از تنبلی و به تعویق انداختن کارها

تنبلی شما برای یک پروژه است؟ یا به یک عادت تبدیل شده است؟

برای مقابله با تنبلی و طفره رفتن:

از یک پروژه آسان شروع کنید،

به این سوالات پایه پاسخ دهید،

همچنان که به سوالات جواب می دهید، پاسخ ها را پیش روی خود نگه دارید:

می خواهید چه کار کنید؟

هدف نهایی چیست؟ نتیجه چه خواهد بود؟

می تواند واضح یا مبهم باشد.

گام های اصلی برای رسیدن به هدف چیست؟

خیلی وارد جزئیات نشوید و گسترده بیاندیشید.

تا کنون چه کرده اید؟

به یاد داشته باشید که شما قسمتی از این مسیر هستید، حتی اگر از طریق تفکر باشد.

طولانی ترین سفر با نخستین قدم آغاز می شود.

چرا می خواهید این کار را بکنید؟

بزرگ ترین انگیزه تان چیست؟

اگر انگیزه منفی دارید، ذهنتان را مشغول نسازید.

این یک شروع صادقانه و خوب است.

با این همه، اگر انگیزه تان منفیست، دوباره بکوشید و آن را به گونه مثبتی بیان کنید.

چه نتایج مثبت دیگری از رسیدن به این هدف حاصل می شوند؟

تعیین این نتایج، سودهایی را که ممکن است از آن ها اجتناب کنید،

آشکار می سازد. به آینده ای بهتر بیاندیشید!

به هرچه در مسیرتان قرار می گیرد، توجه کنید.

چه چیزی با قدرت شما قابل تغییر است؟

به چه منایعی خارج از وجود خودتان نیاز دارید؟

منابع فقط مثل پول یا ابزار، فیزیکی نیستند و شامل زمان،

افراد/استادها/افراد بزرگ تر، و حتی گرایش ها و رفتارها نیز هستند.)

اگر پیشرفت نکنید چه اتفاقی می افتد؟

بد نیست کمی خودتان را بترسانید!

برنامه های خود را گسترش دهید؛ موارد زیر را لیست کنید:

گام های اصلی و واقع گرایانه

یک پروژه زمانی که در مراحل مختلف ساخته شود، آسان تر است.

با گام های کوچک شروع کنید.

همچنان که پیش می روید، جزئیات و پیچیدگی ها را نیز بیافزایید.

هر یک از این مراحل چقدر زمان می برد؟

یک برنامه زمان بندی به شما کمک می کند تا روند پیشرفتتان را مشاهده کنید.

در مسیری که قرار است طی کنید، ایستگاه هایی هم وجود دارند، پس روحیه تان را تقویت کنید.

چه موقعی از روز، هفته، و ... را به کار اختصاص می دهید؟

این به شما کمک می کند تا یک عادت کاری جدید را به خود بیاموزید.

یک محیط کاری خوب بسازید و

از حواس پرتی ها دوری کنید

(لذت بردن از یک کاری وقتی که از عوامل حواس پرتی به دور باشید، بسیار آسان تر است.)

پاداش هایی که در هر ایستگاه خواهید داشت

و نیز چیزهایی که قرار است در هر ایستگاه از آن ها بپرهیزید.

زمان لازم برای مرور

یک دوست مورد اعتماد بزرگتر یا خبره تراز خودتان بیابید

تا به انگیزش و نظارت بر پیشرفتتان کمک کند.

موارد زیر را قبول کنید:

آغازهای اشتباه و خطاها را به عنوان یادگیری تجارب بپذیرید.

آن ها می توانند خیلی مهم تر از موفقیت باشند.

و به «تجربه» معنی می دهند.

حواس پرتی ها و تنبلی ها

وجود آن ها را انکار نکنید ولی از وسوسه شدن و امتحان آن ها بپرهیزید.

احساسات

وقتی کارها خوب پیش نمی روند، ناامیدیتان زا اقرار کنید.

بپذیرید که مشکلی داشتید ولی کاری برای آن انجام دهید.

تخیلات

خودتان را در موفقیت و کامیابی ببینید.

و نهایتاً: اگر تنبلی برایتان یک عادت است، آن را ترک کنید.

روی کارها و پروژه هایی که سررسیدشان نزدیک است، متمرکز شوید و از آن جا شروع کنید.

مدیریت زمان سری

گسترش و توسعه تادیب نفس

تادیب نفس

تادیب نفس می تواند به عنوان یک نوع آموزش انتخابی، ایجاد عادات جدید اندیشه، عمل و گفتار در راستای پیشبرد خود و رسیدن به اهداف. مد نظر قرار گیرد.

تادیب نفس همچنین می تواند وظیفه گرا یا گزینشی باشد.

به تادیب نفس به جای تلاشی برای انکار، به عنوان تلاشی مثبت بنگرید.

یک کار کوچک را برای یک زمان معین از روز زمانبندی کنید؛

به تعویق انداختن ارادی را تمرین کنید.

برای یک کار خاص را یک بار در صبح و یک بار در شب زمانبندی کنید.

این کار نباید بیش از 15 دقیقه.طول بکشد.

تا زمان دقیق برنامه ریزی شده صبر کنید.

هنگامی که زمان برنامه فرا رسید، شروع به کار کنید.

به جدول زمانی برای حداقل دو ماه پایبند باشید.

مزایا:

برنامه ریزی زمانی کمک می کند تا شما روی اولویت های خود تمرکز کنید. با تمرکز بر وظایف به جای انجام و اتمام آنها، می توانید از تعویق در انجام کارها اجتناب کنید.

برای یک کار برنامه ریزی کنید و به زمان آن پایبند باشید.

از انجام بی موقع آن کار اجتناب کنید.

پیگیر پیشرفت خود باشید.

در پایان زمان اختصاص داده شده، سابقه ای از دستاورد های ایجاد شده در طول زمان نگه دارید.

مزیت:

این کار به شما کمک می کند که بدانید کارها چه مقدار زمان نیاز داشتند.

اگر وقت اضافی آوردید، آن را با با کارهای کوچک پر کنید و آن ها را برای خودتان یادداشت کنید و برای کارهای دیگر برنامه ریزی کنید.

از قدرت روال بهره برداری کنید.

به جای تخصیص زمان زیادی از یک روز برای یک کار، و هیچ زمانی در روز دیگر و سپس زمان کوتاهی در چند روز دیگر و ...، مدت زمان معینی از هر روز هفته را برای آن کار اختصاص دهید.

به این برنامه ریزی پایبند باشید.

تنها هدفتان، تخصیص و تنظیم زمان باشد و نه چیز دیگر.

به سادگی، عادت معمولی و روزمرگی را تنظیم کنید.

این تکنیک را به تکالیف یا پروژه های خود اعمال کنید و به این ترتیب مسیر خود را در انجام کارها خواهید یافت.

مزیت:

 در بازه های زمانی کوتاه بر روی کارهای کوچک کار خواهید کرد، نه همه به یک باره. بنابراین ابتدا یک عادت در خود ایجاد می کنید، و سپس این عادت، کارها را برای شما انجام می دهد.

از تادیب نفس برای اکتشاف مدیریت زمان استفاده کنید.

مدیریت زمان می تواند تبدیل به یک کار خسته کننده شود.

هنگامی که شما کنترلی بر روی نفس خود را نداشته باشید، چگونه می توانید زمان را کنترل کنید؟

با تادیب نفس وظیفه گرا شروع کنید و از همینجا آن را بسازید.

مزیت:

همزمان با اینکه کارها را کنترل می کنید، انضباط و تادیب نفس را در خود می سازید.

همزمان با اینکه تادیب نفس را در خود می سازید، زمان را مدیریت می کنید.

همزمان با اینکه زمان را مدیریت می کنید ، اعتماد به نفس.می سازید.

یک دفتر یادداشت برای تادیب نفس درست کنید.

زمان شروع و پایان کارها را یادداشت کنید.

بازخورد در پیشرفتتان را مرور کنید.

مزیت:

این دفتر یادداشت می تواند ابزار ارزشمندی باشد برای داشتن یک تصویر بهتری از فعالیت هایتان تا بتوانید فعالیت ها را اولویت بندی کنید و بدانید در صرف زمان خود، چه چیزی مهم است و چه چیزی مهم نیست.

روزهای کاری و مطالعات خود را برنامه ریزی کنید.

هنگام رفتن به سر کار یا چند دقیقه ای قبل از شروع به کار، کارهایی را که می خواهید آن روز انجام دهید، بنویسید.

لیست را اولویت بندی کنید.

بلافاصله کار بر روی مهم ترین مورد را شروع کنید.

برای چند روز آن را امتحان کنید تا ببینید این کار برایتان مفید هست یا نه.

کارها و عادات در طول زمان: میزان زمان بستگی به شما و کارها دارد.

مزیت:

وقتی که شما در آغاز روز، تصویر روشنی از آنچه که می خواهید در آن روز به آن برسید داشته باشید، احتمال این که بتوانید آن کارها را به خوبی انجام دهید، بسیار بالا می رود. نوشتن و یا طرح ریزی کردن کارهای روزمره، مفید است.

ناامیدی:

نترسید؛ نگذارید چالش، کنارتان بزند.

اگر اشتباه کردید، به یاد داشته باشید که این طبیعی است.

کمی استراحت کنید و سپس چالش را با نیروی تازه از سر بگیرید.

ترفندها:

یک عادت جدید را با عادت قدیمی دیگری مرتبط کنید:

اگر قهوه می نوشید، زمان نوشیدن اولین فنجان را برای نوشتن و اولویت بندی وظایفتان اختصاص دهید.

مزیت:

برقراری چنین ارتباطاطی، باعث تسهیل ارتباطات عصبی می شوند.

روند پیشرفت خود را علامت بزنید.

در یک تقویم در دستشویی، در یک صفحه گسترده در کامپیوتر، روی میز صبحانه:

چک کردن روزهایی را که با موفقیت به پایان رسانده اید، خط بزنید. اگر این روال را به هم زدید، دوباره شروع کنید.

مزیت:

تصویر سازی، تقویت خوبی برای پیشرفت است.

الگو و سرمشق برگزینید.

به مردم اطراف خود را بنگرید و ببینید انضباط نفس و عادات تا چه حدی به آنها در تحقق اهدافشان کمک می کند.

با آنها در این مورد مشورت کنید.

مدیریت زمان سری

لیست وظایف روزمره (to-do lists)

لیست وظایف روزمره (English exercise--to-do lists

چیستند، چگونه و چرا باید آن ها را تهیه کنیم؟

چیست؟!

تهیه لیست

لیست مختصری از 3 الی 5 کار مهم برای آن روز که دیدنشان، یادآور کلیت کارهایی را که قرار است انجام دهید، باشد.

به تدریج که می خواهید این کارها را انجام دهید، این لیست می تواند کوتاه تر یا طولانی تر شود.

قرار دادن آن روی یخچال یا بولتن یا هرجایی که جلوی چشم باشد، برای یادآوری کارها و اولویت بندی آن ها در ذهن کمک می کند.

مرتب سازی و سازماندهی لیست: تقویم گوشی های موبایل و سایر تقویم ها دیجیتالی به این کار کمک می کنند و کارها را به موقع یادآوری می نمایند.

می توانید یک لیست Not-to-do نیز برای مواقعی که می خواهید یک سری کار را در زمان معین انجام ندهید، درست کنید تا این لیست یادآور آن ها باشد.

این کار می تواند در انجام بهتر کارها در زمان های معین به شما کمک کند.

چرا؟

برای کاهش نگرانی

با موردبندی وظایف و اولویت بندی این موارد و تعیین جایگاهی برای آن ها در زندگی می توان استرس و نگرانی را کاهش داد.

برای یادآوری به خودتان

داشتن یک لیست می تواند یادآور کارهای مهمی باشد که باید انجام دهید.

برای داشتن استراتژی در انجام کاره

وقتی کاری را به یاد می آورید، در مورد آن، فکر نیز می کنید، و همجنین درباره منابع مربوط به انجام آن و استراتژی ها و راه های انجام این کار.

این کار می تواند یک تفریح باشد!

بازی با لیست می تواند مشوق تفکر پیرامون آن برای یافتن راه حل باشد.

عکس ها و تصاویری هم به آن اضافه کنید تا لیست جذاب تر و حتی دقیق تری داشته باشید.

چگونه؟

تمرین ساده بالا را برای مشخص کردن کارها انجام دهید.

برای ایجاد یک ترتیب دلخواه، به اولویت بندی کارها مراجعه کنید.

از تقویم های دیجیتالی گوشی ها یا کامپیوتر یا سایر دستگاه های دیجیتال استفاده کنید.

با دوستان، خانواده و همکاران به اشتراک بگذارید تا در صورت کمکتان کنند یا نگرش بهتری نسبت به کارهایتان ایجاد کنند.

کارهای انجام شده را خط بزنید و برای اتمامشان پاداش بدهید!

این لیست را برای زندگی روزمره تان اعمال کنید.

مدیریت زمان سری

اولویت بندی کارها

این استراتژی یکی از روش هاییست که می تواند با تعیین اهداف واقعی برای خود، در غلبه بر استرس به شما کمک کند.

این تمرین را برای سازماندهی و اولویت بندی کارها در زندگیتان استفاده کنید.

متن تمرین: کارها را سازماندهی کنید، بر استرس غلبه کنید. (English)

کارهایتان را سازماندهی و اولویت بندی کنید و نگرانی و تشویش خود را کاهش دهید.

هر کار را در سه مرحله انجام دهید.

سازماندهی کنید! هر یک از مراحل را از زودترین سررسید

(1 یا با اولویت ترین) تا دیرترین سررسید

(12 یا کم اولویت ترین) مرتب کنید.

پرینت بگیرید و به عنوان یک لیست to-do list از آن استفاده کنید.

مدیریت زمان سری

حل مشکل و تصمیم گیری:

تصمیم گیری های تطابق پذیر

تکنیک های تطابق پذیر برای حل مشکلات، ترکیبی از منطق و عقل هستند و با این که دقیق نیستند، می توانند راه حل های خوب و رضایت بخشی پیش رویتان بگذارند.

اگر نمی توانید مراحل کامل حل مشکل را دنبال کنید، از این تکنیک ها زمانی که:

فرصت کمی برای مطالعه دارید

نیازی به تحلیل کامل و دقیق ندارید

می توانید ریسک ها را بپذیرید

تصمیمات بازگشت پذیر بگیرید

استفاده کنید.

ترفندهای لازم برای اتخاذ تصمیمات تطابق پذیر

سازماندهی با استثنائات: تمرین

روی مسایل مهم و بحرانی کار کنید؛ مواردی را که جزو این ها نیستند، کنار بگذارید.

ایجاد استراتژی و اولویت بندی

مثال: برای یک دانش آموز، ریاضی تدریس می کنید. متوجه می شوید که شرایط خانواده دچار مشکل است ولی مهارت های لازم برای کمک را ندارید. مدیر مربوط را مطلع می کنید تا وارد عمل شوند ولی باید روی مسئله اصلی تمرکز کنید و در انجام تکالیف به او کمک کنید.

تصمیمات سر در گم کننده

روز به روز تصمیمات بیشتری بگیرید تا به اهدافتان برسید و از تعهد کلی به تصمیمی که نمی توانید تغییرش دهید، خودداری کنید.

مثال: قبل از نصب کولر، توری، نورگیر و سایبان یا پنکه را امتحان کنید. این ها ممکن است مشکل گرما را برطرف کنند. اگر هم نتوانستد، باز هم در خنک کردن ساختمان موثر واقع گشته اند و در صورت نصب کولر، کارایی آن را افزایش می دهند.

مرور

از اطلاعات موجود برای حل مسئله استفاده کنید.

مرور یک استراتژی آزمون و خطای اصلاح یافته برای سازماندهی ریسک است. برخلاف پرتاب یک تاس، این کار نیازمند یک حس استوار برای رسیدن به هدف و پیمودن مسیر است. از این تکنیک برای حرکت محتاطانه با گام های کوچک به سمت یافتن راه حلی مناسب استفاده کنید.

مثال: پزشکان از اظهار نظر در مورد یک تشخیص منفرد و ناتمام یک بیماری خودداری می کنند. از طریق مرور تجربی ولی دقیق، علت یک بیماری و درمان آن را مشخص می کنند.

محافظه کاری

اگر هنوز آمادگی کامل ندارید، با جلوگیری از تصمیماتی که شما را به یک گزینه منفرد محدود می کند محدوده ریسک را افزایش دهید.

مثال: سرمایه گذاران زیرک، هیچ وقت تمام دارایی خود را یک باره به کار نمی گیرند؛ بلکه ریسک را با تقسیم سهام و موجودی و غیره به میزان های متعادل، گسترش می دهند.

شواهد و حس ششم!

این ها گزینه هایی مبتنی بر تجربه، ارزش ها و احساسات شماست (حس ششم و دل شما!). هرچند خیلی وقت ها می توانید با این حواس به نتیجه و واقعیت دست یابید، منحصراً به آن تکیه نکنید، چون می تواند منجر به قضاوت های نادرست یا تصمیمات عجولانه شود. نخست منطق خود را به کار بگیرید، سپس سراغ حس ششم بروید تا "حس کنید" تصمیمتات صحیح است.

تاخیر

اگر نیازی به تصمیم فوری ندارید و فرصت کافی برای فکر کردن دارید، به آرامی پیش بروید یا اندکی شکیبایی به خرج بدهید. گاهی اوقات انجام ندادن کار، بهترین تصمیم است؛ مشکل یا حل می شود یا اتفاقات بر آن چیره می شوند.

واگذاری تصمیم گیری یا کارها به فرد یا گروهی دیگر

گاهی اوقات ما خود را درگیر مشکلاتی می کنیم که مطعلق به ما نیستند یا کسان دیگری می توانند آن را بهتر حل کنند. یک ترفند برای واگذاری مسایل به دیگران، مشخص کردن افراد درگیر با موضوع است. این افراد کسانی هستند که جذب مسئله می شوند یا با حل آن، تحت تاثیرش قرار می گیرند (این، تمرین خوبی برای هر نوع تصمیم گیری است!).

مورد دیگر که باید در حل مشکل در نظر گرفته شود، کافی بودن منابعتان برای حل مسئله است. منابعی مانند زمان، پول، مهارت ها، اعتماد به نفس و ... جزو این منابعند و در صورت کافی نبودن بایستی تصمیم گیری به شخص مناسب واگذار شود.

بینش، فرصت و گزینه ها

روی آینده تمرکز کنید تا فرصت ها و گزینه های پنهان را بیابید. با گزینه ها، می توانیم تصمیم های بهتری بگیریم. بدون آن ها تصمیم ها تبدیل به انتخاب های اجباری می شوند. با یافتن فرصت های فردا و گسترش گزینه ها، می توانید تصمیمات پاینده و مطلوبی بگیرید.

موانع موجود برای تصمیم گیری

دودلی و عدم توانایی برای تصمیم گیری

جلوگیری از تصمیم گیری برای گریز از مسایل مربوط به ریسک، ترس و نگرانی

متوقف شدن

پرهیز از رویارویی با مشکل، انباشتن وسواسی حقایق بی پایان.

نشان دادن واکنش و احساسات بیش از حد

موقعیت را از کنترل خارج کردن؛ اجازه دادن به چیره شدن احساسات بر شرایط

تردید

معکوس کردن تصمیمات؛ قضاوت تردیدآمیر و همراه با دودلی برای موردی خاص

سنجش های نیمه کاره و ناقص

آشفته کردن شرایط. گرفتن ایمن ترین تصمیم برای جلوگیری از بحث و جدل و در عوض درگیر نشدن با کل مسئله.

مدیریت زمان سری

چگونه بر استرس غلبه کنیم؟

ابتدا، استرس را تشخیص دهید.

علائم استرس به صورت ذهنی، فیزیکی و ظاهری بروز می­کنند؛ که شامل خستگی، کاهش یا افزایش اشتها، سردرد، گریه، خواب­آلودگی و خوابیدن بیش از حد است. روی آوردن به الکل یا سایر داروهای انرژی زا یا رفتارهای مشابه از علائم وجود استرس است. احساس ناامیدی، هراس یا بی­علاقگی نیز می­تواند با استرس ایجاد شود.

اگر احساس می­کنید استرس مطالعات شما را تحت تاثیر قرار می­دهد، نخستین گزینه، مراجعه به مرکز مشاوره تحصیلیتان است.

کنترل استرس توانایی کنترل در مواجهه با موقعیت­ها، افراد یا رویدادها یا تقاضاهای مفرط است. چگونه می­توانید اضطراب خود را کنترل کنید؟ چه استراتژی­هایی را می­توان به کار گرفت؟

به اطراف نگاه کنید.

ببینید آیا واقعاً چیزی وجود دارد که بتوانید تغییرش دهید یا کنترلش کنید.

خود را از موقعیت استرس­زا دور کنید.

هر روز، استراحتی ولو کوتاه و به مدت چند دقیقه به خود بدهید.

مکرراً طرز رفتار و واکنشتان را تغییر دهید.

ولی این کار را بیش از اندازه تکرار نکنید. روی یک موضوع استرس­زا تمرکز کنید و واکنش­های خود را نسبت به آن کنترل کنید.

از واکنش­های بیش از حد بپرهیزید.

وقتی اندکی بی علاقگی کافیست، چرا متنفر باشیم؟ چرا آشفتگی و تشویش ایجاد کنیم، در حالی که می­توانیم عصبی باشیم؟ چرا خشمگین شویم؟ عصبانیت هم کافیست! چرا افسرده شویم، درحالی که می­توانیم ناراحت باشیم؟

به میزان کافی بخوابید.

کم خوابی یا بی­خوابی بر میزان استرس می­افزاید.

از خود درمانی یا فرار از مشکلات بپرهیزید.

الکل و داروها نیز می­توانند استرس­زا باشند و هیچ کمکی به حل مشکل نمی­کنند.

بهترین راه تمدد اعصاب را بیاموزید.

اثبات شده است که مدیتیشن و تمارین نفس کشیدن می­توانند در کنترل سترس بسیار مفید باشند. بکوشید تا ذهن خود را از افکار مخرب و اضطراب­آور دور کنید.

اهداف واقع­گرایانه برای خود تعیین کنید.

تعداد رویدادهای موجود در زندگی را بکاهید تا فشار بیش از حد کاهش یابد.

خود را غرق افکارتان نسازید.

از نالیدن و شکایت درباره فشار کاری بپرهیزید. هر کار ار به تدریج انجام دهید، یا به طور انتخابی کارهای مهم­تر و با اولویت را انجام دهید.

نگرشتان را نسبت به مسایل تغییر دهید.

تشخیص دلیل ایجاد استرس را بیاموزید. بازخورد بدنتان را افزایش دهید و استرس را خود به خود تنظیم کنید.

کاری برای دیگران انجام دهید.

تا ذهنتان از افکار خودتان دور بماند.

به تدریج استرس را از بین ببرید.

با فعالیت فیزیکی نظیر پیاده­روی، تنیس یا حتی باغبانی تدریجاً استرس را از بین ببرید.

بی­احساسی و پوست کلفتی را در خود ایجاد کنید!

کنترل استرس نهایتاً چنین است: "من خودم را ناراحت می­کنم."

بکوشید تا از استرس "استفاده" کنید.

اگر نمی­توانید با عاملی که موجب ایجاد استرس می­شود مقابله کنید، با آن پیش بروید و از آن در جهت مثبت استفاده کنید.

مثبت­اندیشی را در خود تقویت کنید.

به جای این­که بگویید همه چیز خیلی وحشتناک پیش می­رود، مکرراً به خود بگویید که خیلی خوب می­توانید با مشکلات مواجه شوید. "استرس در صورت کوتاه مدت بودن و با شدت کم، می­تواند به حافظه کمک کند. استرس موجب افزایش گلوکز رسیده به مغز می­شود و این کار باعث افزایش انرژی نورون­ها می­شود و درنتیجه حافظه بهینه می­گردد. از طرف دیگر، اگر استرس طولانی باشد، می­تواند مانع از رسیدن گلوکز به مغز شود و اثری مخرب روی حافظه داشته­باشد."

All Stressed Up, St. Paul Pioneer Press Dispatch, p. 8B, Monday, November 30, 1998

مهم­ترین نکته این است که اگر استرس شما را در وضعیتی قرار دهد که نتوانید بر آن غلبه نمایید یا بر مطالعه و تحصیلتان یا شغل یا زندگی اجتماعیتان اثر منفی بگذارد، برای راهنمایی­های تخصصی به مرکز مشاوره تحصیلیتان مراجعه نمایید.

مدیریت زمان سری

انگیزش خود

همه ما وقتی کودکان خردسالی بودیم، توانایی بالایی در یادگیری و دیدن شکست های گذشته داشتیم.

 

با گذشت زمان که شروع به برآوردن انتظارات خانواده هایمان، مدارس و محیط کردیم، انگیزه هایمان از سال های اول زندگی، از اهداف خودمان، به خشنود نمودن دیگران، و نیز اغلب تمایل به درک درد و رنج تبدیل می شود.

 

شما چگونه می توانید در خودتان ایجاد انگیزه کنید؟

 

با این تمرین، سعی کنید

حس اکتشاف خود را تشخیص دهید.

مسئولیت یادگیری خودتان را به عهده بگیرید.

خطرات ذاتی در یادگیری را با اعتماد به نفس، شایستگی و خودمختاری بپذیرید.

بدانید که "شکست"، موفقیت است:

فهمیدن این که چه چیزی در طی مسیر کمک نمی کند، مانند درک عوامل موثر در طی مسیر است.

دستاوردهای خود را در رسیدن به اهدافتان تقدیر کنید.

1. انگیزش خود

 

این را چاپ کنید و  آنچه که می خواهید یاد بگیرید، بنویسید:

(به یاد داشته باشید: این اولین پروژه شماست.)     کوتاه و واضح بنویسید و بیش از حد بلند پروازی نکنید.

 

در یک مقیاس از 1 -- 10، من چه قدر در مورد این مطلب کنجکاوم؟

 

 

این عدد باید بزرگتر از 5 باشد، در غیر این صورت، موضوع دیگری را انتخاب کنید!

هر صفحه از این تمرین باید چاپ / کپی شده، سپس انجام شود.

این را در یک بولتن در جایی از محل "مطالعه" که به خوبی دیده شود، نصب کنید یا یک دفتر یادداشت روزانه بردارید و این موضوع را در صفحه اولش قرار دهید.

موفق باشید!http://www.studygs.net/persian/index.htmجمع آوری از این پایگاه: ابراهیم خندان

برنامه‌ریزی و تنظیم وقت

www.studygs.net/persian/sched/

مدیریت زمان

توسعه مهارتهای مدیریت زمان یک مسافرت طولانی است.
این مسافرت ممکن است با این راهنما آغاز شود، اما به تمرین و ممارست بسیار و راهنمایی‌هایی که در طول راه وجود دارند، نیاز دارد.

یکی از اهداف این است تا به خودتان کمک کنید تا از نحوه استفاده‌تان از زمان آگاه شوید و در نهایت هوشیارانه از زمانتان استفاده کنید.

قبل از هر چیز، تمرین مدیریت زمان ما را انجام دهید.

استراتژی‌های استفاده از زمان

  • طول مدت مطالعه را تعیین کنید
    آیا 50 دقیقه برای شما مناسب است؟ معمولا بعد از چه مدت مطالعه احساس خستگی می کنید؟
    بعضی از افراد به وقفه های مکرر در حین مطالعه بنا به دلایل مختلف نیاز دارند.
    دروس مشکل تر هم به وقفه های مکرر بیشتری احتیاج دارند.
    ببینید بهترین طول مدت مطالعه برای شما چقدر است و در برنامه‌ریزی به آن توجه کنید.
  • به طور هفتگی برنامه‌های بلندمدت خود را بازبینی کنید.
  • تکالیف خود را اولویت بندی کنید.
    موقع مطالعه، عادت کنید تا همیشه از مشکل ترین درس یا تکلیف شروع کنید.
  • حتی‌الامکان مکان مطالعه عاری از عوامل حواس‌پرتی برای خود انتخاب و یا ایجاد کنید.
    برای بیشترین تمرکز
  • از "زمانهای مرده" استفاده کنید.
    در مورد استفاده از زمان هنگام قدم زدن، رانندگی کردن و ... برای مطالعه فکر کنید.
  • قبل از شروع کلاس مطالب درس را مرور کنید.
  • بلافاصله بعد از کلاس محورهای صحبت استاد را مرور کنید.
    (احتمال فراموشی در صورت مرور نکردن بیشتر از 24 ساعت بسیار زیاد است)

محاسبه کننده تکالیف دانشگاه مینسوتا را ببینید.

ضوابط و معیارهایی برای برنامه‌ریزی خود در نظر بگیرید که نیازهای درسی و غیردرسی شما را پوشش دهد.

اصول کمکی موثر در برنامه‌ریزی:

  • تهیه لیست کارهایی که می‌خواهید انجام دهید (To Do list)
    کارهایی که می خواهید انجام دهید را بنویسید و بعد تصمیم بگیرید که در آن لحظه چه کاری را می خواهید انجام دهید و چه کارهایی را به تعویق بیندازید.
  • برنامه‌ریزی روزانه/هفتگی
    قرارهای ملاقات، کلاسها و جلسات را به ترتیب زمان وقوع بنویسید.
    قبل از اینکه به خواب بروید مطمئن شوید که برای روز بعد آماده اید و وقتی که بیدار می شوید ببینید چه کارهایی را در پیش دارید.
  • برنامه‌ریزی بلندمدت
    از یک جدول ماهانه استفاده کنید تا برنامه‌ریزی روزانه برای شما آسان شود.
  • گسترش و توسعه تادیب نفس

    تادیب نفس
    تادیب نفس می تواند به عنوان یک نوع آموزش انتخابی، ایجاد عادات جدید اندیشه، عمل و گفتار در راستای پیشبرد خود و رسیدن به اهداف. مد نظر قرار گیرد.
    تادیب نفس همچنین می تواند وظیفه گرا یا گزینشی باشد. 
    به تادیب نفس به جای تلاشی برای انکار، به عنوان تلاشی مثبت بنگرید.

    یک کار کوچک را برای یک زمان معین از روز زمانبندی کنید؛
    به تعویق انداختن ارادی را تمرین کنید.

  • برای یک کار خاص را یک بار در صبح و یک بار در شب زمانبندی کنید.
  • این کار نباید بیش از 15 دقیقه.طول بکشد.
  • تا زمان دقیق برنامه ریزی شده صبر کنید.
    هنگامی که زمان برنامه فرا رسید، شروع به کار کنید.
  • به جدول زمانی برای حداقل دو ماه پایبند باشید.

مزایا:
برنامه ریزی زمانی کمک می کند تا شما روی اولویت های خود تمرکز کنید. با تمرکز بر وظایف به جای انجام و اتمام آنها، می توانید از تعویق در انجام کارها اجتناب کنید.

  • برای یک کار برنامه ریزی کنید و به زمان آن پایبند باشید.
    از انجام بی موقع آن کار اجتناب کنید.
  • پیگیر پیشرفت خود باشید. 
    در پایان زمان اختصاص داده شده، سابقه ای از دستاورد های ایجاد شده در طول زمان نگه دارید.

مزیت:
این کار به شما کمک می کند که بدانید کارها چه مقدار زمان نیاز داشتند.

  • اگر وقت اضافی آوردید، آن را با با کارهای کوچک پر کنید و آن ها را برای خودتان یادداشت کنید و برای کارهای دیگر برنامه ریزی کنید.

از قدرت روال بهره برداری کنید.

  • به جای تخصیص زمان زیادی از یک روز برای یک کار، و هیچ زمانی در روز دیگر و سپس زمان کوتاهی در چند روز دیگر و ...، مدت زمان معینی از هر روز هفته را برای آن کار اختصاص دهید.
  • به این برنامه ریزی پایبند باشید.
  • تنها هدفتان، تخصیص و تنظیم زمان باشد و نه چیز دیگر.
    به سادگی، عادت معمولی و روزمرگی را تنظیم کنید.
  • این تکنیک را به تکالیف یا پروژه های خود اعمال کنید و به این ترتیب مسیر خود را در انجام کارها خواهید یافت.

مزیت:
 در بازه های زمانی کوتاه بر روی کارهای کوچک کار خواهید کرد، نه همه به یک باره. بنابراین ابتدا یک عادت در خود ایجاد می کنید، و سپس این عادت، کارها را برای شما انجام می دهد.

از تادیب نفس برای اکتشاف مدیریت زمان استفاده کنید.
مدیریت زمان می تواند تبدیل به یک کار خسته کننده شود.
هنگامی که شما کنترلی بر روی نفس خود را نداشته باشید، چگونه می توانید زمان را کنترل کنید؟ 
با تادیب نفس وظیفه گرا شروع کنید و از همینجا آن را بسازید.

مزیت:
همزمان با اینکه کارها را کنترل می کنید، انضباط و تادیب نفس را در خود می سازید.
همزمان با اینکه تادیب نفس را در خود می سازید، زمان را مدیریت می کنید.
همزمان با اینکه زمان را مدیریت می کنید ، اعتماد به نفس.می سازید.

یک دفتر یادداشت برای تادیب نفس درست کنید.

  • زمان شروع و پایان کارها را یادداشت کنید.
  • بازخورد در پیشرفتتان را مرور کنید.

مزیت:
این دفتر یادداشت می تواند ابزار ارزشمندی باشد برای داشتن یک تصویر بهتری از فعالیت هایتان تا بتوانید فعالیت ها را اولویت بندی کنید و بدانید در صرف زمان خود، چه چیزی مهم است و چه چیزی مهم نیست.

روزهای کاری و مطالعات خود را برنامه ریزی کنید.

  • هنگام رفتن به سر کار یا چند دقیقه ای قبل از شروع به کار، کارهایی را که می خواهید آن روز انجام دهید، بنویسید.
  • لیست را اولویت بندی کنید.
  • بلافاصله کار بر روی مهم ترین مورد را شروع کنید.
  • برای چند روز آن را امتحان کنید تا ببینید این کار برایتان مفید هست یا نه.
  • کارها و عادات در طول زمان: میزان زمان بستگی به شما و کارها دارد.

مزیت:
وقتی که شما در آغاز روز، تصویر روشنی از آنچه که می خواهید در آن روز به آن برسید داشته باشید، احتمال این که بتوانید آن کارها را به خوبی انجام دهید، بسیار بالا می رود. نوشتن و یا طرح ریزی کردن کارهای روزمره، مفید است.

ناامیدی:

  • نترسید؛ نگذارید چالش، کنارتان بزند.
  • اگر اشتباه کردید، به یاد داشته باشید که این طبیعی است.
  • کمی استراحت کنید و سپس چالش را با نیروی تازه از سر بگیرید.

ترفندها:
یک عادت جدید را با عادت قدیمی دیگری مرتبط کنید:
اگر قهوه می نوشید، زمان نوشیدن اولین فنجان را برای نوشتن و اولویت بندی وظایفتان اختصاص دهید.

مزیت:
برقراری چنین ارتباطاطی، باعث تسهیل ارتباطات عصبی می شوند.

روند پیشرفت خود را علامت بزنید.
در یک تقویم در دستشویی، در یک صفحه گسترده در کامپیوتر، روی میز صبحانه:
چک کردن روزهایی را که با موفقیت به پایان رسانده اید، خط بزنید. اگر این روال را به هم زدید، دوباره شروع کنید.

مزیت:
تصویر سازی، تقویت خوبی برای پیشرفت است.

الگو و سرمشق برگزینید.
به مردم اطراف خود را بنگرید و ببینید انضباط نفس و عادات تا چه حدی به آنها در تحقق اهدافشان کمک می کند.
با آنها در این مورد مشورت کنید.

لیست وظایف روزمره (to-do lists)

لیست وظایف روزمره (English exercise--to-do lists
چیستند، چگونه و چرا باید آن ها را تهیه کنیم؟

چیست؟!

  • تهیه لیست
    لیست مختصری از 3 الی 5 کار مهم برای آن روز که دیدنشان، یادآور کلیت کارهایی را که قرار است انجام دهید، باشد.
  • به تدریج که می خواهید این کارها را انجام دهید، این لیست می تواند کوتاه تر یا طولانی تر شود.
  • قرار دادن آن روی یخچال یا بولتن یا هرجایی که جلوی چشم باشد، برای یادآوری کارها و اولویت بندی آن ها در ذهن کمک می کند.
  • مرتب سازی و سازماندهی لیست: تقویم گوشی های موبایل و سایر تقویم ها دیجیتالی به این کار کمک می کنند و کارها را به موقع یادآوری می نمایند.
  • می توانید یک لیست Not-to-do نیز برای مواقعی که می خواهید یک سری کار را در زمان معین انجام ندهید، درست کنید تا این لیست یادآور آن ها باشد.
  • این کار می تواند در انجام بهتر کارها در زمان های معین به شما کمک کند.

چرا؟

  • برای کاهش نگرانی
    با موردبندی وظایف و اولویت بندی این موارد و تعیین جایگاهی برای آن ها در زندگی می توان استرس و نگرانی را کاهش داد.
  • برای یادآوری به خودتان
    داشتن یک لیست می تواند یادآور کارهای مهمی باشد که باید انجام دهید.
  • برای داشتن استراتژی در انجام کاره
    وقتی کاری را به یاد می آورید، در مورد آن، فکر نیز می کنید، و همجنین درباره منابع مربوط به انجام آن و استراتژی ها و راه های انجام این کار.
  • این کار می تواند یک تفریح باشد!
    بازی با لیست می تواند مشوق تفکر پیرامون آن برای یافتن راه حل باشد.
    عکس ها و تصاویری هم به آن اضافه کنید تا لیست جذاب تر و حتی دقیق تری داشته باشید.

چگونه؟

  • تمرین ساده بالا را برای مشخص کردن کارها انجام دهید.
  • برای ایجاد یک ترتیب دلخواه، به اولویت بندی کارها مراجعه کنید.
  • از تقویم های دیجیتالی گوشی ها یا کامپیوتر یا سایر دستگاه های دیجیتال استفاده کنید.
  • با دوستان، خانواده و همکاران به اشتراک بگذارید تا در صورت کمکتان کنند یا نگرش بهتری نسبت به کارهایتان ایجاد کنند.
  • کارهای انجام شده را خط بزنید و برای اتمامشان پاداش بدهید!
  • این لیست را برای زندگی روزمره تان اعمال کنید.
  • اولویت بندی کارها

    این استراتژی یکی از روش هاییست که می تواند با تعیین اهداف واقعی برای خود، در غلبه بر استرس به شما کمک کند.
    این تمرین را برای سازماندهی و اولویت بندی کارها در زندگیتان استفاده کنید.

    متن تمرین: کارها را سازماندهی کنید، بر استرس غلبه کنید. (English)

  • کارهایتان را سازماندهی و اولویت بندی کنید و نگرانی و تشویش خود را کاهش دهید.
  • هر کار را در سه مرحله انجام دهید.
  • سازماندهی کنید! هر یک از مراحل را از زودترین سررسید 
    (1 یا با اولویت ترین) تا دیرترین سررسید 
    (12 یا کم اولویت ترین) مرتب کنید.
  • پرینت بگیرید و به عنوان یک لیست to-do list از آن استفاده کنید.
  • حل مشکل و تصمیم گیری:

    تصمیم گیری های تطابق پذیر

    تکنیک های تطابق پذیر برای حل مشکلات، ترکیبی از منطق و عقل هستند و با این که دقیق نیستند، می توانند راه حل های خوب و رضایت بخشی پیش رویتان بگذارند.

    اگر نمی توانید مراحل کامل حل مشکل را دنبال کنید، از این تکنیک ها زمانی که:

  • فرصت کمی برای مطالعه دارید
  • نیازی به تحلیل کامل و دقیق ندارید
  • می توانید ریسک ها را بپذیرید
  • تصمیمات بازگشت پذیر بگیرید

استفاده کنید.

ترفندهای لازم برای اتخاذ تصمیمات تطابق پذیر

سازماندهی با استثنائات: تمرین
روی مسایل مهم و بحرانی کار کنید؛ مواردی را که جزو این ها نیستند، کنار بگذارید. 
ایجاد استراتژی و اولویت بندی

مثال: برای یک دانش آموز، ریاضی تدریس می کنید. متوجه می شوید که شرایط خانواده دچار مشکل است ولی مهارت های لازم برای کمک را ندارید. مدیر مربوط را مطلع می کنید تا وارد عمل شوند ولی باید روی مسئله اصلی تمرکز کنید و در انجام تکالیف به او کمک کنید.

تصمیمات سر در گم کننده
روز به روز تصمیمات بیشتری بگیرید تا به اهدافتان برسید و از تعهد کلی به تصمیمی که نمی توانید تغییرش دهید، خودداری کنید.

مثال: قبل از نصب کولر، توری، نورگیر و سایبان یا پنکه را امتحان کنید. این ها ممکن است مشکل گرما را برطرف کنند. اگر هم نتوانستد، باز هم در خنک کردن ساختمان موثر واقع گشته اند و در صورت نصب کولر، کارایی آن را افزایش می دهند.

مرور
از اطلاعات موجود برای حل مسئله استفاده کنید. 
مرور یک استراتژی آزمون و خطای اصلاح یافته برای سازماندهی ریسک است. برخلاف پرتاب یک تاس، این کار نیازمند یک حس استوار برای رسیدن به هدف و پیمودن مسیر است. از این تکنیک برای حرکت محتاطانه با گام های کوچک به سمت یافتن راه حلی مناسب استفاده کنید.

مثال: پزشکان از اظهار نظر در مورد یک تشخیص منفرد و ناتمام یک بیماری خودداری می کنند. از طریق مرور تجربی ولی دقیق، علت یک بیماری و درمان آن را مشخص می کنند.

محافظه کاری
اگر هنوز آمادگی کامل ندارید، با جلوگیری از تصمیماتی که شما را به یک گزینه منفرد محدود می کند محدوده ریسک را افزایش دهید.

مثال: سرمایه گذاران زیرک، هیچ وقت تمام دارایی خود را یک باره به کار نمی گیرند؛ بلکه ریسک را با تقسیم سهام و موجودی و غیره به میزان های متعادل، گسترش می دهند.

شواهد و حس ششم!
این ها گزینه هایی مبتنی بر تجربه، ارزش ها و احساسات شماست (حس ششم و دل شما!). هرچند خیلی وقت ها می توانید با این حواس به نتیجه و واقعیت دست یابید، منحصراً به آن تکیه نکنید، چون می تواند منجر به قضاوت های نادرست یا تصمیمات عجولانه شود. نخست منطق خود را به کار بگیرید، سپس سراغ حس ششم بروید تا "حس کنید" تصمیمتات صحیح است.

تاخیر
اگر نیازی به تصمیم فوری ندارید و فرصت کافی برای فکر کردن دارید، به آرامی پیش بروید یا اندکی شکیبایی به خرج بدهید. گاهی اوقات انجام ندادن کار، بهترین تصمیم است؛ مشکل یا حل می شود یا اتفاقات بر آن چیره می شوند.

واگذاری تصمیم گیری یا کارها به فرد یا گروهی دیگر
گاهی اوقات ما خود را درگیر مشکلاتی می کنیم که مطعلق به ما نیستند یا کسان دیگری می توانند آن را بهتر حل کنند. یک ترفند برای واگذاری مسایل به دیگران، مشخص کردن افراد درگیر با موضوع است. این افراد کسانی هستند که جذب مسئله می شوند یا با حل آن، تحت تاثیرش قرار می گیرند (این، تمرین خوبی برای هر نوع تصمیم گیری است!).

مورد دیگر که باید در حل مشکل در نظر گرفته شود، کافی بودن منابعتان برای حل مسئله است. منابعی مانند زمان، پول، مهارت ها، اعتماد به نفس و ... جزو این منابعند و در صورت کافی نبودن بایستی تصمیم گیری به شخص مناسب واگذار شود.

بینش، فرصت و گزینه ها
روی آینده تمرکز کنید تا فرصت ها و گزینه های پنهان را بیابید. با گزینه ها، می توانیم تصمیم های بهتری بگیریم. بدون آن ها تصمیم ها تبدیل به انتخاب های اجباری می شوند. با یافتن فرصت های فردا و گسترش گزینه ها، می توانید تصمیمات پاینده و مطلوبی بگیرید.

موانع موجود برای تصمیم گیری

دودلی و عدم توانایی برای تصمیم گیری
جلوگیری از تصمیم گیری برای گریز از مسایل مربوط به ریسک، ترس و نگرانی

متوقف شدن
پرهیز از رویارویی با مشکل، انباشتن وسواسی حقایق بی پایان.

نشان دادن واکنش و احساسات بیش از حد
موقعیت را از کنترل خارج کردن؛ اجازه دادن به چیره شدن احساسات بر شرایط

تردید
معکوس کردن تصمیمات؛ قضاوت تردیدآمیر و همراه با دودلی برای موردی خاص

سنجش های نیمه کاره و ناقص
آشفته کردن شرایط. گرفتن ایمن ترین تصمیم برای جلوگیری از بحث و جدل و در عوض درگیر نشدن با کل مسئله.

چگونه بر استرس غلبه کنیم؟

ابتدا، استرس را تشخیص دهید.

علائم استرس به صورت ذهنی، فیزیکی و ظاهری بروز می­کنند؛ که شامل خستگی، کاهش یا افزایش اشتها، سردرد، گریه، خواب­آلودگی و خوابیدن بیش از حد است. روی آوردن به الکل یا سایر داروهای انرژی زا یا رفتارهای مشابه از علائم وجود استرس است. احساس ناامیدی، هراس یا بی­علاقگی نیز می­تواند با استرس ایجاد شود.

اگر احساس می­کنید استرس مطالعات شما را تحت تاثیر قرار می­دهد، نخستین گزینه، مراجعه به مرکز مشاوره تحصیلیتان است.

کنترل استرس توانایی کنترل در مواجهه با موقعیت­ها، افراد یا رویدادها یا تقاضاهای مفرط است. چگونه می­توانید اضطراب خود را کنترل کنید؟ چه استراتژی­هایی را می­توان به کار گرفت؟

به اطراف نگاه کنید.

ببینید آیا واقعاً چیزی وجود دارد که بتوانید تغییرش دهید یا کنترلش کنید.

خود را از موقعیت استرس­زا دور کنید.

هر روز، استراحتی ولو کوتاه و به مدت چند دقیقه به خود بدهید.

مکرراً طرز رفتار و واکنشتان را تغییر دهید.

ولی این کار را بیش از اندازه تکرار نکنید. روی یک موضوع استرس­زا تمرکز کنید و واکنش­های خود را نسبت به آن کنترل کنید.

از واکنش­های بیش از حد بپرهیزید.

وقتی اندکی بی علاقگی کافیست، چرا متنفر باشیم؟ چرا آشفتگی و تشویش ایجاد کنیم، در حالی که می­توانیم عصبی باشیم؟ چرا خشمگین شویم؟ عصبانیت هم کافیست! چرا افسرده شویم، درحالی که می­توانیم ناراحت باشیم؟

به میزان کافی بخوابید.

کم خوابی یا بی­خوابی بر میزان استرس می­افزاید.

از خود درمانی یا فرار از مشکلات بپرهیزید.

الکل و داروها نیز می­توانند استرس­زا باشند و هیچ کمکی به حل مشکل نمی­کنند.

بهترین راه تمدد اعصاب را بیاموزید.

اثبات شده است که مدیتیشن و تمارین نفس کشیدن می­توانند در کنترل سترس بسیار مفید باشند. بکوشید تا ذهن خود را از افکار مخرب و اضطراب­آور دور کنید.

اهداف واقع­گرایانه برای خود تعیین کنید.

تعداد رویدادهای موجود در زندگی را بکاهید تا فشار بیش از حد کاهش یابد.

خود را غرق افکارتان نسازید.

از نالیدن و شکایت درباره فشار کاری بپرهیزید. هر کار ار به تدریج انجام دهید، یا به طور انتخابی کارهای مهم­تر و با اولویت را انجام دهید.

نگرشتان را نسبت به مسایل تغییر دهید.

تشخیص دلیل ایجاد استرس را بیاموزید. بازخورد بدنتان را افزایش دهید و استرس را خود به خود تنظیم کنید.

کاری برای دیگران انجام دهید.

تا ذهنتان از افکار خودتان دور بماند.

به تدریج استرس را از بین ببرید.

با فعالیت فیزیکی نظیر پیاده­روی، تنیس یا حتی باغبانی تدریجاً استرس را از بین ببرید.

بی­احساسی و پوست کلفتی را در خود ایجاد کنید!

کنترل استرس نهایتاً چنین است: "من خودم را ناراحت می­کنم."

بکوشید تا از استرس "استفاده" کنید.

اگر نمی­توانید با عاملی که موجب ایجاد استرس می­شود مقابله کنید، با آن پیش بروید و از آن در جهت مثبت استفاده کنید.

مثبت­اندیشی را در خود تقویت کنید.


انگیزش خود

همه ما وقتی کودکان خردسالی بودیم، توانایی بالایی در یادگیری و دیدن شکست های گذشته داشتیم.

با گذشت زمان که شروع به برآوردن انتظارات خانواده هایمان، مدارس و محیط کردیم، انگیزه هایمان از سال های اول زندگی، از اهداف خودمان، به خشنود نمودن دیگران، و نیز اغلب تمایل به درک درد و رنج تبدیل می شود. 

شما چگونه می توانید در خودتان ایجاد انگیزه کنید؟ 

با این تمرین، سعی کنید

  • حس اکتشاف خود را تشخیص دهید.
  • مسئولیت یادگیری خودتان را به عهده بگیرید.
  • خطرات ذاتی در یادگیری را با اعتماد به نفس، شایستگی و خودمختاری بپذیرید.
  • بدانید که "شکست"، موفقیت است:
    فهمیدن این که چه چیزی در طی مسیر کمک نمی کند، مانند درک عوامل موثر در طی مسیر است.
  • دستاوردهای خود را در رسیدن به اهدافتان تقدیر کنید.

اجتناب از تنبلی و به تعویق انداختن کارها

تنبلی شما برای یک پروژه است؟ یا به یک عادت تبدیل شده است؟

برای مقابله با تنبلی و طفره رفتن:

از یک پروژه آسان شروع کنید،
به این سوالات پایه پاسخ دهید،
همچنان که به سوالات جواب می دهید، پاسخ ها را پیش روی خود نگه دارید:

می خواهید چه کار کنید؟

  • هدف نهایی چیست؟ نتیجه چه خواهد بود؟
    می تواند واضح یا مبهم باشد.
  • گام های اصلی برای رسیدن به هدف چیست؟
    خیلی وارد جزئیات نشوید و گسترده بیاندیشید.
  • تا کنون چه کرده اید؟
    به یاد داشته باشید که شما قسمتی از این مسیر هستید، حتی اگر از طریق تفکر باشد.
    طولانی ترین سفر با نخستین قدم آغاز می شود.

چرا می خواهید این کار را بکنید؟

  • بزرگ ترین انگیزه تان چیست؟
    اگر انگیزه منفی دارید، ذهنتان را مشغول نسازید.
    این یک شروع صادقانه و خوب است.
    با این همه، اگر انگیزه تان منفیست، دوباره بکوشید و آن را به گونه مثبتی بیان کنید.
  • چه نتایج مثبت دیگری از رسیدن به این هدف حاصل می شوند؟
    تعیین این نتایج، سودهایی را که ممکن است از آن ها اجتناب کنید،
    آشکار می سازد. به آینده ای بهتر بیاندیشید!

به هرچه در مسیرتان قرار می گیرد، توجه کنید.

  • چه چیزی با قدرت شما قابل تغییر است؟
  • به چه منایعی خارج از وجود خودتان نیاز دارید؟
    منابع فقط مثل پول یا ابزار، فیزیکی نیستند و شامل زمان،
    افراد/استادها/افراد بزرگ تر، و حتی گرایش ها و رفتارها نیز هستند.)
  • اگر پیشرفت نکنید چه اتفاقی می افتد؟ 
    بد نیست کمی خودتان را بترسانید!

برنامه های خود را گسترش دهید؛ موارد زیر را لیست کنید:

  • گام های اصلی و واقع گرایانه
    یک پروژه زمانی که در مراحل مختلف ساخته شود، آسان تر است.
    با گام های کوچک شروع کنید.
    همچنان که پیش می روید، جزئیات و پیچیدگی ها را نیز بیافزایید.
  • هر یک از این مراحل چقدر زمان می برد؟
    یک برنامه زمان بندی به شما کمک می کند تا روند پیشرفتتان را مشاهده کنید.
    در مسیری که قرار است طی کنید، ایستگاه هایی هم وجود دارند، پس روحیه تان را تقویت کنید.
  • چه موقعی از روز، هفته، و ... را به کار اختصاص می دهید؟
    این به شما کمک می کند تا یک عادت کاری جدید را به خود بیاموزید.
    یک محیط کاری خوب بسازید و 
    از حواس پرتی ها دوری کنید
    (لذت بردن از یک کاری وقتی که از عوامل حواس پرتی به دور باشید، بسیار آسان تر است.)
  • پاداش هایی که در هر ایستگاه خواهید داشت
    و نیز چیزهایی که قرار است در هر ایستگاه از آن ها بپرهیزید.
  • زمان لازم برای مرور
    یک دوست مورد اعتماد بزرگتر یا خبره تراز خودتان بیابید
    تا به انگیزش و نظارت بر پیشرفتتان کمک کند.

موارد زیر را قبول کنید:

  • آغازهای اشتباه و خطاها را به عنوان یادگیری تجارب بپذیرید.
    آن ها می توانند خیلی مهم تر از موفقیت باشند.
    و به «تجربه» معنی می دهند.
  • حواس پرتی ها و تنبلی ها
    وجود آن ها را انکار نکنید ولی از وسوسه شدن و امتحان آن ها بپرهیزید.
  • احساسات
    وقتی کارها خوب پیش نمی روند، ناامیدیتان زا اقرار کنید.
    بپذیرید که مشکلی داشتید ولی کاری برای آن انجام دهید.
  • تخیلات
    خودتان را در موفقیت و کامیابی ببینید.

و نهایتاً: اگر تنبلی برایتان یک عادت است، آن را ترک کنید.
روی کارها و پروژه هایی که سررسیدشان نزدیک است، متمرکز شوید و از آن جا شروع کنید.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ فروردين ۹۴ ، ۰۲:۵۹
ابراهیم خندان

       مهارت تصمیم گیری

 

سلام.مطلبی در مورد نحوه تصمیم گیری صحیح خوندم که به نظرم مفید و کاربری هست .چون توی این  زمونه جای اشتباه زیادی نداریم و لازم هست که درست تصمیم بگیریم.مطلب اینه:

*مقدمه:

تصمیم گیری بخش مهمی از زندگی شخصی و شغلی هر یک از ما را تشکیل می دهد. تصمیم گیرندگان افرادی هستند که که مسئولیت قضاوت یا انتخاب بین دو یا چند راه حل و یا پدیده را به عهده دارند. و این قضاوتها و انتخابها چه در زندگی شخصی و چه در محیط کار , با هر پست و مسئولیت , گاه می تواند بسیار مهم و حیاتی باشد.

تصمیم گیری ابزاری است که برای شکل دادن به آینده مثبت از آن استفاده می کنیم.وبه عبارتی فرایندی است پیچیده شامل انواع توانایی های فکری ونیزداشتن اطلاعات در مورد تصمیمی که می خواهیم بگیریم.

همه ما هر روز تصمیم هایی می گیریم که بعضی از آنها بسیار مهم هستند و البته برخی نیز اهمیت کمتری دارند. برخی از این موقعیتهای تصمیم گیری فوری و اضطراری بوده و برای برخی دیگر زمان و فرصت بیشتری وجود دارد. به عنوان مثال برای یک نوجوان تصمیم گیری در مورد اینکه ادامه تحصیل دهد یا نه آن را کنار گذاشته و به دنبال شغلی باشد، یا تصمیم گیری برای اینکه آیا پیشنهاد دوستش را برای پرداخت نکردن هزینه ساندویچی که مصرف کرده اند قبول کند یا نه! بسیار مهم هستند.

تصمیم گیری شاخص بسیار مهمی برای شناخت رشد عقلی، عاطفی، اجتماعی و روانی افراد می باشد، بنابراین برای افرادی که به چنین رشدی نرسیده اند ، احتمال بیشتری وجود دارد اجازه دهند دیگران برای آنان تصمیم گیری کنند.

افرادی که درست تصمیم می گیرند، یعنی همه جوانب را سنجیده ، و تلاش می کنند به پیش بینی نتایج احتمالی تصمیم گیری خود دست پیدا کنند، احتمال موفقیت خود را افزایش می دهند و در نتیجه احساس رضایت بیشتری از خود خواهد داشت و مسلما" پی آمد چنین احساسی، اعتماد به نفس بیشتر و روحیه شادتر خواهد بود. و این حالت نه تنها تصمیم گیرنده را ، بلکه اطرافیانش را نیز به استفاده از چنین فرآیندی تشویق می نماید. بنابراین می توان پیش بینی کرد با بدست آوردن و افزایش مهارت تصمیم گیری، بهداشت روانی فرد و اعضاء خانواده ارتقاء پیدا کند. 

*تعریف:

واژه تصمیم گیری در لغت به معنی اراده کردن، قصد نمودن، و در اصطلاح انتخاب از میان دو یا چند راه کار و یا گزینه را تصمیم گیری می گویند.بنابراین تصمیم گیری عبارت است از فرآیند ارزشیابی گزینه ها و راه های موجود و همچنین بررسی و پیش بینی عواقب آن برای رسیدن به هدف.



*مراحل تصمیم گیری:

اگر قرار است تصمیم گیری به درستی انجام شود نمی توان به طور تصادفی ، به دلخواه و بدون مطالعه به اجرا در آید. بنابراین بهتر است با استفاده از روشی مفید، مؤثر و عملی به این کار مبادرت ورزید.

مراحل درست تصمیم گیری که مورد توافق اکثر نظریه پردازان می باشد عبارت است از:

1- تعیین چالش موجود: در این مرحله چالش یا تصمیمی که با آن مواجه هستیم را مشخص کرده و به تعریف مسئله یا مشکل مورد نظر می پردازیم. در این مرحله می توان بر روی یک برگ کاغذ و در چند خط چالش موجود را یادداشت کرده و به بررسی آن پرداخت.



2- جمع آوری گزینه های موجود: در این مرحله با بررسی انتخاب های پیش رو به بررسی اطلاعات موجود درباره راه ها و گزینه های موجود می پردازیم. چه خوب است در این مرحله با استفاده از روش بارش فکری انواع انتخاب های احتمالی را در نظر بگیریم یعنی با آزاد گذاشتن فکر همه گزینه های احتمالی را یادداشت نمائیم و همچنین از نظریات مشورتی دیگران نیز بهره بگیریم. در کاغذی که مراحل مختلف تصمیم گیری را با استفاده از آن انجام می دهیم ، می توان به شکل زیر مرحله دوم را یادداشت کنیم:

انتخاب هایی که پیش رو دارم:

انتخاب شماره 1  ---------------------------------------

انتخاب شماره2  ----------------------------------------

انتخاب شماره 3  ---------------------------------------



3- بررسی عواقب هر انتخاب: در این مرحله تلاش می کنیم با استفاده از نیروی فکر و تخیل خود و همچنین نظرات دیگران به بررسی پی آمدهای مثبت و منفی هر کدام از انتخاب ها در مرحله قبلی بپردازیم. در همان کاغذ پس از یادداشت مرحله دوم می توان مرحله سوم را به شکل زیر انجام داد:

عواقب هر انتخاب:

عواقب مثبت----------------------

عواقب  منفی---------------------





4- مرحله تصمیم گیری: در این مرحله تصمیم نهائی که در واقع بهترین گزینه از میان انتخابهای مرحله دوم می باشد اتخاذ شده و به مرحله اجرا گذاشته شده و چنانچه نتیجه تصمیم ما در کوتاه مدت مشخص گردد ، مورد ارزشیابی قرار می گیرد. این مرحله را در کاغذ خود به شکل زیر یادداشت می کنیم:

تصمیم نهائی -----------

دلایل من برای این تصمیم ---------------------------------------



*توصیه ها:

1- در تصمیم گیری بهتر است از مشورت با افراد آگاه، متخصص و با تجربه بهره بگیریم.

2- به عواملی که در تصمیم گیری با اهمیت هستند دقت کنیم. عواملی مثل اطلاعات موجود، محدودیت زمانی، پی آمدها، اطلاعات نادرست، تاثیر و فشار دیگران و هنجارهای جامعه بر تصمیم گیری ما، خطرات احتمالی و غیره.

3- در نظر داشته باشید که عواملی دیگری نظیر دوستان ، ارزشهای موجود رسانه ها، مذهب ، فرهنگ ، بخت و اقبال و آرزوی والدین ممکن است بویژه بر روی نوجوانان بیشتر تاثیر بگذارد. چه خوب است گاهی در محیطی صمیمانه درباره این عوامل در خانه با یکدیگر صحبت کرده و نظر فرزندان را راجع به این عوامل و عوامل دیگر بپرسیم.

4- می توان از فرزندان درباره برخی از مخاطره آمیزترین تصمیم هایی که یک نوجوان ممکن است اتخاذ کند سوالاتی مطرح کرده و درباره آن بحث های جالبی داشته باشیم.

5- درباره پی آمدها و بررسی عواقب تصمیم ها می توان با کمک اعضاء خانواده به بحث در مورد این موضوع پرداخت که آیا برخی از این پیآمدها به ما اخطار می دهد که بلافاصله انتخاب خود را تغییر دهیم؟ به عنوان نمونه اقدامی که با به خطر انداختن سلامتی یا زندگی همراه است، یا خطر دستگیری و زندانی شدن، خطر از دست دادن اعتماد دیگران و غیره.

6- در نظر داشته باشیم که برخی از عواقب منفی، با احساسات یا ارزشهای انسانی مربوط است، مثل احساس گناه برای انتخاب خلاف ارزشهای خود، احساس ناخوشایند به دلیل انجام عملی که والدین ، دوستان، یا مذهب آن را تأیید نمی کند و یا این احساس که مورد سؤ استفاده و بهره برداری دیگران قرار بگیریم.

7- برای تمرین بیشتر و کسب مهارت در پیش بینی عواقب و پی آمدهای احتمالی هر تصمیم می توان با شرکت اعضاء خانواده سوالاتی را مطرح کرده و از هر کس بخواهیم پاسخهای خود را روی یک برگ کاغذ نوشته و پس از اتمام درباره پاسخ هر کدام از افراد به بحث و بررسی پرداخت. سوالاتی از قبیل :

چه اتفاقی می افتد اگر : به دانشگاه برویم؟ ، ترک تحصیل کنیم؟ ، هرگز ازدواج نکنیم؟ با اتومبیل یکی از دوستان که گواهینامه ندارد مسافرت کنیم؟

یا موارد دشوارتری همانند مثال زیر:

حسن در مدرسه به سختی پیشرفت می کند و هنوز یک سال و نیم تا تمام کردن مدرسه فاصله دارد. پسر عمویش به او می گوید که در شرکت ساختمانی پدرش کاری برای او سراغ دارد. دستمزد کار خوب است و حداقل شش ماه باید در آنجا بماند. حسن باید ترک تحصیل کند، اما در مقابل پول خوبی بدست می آورد. او چه باید بکند؟ عواقب احتمالی تصمیم او چه خواهد بود؟

8- به یاد داشته باشیم برای اتخاذ یک تصمیم خوب ، افراد بویژه نوجوانان نیاز دارند قبل از هر چیز درباره تمایلات، ارزشها، باورها و هیجانات خود اطلاعاتی داشته باشند (خودآگاهی).

9- یکی دیگر از مهارتهای پیش نیاز برای تصمیم گیری خوب ، مهارت انتخاب هدف است. به عبارت دیگر فردی که اهداف کوتاه مدت و بلند مدت خود را در کلیه شئونات زندگی مشخص کرده باشد ، راحت تر و مناسبتر تصمیم می گیرد.

10- همانطور که گفته شد بهتر است در تصمیم گیری از مشورت دیگران بهره بگیریم. بنابراین پیش نیاز مطلوب دیگر این است که شخص ، بویژه نوجوانان از مهارتهای ارتباط بین فردی برخوردار باشند. 

11- در تصمیم گیری های فوری و در موقعیتهای ویژه یا در زمانهای بحرانی ممکن است فرد به دلیل فشارها و تنش هایی که در روابط خود با دیگران با آن روبرو می شود یا به دلیل شرایط محیطی، در تصمیم های خود لجبازی کرده و ضعیف ، غیر منطقی و عجولانه تصمیم گیری کند. بنابراین یکی دیگر از پیش نیازهای مناسب برای اتخاذ تصمیم ، ارتقاء مهارتهای مدیریت خود و هیجانات می باشد که به شخص کمک می نمایند تا هیجانات خود را کنترل کرده و منطقی تر تصمیم گیری نمایند.

12- مطالعه زندگی نامه انسانهای موفق در عرصه علم ، ادب ، اقتصاد و غیره می تواند زمینه را برای تصمیم گیری های مناسب در آینده هموارتر سازد.

 

*فایده مهارت تصمیم گیری چیست؟

1- پیشگیری از اختلالات جسمی

2- پیشگیری از اختلالات روانی

3- پیشگیری از اختلالات اجتماعی

4- پیشگیری از اختلالات معنوی

5- پیشگیری از مشکلات سیاسی

6- پیشگیری از مشکلات اقتصادی

7- ارتقاء سلامت

 

*عوامل موثر در تصمیم گیری

شخصیت فرد

عوامل محیطی

میزان اطلاعات

روش و میزان پاداش یا تنبیه

اهمیت موضوع

شفافیت موضوع

مهارت های پیش نیاز

خود آگاهی

همدلی

ارتباط ( ابراز وجود )

روابط بین فردی

تفکر نقاد

تفکر خلاق

حل مسئله

اعتماد به نفس

استقلال فکر

آمادگی برای پذیرش مسئولیت تصمیم های اتخاذ شده

عدم ترس از خطر کردن ( ریسک کردن)

درک درست موقعیت ومشکل

ارزش ها و باورها

دانش و اطلاعات درباره مشکل یا موقعیت

شیوه تصمیم گیری

آمادگی برای مشورت با دیگران

انعطاف پذیری

خلاقیت

 

 

مهارت های زندگی - مهارت تصمیم گیری

 مهارت های زندگی - مهارت تصمیم گیری

 

نویسنده: مهدی نیلی پور




 

مقدمه

یکی از مراحل زندگی بشر، مرحله دنیاست که شامل سه اتفاق عمده ی: تولد (ورود)، زندگی (حضور) و مرگ (خرج) می باشد.
انسان در تولّد و مرگ و اصل زندگی اختیاری ندارد، اما در چگونگی و نوع زندگی مختار است و شایسته است برای کسب حیات طیّبه، زیستنی آگاهانه، خردمندانه و سعادتمندانه همراه با سلامت جسم و توجه به آینده ای روشن تلاش نماید.
برای کسب حیات طیبه با نگاه متقارن به دنیا و آخرت توجه به پنج نوع تربیت برای بشر ضروری است:
1. تربیت جسمی
2. تربیت عاطفی
3. تربیت عقلانی
4. تربیت دینی
5. تربیت اجتماعی
چرا که نیل به سعادت و خوشبختی واقعی بشر در بُعد فردی، خانوادگی و اجتماعی مرهون کسب توانمندی و موفقیت در این پنج نوع تربیت جهت «شکوفاسازی شخصیت خود و اداره ی زندگی» و «برقراری ارتباطات موفق جمعی تا حد تأثیرگذاری مثبت» و «ارتباط عمیق با خداست».
کارشناسان تربیتی به بخشی از آگاهی ها و توانایی های انسان که برای دستیابی به یک زندگی موفق مورد نیاز است، «مهارتهای زندگی» می گویند. در این مقاله به تبیین و تشریح راهکارهای داشتن یک زندگی سالم و مهارتها و روش های مقابله ای مورد نیاز می پردازیم.
زندگی عبارت از هزاران تصمیم گیری بزرگ و کوچک برای تنظیم روابط گوناگون فردی، خانوادگی و اجتماعی است که در شرایط عادی و بحرانی با تدبیر و مدیریت بحران اداره می شود. تصمیم گیریهای صحیح و حکیمانه در شرایط عادی و غیر عادی عرصه های مختلف زندگی تا آنجا اهمیت دارد که برخی از کارشناسان در تعریف مدیریت گفته اند: «مدیریت یعنی تصمیم گیری».
اما تصمیم گیری عبارت است از: کسب توانایی لازم برای انتخاب مؤثر در موقعیت های زندگی.
قدرت و مهارت تصمیم گیری و إعمال اراده یکی از نشانه های توانمندی شخصیتی، رشد، بالندگی و حرکت آفرینی به شمار می رود. داشتن این مهارت نه تنها برای موفقیت در زندگی مادی که برای پیروزی در عرصه های معنوی و طی درجات و مقامات ایمانی و عرفانی نیز، از اولین گام ها و نیازها به شمار می رود. امام خمینی ره در خصوص لزوم داشتن این مهارت برای طیّ مسیر إلی الله می فرمایند:
«بعضی از مشایخ ما، أطال الله عمرَه، می فرمودند که «عزم» جوهره ی انسانیت و میزان امتیاز انسان است؛ و تفاوت درجات انسان به تفاوت درجات عزم اوست و عزمی که مناسب با این مقام است عبارت است از بنا گذاری و تصمیم بر ترک معاصی، و فعل واجبات، و جبران آنچه از او فوت شده در ایام حیات؛ و بالاخره عزم بر اینکه ظاهر و صورت خود را انسان عقلی و شرعی نماید که شرع و عقل به حسب ظاهر حکم کنند که این شخص، انسان است. و انسان شرعی عبارت آن است که موافق مطلوبات شرع رفتار کند، و ظاهرش ظاهر رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم باشد و تأسی به آن بزرگوار بکند در جمیع حرکات و سکنات و در تمام افعال و تروک و این امری است بس ممکن، زیرا که ظاهر را مثل آن سرورو کردن امری است مقدور هر یک از بندگان خدا.» (1)
سپس می فرمایند: «ای عزیز بکوش تا صاحب «عزم» و دارای اراده شوی، که خدای نخواسته اگر بی عزم از این دنیا هجرت کنی، انسان صوری بی مغزی هستی که در آن عالم به صورت انسان محشور نشوی.» (2)
شاید به همین دلیل خداوند متعال از بین 124 هزار پیامبر موفق ترین و کامل ترین آنان را به انبیاء اولوالعزم یعنی صاحبان اراده یاد می کند. انبیاء اولوالعزم عبارتند از: حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، حضرت عیسی، موسی، ابراهیم و نوح علیهم السلام.
اما علاوه بر بخش معنوی زندگی که نیازمند به تصمیم گیری به موقع و صحیح دارد و علاوه بر تصمیمات روزمره و عادی زندگی، گاهی در زندگی انسان شرایط و موقعیت های ویژه ای بوجود می آید که تصمیم گیری و انتخاب صحیح مسیر، در سرنوشت انسان مؤثر است.
برخی از مهمترین تصمیمات هر کس در زندگی اش عبارت است از:
1. تصمیم گیری در خصوص رشته ی تحصیلی.
2. تصمیم گیری در خصوص انتخاب شغل.
3. تصمیم گیری در خصوص انتخاب مذهب و فکر صحیح.
4. تصمیم گیری در خصوص ازدواج و انتخاب شریک زندگی.
5. تصمیم گیری در خصوص خودسازی و ایجاد تغییرات مثبت در خود.
6. تصمیم گیری در خصوص ایفای نقش های مدیریتی و خدمت رسانی به مردم در سطح کلان.
7. تصمیم گیری در خصوص برنامه های بزرگ اقتصادی، اجتماعی و سیاسی.
معمولاً افراد در تصمیم گیری های خود با توجه به حالات و آمادگی های درونی و بیرونی با پیش گرفتن چندین روش در مقام تصمیم گیری برمی آیند:

1- تصمیم گیری سفیهانه:

این نوع تصمیم گیری در صورتی است که انسان بدون مبنای عقلی و مشورت به اتخاذ تصمیم مبادرت نماید و معمولاً منجر به هلاکت و زیان تصمیم گیرنده و بعضاً افراد پیرامونی او می گردد.

2- تصمیم گیری جاهلانه:

در صورتی که تصمیم گیری انسان بدون مبنای علمی باشد، تصمیم گیری او جاهلانه می شود چنین روشی غالباً به افراط و تفریط و پشیمانی منجر می شود.

3- تصمیم گیری عجولانه:

در صورتی که تصمیم گیری بدون رعایت زمان مناسب و بدون ملاحظه اصول مدیریت زمان و همراه با شتابزدگی باشد، تصمیم گیری عجولانه خواهد بود؛ این گونه تصمیم گیری غالباً بی نتیجه یا کم نتیجه است.

4- تصمیم گیری متأخرانه:

اگر تصمیم گیری دیر هنگام و پس از گذشت فرصت مناسب باشد، متأخّرانه خواهد بود که در بسیاری از موارد جبران گذشته را نخواهد کرد.

5- تصمیم گیری واگذرانده:

این نوع تصمیم گیری در حقیقت تصمیم گیری نیست و مربوط به افراد متحیّر و ضعیف النفس است که منجر به واگذاری تصمیم گیری به دیگران خواهد شد.

6- تصمیم گیری حکیمانه:

اگر تصمیم گیری بر اساس دانش و عقل، در زمان مناسب و همراه با آینده نگری و محاسبات دقیق با توجه به همه ی مؤلفه های لازم صورت پذیرد تصمیم گیری حکیمانه و خردمندانه است.
حال با توجه به اقسام تصمیم گیری، لازم است انسان در هر تصمیمی از سفاهت، جهالت، عجله، تأخیر و واگذاری امر به دیگران خودداری کند و با تفکر، مشورت، آینده نگری و بررسی همه ی جوانب، تصمیمی مؤثر و حکیمانه اتخاذ نماید.
اما در یک تصمیم گیری حکیمانه مجموعه ای از علل و عوامل مؤثر می باشد که لازم است با آنها آشنا شده و در مقام تصمیم مورد اجرا درآیند؛ این عوامل عبارتند از:

1- شجاعت و ریسک پذیری:

به طور نمونه حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم در خصوص امر بازرگانی و تجارت می فرمایند: (التَّاجِرُ الجَبانُ مَحرومٌ وَ التَّاجِرُ الجَسُورُ مرزوقٌ.) (3)
«بازرگان ترسو از روزی محروم می ماند و بازرگان بی باک روزی دارد.»

2- تجربه:

قال علی علیه السلام: (الأُمُورُ بِالتَّجرِبَهِ، الأعمالُ بِالخُبرةِ.) (4)
«کارها به آزمودن است و کردارها به شناخت.»
قال علی علیه السلام: (مَن حَفِظَ التَّجارِبَ أصابَت أفعالُهُ.) (5)
«هر که تجربه اندوزد، کارهایش درست صورت پذیرد.»

3- تفکر و عقل

قال علی علیه السلام: (بِالعَقلِ صَلاحُ کُلِّ أمرٍ.) (6)
«درستی و سامان یافتن هر کاری، با خرد میسّر است.»

4- دوراندیشی و احتیاط

قال علی علیه السلام: (مِنَ الحَزمِ صِحَّةُ العَزمِ، مِنَ الحَزمِ قُوَّهُ العَزم.) (7)
«عزمِ درست از دوراندیشی است، عزمِ استوار از دوراندیشی است.»

5- آگاهی از نقطه ی آغاز

قال الجواد علیه السلام: (مَن لَم یَعرِفِ المَوارِدَ أعْیَتهُ المَصادِرُ.) (8)
«هر کس نداند کاری را از کج آغاز کند، از به سرانجام رساندن آن درماند.»

6- مشورت و رایزنی

قال علی علیه السلام: (إذا عزمت فاستَشِر.) (9)
«هرگاه تصمیم به کاری گرفتی، مشورت کن.»

7- توکّل و توسل و تکیه بر منابع معنوی همچون ذکر و دعا و طلب خیر از خدا

قال الصادق علیه السلام: (إذا عَزَمَت عَلَی السَّفَرِ أو حاجَةٍ مَهِمَّةٍ فَأکثِر مِنَ الدُّعاءِ وَ‌ الاستخارَهِ...) (10)
«هرگاه تصمیم به سفر یا کار مهمی گرفتی، بسیار دعا کن و از خدا طلب خیر نما.»

8- فائده مندی

قال علی علیه السلام: (لا تَعزِم عَلَی مَا لَم تَستَبِنِ الرُّشدَ فیه.) (11)
«بر آنچه رشد و صحّت (فائده) آن را نمی دانی، تصمیم مگیر.»

9- عاقبت اندیشی.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند: (اذا همَمْتَ بِأمر فَتَدَبَّر عاقِبَتَه.) (12)
«چون همت بر کاری کردی، در عاقبتش تدبر کن...»

10- توجه به تأثیر و نقش منابع مالی و مصرف ثروت

امام حسین علیه السلام می فرمایند: ثروت و دارایی تو اگر از آن تو و اهداف تو نباشد تو از آن باقی مگذار که از تو خیری باقی نگذارد و از آن استفاده کن و بخور قبل از آنکه ثروت تو را بخورد. (13)

* چند راهکار برای تمرین و پرورش مهارت تصمیم گیری (به شکل کارگاهی و عملیاتی)

1) سنجش و تحلیل مزایا و معایب تصمیم گیری (موازنه)

یکی از تمرین های مهارت تصمیم گیری روش تحلیل مزایا و معایب و موازنه و سنجش آنهاست، چرا که هر تصمیمی مجموعه ای از پیامدهای مثبت و منفی و سود و زیانهایی را به همراه دارد، معمولاً تصمیم ها دارای آمیزه ای از هر دو پیامد است و در بسیاری از اوقات عدم تحلیل صحیح و یا تمرکز بر یک پیامد منفی، و یا پیامد مثبت فقط و ندیدن سایر پیامدها ما را به تصمیم گیری غلط و یا غیر واقعی و یا عدم تصمیم گیری سوق می دهد. تحلیل سود و زیان، سهولت در تصمیم گیری و فائق آمدن بر شرایط بسیار سخت و جان فرسای بلاتکلیفی را فراهم می سازد. برای عملی نمودن و تمرین این روش دو طریق پیشنهاد می شود:
1- الف) ثبت موضوع و عنوان تصمیم گیری، مثلاً انتخاب فلان رشته تحصیلی
ب - تنظیم و تکمیل جدول سود و زیان به شکل زیر:
ب – تنظیم و تکمیل جدول سود و زیان به شکل زیر:

مزایای این تصمیم

معایب این تصمیم

1-
2-
3-
4-
5-

1-
2-
3-
4-
5-


ج - نمره دادن از 0 تا 10 به موارد سود و زیان.
اگر مزیت یا عیب مورد نظر کاملاً برایتان مهم بودند که 10 و اگر اصلاً برایتان مهم نبود، نمره صفر به آن بدهید. نمرات مختلف بین صفر و ده نشان دهنده درجات مختلف اهمیت آن عامل است و سپس تصمیم گیری بر اساس جمع بندی و سنجش نمره، مزایا و معایب.
کاملاً مهم است اصلاً مهم نیست
2- استفاده از برگه راهنمای تصمیم گیری
الف) همه ی راه حل های امکانپذیر را برای مسئله ای که در نظر دارید، بنویسید.
1-...........................
2-...........................
3-...........................
4-...........................
ب) اطلاعات لازم را در مورد موضوع تصمیم گیری خود جمع آوری کنید. (این اطلاعات شامل ارزش های فردی خود، اهدافتان، ارزش های اجتماعی و... است.)
ج) مزایا و معایب هر کدام از انتخاب های خود را بنویسید. مثلاً:
و همین طور مابقی راه حل ها.
د) مرحله تصمیم گیری؛ هر راه حلی که از مزایای بیشتری برخوردار بوده و معایب آن در حداقل باشد در آن شرایط زمانی و مکانی، بهترین راه حل موجود است.

2) پیش بینی نتایج تصمیم

یکی از شیوه های خوب برای تقویت مهارت تصمیم گیری و اطمینان از صحت آن تمرین پیش بینی نتایج و پیامدهای هر تصمیم می باشد، هر قدر پیش بینی نتایج بهتر، بیشتر و واقعی تر باشد توانایی شما در تصمیم گیری نیز افزایش پیدا می کند. از این طریق شما قبل از اقدام با نتایج مثبت یا منفی احتمالی تصمیم های خود آشنا خواهید شد و قدرت پیش بینی و تقویت نتایج مثبت و کنترل پیامدهای منفی آن را خواهید داشت. شما برای تمرین می توانید موضوع تصمیم خود را در بالای یک صفحه سفید بنویسید و پیامدهای مثبت و منفی آنرا در دو ستون شماره کنید - مثلاً - آیا ثبت نام برای ورود به رشته دکترا انجام دهم، آیا فلان شغل را انتخاب کنم؟...
اگر امکان پذیر باشد این کار را به صورت گروهی و با استفاده از روش بارش فکری به انجام برسانید.
● چند داستان در موضوع تصمیم گیری

1- کوچک دیدن بزرگ

شریک بن عبدالله نخعی از فقهای معروف قرن دوم هجری، به علم و تقوا معروف بود. مهدی بن منصور خلیفه ی عباسی علاقه ی فراوان داشت که منصب قضا را به او واگذار کند ولی شریک بن عبدالله برای آن که خود را از دستگاه ظلم دور نگه دارد زیر این بار نمی رفت. نیز خلیفه علاقه مند بود که شریک را معلم خصوصی فرزندان خود قرار دهد تا به آنها علم حدیث بیاموزد. شریک این کار را نیز قبول نکرد و به همان زندگی آزاد و فقیرانه ای که داشت قانع بود. روزی خلیفه او را طلبید و به او گفت: «باید امروز یکی از این سه کار را قبول کنی: یا عهده دار منصب قضا بشوی، یا کار تعلیم و تربیت فرزندان مرا قبول کنی یا آن که همین امروز ناهار با ما باشی و بر سر سفره ی ما بنشینی».
شریک با خود فکری کرد و گفت: حالا که اجبار و اضطرار است، البته از این سه کار، سومی بر من آسان تر است. خلیفه ضمناً به مدیر مطبخ دستور داد که امروز لذیذترین غذاها را برای شریک تهیه کن. غذاهای رنگارنگ از مغز استخوان آمیخته به نبات و عسل تهیه کردند و سر سفره آوردند.
شریک که تا آن وقت همچو غذایی نخورده و ندیده بود، با اشتهای کامل خورد. خوانسالار آهسته بیخ گوش خلیفه گفت: به خدا قسم که دیگر این مرد روی رستگاری نخواهد دید.
طولی نکشید که دیدند شریک هم عهده دار تعلیم فرزندان خلیفه شده و هم منصب قضا را قبول کرده و برایش از بیت المال مقرّری نیز معین شد.
روزی با متصدّی پرداخت حقوق، حرفش شد؛ متصدّی به او گفت: تو که گندم به ما نفروخته ای که این قدر سماجت می کنی! شریک گفت: چیزی از گندم بهتر به شما فروخته ام؛ من دین خود را فروخته ام. (14)
در این تصمیم گیری با وجود آنکه فرد مورد نظر از دانشمندان است، امّا چون تحلیل عقلی صحیحی از بازتاب های لقمه ی حرام ندارد، در ظاهر آسانترین گزینه را انتخاب می نماید، در حالی که این گزینه خطرناکترین و بدترین مورد است، از اینرو به نظر می رسد لازم است در انتخاب ها، بسیار دقّت شود.

2- یک توصیه اکید برای تصمیم گیری صحیح

روزی مردی خدمت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم شرفیاب شد و با اصرار بسیار از رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم اندرزی خواست؛ حضرت به او فرمود:
«اگر بگویم به کار می بندی؟» - «بلی، یا رسول الله.»
«اگر بگویم به کار می بندی؟» - «بلی، یا رسول الله.»
«اگر بگویم به کار می بندی؟» - «بلی، یا رسول الله.»
رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم پس از اینکه سه بار از او قول گرفت و او را متوجه اهمیت مطلبی که می خواهد بگوید کرد، به او فرمود: «هرگاه تصمیم به کاری گرفتی، اول در اثر و نتیجه و عاقبت آن کار فکر کن و بیندیش؛ اگر دیدی نتیجه و عاقبتش صحیح است، آن را دنبال کن و اگر عاقبتش گمراهی و تباهی است از تصمیم خود صرفنظر کن.» (15)

پی نوشت ها :

1. چهل حدیث امام / ص 7
2. چهل حدیث امام / ص 8
3. مستدرک الوسائل / ج 13 / ص 294
4. غررالحکم / ح 10135-2808
5. غررالحکم / ح 10143
6. غررالحکم / ص 51
7. همان / ص 476
8. بحارالانوار / ج 68 / ص 340
9. غررالحکم / ص 441
10. وسائل الشیعه / ج 8 / ص 70
11. غررالحکم / ص 476.
12. بحارالانوار / ج 68 ص 342
13. بحارالانوار / ج 68 ص 357
14. داستان راستان شهید مطهری ره / ج 1 / ص 98
15. داستان راستان شهید مطهری ره / ج 1 / ص 236

 مهارت تصمیم گیری

تصمیم گیری ابزاری است که برای شکل دادن به آینده مثبت از آن استفاده می کنیم. وبه عبارتی فرایندی است پیچیده شامل انواع توانایی های فکری ونیزداشتن اطلاعات در مورد تصمیمی که می خواهیم بگیریم.

 عوامل موثر در تصمیم گیری

شخصیت فرد 

عوامل محیطی 

میزان اطلاعات 

روش و میزان پاداش یا تنبیه 

اهمیت موضوع 

شفافیت موضوع 

مهارت های پیش نیاز

 خود آگاهی

 همدلی 

ارتباط ( ابراز وجود ) 

روابط بین فردی

 تفکر نقاد 

تفکر خلاق 

حل مسئله 

فایده مهارت تصمیم گیری چیست؟ 

1. پیشگیری از اختلالات جسمی 

2. پیشگیری از اختلالات روانی 

3. پیشگیری از اختلالات اجتماعی

 4. پیشگیری از اختلالات معنوی 

5. پیشگیری از مشکلات سیاسی

 6. پیشگیری از مشکلات اقتصادی

 7. ارتقاء سلامت 

عوامل مؤثر بر تصمیم گیری 

اعتماد به نفس

استقلال فکر

آمادگی برای پذیرش مسئولیت تصمیم های اتخاذ شده

عدم ترس از خطر کردن ( ریسک کردن)

درک درست موقعیت ومشکل

ارزش ها و باورها

دانش و اطلاعات درباره مشکل یا موقعیت

شیوه تصمیم گیری

آمادگی برای مشورت با دیگران

انعطاف پذیری

خلاقیت

سبکهای تصمیم گیری 

احساسی 

اضطراری ( بیش گوش بزنگ ( 

اجتنابی 

تکانه ای 

مطیعانه 

اخلاقی 

منطقی 

تصمیم گیری احساسی 

1. مبنای انتخاب فرد آن است که احساس وی چه چیز را درست می داند . 

2. تاکید بر تماس یا حس درونی است . 

3. ملاک نهایی این است که : چه حس می کند تا اینکه چه فکر می کند . 

4. مبنای انتخاب فرد آن است که احساس وی چه چیز را درست می داند . 

5. تاکید بر تماس یا حس درونی است .

 6. ملاک نهایی این است که : چه حس می کند تا اینکه چه فکر می کند . 

تصمیم گیری اضطراری ( بیش گوش بزنگ)

 1. فرد تحت تاثیر تعارض و استرس تصمیم گیری به حدی مضطرب و برانگیخته می شود که (( کارآمدی )) تصمیم گیری وی کاهش می یابد . 

2. فرد نمی تواند اطلاعات مربوط را به میزان کافی در نظرگرفته و سبک و سنگین کند . نهایتاً برای فرار از فشار یکی از راهها را انتخاب می کند . 

تصمیم گیری اجتنابی 

فرد لزوم تصمیم گیری را انکار می کند .

امیدوار است که همه چیز خود به خود درست می شود .

به تکنیک های به تأخیر انداختن مثل امروز و فردا کردن متوسل می شود .

هدف نهایی حفظ آسایش روان شناختی کوتاه مدت است ،

تصمیم گیری تکانه ای

 1. فرد به سرعت به مبنای تکانه های ناگهانی تصمیم می گیرید .

 2. به ارزیابی آرام و منطقی حقایق نمی پردازد . 

3. معمولاً خودش هم از این تصمیم گیری تعجب می کند . 

تصمیم گیری مطیعانه 

فرد براساس (( انتظارات )) دیگران تصمیم می گیرد .

ویژگی اصلی این سبک (( انفعال )) است .

فرد اجازه می دهد دیگران تصمیم ها را به او تحمیل کنند .

فرد اجازه می دهد دیگران برای او تصمیم بگیرند .

معمولاً از لفظ (( نمی دانم ، هر چه شما بگویید )) استفاده می کند . 

تصمیم گیری اخلاقی

 مبنای انتخاب یک کد اخلاقی است .

کد اخلاقی می تواند (( مذهبی )) باشد .

کد اخلاقی می تواند (( اصول اخلاق شخصی )) باشد .

تصمیم گیری منطقی 

فرد با آرامش و بکارگیری خرد ، بیطرفانه با توجه به هدف بهترین حق انتخاب را بر می گزیند .

فرد به اطلاعات ، هدف یا اهداف ، ارزش ها توجه دارد .

فرد (( خودآگاهی )) و (( زمان آگاهی )) دارد .

فرد به پیامدها و خطرات احتمالی توجه دارد .

انتخاب فرد حق گرایانه و براساس ملاکهای ارزشی واقعی است .

مراحل تصمیم گیری

 مرحله اول : مواجه شدن با تصمیم

 مرحله دوم : خلق حق انتخاب ها و جمع آوری اطلاعات

 مرحله سوم : ارزیابی پیامدهای پیش بینی شده حق انتخاب ها 

مرحله چهارم : متعهد کردن خود به یک تصمیم

 مرحله پنجم : طرح ریزی برای چگونگی اجرای تصمیم

 مرحله ششم : اجرای تصمیم

 مرحله هفتم : ارزیابی پیامدهای واقعی اجرای تصمیم 

مراحل تصمیم گیری منطقی 

مرحله اول : مواجه شدن با تصمیم

 باز بودن به اطلاعات داخلی

 باز بودن به اطلاعات خارجی

 وضوح و تمرکز موضوع

 مرحله دوم : خلق حق انتخاب ها 

مرحله سوم : ارزیابی پیامد پیش بینی شده حق انتخاب ها

 مرحله چهارم : متعهد کردن خود به یک تصمیم

 1. وارسی نمودن تطابق و هماهنگی تصمیم ها با ارزش ها 

2. بیان واضح اهداف 

3. وارسی کردن مجدد حق انتخاب ها 

4. طراحی بهترین راه حل 

5. توجه و به خاطر سپردن پاداش های حاصل از تصمیم 

مرحله پنجم : طرح ریزی برای چگونگی اجرای تصمیم 

1. بیان واضح اهداف و مشخص کردن چهارچوب زمانی 

2. ریز کردن کارها

 3. در نظر گرفتن راههای مختلف اجرای تصمیم 

4. پیش بینی مشکلات و موانع 

5. تشخیص منابع حمایت کننده 

6. نوشتن طرح عمل ( POA) 

مرحله ششم : اجرای تصمیم

 1. زمان بندی و تعیین بهترین 

2. تعارض های پس از تصمیم

 3. عذر و بهانه نیاوردن

 4. باز بودن به بازخورد 

5. پاداش دادن به خود

 6. کنار آمدن با چالش ، نومیدی و درماندگی 

مرحله هفتم : ارزیابی پیامدهای واقعی اجرای تصمیم


   تصمیمگیری، انواع و اقسام

افراد با توجه به ویژگیهای شخصیتی و موقعیتی متفاوتی که دارند از سبکها و روشهای مختلفی برای تصمیم گرفتن استفاده میکنند.

 

 تصمیمگیـــــــری احساسی: در این حالت هیجانها و حالات درونی مان را جلو میاندازیم و براساس آنها تصمیم میگیریم؛ یعنی فکرمان را تعطیل میکنیم و به قول معروف به دلمان گوش میدهیم. در این مدل تصمیمگیری از آیندهنگری و منطق خبری نیست و مبنای انتخاب احساسات درونی فرد است، مثل فردی که میگوید «به دلم افتاده این کار رو انجام 
بدم بهتره.»

 

 تصمیمگیری اضطراری: بعضی از افراد در شرایطی که مجبورند تصمیم بگیرند و انتخاب کنند دچار اضطراب میشوند. تعارض بین این انتخابها و اضطراب آنقدر نفسگیر و غیرقابل تحمل میشود که فرد نمی تواند بهدرستی تصمیم بگیرد. این افراد در این شرایط بدون فکر کردن و بدون اینکه سعی کنند اطلاعاتی در مورد انتخابشان به دست آورند، برای اینکه از اینهمه تنش و فشار رهایی یابند یکی از گزینه‌‌ها را بدون فکر کردن انتخاب میکنند. درواقع انتخاب او به منزلهی فرار و رهایی از تنش موجود است.

 

  تصمیمگیری اجتنابی: بعضی از آدمها وقتی در شرایط تصمیمگیریها و انتخابهای مهم زندگی قرار میگیرند سعی میکنند از این مسئله فرار کنند، این افراد خود را ضعیفتر از آن میبینند که بتوانند تصمیمگیری کنند و مدام امروز و فردا میکنند، یا خودشان را با گفتن این جمله که «بی خیال همهچیز درست میشه» به یک آرامش کاذب و زودگذر میرسانند.

 

  تصمیمگیری تکانهای: تکانه به زبان خیلی ساده یعنی هیجانهای زودگذر و شدید که آدم را به کاری وامیدارد. در تصمیمگیری تکانهای فرد سریع و بدون تفکر تصمیم میگیرد یعنی به طور کلی بیخیال سبک و سنگین کردن مسائل میشود و درواقع براساس تکانههای آنی و زودگذر تصمیمگیری میکند؛ تصمیمهایی که معمولاً خود افراد هم بعداً از کارشان تعجب میکنند: «خودمم هم نمی دونم چطوری شد این کار رو کردم.» این جمله را خیلی از این افراد میشنویم. این نوع تصمیمگیری یکی از خطرناکترین سبکهای تصمیمگیری است که ممکن است عواقب و پیامدهای ناخوشایندی برای فرد و اطرافیانش داشته باشد؛ مثل خیلی از کسانی که ناخواسته و براساس یک تصمیم آنی مرتکب جرمی شدهاند.

 

  تصمیمگیری مطیعانه: حرف گوشکنهای بیچون و چرا معمولاً این مدلی تصمیم میگیرند، یعنی براساس انتظاراتی که دیگران از آنها دارند. این افراد خواستهها و اهداف خودشان را نادیده میگیرند و بهراحتی اجازه میدهند دیگران به جای آنها انتخاب کنند. جملهی معروفی هم که از این افراد زیاد میشنویم «هر چی شما بگید.» است. این افراد از اعتماد به نفس کافی برای روبهرو شدن با مسائل و مسئولیتهای زندگی برخوردار نیستند و معمولاً با سپردن حق انتخاب به دیگران به نوعی میخواهند از پیامدهای انتخابشان شانه خالی کنند.

 

  تصمیمگیری تقدیری: این مدل تصمیمگیری وقتی اتفاق میافتد که افراد مهارتی برای تصمیمگیری ندارند و اصلاً به فکرشان هم نمیرسد خودشان هم قدرتی برای تصمیمگیری دارند. همهچیز را به قضاوقدر نسبت میدهند و به قول خودشان شانسی انتخاب میکنند. در باور این افراد همهی شکستها و موفقیتهای افراد وابسته به شانس و بخت و اقبال است.

  تصمیمگیری منطقی: 
ایـن نـوع تصمیمگیــری سالمترین و بهترین نوع تصمیمگیری است چون فرد سعی میکند براساس فکر و منطق جلو برود و تلاش میکند همهی اطلاعات موردنیاز را جمعآوری کند و بعد از سبک و سنگین کردن حسابی تصمیم بگیرد. در واقع همهی جوانب را در نظر میگیرد و به پیامدهای احتمالی انتخابش خوب فکر میکند و یک تصمیم کاملاً آگاهانه میگیرد.

 

   گام به گام یک تصمیـمگیری منطقی

حالا که با انواع و اقسام تصمیمگیریها آشنا شدیم بهتر است با راه و روش درست تصمیمگیـری و مراحــل مختلف تصمیمگیری منطقی آشنا شویم. تصمیمگیری عاقلانه یا همان تصمیمگیری منطقی چند گام اساسی دارد:

 

گام نخست: روبهرو شدن با تصمیم و انتخاب

 هر وقت در موقعیتی قرار بگیریم که حس کنیم باید انتخاب کنیم و تصمیم بگیریم فرایند تصمیمگیری شروع شده است. در این مرحله و هنگامی که در یک موقعیت تصمیمگیری قرار میگیریم اول از همه سعی میکنیم بر موضوع تمرکز کنیم و دست به جمعآوری اطلاعاتی که به موضوع تصمیمگیری ما مربوط است بزنیم.

 

گام دوم: جستوجوی انتخابهای متنوع

 در این مرحله بعد از جمــعآوری اطلاعــات، شروع میکنیم به یادداشت کردن انتخابهایی که میتوانیــــم داشته باشیم. در اکثر مواقع افراد فکر میکنند فقط یک حق انتخاب دارند. اما اگر کمی تأمل کنیم متوجه میشویم در اکثر مواقع انتخابهای مختلفی هست و ما باید تصمیم بگیریم کدام را برگزینیم. برای اینکه بتوانید دامنه‌‌ی حق انتخابهای خودتان را بالا ببرید میتوانید چند کار ساده انجام دهید.

بارش فکری: یعنی با  آزاد گذاشتن فکر همهی گزینههای احتمالی را در نظر بگیریـــم؛ حتـی گزینههایی که در نگاه اول خندهدار یا به درد نخور باشند ذهنتان را باز بگذارید و هر چه به ذهنتان میرسد یادداشت کنید.

جســـتوجـوی اطلاعات جدیـــد: میتوانید مطالعه کنید یا در اینترنت و دیگر منابع که در دسترستان است پرسوجو کنید.

راهنمایی و مشورت  با دیگران: افراد آگاه و کسانی که  در زمینهی موردنظر ما تجربهی کافی دارند میتوانند گزینهای مناسب برای مشورت باشند.

 

گام سوم: ارزیابـی انتخابها و پیشبینی پیامدهای هر تصمیم

بعد از اینکه تکتک گزینههایی را که میتوانید انتخاب کنید پیش رویتان قرار دادید، حالا وقت آن است آنها را بررسی و مورد ارزیابی قرار دهید. یعنی ببینید این تصمیمات چه پیامدهای مثبت یا منفی برای شما یا اطرافیانتان به دنبال دارد. میتوانید از تفکر اگر... و آن وقت... استفاده کنید. با این کار میتوانید مشخص کنید هر تصمیم چه چیزی را به دنبال خود میآورد. علاوه بر این حواستان را خوب جمع کنید در این مرحله باید تکتک انتخابها را بررسی کنید تا بتوانید بهترین گزینه را انتخاب کنید.

 

گام چهارم: تعهد به تصمیم گرفتهشده

شـــــما ســبک و سنگینهایتان را انجام دادهاید حالا میتوانید در این مرحله تصمیمتان را بگیرید. باید خودتان را نسبت به انتخابی که دارید متعهد بدانید. در این مرحله ممکن است گاهی شک و دو دلی به سراغتان بیاید. حتی ممکن است گاهی دلسرد شوید که تصمیم خود را زیر پا بگذارید. اشکال ندارد تا حدی طبیعی است. برای خلاص شدن از این حس، یک بار دیگر با دقت به کارهایی که در مرحله‌‌ی قبل انجام دادهاید نگاهی بیندازید، در این مرحله مهم است به تصمیمی که گرفتهاید، وفادار و پایبند باشید مگر آنکه شواهد، دلایل یا مدارک نشان دهد تصمیم شما اشتباه است.

 

گام پنجم: طرح و نقشه برای انجام تصمیم

در این مرحله از شکها و دودلیها عبور کردهاید و حالا وقت آن است برای انجام و اجرای تصمیم مهمی که گرفتهاید طراحی و برنامه‌‌ریزی کنید. یعنی چارچوب کاری را که میخواهید انجام دهید برای خودتان مشخص کنید. هدفهای خود را بهطور واضح و مشخص تعیین کنید، علاوه بر این مشخص کنید چقدر زمان دارید. کارهایتان را ریز کنید و تکتک اجزا را مشخص و حتی مشکلات و موانع را پیشبینی و برای رفع آنها راهحل پیدا کنید.

گام شـشم: اجــرای تصمیم

خوب دیگر وقت عمل فرا رسیده است. تا حالا فقط فکر کردیم و نقشه کشیدیم. حالا باید دست به کار شد، فراموش نکنید خیلیها خوب تصمیم میگیرند، اما خوب اجرا نمیکنند؛ مثل دانشآموزانی که برنامهریزی خوب و دقیقی برای درس خواندن دارند، اما همیشه اجرای آن را به امروز و فردا میاندازند.

در این مرحله شما دست به کار شدهاید، دیگر عذر و بهانه نیاورید و کارتان را انجام دهید. در این مرحله مهم است به خودتان بازخورد دهید و مدام کار خودتان را ارزیابی کنید. فراموش نکنید اگر خوب جلو میروید، حتماً به خودتان پاداش بدهید و خودتان را حسابی تشویق کنید.

 ................................................

مهارت تصمیم گیری:

واژه تصمیم گیری در لغت به معنای اراده کردن ؛قصد نمودن ؛و در اصطلاح
انتخاب از میان دو یا چند راه کار یا گزینه می باشد .بنا براین تصمیم گیری
عبارت است از فرایند ارزیابی گزینه ها و راه های موجود ؛بررسی و پیش
بینی عواقب ان و انتخاب قطعی یکی از گزینه ها برای رسیدن به "هدف" .

عوامل تاثیر گذار در تصمیم گیری :
اطلاعات:داشتن آگاهی و اطلاعات از جنبه های مختلف در مورد موضوع
مورد تصمیم.
موقعیت اجتماعی:شامل مرتبه و نقش و منزلت اجتماعی شخص تصمیم
گیرنده .
فشارهای اجتماعی:عرف ؛آداب و رسوم؛فرهنگ و قوانین اجتماع.
فشار همسالان ؛گروه و والدین:ارزش ها و هنجارهای گروهی که به آن تعلق
 داریم ؛آرزو های والدین، و ...بویژه بر تصمیم گیری های نوجوانان (مثلا در
انتخاب رشته تحصیلی)تاثیر می گذارد.
ویژه گیهای شخصیتی:
 
مجموعه باورها ؛احساسات؛تمایلات و ترس ها و ... شخص.

سن:ویژه گیهای مربوط به هر دوره سنی(نوجوانی ؛جوانی؛بزرگسالی و....)
موقعیت زمانی و مکانی:قرار گرفتن در یک مکان و زمان خاص.
رسانه های جمعی:پیام های تبلیغاتی و هنجارهایی که توسط مطبوعات
؛رسانه های جمعی؛اینترنت و.. در اختیار ما قرار می گیرند.

عواملی که باعث عدم تصمیم گیری می شود:
_نگران اشتباه احتمالی تصمیمات خود هستند.
_نگران عواقب تصمیمات خود هستند.
_احساس می کنند دیگران بهتر از آنها تصمیم می گیرند.
_در تصمیم گیری اعتماد به نفس ندارند.
_نمی توانند مسیو لیت انتخاب های خود را بپذیرند.
مراحل تصمیم گیری:
تعیین چالش مورد نظر :در این مرحله به تعریف مسأله مورد نظر می
پردازیم.
جمع آوری گزینه های موجود:در این مرحله با بررسی انتخاب های پیش رو
 به بررسی اطلاعات موجود درباره راهها و گزینه های موجود می پردازیم .در
 این مرحله می توان با استفاده از روش بارش مغزی (یعنی آزاد گذاشتن مغز
 برای همه ی گزینه های احتمالی
و یاد داشت آنها) و استفاده ار نظریات مشورتی دیگران راههای بیشتری را
بررسی کرد.
بررسی عواقب هر انتخابی:در این مرحله تلاش می کنیم با استفاده از
اطلاعات موجود ؛نیروی فکر؛تخیل خود و همچنین نظرات دیگران به به
بررسی پیامد های مثبت و منفی هر کدام از انتخاب های مرحله قبلی
بپردازیم.
اجرای تصمیم :در این مرحله تصمیم نهایی را که در واقع بهترین گرینه از
 میان انتخاب های مرحله دوم می باشد اتخاذ کرده و به اجرا می گذاریم.
ارزیابی :در این مرحله تصمیم خود را پس از اجرا مورد ارزیابی قرار می
دهیم .چنان چه به نتایج مثبت و موفقیت آمیزی دست یافتیم نشانه آن است
 که تصمیم مناسب گرفته ایم ؛در غیر این صورت گزینه های دیگر را انتخاب
 می کنیم.
جمع آوری ابراهیم خندان


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ فروردين ۹۴ ، ۰۲:۵۲
ابراهیم خندان

عکس01خطبه18 و من کلام له علیه السلام فی ذم اختلاف العلماء فی الفتیا  نهج البلاغة، ص: 26‌

 

تَرِدُ عَلَى أَحَدِهِمُ الْقَضِیَّةُ فِی حُکْمٍ مِنَ الْأَحْکَامِ فَیَحْکُمُ فِیهَا بِرَأْیِهِ ثُمَّ تَرِدُ تِلْکَ الْقَضِیَّةُ بِعَیْنِهَا عَلَى غَیْرِهِ فَیَحْکُمُ فِیهَا بِخِلَافِهِ ثُمَّ یَجْتَمِعُ الْقُضَاةُ بِذَلِکَ  عِنْدَ إِمَامِهِمُ الَّذِی اسْتَقْضَاهُمْ فَیُصَوِّبُ آرَاءَهُمْ جَمِیعاً وَ إِلَهُهُمْ وَاحِدٌ وَ نَبِیُّهُمْ وَاحِدٌ وَ کِتَابُهُمْ وَاحِدٌ أَ فَأَمَرَهُمُ اللَّهُ تَعَالَى بِالاخْتِلَافِ فَأَطَاعُوهُ أَمْ نَهَاهُمْ عَنْهُ فَعَصَوْهُ أَمْ أَنْزَلَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ دِیناً نَاقِصاً فَاسْتَعَانَ بِهِمْ عَلَى إِتْمَامِهِ أَمْ کَانُوا شُرَکَاءَ لَهُ فَلَهُمْ أَنْ یَقُولُوا وَ عَلَیْهِ أَنْ یَرْضَى أَمْ أَنْزَلَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ دِیناً تَامّاً فَقَصَّرَ الرَّسُولُ صلى الله علیه و اله عَنْ تَبْلِیغِهِ وَ أَدَائِهِ وَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ یَقُولُ مٰا فَرَّطْنٰا فِی الْکِتٰابِ مِنْ شَیْ‌ءٍ وَ قَالَ فِیهِ تِبْیَانُ کُلِّ شَیْ‌ءٍ وَ ذَکَرَ أَنَّ الْکِتَابَ یُصَدِّقُ بَعْضُهُ بَعْضاً وَ أَنَّهُ لَا اخْتِلَافَ فِیهِ فَقَالَ سُبْحَانَهُ وَ لَوْ کٰانَ مِنْ عِنْدِ غَیْرِ اللّٰهِ لَوَجَدُوا فِیهِ اخْتِلٰافاً کَثِیراً وَ إِنَّ الْقُرْآنَ ظَاهِرُهُ أَنِیقٌ وَ بَاطِنُهُ عَمِیقٌ لَا تَفْنَى عَجَائِبُهُ وَ لَا تَنْقَضِی غَرَائِبُهُ وَ لَا تُکْشَفُ الظُّلُمَاتُ إِلَّا بِهِ

قضیّه‏ ای را به داوری نزد فقیهی برند و او به نظر خویش فتوی دهد و حکم صادر کند، آنگاه همان قضیّه نزد فقیهی دیگر مطرح شود ولی او بر خلاف اوّلی نظر دهد، سپس قاضیان نزد امامی که آنان را به قضاوت نشانده است گرد آیند و او همه نظرات را تأیید کند.

این چه قضاوتی است خدا و پیامبر و کتابشان که یکی است، آیا خداوند فرمان اختلاف صادر کرده است که آنها اطاعت کرده ‏اند یا نهی از اختلاف نموده ولی اینان نافرمانی نموده ‏اند یا خداوند سبحان دین ناقصی فرستاده و از آنان برای اتمام آن کمک خواسته است یا انبازان خدایند و به میل خود سخن می‏گویند و او می‏بایست راضی شود یا دین کاملی فرو فرستاده ولی پیامبر در تبلیغ و بیان آن کوتاهی کرده است در حالی که خداوند می‏فرماید: «هیچ چیزی را در کتاب فرو نگذاشته‏ ایم». و نیز فرموده: در قرآن همه چیز بیان گردیده است. و نیز آمده که آیات قرآن یکدیگر را تصدیق کنند و در آنها ناهماهنگی نیست که: «اگر این کتاب از نزد غیر خدا بود، اختلاف زیادی در آن یافت می‏شد». ظاهر قرآن زیبا و باطن آن ژرفا، شگفتیهای آن تمام نشدنی، و شگرفیهای آن پایان‏ ناپذیر است و تاریکی‏ها جز بدان روشن نگردد.

 خُطْبَةٌ لِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع وَ هِیَ خُطْبَةُ الْوَسِیلَةِ الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‌8، ص: 18‌

 

4 مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ مَعْمَرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ عُکَایَةَ التَّمِیمِیِّ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ النَّضْرِ الْفِهْرِیِّ عَنْ أَبِی عَمْرٍو الْأَوْزَاعِیِّ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرِ بْنِ یَزِیدَ قَالَ دَخَلْتُ عَلَى أَبِی جَعْفَرٍ ع فَقُلْتُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ قَدْ أَرْمَضَنِی اخْتِلَافُ الشِّیعَةِ فِی مَذَاهِبِهَا فَقَالَ یَا جَابِرُ أَ لَمْ أَقِفْکَ عَلَى مَعْنَى اخْتِلَافِهِمْ مِنْ أَیْنَ اخْتَلَفُوا وَ مِنْ أَیِّ جِهَةٍ تَفَرَّقُوا قُلْتُ بَلَى یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ قَالَ فَلَا تَخْتَلِفْ إِذَا اخْتَلَفُوا یَا جَابِرُ إِنَّ الْجَاحِدَ لِصَاحِبِ الزَّمَانِ کَالْجَاحِدِ لِرَسُولِ اللَّهِ ص فِی أَیَّامِهِ یَا جَابِرُ اسْمَعْ وَ عِ قُلْتُ إِذَا شِئْتَ قَالَ اسْمَعْ وَ عِ وَ بَلِّغْ حَیْثُ انْتَهَتْ بِکَ رَاحِلَتُکَ إِنَّ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ ع خَطَبَ النَّاسَ بِالْمَدِینَةِ بَعْدَ سَبْعَةِ أَیَّامٍ مِنْ وَفَاةِ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ ذَلِکَ حِینَ فَرَغَ مِنْ جَمْعِ الْقُرْآنِ وَ تَأْلِیفِهِ فَقَالَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی مَنَعَ الْأَوْهَامَ أَنْ تَنَالَ إِلَّا وُجُودَهُ وَ حَجَبَ الْعُقُولَ أَنْ تَتَخَیَّلَ ذَاتَهُ لِامْتِنَاعِهَا مِنَ الشَّبَهِ وَ التَّشَاکُلِ بَلْ هُوَ الَّذِی لَا یَتَفَاوَتُ فِی ذَاتِهِ وَ لَا یَتَبَعَّضُ بِتَجْزِئَةِ الْعَدَدِ فِی کَمَالِهِ فَارَقَ الْأَشْیَاءَ لَا عَلَى اخْتِلَافِ الْأَمَاکِنِ وَ یَکُونُ فِیهَا لَا عَلَى وَجْهِ الْمُمُازَجَةِ وَ عَلِمَهَا لَا بِأَدَاةٍ لَا یَکُونُ الْعِلْمُ إِلَّا بِهَا وَ لَیْسَ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ مَعْلُومِهِ عِلْمُ غَیْرِهِ بِهِ کَانَ عَالِماً بِمَعْلُومِهِ إِنْ قِیلَ کَانَ فَعَلَى تَأْوِیلِ أَزَلِیَّةِ الْوُجُودِ وَ إِنْ قِیلَ لَمْ یَزَلْ فَعَلَى تَأْوِیلِ نَفْیِ الْعَدَمِ فَسُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى عَنْ قَوْلِ مَنْ عَبَدَ سِوَاهُ وَ اتَّخَذَ إِلَهاً غَیْرَهُ عُلُوّاً کَبِیراً نَحْمَدُهُ بِالْحَمْدِ الَّذِی ارْتَضَاهُ مِنْ خَلْقِهِ وَ أَوْجَبَ قَبُولَهُ عَلَى نَفْسِهِ وَ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِیکَ لَهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ شَهَادَتَانِ تَرْفَعَانِ الْقَوْلَ وَ تُضَاعِفَانِ الْعَمَلَ- خَفَّ مِیزَانٌ تُرْفَعَانِ مِنْهُ وَ ثَقُلَ مِیزَانٌ تُوضَعَانِ فِیهِ وَ بِهِمَا الْفَوْزُ بِالْجَنَّةِ وَ النَّجَاةُ مِنَ النَّارِ وَ الْجَوَازُ عَلَى الصِّرَاطِ وَ بِالشَّهَادَةِ تَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَ بِالصَّلَاةِ تَنَالُونَ الرَّحْمَةَ- أَکْثِرُوا مِنَ الصَّلَاةِ عَلَى نَبِیِّکُمْ إِنَّ اللّٰهَ وَ مَلٰائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِیماً صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ تَسْلِیماً أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّهُ لَا شَرَفَ أَعْلَى مِنَ الْإِسْلَامِ وَ لَا کَرَمَ أَعَزُّ مِنَ التَّقْوَى وَ لَا مَعْقِلَ أَحْرَزُ مِنَ الْوَرَعِ وَ لَا شَفِیعَ أَنْجَحُ مِنَ التَّوْبَةِ وَ لَا لِبَاسَ أَجْمَلُ مِنَ الْعَافِیَةِ وَ لَا وِقَایَةَ أَمْنَعُ مِنَ السَّلَامَةِ وَ لَا مَالَ أَذْهَبُ بِالْفَاقَةِ مِنَ الرِّضَا بِالْقَنَاعَةِ وَ لَا کَنْزَ أَغْنَى مِنَ الْقُنُوعِ وَ مَنِ اقْتَصَرَ عَلَى بُلْغَةِ الْکَفَافِ فَقَدِ انْتَظَمَ الرَّاحَةَ وَ تَبَوَّأَ خَفْضَ الدَّعَةِ وَ الرَّغْبَةُ مِفْتَاحُ التَّعَبِ وَ الِاحْتِکَارُ مَطِیَّةُ النَّصَبِ وَ الْحَسَدُ آفَةُ الدِّینِ وَ الْحِرْصُ دَاعٍ إِلَى التَّقَحُّمِ فِی الذُّنُوبِ وَ هُوَ دَاعِی الْحِرْمَانِ وَ الْبَغْیُ سَائِقٌ إِلَى الْحَیْنِ وَ الشَّرَهُ جَامِعٌ لِمَسَاوِی الْعُیُوبِ رُبَّ طَمَعٍ خَائِبٍ وَ أَمَلٍ کَاذِبٍ وَ رَجَاءٍ یُؤَدِّی إِلَى الْحِرْمَانِ وَ تِجَارَةٍ تَئُولُ إِلَى الْخُسْرَانِ أَلَا وَ مَنْ تَوَرَّطَ فِی الْأُمُورِ غَیْرَ نَاظِرٍ فِی الْعَوَاقِبِ فَقَدْ تَعَرَّضَ لِمُفْضِحَاتِ النَّوَائِبِ وَ بِئْسَتِ الْقِلَادَةُ الذَّنْبُ لِلْمُؤْمِنِ أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّهُ لَا کَنْزَ أَنْفَعُ مِنَ الْعِلْمِ وَ لَا عِزَّ أَرْفَعُ مِنَ الْحِلْمِ وَ لَا حَسَبَ أَبْلَغُ مِنَ الْأَدَبِ وَ لَا نَصَبَ أَوْضَعُ مِنَ الْغَضَبِ وَ لَا جَمَالَ أَزْیَنُ مِنَ الْعَقْلِ وَ لَا سَوْأَةَ أَسْوَأُ مِنَ الْکَذِبِ وَ لَا حَافِظَ أَحْفَظُ مِنَ الصَّمْتِ وَ لَا غَائِبَ أَقْرَبُ مِنَ الْمَوْتِ أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّهُ مَنْ نَظَرَ فِی عَیْبِ نَفْسِهِ اشْتَغَلَ عَنْ عَیْبِ غَیْرِهِ وَ مَنْ رَضِیَ بِرِزْقِ اللَّهِ لَمْ یَأْسَفْ عَلَى مَا فِی یَدِ غَیْرِهِ وَ مَنْ سَلَّ سَیْفَ الْبَغْیِ قُتِلَ بِهِ وَ مَنْ حَفَرَ لِأَخِیهِ بِئْراً وَقَعَ فِیهَا وَ مَنْ هَتَکَ حِجَابَ غَیْرِهِ انْکَشَفَ عَوْرَاتُ بَیْتِهِ وَ مَنْ نَسِیَ زَلَلَهُ اسْتَعْظَمَ زَلَلَ غَیْرِهِ وَ مَنْ أُعْجِبَ بِرَأْیِهِ ضَلَّ وَ مَنِ اسْتَغْنَى بِعَقْلِهِ زَلَّ وَ مَنْ تَکَبَّرَ عَلَى النَّاسِ ذَلَّ-وَ مَنْ سَفِهَ عَلَى النَّاسِ شُتِمَ وَ مَنْ خَالَطَ الْأَنْذَالَ حُقِّرَ وَ مَنْ حَمَلَ مَا لَا یُطِیقُ عَجَزَ أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّهُ لَا مَالَ هُوَ أَعْوَدُ مِنَ الْعَقْلِ وَ لَا فَقْرَ هُوَ أَشَدُّ مِنَ الْجَهْلِ وَ لَا وَاعِظَ هُوَ أَبْلَغُ مِنَ النُّصْحِ وَ لَا عَقْلَ کَالتَّدْبِیرِ وَ لَا عِبَادَةَ کَالتَّفَکُّرِ وَ لَا مُظَاهَرَةَ أَوْثَقُ مِنَ الْمُشَاوَرَةِ وَ لَا وَحْشَةَ أَشَدُّ مِنَ الْعُجْبِ وَ لَا وَرَعَ کَالْکَفِّ عَنِ الْمَحَارِمِ وَ لَا حِلْمَ کَالصَّبْرِ وَ الصَّمْتِ أَیُّهَا النَّاسُ فِی الْإِنْسَانِ عَشْرُ خِصَالٍ یُظْهِرُهَا لِسَانُهُ شَاهِدٌ یُخْبِرُ عَنِ الضَّمِیرِ حَاکِمٌ یَفْصِلُ بَیْنَ الْخِطَابِ وَ نَاطِقٌ یُرَدُّ بِهِ الْجَوَابُ وَ شَافِعٌ یُدْرَکُ بِهِ الْحَاجَةُ وَ وَاصِفٌ یُعْرَفُ بِهِ الْأَشْیَاءُ وَ أَمِیرٌ یَأْمُرُ بِالْحَسَنِ وَ وَاعِظٌ یَنْهَى عَنِ الْقَبِیحِ وَ مُعَزٍّ تُسَکَّنُ بِهِ الْأَحْزَانُ وَ حَاضِرٌ تُجْلَى بِهِ الضَّغَائِنُ وَ مُونِقٌ تَلْتَذُّ بِهِ الْأَسْمَاعُ أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّهُ لَا خَیْرَ فِی الصَّمْتِ عَنِ الْحُکْمِ کَمَا أَنَّهُ لَا خَیْرَ فِی الْقَوْلِ بِالْجَهْلِ وَ اعْلَمُوا أَیُّهَا النَّاسُ أَنَّهُ مَنْ لَمْ یَمْلِکْ لِسَانَهُ یَنْدَمْ وَ مَنْ لَا یَعْلَمْ یَجْهَلْ وَ مَنْ لَا یَتَحَلَّمْ لَا یَحْلُمْ وَ مَنْ لَا یَرْتَدِعْ لَا یَعْقِلْ وَ مَنْ لَا یَعْلَمْ یُهَنْ وَ مَنْ یُهَنْ لَا یُوَقَّرْ وَ مَنْ لَا یُوَقَّرْ یَتَوَبَّخْ وَ مَنْ یَکْتَسِبْ مَالًا مِنْ غَیْرِ حَقِّهِ یَصْرِفْهُ فِی غَیْرِ أَجْرِهِ وَ مَنْ لَا یَدَعْ وَ هُوَ مَحْمُودٌ یَدَعْ وَ هُوَ مَذْمُومٌ وَ مَنْ لَمْ یُعْطِ قَاعِداً مُنِعَ قَائِماً وَ مَنْ یَطْلُبِ الْعِزَّ بِغَیْرِ حَقٍّ یَذِلَّ وَ مَنْ یَغْلِبْ بِالْجَوْرِ یُغْلَبْ وَ مَنْ عَانَدَ الْحَقَّ لَزِمَهُ الْوَهْنُ وَ مَنْ تَفَقَّهَ وُقِّرَ وَ مَنْ تَکَبَّرَ حُقِّرَ وَ مَنْ لَا یُحْسِنْ لَا یُحْمَدْ-أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ الْمَنِیَّةَ قَبْلَ الدَّنِیَّةِ وَ التَّجَلُّدَ قَبْلَ التَّبَلُّدِ وَ الْحِسَابَ قَبْلَ الْعِقَابِ وَ الْقَبْرَ خَیْرٌ مِنَ الْفَقْرِ وَ غَضَّ الْبَصَرِ خَیْرٌ مِنْ کَثِیرٍ مِنَ النَّظَرِ وَ الدَّهْرَ یَوْمٌ لَکَ وَ یَوْمٌ عَلَیْکَ فَإِذَا کَانَ لَکَ فَلَا تَبْطَرْ وَ إِذَا کَانَ عَلَیْکَ فَاصْبِرْ فَبِکِلَیْهِمَا تُمْتَحَنُ [وَ فِی نُسْخَةٍ وَ کِلَاهُمَا سَیُخْتَبَرُ] أَیُّهَا النَّاسُ أَعْجَبُ مَا فِی الْإِنْسَانِ قَلْبُهُ وَ لَهُ مَوَادُّ مِنَ الْحِکْمَةِ وَ أَضْدَادٌ مِنْ خِلَافِهَا فَإِنْ سَنَحَ لَهُ الرَّجَاءُ أَذَلَّهُ الطَّمَعُ وَ إِنْ هَاجَ بِهِ الطَّمَعُ أَهْلَکَهُ الْحِرْصُ وَ إِنْ مَلَکَهُ الْیَأْسُ قَتَلَهُ الْأَسَفُ وَ إِنْ عَرَضَ لَهُ الْغَضَبُ اشْتَدَّ بِهِ الْغَیْظُ وَ إِنْ أُسْعِدَ بِالرِّضَى نَسِیَ التَّحَفُّظَ وَ إِنْ نَالَهُ الْخَوْفُ شَغَلَهُ الْحَذَرُ وَ إِنِ اتَّسَعَ لَهُ الْأَمْنُ اسْتَلَبَتْهُ الْعِزَّةُ [وَ فِی نُسْخَةٍ أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ] وَ إِنْ جُدِّدَتْ لَهُ نِعْمَةٌ أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ وَ إِنْ أَفَادَ مَالًا أَطْغَاهُ الْغِنَى وَ إِنْ عَضَّتْهُ فَاقَةٌ شَغَلَهُ الْبَلَاءُ [وَ فِی نُسْخَةٍ جَهَدَهُ الْبُکَاءُ] وَ إِنْ أَصَابَتْهُ مُصِیبَةٌ فَضَحَهُ الْجَزَعُ وَ إِنْ أَجْهَدَهُ الْجُوعُ قَعَدَ بِهِ الضَّعْفُ وَ إِنْ أَفْرَطَ فِی الشِّبَعِ کَظَّتْهُ الْبِطْنَةُ فَکُلُّ تَقْصِیرٍ بِهِ مُضِرٌّ وَ کُلُّ إِفْرَاطٍ لَهُ مُفْسِدٌ أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّهُ مَنْ فَلَّ ذَلَّ وَ مَنْ جَادَ سَادَ وَ مَنْ کَثُرَ مَالُهُ رَأَسَ وَ مَنْ کَثُرَ حِلْمُهُ نَبُلَ وَ مَنْ أَفْکَرَ فِی ذَاتِ اللَّهِ تَزَنْدَقَ وَ مَنْ أَکْثَرَ مِنْ شَیْ‌ءٍ عُرِفَ بِهِ وَ مَنْ کَثُرَ مِزَاحُهُ اسْتُخِفَّ بِهِ وَ مَنْ کَثُرَ ضِحْکُهُ ذَهَبَتْ هَیْبَتُهُ فَسَدَ حَسَبُ مَنْ لَیْسَ لَهُ أَدَبٌ إِنَّ أَفْضَلَ الْفِعَالِ صِیَانَةُ الْعِرْضِ بِالْمَالِ لَیْسَ مَنْ جَالَسَ الْجَاهِلَ بِذِی مَعْقُولٍ مَنْ جَالَسَ الْجَاهِلَ فَلْیَسْتَعِدَّ لِقِیلٍ وَ قَالٍ لَنْ یَنْجُوَ مِنَ الْمَوْتِ غَنِیٌّ بِمَالِهِ وَ لَا فَقِیرٌ لِإِقْلَالِهِ أَیُّهَا النَّاسُ لَوْ أَنَّ الْمَوْتَ یُشْتَرَى لَاشْتَرَاهُ مِنْ أَهْلِ الدُّنْیَا الْکَرِیمُ الْأَبْلَجُ وَ اللَّئِیمُ الْمَلْهُوجُ أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ لِلْقُلُوبِ شَوَاهِدَ تُجْرِی الْأَنْفُسَ عَنْ مَدْرَجَةِ أَهْلِ التَّفْرِیطِ وَ فِطْنَةُ الْفَهْمِ لِلْمَوَاعِظِ مَا یَدْعُو النَّفْسَ إِلَى الْحَذَرِ مِنَ الْخَطَرِ وَ لِلْقُلُوبِ خَوَاطِرَ لِلْهَوَى وَ الْعُقُولُ تَزْجُرُ وَ تَنْهَى وَ فِی التَّجَارِبِ عِلْمٌ مُسْتَأْنَفٌ وَ الِاعْتِبَارُ یَقُودُ إِلَى الرَّشَادِ وَ کَفَاکَ أَدَباً لِنَفْسِکَ مَا تَکْرَهُهُ لِغَیْرِکَ وَ عَلَیْکَ لِأَخِیکَ الْمُؤْمِنِ مِثْلُ الَّذِی لَکَ عَلَیْهِ لَقَدْ خَاطَرَ مَنِ اسْتَغْنَى بِرَأْیِهِ وَ التَّدَبُّرُ قَبْلَ الْعَمَلِ فَإِنَّهُ یُؤْمِنُکَ مِنَ النَّدَمِ وَ مَنِ اسْتَقْبَلَ وُجُوهَ الْآرَاءِ عَرَفَ مَوَاقِعَ الْخَطَإِ وَ مَنْ أَمْسَکَ عَنِ الْفُضُولِ عَدَلَتْ رَأْیَهُ الْعُقُولُ وَ مَنْ حَصَّنَ شَهْوَتَهُ فَقَدْ صَانَ قَدْرَهُ وَ مَنْ أَمْسَکَ لِسَانَهُ أَمِنَهُ قَوْمُهُ وَ نَالَ حَاجَتَهُ وَ فِی تَقَلُّبِ الْأَحْوَالِ عِلْمُ جَوَاهِرِ الرِّجَالِ وَ الْأَیَّامُ تُوضِحُ لَکَ السَّرَائِرَ الْکَامِنَةَ وَ لَیْسَ فِی الْبَرْقِ الْخَاطِفِ مُسْتَمْتَعٌ لِمَنْ یَخُوضُ فِی الظُّلْمَةِ وَ مَنْ عُرِفَ بِالْحِکْمَةِ لَحَظَتْهُ الْعُیُونُ بِالْوَقَارِ وَ الْهَیْبَةِ وَ أَشْرَفُ الْغِنَى تَرْکُ الْمُنَى وَ الصَّبْرُ جُنَّةٌ مِنَ الْفَاقَةِ وَ الْحِرْصُ عَلَامَةُ الْفَقْرِ وَ الْبُخْلُ جِلْبَابُ الْمَسْکَنَةِ وَ الْمَوَدَّةُ قَرَابَةٌ مُسْتَفَادَةٌ وَ وَصُولٌ مُعْدِمٌ خَیْرٌ مِنْ جَافٍ مُکْثِرٍ وَ الْمَوْعِظَةُ کَهْفٌ لِمَنْ وَعَاهَا وَ مَنْ أَطْلَقَ طَرْفَهُ کَثُرَ أَسَفُهُ وَ قَدْ أَوْجَبَ الدَّهْرُ شُکْرَهُ عَلَى مَنْ نَالَ سُؤْلَهُ وَ قَلَّ مَا یُنْصِفُکَ اللِّسَانُ فِی نَشْرِ قَبِیحٍ أَوْ إِحْسَانٍ وَ مَنْ ضَاقَ خُلُقُهُ مَلَّهُ أَهْلُهُ وَ مَنْ نَالَ اسْتَطَالَ وَ قَلَّ مَا تَصْدُقُکَ الْأُمْنِیَّةُ وَ التَّوَاضُعُ یَکْسُوکَ الْمَهَابَةَ وَ فِی سَعَةِ الْأَخْلَاقِ کُنُوزُ الْأَرْزَاقِ کَمْ مِنْ عَاکِفٍ عَلَى ذَنْبِهِ فِی آخِرِ أَیَّامِ عُمُرِهِ وَ مَنْ کَسَاهُ الْحَیَاءُ ثَوْبَهُ خَفِیَ عَلَى النَّاسِ عَیْبُهُ وَ انْحُ الْقَصْدَ مِنَ الْقَوْلِ فَإِنَّ مَنْ تَحَرَّى الْقَصْدَ خَفَّتْ عَلَیْهِ الْمُؤَنُ وَ فِی خِلَافِ النَّفْسِ رُشْدُکَ مَنْ عَرَفَ الْأَیَّامَ لَمْ یَغْفُلْ عَنِ الِاسْتِعْدَادِ أَلَا وَ إِنَّ مَعَ کُلِّ جُرْعَةٍ شَرَقاً وَ إِنَّ فِی کُلِّ أُکْلَةٍ غَصَصاً- لَا تُنَالُ نِعْمَةٌ إِلَّا بِزَوَالِ أُخْرَى وَ لِکُلِّ ذِی رَمَقٍ قُوتٌ وَ لِکُلِّ حَبَّةٍ آکِلٌ وَ أَنْتَ قُوتُ الْمَوْتِ اعْلَمُوا أَیُّهَا النَّاسُ أَنَّهُ مَنْ مَشَى عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ فَإِنَّهُ یَصِیرُ إِلَى بَطْنِهَا وَ اللَّیْلُ وَ النَّهَارُ یَتَنَازَعَانِ [یَتَسَارَعَانِ] فِی هَدْمِ الْأَعْمَارِ-یَا أَیُّهَا النَّاسُ کُفْرُ النِّعْمَةِ لُؤْمٌ وَ صُحْبَةُ الْجَاهِلِ شُؤْمٌ إِنَّ مِنَ الْکَرَمِ لِینَ الْکَلَامِ وَ مِنَ الْعِبَادَةِ إِظْهَارَ اللِّسَانِ وَ إِفْشَاءَ السَّلَامِ إِیَّاکَ وَ الْخَدِیعَةَ فَإِنَّهَا مِنْ خُلُقِ اللَّئِیمِ لَیْسَ کُلُّ طَالِبٍ یُصِیبُ وَ لَا کُلُّ غَائِبٍ یَئُوبُ لَا تَرْغَبْ فِیمَنْ زَهِدَ فِیکَ رُبَّ بَعِیدٍ هُوَ أَقْرَبُ مِنْ قَرِیبٍ سَلْ عَنِ الرَّفِیقِ قَبْلَ الطَّرِیقِ وَ عَنِ الْجَارِ قَبْلَ الدَّارِ أَلَا وَ مَنْ أَسْرَعَ فِی الْمَسِیرِ أَدْرَکَهُ الْمَقِیلُ اسْتُرْ عَوْرَةَ أَخِیکَ کَمَا تَعْلَمُهَا فِیکَ اغْتَفِرْ زَلَّةَ صَدِیقِکَ لِیَوْمِ یَرْکَبُکَ عَدُوُّکَ مَنْ غَضِبَ عَلَى مَنْ لَا یَقْدِرُ عَلَى ضَرِّهِ طَالَ حُزْنُهُ وَ عَذَّبَ نَفْسَهُ مَنْ خَافَ رَبَّهُ کَفَّ ظُلْمَهُ [مَنْ خَافَ رَبَّهُ کُفِیَ عَذَابَهُ] وَ مَنْ لَمْ یَزِغْ فِی کَلَامِهِ أَظْهَرَ فَخْرَهُ وَ مَنْ لَمْ یَعْرِفِ الْخَیْرَ مِنَ الشَّرِّ فَهُوَ بِمَنْزِلَةِ الْبَهِیمَةِ إِنَّ مِنَ الْفَسَادِ إِضَاعَةَ الزَّادِ مَا أَصْغَرَ الْمُصِیبَةَ مَعَ عِظَمِ الْفَاقَةِ غَداً هَیْهَاتَ هَیْهَاتَ وَ مَا تَنَاکَرْتُمْ إِلَّا لِمَا فِیکُمْ مِنَ الْمَعَاصِی وَ الذُّنُوبِ فَمَا أَقْرَبَ الرَّاحَةَ مِنَ التَّعَبِ وَ الْبُؤْسَ مِنَ النَّعِیمِ وَ مَا شَرٌّ بِشَرٍّ بَعْدَهُ الْجَنَّةُ وَ مَا خَیْرٌ بِخَیْرٍ بَعْدَهُ النَّارُ وَ کُلُّ نَعِیمٍ دُونَ الْجَنَّةِ مَحْقُورٌ وَ کُلُّ بَلَاءٍ دُونَ النَّارِ عَافِیَةٌ وَ عِنْدَ تَصْحِیحِ الضَّمَائِرِ تُبْدُو الْکَبَائِرُ تَصْفِیَةُ الْعَمَلِ أَشَدُّ مِنَ الْعَمَلِ وَ تَخْلِیصُ النِّیَّةِ مِنَ الْفَسَادِ أَشَدُّ عَلَى الْعَامِلِینَ مِنْ طُولِ الْجِهَادِ هَیْهَاتَ لَوْ لَا التُّقَى لَکُنْتُ أَدْهَى الْعَرَبِ أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى وَعَدَ نَبِیَّهُ مُحَمَّداً ص الْوَسِیلَةَ وَ وَعْدُهُ الْحَقُّ وَ لَنْ یُخْلِفَ اللّٰهُ وَعْدَهُ أَلَا وَ إِنَّ الْوَسِیلَةَ عَلَى دَرَجِ الْجَنَّةِ وَ ذِرْوَةِ ذَوَائِبِ الزُّلْفَةِ وَ نِهَایَةِ غَایَةِ الْأُمْنِیَّةِ لَهَا أَلْفُ مِرْقَاةٍ مَا بَیْنَ الْمِرْقَاةِ إِلَى الْمِرْقَاةِ حُضْرُ الْفَرَسِ الْجَوَادِ مِائَةَ عَامٍ وَ هُوَ مَا بَیْنَ مِرْقَاةِ دُرَّةٍ إِلَى مِرْقَاةِ جَوْهَرَةٍ إِلَى مِرْقَاةِ زَبَرْجَدَةٍ إِلَى مِرْقَاةِ لُؤْلُؤَةٍ إِلَى مِرْقَاةِ یَاقُوتَةٍ إِلَى مِرْقَاةِ زُمُرُّدَةٍ إِلَى مِرْقَاةِ مَرْجَانَةٍ إِلَى مِرْقَاةِ کَافُورٍ إِلَى مِرْقَاةِ عَنْبَرٍ إِلَى مِرْقَاةِ یَلَنْجُوجٍ إِلَى مِرْقَاةِ ذَهَبٍ إِلَى مِرْقَاةِ غَمَامٍ إِلَى مِرْقَاةِ هَوَاءٍ إِلَى مِرْقَاةِ نُورٍ قَدْ أَنَافَتْ عَلَى کُلِّ الْجِنَانِ وَ رَسُولُ اللَّهِ ص یَوْمَئِذٍ قَاعِدٌ عَلَیْهَا مُرْتَدٍ بِرَیْطَتَیْنِ رَیْطَةٍ مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ وَ رَیْطَةٍ مِنْ نُورِ اللَّهِ عَلَیْهِ تَاجُ النُّبُوَّةِ وَ إِکْلِیلُ الرِّسَالَةِ قَدْ أَشْرَقَ بِنُورِهِ الْمَوْقِفُ وَ أَنَا یَوْمَئِذٍ عَلَى الدَّرَجَةِ الرَّفِیعَةِ وَ هِیَ دُونَ دَرَجَتِهِ وَ عَلَیَّ رَیْطَتَانِ رَیْطَةٌ مِنْ أُرْجُوَانِ النُّورِ وَ رَیْطَةٌ مِنْ کَافُورٍ وَ الرُّسُلُ وَ الْأَنْبِیَاءُ قَدْ وَقَفُوا عَلَى الْمَرَاقِی وَ أَعْلَامُ الْأَزْمِنَةِ وَ حُجَجُ الدُّهُورِ عَنْ أَیْمَانِنَا وَ قَدْ تَجَلَّلَهُمْ حُلَلُ النُّورِ وَ الْکَرَامَةِ لَا یَرَانَا مَلَکٌ مُقَرَّبٌ وَ لَا نَبِیٌّ مُرْسَلٌ إِلَّا بُهِتَ بِأَنْوَارِنَا وَ عَجِبَ مِنْ ضِیَائِنَا وَ جَلَالَتِنَا وَ عَنْ یَمِینِ الْوَسِیلَةِ عَنْ یَمِینِ الرَّسُولِ ص غَمَامَةٌ بَسْطَةَ الْبَصَرِ یَأْتِی مِنْهَا النِّدَاءُ یَا أَهْلَ الْمَوْقِفِ طُوبَى لِمَنْ أَحَبَّ الْوَصِیَّ وَ آمَنَ بِالنَّبِیِّ الْأُمِّیِّ الْعَرَبِیِّ وَ مَنْ کَفَرَ فَالنَّارُ مَوْعِدُهُ وَ عَنْ یَسَارِ الْوَسِیلَةِ عَنْ یَسَارِ الرَّسُولِ ص ظُلَّةٌ یَأْتِی مِنْهَا النِّدَاءُ یَا أَهْلَ الْمَوْقِفِ طُوبَى لِمَنْ أَحَبَّ الْوَصِیَّ وَ آمَنَ بِالنَّبِیِّ الْأُمِّیِّ وَ الَّذِی لَهُ الْمُلْکُ الْأَعْلَى لَا فَازَ أَحَدٌ وَ لَا نَالَ الرَّوْحَ وَ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ لَقِیَ خَالِقَهُ بِالْإِخْلَاصِ لَهُمَا وَ الِاقْتِدَارِ بِنُجُومِهِمَا- فَأَیْقِنُوا یَا أَهْلَ وَلَایَةِ اللَّهِ بِبَیَاضِ وُجُوهِکُمْ وَ شَرَفِ مَقْعَدِکُمْ وَ کَرَمِ مَآبِکُمْ وَ بِفَوْزِکُمُ الْیَوْمَ عَلىٰ سُرُرٍ مُتَقٰابِلِینَ* وَ یَا أَهْلَ الِانْحِرَافِ وَ الصُّدُودِ عَنِ اللَّهِ عَزَّ ذِکْرُهُ وَ رَسُولِهِ وَ صِرَاطِهِ وَ أَعْلَامِ الْأَزْمِنَةِ أَیْقِنُوا بِسَوَادِ وُجُوهِکُمْ وَ غَضَبِ رَبِّکُمْ جَزَاءً بِمَا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ وَ مَا مِنْ رَسُولٍ سَلَفَ وَ لَا نَبِیٍّ مَضَى إِلَّا وَ قَدْ کَانَ مُخْبِراً أُمَّتَهُ بِالْمُرْسَلِ الْوَارِدِ مِنْ بَعْدِهِ وَ مُبَشِّراً بِرَسُولِ اللَّهِ ص- وَ مُوصِیاً قَوْمَهُ بِاتِّبَاعِهِ وَ مُحَلِّیَهُ عِنْدَ قَوْمِهِ لِیَعْرِفُوهُ بِصِفَتِهِ وَ لِیَتَّبِعُوهُ عَلَى شَرِیعَتِهِ وَ لِئَلَّا یَضِلُّوا فِیهِ مِنْ بَعْدِهِ فَیَکُونَ مَنْ هَلَکَ أَوْ ضَلَّ بَعْدَ وُقُوعِ الْإِعْذَارِ وَ الْإِنْذَارِ عَنْ بَیِّنَةٍ وَ تَعْیِینِ حُجَّةٍ فَکَانَتِ الْأُمَمُ فِی رَجَاءٍ مِنَ الرُّسُلِ وَ وُرُودٍ مِنَ الْأَنْبِیَاءِ وَ لَئِنْ أُصِیبَتْ بِفَقْدِ نَبِیٍّ بَعْدَ نَبِیٍّ عَلَى عِظَمِ مَصَائِبِهِمْ وَ فَجَائِعِهَا بِهِمْ فَقَدْ کَانَتْ عَلَى سَعَةٍ مِنَ الْأَمَلِ وَ لَا مُصِیبَةٌ عَظُمَتْ وَ لَا رَزِیَّةٌ جَلَّتْ کَالْمُصِیبَةِ بِرَسُولِ اللَّهِ ص لِأَنَّ اللَّهَ خَتَمَ بِهِ الْإِنْذَارَ وَ الْإِعْذَارَ وَ قَطَعَ بِهِ الِاحْتِجَاجَ وَ الْعُذْرَ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ خَلْقِهِ وَ جَعَلَهُ بَابَهُ الَّذِی بَیْنَهُ وَ بَیْنَ عِبَادِهِ وَ مُهَیْمِنَهُ الَّذِی لَا یَقْبَلُ إِلَّا بِهِ- وَ لَا قُرْبَةَ إِلَیْهِ إِلَّا بِطَاعَتِهِ وَ قَالَ فِی مُحْکَمِ کِتَابِهِ- مَنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطٰاعَ اللّٰهَ وَ مَنْ تَوَلّٰى فَمٰا أَرْسَلْنٰاکَ عَلَیْهِمْ حَفِیظاً فَقَرَنَ طَاعَتَهُ بِطَاعَتِهِ وَ مَعْصِیَتَهُ بِمَعْصِیَتِهِ فَکَانَ ذَلِکَ دَلِیلًا عَلَى مَا فَوَّضَ إِلَیْهِ وَ شَاهِداً لَهُ عَلَى مَنِ اتَّبَعَهُ وَ عَصَاهُ وَ بَیَّنَ ذَلِکَ فِی غَیْرِ مَوْضِعٍ مِنَ الْکِتَابِ الْعَظِیمِ فَقَالَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى فِی التَّحْرِیضِ عَلَى اتَّبَاعِهِ وَ التَّرْغِیبِ فِی تَصْدِیقِهِ وَ الْقَبُولِ بِدَعْوَتِهِ- قُلْ إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللّٰهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اللّٰهُ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ فَاتِّبَاعُهُ ص مَحَبَّةُ اللَّهِ وَ رِضَاهُ غُفْرَانُ الذُّنُوبِ وَ کَمَالُ الْفَوْزِ وَ وُجُوبُ الْجَنَّةِ وَ فِی التَّوَلِّی عَنْهُ وَ الْإِعْرَاضِ مُحَادَّةُ اللَّهِ وَ غَضَبُهُ وَ سَخَطُهُ وَ الْبُعْدُ مِنْهُ مُسْکِنُ النَّارِ وَ ذَلِکَ قَوْلُهُ وَ مَنْ یَکْفُرْ بِهِ مِنَ الْأَحْزٰابِ فَالنّٰارُ مَوْعِدُهُ یَعْنِی الْجُحُودَ بِهِ وَ الْعِصْیَانَ لَهُ فَإِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ اسْمُهُ امْتَحَنَ بِی عِبَادَهُ وَ قَتَلَ بِیَدِی أَضْدَادَهُ وَ أَفْنَى بِسَیْفِی جُحَّادَهُ وَ جَعَلَنِی زُلْفَةً لِلْمُؤْمِنِینَ وَ حِیَاضَ مَوْتٍ عَلَى الْجَبَّارِینَ وَ سَیْفَهُ عَلَى الْمُجْرِمِینَ وَ شَدَّ بِی أَزْرَ رَسُولِهِ وَ أَکْرَمَنِی بِنَصْرِهِ وَ شَرَّفَنِی بِعِلْمِهِ وَ حَبَانِی بِأَحْکَامِهِ وَ اخْتَصَّنِی بِوَصِیَّتِهِ وَ اصْطَفَانِی بِخِلَافَتِهِ فِی أُمَّتِهِ فَقَالَ ص وَ قَدْ حَشَدَهُ الْمُهَاجِرُونَ وَ الْأَنْصَارُ وَ انْغَصَّتْ بِهِمُ الْمَحَافِلُ أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ عَلِیّاً مِنِّی- کَهَارُونَ مِنْ مُوسَى إِلَّا أَنَّهُ لَا نَبِیَّ بَعْدِی فَعَقَلَ الْمُؤْمِنُونَ عَنِ اللَّهِ نَطَقَ الرَّسُولُ إِذْ عَرَفُونِی أَنِّی لَسْتُ بِأَخِیهِ لِأَبِیهِ وَ أُمِّهِ کَمَا کَانَ هَارُونُ أَخَا مُوسَى لِأَبِیهِ وَ أُمِّهِ وَ لَا کُنْتُ نَبِیّاً فَاقْتَضَى نُبُوَّةً وَ لَکِنْ کَانَ ذَلِکَ مِنْهُ اسْتِخْلَافاً لِی کَمَا اسْتَخْلَفَ مُوسَى هَارُونَ ع حَیْثُ یَقُولُ اخْلُفْنِی فِی قَوْمِی وَ أَصْلِحْ وَ لٰا تَتَّبِعْ سَبِیلَ الْمُفْسِدِینَ وَ قَوْلُهُ ع حِینَ تَکَلَّمَتْ طَائِفَةٌ فَقَالَتْ نَحْنُ مَوَالِی رَسُولِ اللَّهِ ص فَخَرَجَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِلَى حَجَّةِ الْوَدَاعِ ثُمَّ صَارَ إِلَى غَدِیرِ خُمٍّ فَأَمَرَ فَأُصْلِحَ لَهُ شِبْهُ الْمِنْبَرِ ثُمَّ عَلَاهُ وَ أَخَذَ بِعَضُدِی حَتَّى رُئِیَ بَیَاضُ إِبْطَیْهِ رَافِعاً صَوْتَهُ قَائِلًا فِی مَحْفِلِهِ مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ فَکَانَتْ عَلَى وَلَایَتِی وَلَایَةُ اللَّهِ وَ عَلَى عَدَاوَتِی عَدَاوَةُ اللَّهِ وَ أَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِی ذَلِکَ الْیَوْمِ- الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلٰامَ دِیناً فَکَانَتْ وَلَایَتِی کَمَالَ الدِّینِ وَ رِضَا الرَّبِّ جَلَّ ذِکْرُهُ وَ أَنْزَلَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى اخْتِصَاصاً لِی وَ تَکَرُّماً نَحَلَنِیهِ وَ إِعْظَاماً وَ تَفْصِیلًا مِنْ رَسُولِ اللَّهِ ص مَنَحَنِیهِ وَ هُوَ قَوْلُهُ تَعَالَى- ثُمَّ رُدُّوا إِلَى اللّٰهِ مَوْلٰاهُمُ الْحَقِّ أَلٰا لَهُ الْحُکْمُ وَ هُوَ أَسْرَعُ الْحٰاسِبِینَ فِیَّ مَنَاقِبُ لَوْ ذَکَرْتُهَا لَعَظُمَ بِهَا الِارْتِفَاعُ فَطَالَ لَهَا الِاسْتِمَاعُ وَ لَئِنْ تَقَمَّصَهَا دُونِیَ الْأَشْقَیَانِ وَ نَازَعَانِی فِیمَا لَیْسَ لَهُمَا بِحَقٍّ وَ رَکِبَاهَا ضَلَالَةً وَ اعْتَقَدَاهَا جَهَالَةً فَلَبِئْسَ مَا عَلَیْهِ وَرَدَا وَ لَبِئْسَ مَا لِأَنْفُسِهِمَا مَهَّدَا یَتَلَاعَنَانِ فِی دُورِهِمَا وَ یَتَبَرَّأُ کُلُّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا مِنْ صَاحِبِهِ یَقُولُ لِقَرِینِهِ إِذَا الْتَقَیَا یٰا لَیْتَ بَیْنِی وَ بَیْنَکَ بُعْدَ الْمَشْرِقَیْنِ فَبِئْسَ الْقَرِینُ فَیُجِیبُهُ الْأَشْقَى عَلَى رُثُوثَةٍ یَا لَیْتَنِی لَمْ أَتَّخِذْکَ خَلِیلًا لَقَدْ أَضْلَلْتَنِی عَنِ الذِّکْرِ بَعْدَ إِذْ جٰاءَنِی وَ کٰانَ الشَّیْطٰانُ لِلْإِنْسٰانِ خَذُولًا فَأَنَا الذِّکْرُ الَّذِی عَنْهُ ضَلَّ وَ السَّبِیلُ الَّذِی عَنْهُ مَالَ وَ الْإِیمَانُ الَّذِی بِهِ کَفَرَ وَ الْقُرْآنُ الَّذِی إِیَّاهُ هَجَرَ وَ الدِّینُ الَّذِی بِهِ کَذَّبَ وَ الصِّرَاطُ الَّذِی عَنْهُ نَکَبَ وَ لَئِنْ رَتَعَا فِی الْحُطَامِ الْمُنْصَرِمِ وَ الْغُرُورِ الْمُنْقَطِعِ وَ کَانَا مِنْهُ عَلىٰ شَفٰا حُفْرَةٍ مِنَ النّٰارِ لَهُمَا عَلَى شَرِّ وُرُودٍ فِی أَخْیَبِ وُفُودٍ وَ أَلْعَنِ مَوْرُودٍ یَتَصَارَخَانِ بِاللَّعْنَةِ وَ یَتَنَاعَقَانِ بِالْحَسْرَةِ مَا لَهُمَا مِنْ رَاحَةٍ وَ لَا عَنْ عَذَابِهِمَا مِنْ مَنْدُوحَةٍ إِنَّ الْقَوْمَ لَمْ یَزَالُوا عُبَّادَ أَصْنَامٍ وَ سَدَنَةَ أَوْثَانٍ یُقِیمُونَ لَهَا الْمَنَاسِکَ وَ یَنْصِبُونَ لَهَا الْعَتَائِرَ وَ یَتَّخِذُونَ لَهَا الْقُرْبَانَ وَ یَجْعَلُونَ لَهَا الْبَحِیرَةَ وَ الْوَصِیلَةَ وَ السَّائِبَةَ وَ الْحَامَ وَ یَسْتَقْسِمُونَ بِالْأَزْلَامِ عَامِهِینَ عَنِ اللَّهِ عَزَّ ذِکْرُهُ حَائِرِینَ عَنِ الرَّشَادِ مُهْطِعِینَ إِلَى الْبِعَادِ وَ قَدِ اسْتَحْوَذَ عَلَیْهِمُ الشَّیْطٰانُ وَ غَمَرَتْهُمْ سَوْدَاءُ الْجَاهِلِیَّةِ وَ رَضَعُوهَا جَهَالَةً وَ انْفَطَمُوهَا ضَلَالَةً فَأَخْرَجَنَا اللَّهُ إِلَیْهِمْ رَحْمَةً وَ أَطْلَعَنَا عَلَیْهِمْ رَأْفَةً وَ أَسْفَرَ بِنَا عَنِ الْحُجُبِ نُوراً لِمَنِ اقْتَبَسَهُ وَ فَضْلًا لِمَنِ اتَّبَعَهُ وَ تَأْیِیداً لِمَنْ صَدَّقَهُ فَتَبَوَّءُوا الْعِزَّ بَعْدَ الذِّلَّةِ وَ الْکَثْرَةَ بَعْدَ الْقِلَّةِ وَ هَابَتْهُمُ الْقُلُوبُ وَ الْأَبْصَارُ وَ أَذْعَنَتْ لَهُمُ الْجَبَابِرَةُ وَ طَوَائِفُهَا وَ صَارُوا أَهْلَ نِعْمَةٍ مَذْکُورَةٍ وَ کَرَامَةٍ مَیْسُورَةٍ وَ أَمْنٍ بَعْدَ خَوْفٍ وَ جَمْعٍ بَعْدَ کَوْفٍ وَ أَضَاءَتْ بِنَا مَفَاخِرُ مَعَدِّ بْنِ عَدْنَانَ وَ أَوْلَجْنَاهُمْ بَابَ الْهُدَى وَ أَدْخَلْنَاهُمْ دَارَ السَّلَامِ وَ أَشْمَلْنَاهُمْ ثَوْبَ الْإِیمَانِ وَ فَلَجُوا بِنَا فِی الْعَالَمِینَ وَ أَبْدَتْ لَهُمْ أَیَّامُ الرَّسُولِ آثَارَ الصَّالِحِینَ مِنْ حَامٍ مُجَاهِدٍ وَ مُصَلٍّ قَانِتٍ وَ مُعْتَکِفٍ زَاهِدٍ یُظْهِرُونَ الْأَمَانَةَ وَ یَأْتُونَ الْمَثَابَةَ حَتَّى إِذَا دَعَا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ نَبِیَّهُ ص وَ رَفَعَهُ إِلَیْهِ لَمْ یَکُ ذَلِکَ بَعْدَهُ إِلَّا کَلَمْحَةٍ مِنْ خَفْقَةٍ أَوْ وَمِیضٍ مِنْ بَرْقَةٍ إِلَى أَنْ رَجَعُوا عَلَى الْأَعْقَابِ وَ انْتَکَصُوا عَلَى الْأَدْبَارِ وَ طَلَبُوا بِالْأَوْتَارِ وَ أَظْهَرُوا الْکَتَائِبَ وَ رَدَمُوا الْبَابَ وَ فَلُّوا الدِّیَارَ وَ غَیَّرُوا آثَارَ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ رَغِبُوا عَنْ أَحْکَامِهِ وَ بَعُدُوا مِنْ أَنْوَارِهِ وَ اسْتَبْدَلُوا بِمُسْتَخْلَفِهِ بَدِیلًا اتَّخَذُوهُ وَ کٰانُوا ظٰالِمِینَ وَ زَعَمُوا أَنَّ مَنِ اخْتَارُوا مِنْ آلِ أَبِی قُحَافَةَ أَوْلَى بِمَقَامِ رَسُولِ اللَّهِ ص مِمَّنِ اخْتَارَ رَسُولُ اللَّهِ ص لِمَقَامِهِ وَ أَنَّ مُهَاجِرَ آلِ أَبِی قُحَافَةَ خَیْرٌ مِنَ الْمُهَاجِرِیِّ الْأَنْصَارِیِّ الرَّبَّانِیِّ نَامُوسِ هَاشِمِ بْنِ عَبْدِ مَنَافٍ أَلَا وَ إِنَّ أَوَّلَ شَهَادَةِ زُورٍ وَقَعَتْ فِی الْإِسْلَامِ شَهَادَتُهُمْ أَنَّ صَاحِبَهُمْ مُسْتَخْلَفُ رَسُولِ اللَّهِ ص فَلَمَّا کَانَ مِنْ أَمْرِ سَعْدِ بْنِ عُبَادَةَ مَا کَانَ رَجَعُوا عَنْ ذَلِکَ وَ قَالُوا إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص مَضَى وَ لَمْ یَسْتَخْلِفْ فَکَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص الطَّیِّبُ الْمُبَارَکُ أَوَّلَ مَشْهُودٍ عَلَیْهِ بِالزُّورِ فِی الْإِسْلَامِ وَ عَنْ قَلِیلٍ یَجِدُونَ غِبَّ مَا [یَعْلَمُونَ وَ سَیَجِدُونَ التَّالُونَ غِبَّ مَا أَسَّسَهُ الْأَوَّلُونَ وَ لَئِنْ کَانُوا فِی مَنْدُوحَةٍ مِنَ الْمَهْلِ وَ شِفَاءٍ مِنَ الْأَجَلِ وَ سَعَةٍ مِنَ الْمُنْقَلَبِ وَ اسْتِدْرَاجٍ مِنَ الْغُرُورِ وَ سُکُونٍ مِنَ الْحَالِ وَ إِدْرَاکٍ مِنَ الْأَمَلِ فَقَدْ أَمْهَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ شَدَّادَ بْنَ عَادٍ وَ ثَمُودَ بْنَ عَبُّودٍ وَ بَلْعَمَ بْنَ بَاعُورٍ وَ أَسْبَغَ عَلَیْهِمْ نِعَمَهُ ظٰاهِرَةً وَ بٰاطِنَةً وَ أَمَدَّهُمْ بِالْأَمْوَالِ وَ الْأَعْمَارِ وَ أَتَتْهُمُ الْأَرْضُ بِبَرَکَاتِهَا لِیَذَّکَّرُوا آلَاءَ اللَّهِ وَ لِیَعْرِفُوا الْإِهَابَةَ لَهُ وَ الْإِنَابَةَ إِلَیْهِ وَ لِیَنْتَهُوا عَنِ الِاسْتِکْبَارِ فَلَمَّا بَلَغُوا الْمُدَّةَ وَ اسْتَتَمُّوا الْأُکْلَةَ أَخَذَهُمُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ اصْطَلَمَهُمْ فَمِنْهُمْ مَنْ حُصِبَ وَ مِنْهُمْ مَنْ أَخَذَتْهُ الصَّیْحَةُ وَ مِنْهُمْ مَنْ أَحْرَقَتْهُ الظُّلَّةُ وَ مِنْهُمْ مَنْ أَوْدَتْهُ الرَّجْفَةُ وَ مِنْهُمْ مَنْ أَرْدَتْهُ الْخَسْفَةُ- فَمٰا کٰانَ اللّٰهُ لِیَظْلِمَهُمْ وَ لٰکِنْ کٰانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ أَلَا وَ إِنَّ لِکُلِّ أَجَلٍ کِتَاباً فَإِذَا بَلَغَ الْکِتَابُ أَجَلَهُ لَوْ کُشِفَ لَکَ عَمَّا هَوَى إِلَیْهِ الظَّالِمُونَ وَ آلَ إِلَیْهِ الْأَخْسَرُونَ لَهَرَبْتَ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِمَّا هُمْ عَلَیْهِ مُقِیمُونَ وَ إِلَیْهِ صَائِرُونَ أَلَا وَ إِنِّی فِیکُمْ أَیُّهَا النَّاسُ کَهَارُونَ فِی آلِ فِرْعَوْنَ وَ کَبَابِ حِطَّةٍ فِی بَنِی إِسْرَائِیلَ وَ کَسَفِینَةِ نُوحٍ فِی قَوْمِ نُوحٍ إِنِّی النَّبَأُ الْعَظِیمُ وَ الصِّدِّیقُ الْأَکْبَرُ وَ عَنْ قَلِیلٍ سَتَعْلَمُونَ مَا تُوعَدُونَ وَ هَلْ هِیَ إِلَّا کَلُعْقَةِ الْآکِلِ وَ مَذْقَةِ الشَّارِبِ وَ خَفْقَةِ الْوَسْنَانِ ثُمَّ تُلْزِمُهُمُ الْمَعَرَّاتُ خِزْیاً فِی الدُّنْیَا وَ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ یُرَدُّونَ إِلىٰ أَشَدِّ الْعَذٰابِ ... وَ مَا اللّٰهُ بِغٰافِلٍ عَمّٰا یَعْمَلُونَ فَمَا جَزَاءُ مَنْ تَنَکَّبَ مَحَجَّتَهُ وَ أَنْکَرَ حُجَّتَهُ وَ خَالَفَ هُدَاتَهُ وَ حَادَّ عَنْ نُورِهِ وَ اقْتَحَمَ فِی ظُلَمِهِ وَ اسْتَبْدَلَ بِالْمَاءِ السَّرَابَ وَ بِالنَّعِیمِ الْعَذَابَ وَ بِالْفَوْزِ الشَّقَاءَ وَ بِالسَّرَّاءِ الضَّرَّاءَ وَ بِالسَّعَةِ الضَّنْکَ إِلَّا جَزَاءُ اقْتِرَافِهِ وَ سُوءُ خِلَافِهِ- فَلْیُوقِنُوا بِالْوَعْدِ عَلَى حَقِیقَتِهِ وَ لْیَسْتَیْقِنُوا بِمَا یُوعَدُونَ یَوْمَ تَأْتِی الصَّیْحَةَ بِالْحَقِّ ذٰلِکَ یَوْمُ الْخُرُوجِ إِنّٰا نَحْنُ نُحْیِی وَ نُمِیتُ وَ إِلَیْنَا الْمَصِیرُ یَوْمَ تَشَقَّقُ الْأَرْضُ عَنْهُمْ سِرٰاعاً إِلَى آخِرِ السُّورَةِ

جابر بن یزید گوید: من خدمت امام باقر علیه السّلام شرفیاب شدم و بآن حضرت عرضکردم: اى فرزند رسول خدا براستى که این اختلاف شیعه در مذهبشان درون مرا میسوزاند! حضرت فرمود: اى جابر تو را آگاه نسازم بر حقیقت اختلاف آنها که این اختلاف از کجا سرچشمه گرفته و از چه جهت تفرقه و جدائى پیدا کردند؟ عرضکردم: چرا اى فرزند رسول خدا، فرمود: پس هر گاه آنان اختلاف کردند تو راه اختلاف را پیش مگیر، همانا هر که منکر امام وقت گردد مانند کسى است که منکر رسول خدا (ص) در روزگار خود آن حضرت شده باشد، اى جابر بشنو و بخاطر بسپار، جابر گوید: گفتم: اگر میل داشته باشید بفرمائید تا گوش کنم! فرمود: بشنو و بخاطر بسپار و تا هر جا که مرکبت پیش میرود بمردم برسان، همانا امیر مؤمنان علیه السّلام پس از اینکه هفت روز از وفات پیغمبر (ص) گذشت در مدینه براى مردم خطبه‏اى ایراد فرمود- و این خطبه پس از آنى بود که از جمع‏آورى قرآن و گرد آوردن آن فراغت جسته بود- و در آن خطبه چنین فرمود: ستایش خدائى را است که پندارها را جلوگیرى کرد از اینکه به کنه او رسد جز بهمین مقدار که او وجود دارد و هست، و خردها را در پرده کرد از اینکه خیال ذات او را کنند چون از شباهت و هم شکل بودن با چیزى برتر است، بلکه او است آن خدائى که در حقیقت ذاتش تفاوتى متصور نیست، و در کمالش‏ نتوان روى اعداد قسمت‏بندى کرد، از هر چیز جداست اما نه بجدائى و اختلاف مکانها و در هر چیز وجود ندارد اما نه بر وجه آمیزش و مخالطت، و علم او بر موجودات بوسیله ابزار (درک اشیاء) نیست بلکه علمش بخود ذات او است و میان او و معلومش (دانسته‏اش) چیزى فاصله نیست که بوسیله آن داناى بمعلوم خود باشد، اگر گفته شود، بوده است، بمعناى وجود (و بود) ازلى (و همیشگى) است، و اگر گفته شود:همیشه خواهد بود، بمعناى نفى عدم از او است، پس منزه و برتر است از گفتار کسى که جز او را پرستد و معبودى جز او گیرد، به برترى بزرگى.ستایشش کنیم بدان ستایشى که خود از آفریدگانش بپسندد، و پذیرش آن را بر خود لازم کرده، و گواهى دهم که معبودى جز خداى یگانه نیست که شریک ندارد، و گواهى دهم که محمد بنده و رسول او است، دو گواهى بدان چنان که گفتار را بالا برند و کردار را دو چندان کنند، سبک است آن میزان عملى که این دو گواهى را از آن بردارند، و سنگین است میزانى که آن دو را در آن بنهند، و بدان دو گواهى است کامیابى بهشت و رهائى از دوزخ و گذشتن بر صراط، و بوسیله این دو گواهى در بهشت درآئید و با درود (بر رسول خدا) برحمت رسید، بسیار بر پیغمبر خود درود فرستید «همانا خدا و فرشتگانش درود فرستند بر پیغمبر، اى کسانى که ایمان آورده‏اید درود فرستید بر او و سلام بسیار»- درود خدا بر او و آلش و سلامى بسیار-.اى مردم براستى که شرافتى برتر از اسلام نیست، و مقام ارجمندى عزیزتر از مقام تقوى نیست، و پناهگاهى محکم‏تر از ورع (و پارسائى) نیست، و واسطه و شفیعى نجات بخش‏تر از توبه (و بازگشت بسوى حق) نیست، و جامه‏اى زیباتر از تندرستى نیست، و نگهدارى بهتر از سلامت نیست، و مالى که‏ بتواند فقر و بیچارگى را از بین ببرد بهتر از تن دادن بقناعت نیست، و گنجى بى‏نیازکننده‏تر از رضایت بقسمت موجود نیست، هر که کفایت کند بهمان مقدار گذران (زندگى) آسایش را براى خود پابرجا کرده، و در کمال آسودگى جایگیر شده، تمایل و رغبت بدنیا کلید رنجها است، و احتکار (و اندوختن مال دنیا) مرکب ناراحتى و تعب است، (و رشک و) حسد آفت دین است، و حرص (و آز) انسانى را به افتادن در پرتگاه گناهان کشاند، و همان موجب حرمان (و نومیدى و بى‏بهره‏گى) است.ستم انسان را بنابودى برد، و آزمندى بسیار دربردارنده تمامى عیوب بد است، چه بسیار طمعى که نومید است، و آرزوئى که دروغ شود، و امیدى که بنومیدى مبدل گردد، و سودائى که بزیان و خسران سر زند، آگاه باشید که هر کس بدون تأمل در سرانجام کارها دست بکارى زند خود را در معرض پیش آمدهاى رسواکننده درآورده، و گناه بد گلوبندى است براى شخص باایمان.اى مردم هیچ گنجى سودمندتر از دانش نیست، و هیچ عزتى برتر از بردبارى نیست، و هیچ حسبى بهتر از ادب نیست، و هیچ نسبى پست‏تر از خشم و غضب نیست، و هیچ زیبائى آراسته‏تر از عقل و خرد نیست، و هیچ زشتى بدتر از دروغ نیست، و هیچ نگهبانى بهتر از خاموشى نیست، و هیچ غائبى نزدیکتر از مرگ نیست.

اى مردم براستى هر که در عیب خویش بنگرد از (دیدن) عیب دیگران سرگرم شود، و هر که به روزى خدا راضى و خوشنود باشد به (نداشتن) آنچه در دست دیگران است افسوس نخورد، و هر که شمشیر ستم بروى دیگران کشد خود بدان کشته شود، و هر که سر راه برادران چاهى بکند خود در آن افتد، و هر که پرده دیگران را بدرد عیوب خانه‏اش از پرده بیرون افتد، و هر که لغزشهاى خود را فراموش کند لغزشهاى دیگران را بزرگ شمارد، و هر که رأى (و دلخواه) خودش را بپسندد بگمراهى افتد، و هر که بعقل وخرد خود (از فکر دیگران) بى‏نیازى جوید بلغزش دچار گردد، و هر که بر مردم بزرگى کند خوار شود، و هر که مردم را سبک کند، (یا بنفهمى نسبت دهد) دشنام شنود، و هر که با مردم پست و سبک مغز آمیزش کند کوچک و سبک شود، و هر که چیزى را که توانائى آن را ندارد بر دوش گیرد، درماند.

اى مردم براستى که مال و ثروتى سودمندتر از عقل نیست، و فقر و ندارى سخت‏تر از بى‏خردى نیست، و پندآموزى رساتر از خیرخواهى و نصیحت نیست، و عقلى چون تدبیر نیست و عبادتى چون تفکر و اندیشه کردن نیست، و کمک‏گیرى بهتر از مشورت نباشد، و هراس و وحشتى سخت‏تر از خودپسندى نیست، و پارسائى و ورعى چون خوددارى از گناهان نباشد و هیچ عقل و خردورزى چون شکیبائى و خموشى نیست.

اى مردم در انسانى ده خصلت است که زبان آن را آشکار کند: (زبان) گواهى است که از نهاد انسان گزارش دهد، داورى است که میان مردم داورى کند، گوینده‏اى است که پاسخ دهد، واسطه‏اى است که خواسته‏ها بدو بدست آید، وصف‏کننده‏اى است که هر چیز بدو شناخته شود، فرماندهى است که بکار نیک فرمان دهد، و پندآموزى است که از کار زشت بازدارد، تسلیت گوئى است که اندوهها را آرام کند، وسیله آماده و حاضرى است که کینه‏ها را بزداید، و آلت جالب توجهى است که گوشها از آن لذت برند.

اى مردم بحقیقت در خاموشى از بیان حکمت خیرى نیست چنانچه در سخن گفتن بنادانى نیز خیرى نیست اى مردم بدانید که هر کس مالک زبان خود نباشد پشیمان گردد، و هر که نداند (یا نیاموزد) بنادانى درافتد، و هر که خود را ببردبارى واندارد بردبار نگردد، و کسى که (از انجام کارهاى زشت)

باز نایستد خردورزى نکند و کسى که خردورزى نکند سبک و خوار گردد، و کسى که سبک شد احترامش ندارند، و کسى که مورد احترام نباشد باید سرزنش شود، و هر که مالى را بناحق بدست آورد نابجا خرج کند، و کسى که بطور پسندیده (یعنى با نصیحت و تفکر) دست از کار زشت ندارد بطور ناپسند (و ناچارى) دست از آن خواهد کشید، و کسى که نشسته چیزى بمستمند ندهد ایستاده از او دریغ شود.(مترجم گوید: در این جمله از کلام امیر مؤمنان علیه السّلام چند وجه گفته شده که یکى همان بود که ترجمه شد، باینکه فعل اول بصورت معلوم و فعل ثانى بصورت مجهول باشد و خلاصه‏اش این است که کسى که در حال عزت و شوکت در آن حال که مستمندان دورش را گرفته‏اند و او نشسته است چیزى بمستمندان ندهد مبتلا گردد باینکه در حضور دیگران مستمندانه بایستد و دست نیاز بسوى شوکتمندان نشسته دراز کند و چیزى باو ندهند، و این وجهى است که مجلسى (ره) از میان وجوه دیگر اختیار نموده، و وجه دیگرى که فیض (ره) و ابن ابى الحدید گفته‏اند که هر دو فعل را بصورت مجهول بخوانیم و خلاصه معنى این مى‏شود که کسى که در حال نشستن چیزى باو نرسد قیام هم باو سودى نبخشد یعنى روزى خدا بهر طورى تقسیم شده بهمان نحو میرسد و سعى و کوشش و قیام و قعود در آن تأثیرى ندارد).و هر که عزت بناحق (و بیجا) طلبد زبون گردد، و هر که بزور و ستم پیروز گردد مغلوب خواهد شد، و هر که با حق دشمنى کند وهن (سستى یا پستى) ملازم او گردد، و هر که فهم خود را بکار اندازد محترم گردد، و هر که تکبر ورزد کوچک شود، و هر که نیکى نکند مورد ستایش قرار نگیرد.

اى مردم مردن (با شرافت) بهتر از زیستن (با خوارى و ننگ) است، و چالاکى (در اطاعت) پیشاپیش ناتوانى و سرگردانى است، و حساب پیش از عقاب، و گور بهتر از فقر و ندارى است، و چشم پوشیدن به از نگاه کردن بسیار است، و روزگار روزى بسود تو است و روزى بزیان تو، پس در آن هنگامى که بسود تو کار کند سرمست مشو، و چون بزیان تو پیش آید شکیبا باش که بهر دوى آنها آزمایش شوى.- و در نسخه‏ایست که: و هر دوى آنها آزمایش گردد-.اى مردم عجیب‏تر چیزى که در انسان است دل او است، و این دل داراى موادى از حکمت (وفرزانگى) است و چیزهاى ناپسندى بر خلاف حکمت، پس اگر امید در آن پیدا شود طمع خوار و زبونش کند، و اگر طمع بدان هجوم کند حرص هلاکش سازد، و اگر نومیدى بدان دست یابد افسوس آن را بکشد، و اگر تندخوئى بر او عارض شود خشم بر او سخت گیرد، و اگر بخوشنودى سعادتمند شود خوددارى را فراموش کند، و اگر ترس و بیم بدو رسد دورى جستن (از کار و کوشش) او را سرگرم کند، و اگر آسایش بر او فراخ گردد بى‏خبرى و غرور او را برباید- و در نسخه‏اى است که او را عزت‏طلبى فرا گیرد- و اگر نعمتى بر او تازه شود عزت‏طلبى او را بگیرد، و اگر مالى بدست آرد ثروت و بى‏نیازى او را سرکش کند، و اگر ندارى او را بگزد بلا و سختى او را در خود فرو برد- و در نسخه‏اى است که گریه او را از پاى درآورد- و اگر پیش‏آمد ناگوارى برایش رخ دهد بى‏تابى رسوایش سازد، و اگر گرسنگى بر او سخت گیرد ناتوانى گریبان‏گیرش کند، و اگر در سیرى از حد بگذراند شکمپرى او را برنج اندازد، پس هر کوتاهى براى آن زیان‏آور و هر گذشتن از حدى تباه‏کننده آن است.

اى مردم براستى هر که (در کار) کندى کند خوار شود، و هر که بخشش کند آقا گردد، و هر که مالش بسیار شد سر و سرور شد، و هر که حلم و تحملش زیاد بود شریف گردد، و هر که اندیشه خود را در ذات و کنه خدا بکار انداخت بیدین شد، و هر که زیاد بکارى دست زد بدان معروف شد، و کسى که شوخیش زیاد شد سبک شود، و هر که خنده‏اش بسیار شد هیبت و وقارش برود.

حسب کسى که ادب ندارد تباه گردد، براستى که بهترین کارها نگهداشتن آبرو است بوسیله دادن مال، خردمند نیست کسى که با نادان هم‏نشین باشد، و هر که با نادان همنشینى کند آماده جنجال و سر و صدا گردد، هیچ ثروتمندى از مرگ بوسیله مالش نرهد و هیچ فقیر و ندارى بخاطر نداریش. اى‏

مردم اگر مرگ خریدنى بود (دو دسته) از مردم دنیا آن را میخریدند: (یکى) کریم گشاده رو، و (دیگر) مرد پست حریص.

(توضیح- مجلسى (ره) در توضیح حدیث سه وجه ذکر کرده:

1- کریم آن را میخرید بخاطر اینکه شوق بکرم و بخشش دارد ولى مال ندارد چنانچه حال کریمان غالبا چنین است، و با خریدن مرگ خود را از این غم میرهانید، و شخص پست آن را خریدارى میکرد چون بخاطر حرصى که دارد از زندگى خود ناراضى است، و نظیر این وجه را نیز فیض علیه الرحمة اختیار کرده است.

2- کریم آن را میخرید تا فروشنده آن را از مرگ برهاند، و لئیم آن را میخرید تا آن را نیز بسایر چیزهائى که دارد ضمیمه کند، چون حریص میخواهد همه چیز حتى مرگ را براى خود فراهم سازد.

3- کریم آن را میخرید تا مرگ را از میان خلق خدا بردارد، و لئیم آن را میخرید تا بوسیله آن همه را بمیراند و اموالشان را بنفع خود ضبط کند).

اى مردم براستى دلها را گواهانى است (فطرى) که بیرون برد نفوس را از مسلک (و راه) تقصیرکاران، و تیزى هوش براى درک مواعظ (و پندها) همان است که نفس انسان را بسوى دورى جستن از خطر کشاند، و براى دلها خاطرات (و انگیزه‏هائى) از هوا و هوس هست، و خردها هستند که (از آنها) بازدارند و جلوگیرى کنند، تجربیات (براى شخص) علم تازه‏اى است، و پندگیرى (از پیش آمدها) انسان را بهدایت و راه راست رهبرى کند، براى تربیت تو کافى است (ملاحظه) آنچه را براى دیگرى خوش ندارى (شاید معناى آن همان باشد که بصورت مثل معروف شده که گویند: ادب را از که آموختى؟ از بى‏ادبان) حقى که تو بگردن برادر مؤمن خود دارى مانند همان حقى است که او بگردن تو دارد، محققا بمخاطره افتد کسى که بى‏نیاز (و مستبد) به رأى خود شد، تدبر (و عاقبت اندیشى) پیش از کار باید زیرا تو را از پشیمانى ایمن سازد، و کسى که آراء مختلف را ملاحظه و برآورد کند اشتباهکاریها (و لغزشگاهها) را بشناسد، و کسى که از زیاده‏گوئى (یا کارهاى بیهوده) خوددارى کند خردها (کار) او را درست و صحیح دانند. و هر که شهوت خود را مهار کند قدر و موقعیت خود را حفظ کند و هر که زبانش را نگاهدارد مردم از (شر) او آسوده‏اند و بخواسته‏اش رسد، و در تغییر و تحول اوضاع جوهر مردان دانسته (و آشکار) شود، روزگار رازهاى نهفته را براى تو آشکار سازد، و در برق جهنده و زودگذر براى شخصى که سخت در تاریکى فرو رفته بهره و ثمرى نیست، کسى که بحکمت و فرزانگى شناخته شد مردم به دیده سنگینى و بزرگى باو بنگرند، شریفترین ثروت و توانگرى واگذاردن آرزو است، بردبارى سپر ندارى است، حرص نشانه فقر است، بخل جامه روئین مستمندى است (یعنى بر شخص بخیل جامه مستمندى پوشاند). مودت و دوستى خویشاوندى (تازه‏اى) است که بدست آورده‏اى و فقیر خوشرفتار بهتر از داراى جفاکار است، پند و موعظه، پناهگاه شخص پذیرنده و نگهدار بدان است، و هر که دیده (یا زبانش) را رها کند (که بهر جا نگاه کند، یا هر چه خواهد بگوید) حسرت و افسوسش زیاد باشد، روزگار سپاسگزارى خود را بر کسى که بخواسته‏اش رسیده واجب داند (کنایه از این است که بندرت کسى در دنیا بخواسته‏اش رسد). و کم اتفاق افتد که زبان در انتشار سخن زشت و نیکو با تو از روى انصاف و عدالت رفتار کند (یعنى در مورد مدح و ذم کسى نتوانى اعتدال را مراعات کنى بلکه در هر دو مورد از حد تجاوز خواهى کرد)، و هر که تنگ خلق باشد خاندانش او را خوش ندارند، و هر که (بچیزى مانند دولت یا مال یا علم و غیره) رسید فخر و گردنفرازى کند، و کم است که آرزو با تو راست گوید (و آنچه آرزو دارى بدان برسى) فروتنى جامه هیبت و بزرگى بر تو بپوشاند، و در خوش خلقى گنجهاى روزى (نهفته) است، چه بسا کسى که ملازم گناه خویش است در آخرین روزهاى عمر خود (یعنى انسان باید همیشه از گناه پرهیز کند چون ممکن است هر روز آخر عمر او باشد) هر که را شرم و حیاء جامه در برش کند عیبش بر مردم پوشیده ماند، در گفتار میانه‏رو باش که هر که میانه‏روى در گفتار داشت کار بر او آسان گردد (یعنى از افراط در گفتار و مبالغه بپرهیز زیرا اثبات حرفهاى بزرگ دشوار است) رشد و هدایت تو در مخالفت با نفس است، کسى که روزگار (و تحولات آن را) شناخت از آمادگى غافل نگردد، هان! که با هر نوشیدنى گلوشکستگى و با هر لقمه‏اى گلوگیرى است، بنعمتى نرسى جز برفتن نعمت دیگرى، هر جاندارى قوتى دارد، و هر دانه‏اى خورنده‏اى، و تو قوت مرگى.

بدانید اى مردم که هر که روى زمین گام زند در دل آن جاى گیرد، و شب و روز ستیزه کنند-- و در نسخه‏اى است که بر هم سبقت گیرند- در نابودى عمرها.اى مردم ناسپاسى نعمت (از) پستى است، و همنشینى نادان شوم است، براستى که نرمى در سخن از کرم (وجود) است، اظهار بزبان (یعنى پند و نصیحت زبانى یا نرمش در گفتار) و فاش سلام کردن از زمره عبادت است، بر تو باد به نیرنگ بازى که این کار اخلاق مردم پست است، هر جوینده‏اى بخواسته‏اش نرسد، و هر غائبى باز نگردد، بکسى که از تو دورى کند دل مبند (مقصود مردم دنیا و یا خود دنیا است) چه بسا دورى که نزدیکتر از نزدیک است (چون مرگ) پیش از رفتن براهى رفیق راه را بجوى و پیش از (خرید و تهیه) خانه همسایه‏اش را جویا شو، هان! هر که در راه شتاب کند (بزودى بمقصد و) به استراحت رسد، عیب برادرت را که (مانندش را) در خود سراغ دارى بپوش (یا چنانچه خودت دوست ندارى پرده‏ات را در مورد عیبت بدرند تو هم پرده‏پوش دیگران باش). لغزش دوستت را نادیده گیر براى روزى که دشمنت بر تو چیره گردد (یعنى با دیدن لغزشى از دوست خود و برو آوردن آن او را از خویش مرنجان و براى روز گرفتارى او را نگهدار) کسى که خشم گیرد بر آن کس که خود نیروى زیان رساندن باو را ندارد اندوهش طولانى گردد و خویش را در عذاب و شکنجه (روحى) اندازد هر که از پروردگار خود بترسد از ستمش خوددارى کند، و در نسخه‏اى است که هر که از پروردگارخویش بترسد (خدا) عذابش را از او بگرداند- هر که در سخن راه انحراف نپوید فخر و بزرگى خویش را آشکار سازد، و هر که خیر را از شر نشناسد چون حیوانى باشد، براستى که از کارهاى فاسد تباه کردن توشه (راه) است، چه کوچک است مصیبت نسبت به نیازمندى بزرگ فرداى قیامت (یعنى مصیبت دنیائى هر چه بزرگ باشد در برابر اجرى که خدا در قیامت با کمال نیازمندى شخص بانسان میدهد کوچک است) دریغا، دریغا، شما از هم دور و ناآشنا نیستید جز بخاطر نافرمانیها و گناهان (یعنى گناهان است که شما را با هم ناآشنا و از هم دور کرده، و شاید مقصود گناهان درونى چون کبر و حسد و کینه و علاقه بدنیا و امثال آن باشد که موجب دورى افراد از یک دیگر است) وه که چه نزدیک است آسایش برنج، و سختى و دشوارى بنعمت و فراخى (یعنى نه بآسایش دنیا میتوان خوشحال و مطمئن شد و نه بسختى آن بدحال و مأیوس گشت) شر و بدى آن نیست که بهشت در دنبال دارد و خیر و خوبى آن نیست که دوزخ از پى دارد. هر نعمتى جز بهشت کوچک است، و هر بلائى در کنار دوزخ تندرستى و عافیت است. هنگام درست کردن (و پاک ساختن) درونها گناهان بزرگ ظاهر گردد، کار پاک انجام دادن از خود کار سخت‏تر است، و خالص کردن نیت براى اهل عمل از جهاد طولانى با دشمن سخت‏تر است، دریغا که اگر ملاحظه تقوى و پرهیزگارى نبود من سیاستمدارترین عرب بودم‏

(اگر پاى بند من ایمان نبودى‏

حریفم زبر دست دوران نبودى)

اى مردم همانا خداى تعالى به پیامبرش محمد وعده (مقام) وسیله را داده، و وعده او حق است و خدا هرگز خلف وعده نمیکند، هان! که وسیله: نردبان بهشت است (و ممکن است «على» در اصلى «اعلى» یعنى برترین درجات بهشت بوده و تصحیف شده باشد) و برترین درجات قرب بحق و آخرین حد هر آرزوئى است، مقامى است که هزار پله دارد، و میان هر پله تا پله دیگر باندازه یک صد سال دویدن اسب تندرو است، یک پله مروارید، و پله دیگر گوهر و پله زبرجد، و پله لؤلؤ، و پله یاقوت، و پله‏ زمرد، و پله مرجان، و پله کافور، و پله عنبر، پله از عود، پله طلا، پله از ابر، تا برسد بپله از هوا، و برسد بپله از نور که آنجا مشرف بر همه بهشتها است، و رسول خدا (ص) در آن روز روى آن پله نشسته و دو جامه نرم بتن کرده یکى از آن جامه‏ها از رحمت خدا و جامه دیگر از نور خدا است، تاج پیامبرى بر سر دارد و روى آن تاج اکلیل رسالت قرار دارد، بنور آن حضرت تمام صحراى محشر روشن شود، و من نیز در آن روز بر پله بلندى پائین‏تر از پله او قرار دارم و دو جامه لطیف در بر دارم یکى از ارغوان نور و یکى از کافور، و پیمبران و رسولان نیز بر پله‏هاى دیگر ایستاده‏اند و بزرگان زمانه و حجتهاى روزگار نیز در سمت راست مایند که جامه‏هائى از نور و کرامت آنان را پوشانده، نبیند ما را فرشته و نه پیامبر مرسلى جز آنکه از انوار ما مبهوت و از درخشندگى و جلالت ما در شگفت شود، و در طرف راست (مقام) وسیله سمت راست رسول خدا (ص) ابرى است که بقدر دید چشم گسترده است و از آن ابر ندا رسد: اى اهل محشر خوشا بحال کسى که دوست دارد وصى (پیغمبر) را و ایمان دارد به پیامبر امى (منسوب بمکة) عرب، و هر که کفر ورزیده دوزخ وعده‏گاه او است، و از سمت چپ وسیله از طرف چپ رسول خدا (ص) ابرى است که از آن نداء آید: اى اهل محشر خوشا بحال کسى که دوست دارد وصى (پیغمبر) را و ایمان دارد به پیامبر امى (منسوب بمکة) سوگند بدان که فرمانروائى اعلا (و برتر) از اوست هیچ کس رستگار نشود و روى آسایش و بهشت را نبیند جز آنکه آفریدگار خود را از روى اخلاص نسبت بآن دو دیدار کند و باختران (امامان از فرزندان) آن دو اقتداء کند، اى اهل ولایت خدا، به روسفیدى خود و بشرافت جایگاه و بازگشتگاه گرامى و بکامیابى خود که در آن روز بر تختهائى در برابر همید

و بزرگان زمانه، شما نیز یقین کنید به روسیاهى خود و خشم پروردگارتان بکیفر آنچه کرده‏اید، و هیچ رسول و پیامبرى در گذشته نبوده است جز آنکه امت خود را به پیامبر مرسل پس از خود خبر داده و بآمدن رسول خدا (ص) آنها را مژده داده، و قوم خود را به پیروى از او سفارش کرده، و آن حضرت را براى قوم خود توصیف کرده تا او را بصفاتش بشناسند، و از احکام و قوانینش پیروى کنند، و پس از او بگمراهى نیفتند، تا هر که بنابودى و گمراهى افتاد پس از رفع عذر و بیم دادن از روى دلیل و تعیین حجت حق باشد.

و از این رو امتها (پیش از ظهور پیامبر اسلام) همیشه در امید آمدن رسولان و ظهور پیمبران بودند و اگر با رفتن پیامبرى بمصیبت فقدان او دچار میگشتند با اینکه فقدان آنان براى مردم مصیبتى بزرگ و فاجعه ناگوارى بود ولى باز دامنه آرزوى آنها (درآمدن پیامبران بعدى) وسیع بود، و هیچ مصیبتى بزرگتر و فاجعه‏اى ناگوارتر از مصیبت فقدان رسول خدا (ص) نبود زیرا خداوند با رحلت آن حضرت بیم دادن و عذر برقرار کردن را براى مردم پایان داد، و بوسیله او احتجاج و عذر میان خود و خلق خود را قطع فرمود، و او را وسیله و نگهبانى در بین خود و بندگانش قرار داد که عملى را جز بوسیله او نپذیرد، و تقرب بدرگاهش نشود جز با فرمانبردارى او.

و خداى تعالى در آیه محکم قرآنش فرمود: «هر که از این پیغمبر فرمان برد، فرمان خدا را برده، و هر که پشت کند ما تو را بنگهبانى آنان نفرستاده‏ایم» (سوره نساء آیه 80) و با این سخن فرمانبردارى خود را بفرمانبردارى از او پیوست کرد، و نافرمانیش را بنافرمانى از او، پس همین (آیه) دلیل است بر آنچه بدو واگذار شده و گواهى است براى او بر کسى که پیروى و یا نافرمانیش کند، و این مطلب را در چند جاى از قرآن بزرگ خود بیان کرده، پس در آنجا که مردم را به پیروى از او وامیدارد و به تصدیق او و پذیرفتن دعوتش تشویق کند فرماید: «بگو اگر خدا را دوست دارید پیروى مرا کنید تا خدایتان دوست بدارد و گناهانتان را بیامرزد» (سوره آل عمران آیه 31) و با این ترتیب پیروى آن حضرت (ص) دوستى خدا است و خوشنودى او (موجب) آمرزش گناهان و رستگارى کامل و واجب شدن بهشت است، و در رو گرداندن از آن حضرت و اعراض از او ستیزه‏جوئى با خدا و خشم و غضب و دورى از او است که (انسان را) در دوزخ جاى دهد، و این است معناى گفتار خداوند که فرماید: «و هر که از این دسته‏ها بدو کافر شود دوزخ جایگاه او است» (سوره هود آیه 17) و مقصود از کفر انکار و نافرمانى او است، چون که خداوند تبارک و تعالى بوسیله من بندگانش را آزمایش کرد و بدست من مخالفین خود را کشت و بشمشیر من منکرانش را نابود کرد، و مرا وسیله تقرب مؤمنان و حوضهاى مرگى براى سرکشان و شمشیرى بر بزهکاران قرار داد، و بوسیله من پشت رسول خود را محکم کرد و بیارى او گرامیم داشت، و به دانش او شرافتم داد، و بأحکام او عطایم بخشید، و بمقام وصیت او ویژه‏ام ساخت، و بجانشینى او در میان امتش برگزیدم، پس در هنگامى که مهاجر و انصار گرد او را گرفته بودند و (از کثرت جمعیت) جا بر آنها تنگ شده بود فرمود: اى مردم! همانا مقام على در پیش من چون هارون است در نزد موسى جز آنکه پیامبرى پس از من نیست، پس مؤمنان از جانب خدا سخن رسول خدا (ص) را فهمیدند، زیرا دانستند که من برادر پدر و مادرى رسول خدا (ص) که نیستم چنانچه هارون برادر پدر و مادرى موسى بود، و پیامبر هم نخواهم بود که درخواست نبوت کنم، ولى مقصود از این سخن جانشینى من بود چنانچه موسى هارون را جانشین خود ساخت در آنجا که میفرماید: «میان قوم من جانشین من باش و باصلاح (کارشان) بپرداز و از راه تبهکاران‏ پیروى مکن» (سوره اعراف آیه 142) و گفتار دیگر رسول خدا (ص) هنگامى که جمعى گفتند: مائیم دوستان نزدیک (و سرپرستان پس از) رسول خدا (ص)، پس رسول خدا بسفر حجة الوداع رفت و سپس بغدیر خم آمد و در آنجا دستور داد شبیه منبرى برایش ساختند و بالاى آن رفت و بازوى مرا گرفته بلند کرد بدانسان که زیر بغلش نمودار شد و با آواز بلند در آن انجمن فرمود:«هر که را من سرور و مولى هستم على سرور و مولاى او است، خدایا دوست بدار هر که دوستش دارد و دشمن بدار هر که دشمنش دارد» پس روى دوستى من است دوستى خدا، و روى دشمنى من است دشمنى خدا، و خداى عز و جل در باره جریان آن روز (این آیه را) نازل فرمود: «امروز دین شما را برایتان کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام کردم و اسلام را دین شما انتخاب کردم» (سوره مائده آیه 3) پس ولایت من کمال دین و انتخاب و پسند پروردگار جل ذکره گردید.و نازل فرمود خداى تبارک و تعالى در مورد خصوص من و گرامى داشت من و بزرگى من و فضیلتى که رسول خدا (ص) بمن داد این گفتار را که فرماید: «سپس برگردانده شوند بسوى خدا، مولاى حقیقى ایشان، هان که حکم (و داورى) از آن او است و او سریعترین حسابگران است» (سوره انعام آیه 62). (ظاهرا مقصود این است که عنوان «مولى» که خدا و رسول او هر دو خود را بدان نامیده‏اند این عنوان را خداوند بمن داده و مرا از میان امت بدین نام و عنوان مخصوص داشته است و این بخاطر بزرگداشت و فضیلت من بوده، و ممکن است مقصود این باشد که مولى در کلام رسول خدا (ص) بهمان معنى است که در این آیه است، و جمله «و انزل اللَّه تبارک و تعالى ...» مربوط بآیه سابقه باشد ..) در من منقبتهائى وجود دارد که اگر آنها را بزبان آرم ارتفاع بناى آنها بزرگ و در نتیجه زمان گوش دادن بدانها نیز طولانى گردد.و اگر در برابر من آن دو بخت برگشته پیراهن خلافت را بر تن کردند و در آنچه حقى بدان‏ نداشتند با من ستیزه جستند و از روى گمراهى بر مسند آن سوار شدند و از روى نادانى آن را بخود بستند (یا از خود دانستند) پس ببد جایگاهى درآیند و چه بد است آنچه را براى خود آماده و تهیه کردند، در خانه گور (و عالم برزخ و قیامت) بیکدیگر لعنت کنند و هر کدام آنها از دیگرى بیزارى جوید، و چون برفیق خود برخورد بدو گوید: «اى کاش فاصله میان من و تو فاصله مشرق و مغرب بود که چه بد همنشینى بودى» و آن بخت برگشته با حالى نزار پاسخش دهد: «اى کاش من تو را دوست نمیگرفتم که براستى از ذکرى که برایم آمده بود گمراهم ساختى و شیطان خوارکننده انسانى است».و منم مقصود از ذکرى که (آن بخت برگشته) از آن گمراه شد، و آن راهیکه از آن منحرف گشت و آن ایمانى که بدان کفر ورزید، و آن قرآنى که از آن دورى کرد، و آن دینى که آن را دروغ پنداشت، و آن راهیکه از آن کناره گرفت.و اگر چریدند آن دو نفر در علف خشکیده چیده شده، و چراگاه فریبنده دنیاى ناپایدار و خود را بلب پرتگاه دوزخ کشاندند، این کار آنان را ببد جایگاهى وارد کند، در میان نومیدترین واردین و ملعونترین واردشدگان، بلعن بیکدیگر فریاد کشند و با حسرت و افسوس (چون حیوانات) ناله کنند راحت و آسایشى ندارند و از عذاب و شکنجه‏شان چاره و گریزى نیست.این مردم (سالهاى طولانى) هم چنان بتها را پرستش و در بتخانه‏ها خدمتکارى کردند، براى آنها مراسمى برپا میداشتند و نذر و قربانى براى آنها میکردند و براى آنها: «بحیرة» و «وصیلة» و «سائبة» و «حام» (حیواناتى بوده که در زمان جاهلیت روى عقائدى آنها را خاص خدا میدانستند و استفاده آنان را بر خود حرام میکردند) و با ازلام (چوبه‏هاى تیر مخصوص) قرعه میزدند، و از خداى عز ذکره بیخبر گشته و از راه راست سرگردان شده بودند، و بموجبات دورى از حق مى‏شتافتند، شیطان بر آنها چیره گشته، و تاریکى دوران جاهلیت آنها را فرا گرفته و شیر خوردن و از شیر گرفتنشان بر جهالت و گمراهى بود (و پایه تمام کارهاشان از آغاز تا انجام بر نادانى و گمراهى ریخته شده بود).در چنین موقعیتى خداوند ما را از روى رحمت براى آنها فرستاد، و از نظر مهرورزى بر آنها ظاهر ساخت، و پرده‏ها را بوسیله ما کنار زد تا نورى باشد براى هر که خواهد نور گیرد، و فضیلتى باشد براى هر که پیروى آن کند، و کمکى باشد براى هر که آن را باور کند.(با این مهر و رحمت حق) اینان پس از خوارى در مسند عزت قرار گرفتند، و پس از اینکه اندک بودند بسیار گشتند، هیبت آنها در دلها و دیده‏ها جایگیر شد، و سرکشان و طوائف آنها در برابرشان تسلیم گشتند، و بنعمتى رسیدند که سر زبانها افتاد، و بآسانى بمقامى گرامى نائل شدند، و پس از بیم و خوف بآسایش و امنیت رسیدند، و پس از پراکندگى مجتمع گشتند، مفاخر معد بن عدنان (پدر عرب) بما درخشندگى گرفت، ما آنها را بدهلیز هدایت بردیم و (بدار السلام بهشت یا) بخانه امنیت و تندرستى وارد کردیم، و جامه ایمان بر تنشان پوشاندیم، و بواسطه ما بر جهانیان پیروز گشتند، و در روزگار رسول خدا (ص) آثار مردمان شایسته در ایشان ظاهر شد مانند مدافع شمشیر زن، و نمازگزار خداجو، و گوشه‏نشین پارسا، امانت‏دارى را آشکار ساختند و بکارهاى ثواب دست زدند (یا بزیارت خانه کعبه مى‏آمدند) تا چون خداى عز و جل پیامبرش (ص) را بخواند و بسوى خود بالا برد چیزى پس از او نگذشت جز مانند چشم بر هم زدن یا جهیدن برق که بعقب بازگشتند و پشت کردند و بخونخواهى برخاستند و لشکرها کشیدند، و در (خانه رسول خدا) را بستند، و خانه‏ها را شکستند، و آثار رسول خدا (ص) را زیر و رو کردند و از احکام آن حضرت رو گرداندند و از انوار او دور گشتند، و بجاى جانشینى که او تعیین کرده بود دیگرى را از روى ستم بجانشینى گماشتند، و چنین پنداشتند که آن کس را که خود از خاندان ابى قحافة انتخاب کردند بجانشینى رسول خدا (ص) سزاوارتر است از آن کس که خود رسول خدا (ص) بجانشینى خود انتخاب فرموده بود، و خیال کردند مهاجر خاندان ابى قحافة بهتر از مهاجر و هم انصار ربانى و صاحب راز خدا و رسولش از خاندان بنى هاشم میباشد.بدانید که نخستین شهادت بناحقى که در اسلام اتفاق افتاد گواهى آنها بود که در باره رفیقشان دادند و گفتند: او را رسول خدا (ص) بجانشینى منصوب داشته، و چون جریان سعد بن عباده پیش آمد (و آن سخنان را در مورد غصب خلافت بعمر و دیگران گفت) از این سخن برگشته و گفتند: رسول خدا (ص) از این جهان رفت و کسى را بجانشینى منصوب نفرمود، پس رسول خدا (ص) آن مرد پاک و مبارک نخستین کسى بود که در اسلام بناحق بر علیه او گواهى دادند، و بزودى دریابند سرانجام آنچه را پیشینیان ایشان پى‏ریزى کردند، و اگر (مى‏بینید که) اینان در مهلتى فراخ و در عمرى مقدر و وسعت زمان بازگشت و غرور تدریجى و آرامش حال و رسیدن بآرزو هستند (شگفت نیست و) باید بدانید که خداى عز و جل به شداد بن عاد و ثمود بن عبود و بلعم بن باعور نیز مهلت داد و نعمتهاى آشکار و نهان خویش را برایشان کامل کرد و بوسیله مالها و عمرهاى طولانى کمکشان داد، و زمین برکات خویش را بآنها ارزانى داشت تا بلکه متذکر نعمتهاى الهى گردند و نهى و بیم او و راه بازگشت بدرگاهش را بشناسد و از گردنکشى دست بدارند.و چون دوران آنها بسر رسید و لقمه مقدر ایشان پایان یافت خداى عز و جل ایشان را برگرفت و از بیخ و بن برکند، گروهى را بسنگریزه دچار کرد، و برخى را صیحه آسمانى فرا گرفت، و برخى را ابر آتش بار بسوزاند، و برخى را زلزله نابود کرد، و برخى در زمین فرو رفتند «و چنان نبود که خدا بر ایشان ستم کند ولى خودشان بودند که بخود ستم میکردند».بدانید که هر دورانى را دفترى است و چون دفتر بآخر رسید در آن هنگام اگر پرده بیکسو رود و ببینى آنجائى را که ستمکاران بدان جا سرنگون کردند و زیانکاران بدان جا بازگردند همانا بدرگاه خداى عز و جل میگریختى از آنچه آنها در آن گرفتارند و بدان باز گردند.هان! اى مردم من در میان شما مانند هارونم در میان فرعونیان، و چون دروازه «حطه» (که بنى اسرائیل مأمور شدند از آن بگذرند تا گناهشان بریزد) در میان بنى اسرائیل، و چون کشتى نوح هستم در میان قوم نوح، منم نبأ عظیم (خبر بس بزرگ) و صدیق اکبر (راستگوى بزرگ) و بزودى وعده‏هائى را که بشما داده شده خواهید دانست، و آیا جز این است که این دنیا جز انگشت لیس خورنده‏اى است و مزه‏چش نوشنده و چرت زدن شخص خواب آلودى میباشد، و پس از آن گناهان هلاکت بار گریبانگیر آنها شده و موجب رسوائى دنیا و آخرتشان گردد و سپس بسخت‏ترین عذاب باز گردند، و خدا از کارهائى که میکنند غافل نیست.

پس چیست سزاى آن کس که از راه روشن خود منحرف گشته و حجت و دلیل روشنش را منکر شده و با هدایت خود مخالفت کرده، و از نور خود بیکسو شده و در تاریکى فرو رفته و بجاى آب سراب را گرفته و نعمت را بعذاب تبدیل کرده و بجاى رستگارى ببدبختى گرائیده و خوشى را با دشوارى و فراخى را با سختى عوض کرده، جز سزاى ارتکاب گناهانش و بدى خلاف کاریش، پس باید یقین کنند بوعده خدا از روى حقیقت، و بدان چه وعده داده شده‏اند قطع پیدا کنند «روزى که صیحه آسمانى را بحق بشنوند این روز بیرون شدن است، مائیم که زنده کنیم و بمیرانیم و سرانجام سوى ماست، روزى که زمین براى درآمدنشان شکافته شود و شتابان شوند ...» تا آخر سوره (

جمع آوری: ابراهیم خندان

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ فروردين ۹۴ ، ۰۱:۲۶
ابراهیم خندان

مسائلی که انسان غالباّ به آنها احتیاج دارد واجب است یاد بگیرد.

استخدام و قرارداد کار

فردی که با قرارداد مشخص مشغول به کار می شود, این نوعی اجاره است که از آن به عنوان اجاره نفس تعبیر می گردد , چرا که موضوع اجاره می تواند ملک یا انسان باشد. بنابراین انسان طی قراردادی, توان کاری خود را در مدت معینی به کار فرما, موسسه یا سازمان اجاره می دهد و در برابر از حقوق و مزایای آن استفاده می کند.

پیامبر اعظم (ص) فرمود: واِذا عَمِلَ اَحَدُکُم عملاً فَلیُتقِن. هر گاه یکی از شما کاری انجام می دهد, آن را محکم انجام دهد.

نمودهای علنی وجدان کاری برای کارکنان این است که از کم کاری بپرهیزند و ساعت کاری را کامل مراعات نمایند . دقت و سرعت عمل در انجام وظایف محموله داشته باشند و از مسامحه و وقت گذرانی پرهیز کنند. کار را با کِیفیت خوب انجام دهند و اولویت انجام کارها را بر حسب اهمیت رعایت نمایند

حضرت امام خمینی (ره) در پاسخ فردی که پرسیده است چندین سال است در اداره دولتی کار می کنم ولی از آنجایی که گهگاه نتوانسته ام درست و صحیح دینم را ادا کنم و خودم را بدهکار می دانم. آیا می توانم برای ادای دینم در یکی از ارگان ها یا مساجد کار کنم یا اینکه حتماً باید در همان سازمان کار کنم؟ آیا می توانیم پول کم کاری را حساب کنم و بپردازم یا نه؟ اگر می شود به چه حساب و کجا بپردازیم؟ فرموده است: به همان سازمانی که مدیون هستید باید ادا نمایید.

و نیز در پاسخ این سوال که برخی کارمندان زودتر به منزل می روند با این استدلال که کارشان زودتر تمام شده است, آیا اشکالی در حقوق آنان پیدا نمی شود؟ فرموده است: اگر خلاف مقررات استخدامی عمل می کنند نسبت به مقدار تخلف, از حقوق حق ندارند.

ولی استفاده از وقت برای اموری, اگر به کار اداری لطمه ای وارد نشود مانعی ندارد چنانکه از حضرت امام سوال شده است آیا قرآن و دعا خواندن در محل کار و وقت اداری در صورتی که در کار روزمره وقفه ای ایجاد نشود جایز است؟ فرموده است: در فرض سوال اشکال ندارد. (استفتائات ,ج۳,ص۵۲۸,س۱۳۸)

همچنین مقام معظم رهبری در پاسخ این سوال که: خوردن یک وعده غذا در اثنائ کار در اداره چه حکمی دارد؟فرموده است: اگر وقت زیادی نگیرد و منجر به تعطیلی کار در اداره نشود, اشکال ندارد.(استفتائات, ص۴۸۲, س۱۹۷۰)

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ فروردين ۹۴ ، ۲۱:۵۳
ابراهیم خندان

حقوق مدنى (امامى)؛ ج‌3، ص: 196

(در صورتى که در حین فوت مورث وارث غائب مفقود الاثر باشد، یعنى از غیبت او مدت مدیدى گذشته و از او هیچ خبرى در دست نیست. چنانچه پس از تفحص اطلاعى از او بدست نیاید حیات او استصحاب میشود و حکم ببقاء او در زمان فوت مورث میگردد. بنابراین هرگاه غایب مزبور وارث منحصر متوفى باشد، ترکه از آن او شناخته میشود

حقوق مدنى (طاهرى)؛ ج‌5، ص: 265

اگر بین ورّاث، غایب مفقود الأثرى باشد، سهم او کنار گذارده مى‌شود تا حال او معلوم شود، در صورتى که محقق گردد قبل از مورث مرده است، حصّۀ او به سایر ورّاث بر مى‌گردد و الّا به خود او یا به ورثۀ او مى‌رسد))

(بهجت: مسأله 2265 شخص مفقود الأثرى که زنده بودنش معلوم نیست و وارث هم دارد مالش را کنار مى‌گذارند و بنا بر أظهر تا مدّت چهار سال وضعیت او را پیگیرى مى‌کنند سپس مالش را بین ورثه تقسیم مى‌کنند، ولى اگر بعداً زنده بودن او معلوم شد آن تقسیم مال از بین مى‌رود و تمام مال به خود او برمى‌گردد و احتیاط مستحب آن است که منتظر بمانند تا وقتى که علم عادى یا اطمینانى به مردن او پیدا شود.)

(مظاهری:مساله2257-- کسى که مفقود الاثر شده است راجع به ارث بردن او یا تقسیم اموال او باید به حاکم شرع مراجعه شود تا حاکم شرع تعیین وظیفه نماید، همینطور اگر یکى از خویشان او بمیرد در سهم ارث او باید به حاکم شرع مراجعه شود.

مجمع المسائل (للگلبایگانی)، ج‌3، ص: 181  جواب س 31: بنا بر مشهور تا علم یا بیّنه شرعیّه بر موت شخص مفقود الأثر حاصل نشود مفقود الأثر محکوم به حیات است و اموال او باید حفظ شود و کسى حقّ تقسیم آن را بعنوان ارث ندارد لکن اقوى این است که مى‌توانند با اجازۀ حاکم شرع چهار سال تفحّص نمایند و چنانچه بعد از چهار سال خبرى از او بدست نیامد اموال او را بین ورثه تقسیم نمایند لکن قول اوّل احوط است.)

المسائل المنتخبة (للسیستانی)؛ ص: 538

(مسألة 1363): إذا غاب الشخص غیبة منقطعة لا یعلم معها حیاته و لا موته فحکم أمواله ان یتربص بها أربع سنین یفحص عنه فیها بإذن الحاکم الشرعی فإذا جهل خبره قسمت أمواله بین ورثته الذین یرثونه لو مات حین انتهاء مدة التربص، و لا یرثه الذین یرثونه لو مات بعد انتهاء مدة التربص، و یرث هو مورثه إذا مات قبل ذلک و لا یرثه إذا مات بعد ذلک، و یجوز ایضاً تقسیم أمواله بعد مضیِّ عشر سنوات من فقده بلا حاجة إلىٰ الفحص.

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ دی ۹۳ ، ۲۰:۱۱
ابراهیم خندان

بررسى تطبیقى راه‏کارهاى ایجاد و افزایش امید از دیدگاه روان‏ شناسى مثبت‏ نگر و قرآن کریم

معرفت سال بیستم- شماره 164-مرداد1390، 99-113

اعظم پرچم*

زهرا محققیان**

چکیده

داشتن امید به آینده یکى از موضوعات اساسى براى ایجاد آرامش و بهبود زندگى نابسامان آدمى است. در روان‏شناسى مثبت‏نگر، اعتقاد بر آن است که سازه‏هایى همچون امید، مى‏تواند از افراد در برابر رویدادهاى استرس‏زاى زندگى حمایت کند. از سوى دیگر، با توجه به تأثیر جهان‏بینى هر فرد در جهت‏گیرى و چگونگى زندگى آدمى، نمى‏توان از نقش دین در پیدایش امید چشم پوشید.

مقاله حاضر به روش تطبیقى سعى دارد پس از بیان و تحلیل موضوع امید و راه‏هاى ایجاد و افزایش آن از دیدگاه روان‏شناسى مثبت‏نگر، آن را بر قرآن عرضه نماید تا ضمن استخراج نظر قرآن در این‏باره و بیان نقاط اشتراک و افتراق این دو حوزه، راه‏کارهاى مناسبى را براى ایجاد و افزایش امید در افراد بشر با استفاده از آموزه‏هاى قرآنى ارائه نماید. از نتایج بارز این پژوهش، آن است که بسیارى از این راه‏کارها، در قرآن نیز موجود است و میان یافته‏هاى بشرى و آموزه‏هاى وحیانى در این موضوع، اشتراکات بسیارى وجود دارد.

کلیدواژه‏ها: امید، راه‏کارهاى قرآنى افزایش امید، روان‏شناسى مثبت‏نگر، ریچارد اسنایدر.

مقدّمه

بشر در قرن اخیر به پیشرفت‏هاى چشم‏گیرى در زمینه فناورى و صنعت دست یافته است، ولى در کنار این دستاوردها، در میان عموم مردم، بخصوص جوانان، امید به آینده و فرداى روشن رو به کاهش است. در نیم قرن اخیر، همواره تلاش روان‏شناسان بر درمان کمبودها و رفع ناتوانى‏ها بوده است، اما امروزه جنبش نوظهور روان‏شناسى مثبت‏نگر، تنها تمرکز بر بیمارى‏ها و ضعف‏ها ندارد، بلکه بیشتر به دنبال افزایش شادى و سلامت روانى افراد است؛ چراکه اگر فرد، مهارت‏هاى لازم براى مقابله با چنین مسائلى را کسب نکرده باشد، در معرض‏خطر بیشترى براى ابتلا به اختلالات روانى از جمله افسردگى است.1

بیش از 40 سال پیش، اثر جروم فرانک2 (1968ـ1975)، امید را فرایندى مفهوم‏سازى کرد که در تمام رویکردهاىروان درمانى مشترک است. کارل منینجر3 (1959) نیز، به عنوان رئیس انجمن روان‏شناسى آمریکا، اولین بار در یکسخنرانى در محفل روان‏شناسان آمریکا، با اشاره به «امید» به عنوان نقطه قوت در درمان‏جویان، همکارانش را تشویق کرد که به بررسى جدى‏تر نقش امید در فرایند درمان بپردازند و قدرت امید به خود و قدرت امید به بیمارانشان را در فهم و درمان بیمارى روانى به رسمیت بشناسند.4 در همین دوره، بسیارى از محققان در رشته‏هاى مختلف (از پرستارى گرفته تا روان‏شناسى) نظریه‏هایى در مورد امید ارائه نمودند (همان‏گونه که اغلب در مورد یک حیطه جدید رخ مى‏دهد.) این افراد از کار یکدیگر آگاه نبودند. از این‏رو، یک دیدگاه واحد یا نظریه منسجم وجود نداشت تا در مورد آن تحقیق و بررسى صورت گیرد. اسنایدر5 (روان‏شناس آمریکایى) نیز از جمله افرادى بود که به درخواست منینگر6 این سازه رامورد بررسى علمى

قرار داد. وى در سال 1990 نظریه خود تحت عنوان «نظریه امید» را مطرح کرد و پس از آن، این سازه مورد توجه محققان و متخصصان قرار گرفت.7 لازم به ذکر استتاکنون نظریه‏پردازان بسیارى پیرامون موضوع امید، اظهارنظر نموده‏اند، اما از آن‏رو که نظریه اسنایدر در این زمینه، از جامعیت بیشترى برخوردار است، این پژوهش تنها به بررسى نظریه او پرداخته است.8

از سوى دیگر، تأثیر دین و آموزه‏هاى دینى در زندگى انسان بسیار مهم، بلکه تعیین‏کننده است. به اعتقاد اندیشمندانى مانند شهید صدر، رسالت جهانى اسلام، پاسخ‏گویى به نیازهاى روز و رفع شبهات است. از این‏رو، موضوعات مورد بررسى در دین، باید در عالم خارج بررسى شود تا از تجارب و راه‏حل‏هاى بشرى استفاده گردد.9 در حقیقت، از آن‏رو که پژوهش در علوم انسانى (به منظور شناخت، برنامه‏ریزى، ضبط و مهار پدیده‏هاى انسانى) در راستاى سعادت واقعى بشر، ضرورتى انکارناپذیر است و استفاده از عقل و آموزه‏هاى وحیانى در کنار داده‏هاى تجربى و عینى، شرط اساسى پویایى، واقع‏نمایى و کارآیى این‏گونه پژوهش‏ها در هر جامعه است،10 به همین دلیل، این اندیشمند، معتقد است در تفسیر موضوعات قرآنى، باید یافته‏ها و تحقیقات دانشمندان علوم انسانى را بر قرآن عرضه نمود و ضمن بهره‏گیرى از آنها، به پاسخ‏گویى سؤالات و شبهات روز پرداخت؛ چراکه در گفت‏وگوى با قرآن نتایجى حاصل مى‏گردد که علاوه بر آنکه پاسخ‏گوى نیازها و سؤالات بشرى است، مى‏تواند حقایق بلند قرآنى را در صحنه اجتماع به طور ملموس آشکار نماید.11 تنها در این صورت است که رهیافت‏هاى بشرى استفاده بهینه‏اى دارد و قابلیت آن را دارد که بشر را در بُعد معرفتى به سمت تکامل معنوى خویش سوق داده و در مقابل عوامل بازدارنده، مصونیت بخشد.

اما تاکنون نظریه‏ها و تحقیقات بسیارى، معنویت را به عنوان یک منبع بالقوّه که مى‏تواند بر افزایش امید آدمى تأثیر گذارد، معرفى کرده‏اند.12 سرچشمه این تحقیقات به سال‏هاى 1880 تا 1930 برمى‏گردد و بررسى علمى آن به پایان قرن بیستم. بسیارى از روان‏شناسان همچون ویلهم ونت،13 ویلیام جیمز،14 استنلى هال،15 کارل یونگ16 مربوط مى‏شودکه در طى تحقیقات خویش به این نتیجه رسیدند که آدمى باید از مذهب براى افزایش امید خویش استفاده کند.17 روبرت18 در تحقیقات جامع خود پیرامون نیازهاى اعتقادى انسان‏ها، قرن بیست‏ویکم را قرن معنویت خواند و بهترینراه ایجاد امید را، رابطه با خداوند معرفى کرد.19 امروزه نیز، باورهاى دینى و معنوى مراجعان، نه تنها کارآمد و غیرمنطقى و به عنوان راهکارى ضعیف در ایجاد و غنى‏سازى امید آدمى تلقّى نمى‏شوند، بلکه به عنوان منبعى تأثیرگذار و قدرتمند براى بهبود و درمان بیماران ناامید نیز در نظر گرفته مى‏شوند. علاوه بر اینکه در بسیارى موارد، مشکل مراجعان با مسائل مذهبى آمیخته گردیده و بدون مداخله معنوى، درمان کامل نمى‏شود.20

همان‏گونه که در قبل نیز اشاره کردیم، تاکنون روان‏شناسان بسیارى درباره امید اظهارنظر نموده‏اند، اما از آنجایى که تنها نظریه اسنایدر در این زمینه جامعیت دارد و او نیز در نظریه خویش نسبت به معنویت و رویکرد دینى ساکت است، به همین دلیل پژوهش حاضر سعى دارد (در حد گنجایش خویش) تنها در پرتوى بررسى نظریه او و در راستاى اندیشه یک عالِم بزرگ شیعه، به روش تطبیقى، به بررسى راه‏کارهاى تازه براى ایجاد و افزایش امید آدمى در حوزه روان‏شناسى و دین بپردازد تا روشن شود که آیا مى‏توان برخى از نیازهاى بشر حاضر را از طریق علم روان‏شناسى کاوش نمود و سپس به تطبیق آن در مفاهیم قرآنى پرداخت؟ مشترکات و مفترقات حاصل از این تطبیق تا چه حد راه‏گشا و مفید است؟ به همین دلیل، پس از معرفى اجمالى نظریه اسنایدر، به واکاوى آموزه‏هاى الهى پیرامون این موضوع پرداخته و پس از تطبیق رهیافت‏هاى بشرى بر داده‏هاى وحیانى، نقاط اشتراک و افتراق این دو حوزه، در موضوع فوق را بیان نموده است.

1. نظریه امید در روان‏شناسى

از نظر اسنایدر، امید عبارت است از «ظرفیت ادراک‏شده براى تولید مسیرهایى به سمت اهداف مطلوب و انگیزه ادراک‏شده براى حرکت در این مسیرها.»21 از این‏رو، امید یعنى: انتظار مثبت براى دست‏یابى به اهداف. انتظار مثبتداراى دو مؤلفه «عامل»22 و «گذرگاه»23 است.24

در حقیقت، در نظریه امید اسنایدر، سه مؤلفه وجود دارد: تفکر هدف (هر چیزى که خود فرد مایل است بدان دست یابد، آن را انجام دهد یا تجربه یا ایجاد کند)، تفکر عامل (یک مؤلفه انگیزشى براى به حرکت در آوردنِ فرد، در مسیر راه‏هاى درنظر گرفته‏شده براى رسیدن به هدف) و تفکر گذرگاه (توانایى ادراک‏شده فرد براى شناسایى و ایجاد مسیرهایى به سمت هدف).25

این سه مؤلفه بر یکدیگر اثر متقابل دارند. تعیین اهداف مهم، منجر به افزایش انگیزه مى‏شود و این انگیزه برانگیخته شده، به نوبه خود ممکن است به یافتن گذرگاه کمک کند.26

براى داشتن تفکر امیدوارانه، باید یاد بگیریم که چطور با موانع برخورد کنیم. به طور کلى، افراد داراى امید بالا، هنگام برخورد با موانع به دلیل ایجاد راه‏هاى جانشین و جدید براى رسیدن به هدف یا استفاده از اهداف جانشین، پاسخ‏هاى هیجانى سازگارترى ارائه مى‏دهند.27 به این ترتیب، هنگام مواجهه با مانع، انعطاف‏پذیر بوده و به دنبال هدف دیگرىمى‏روند یا بر دیگر حیطه‏هاى زندگى خود تأکید مى‏کنند.

1ـ1. مراحل امیددرمانى در کار با مراجع

امیددرمانى، به منظور افزایش تفکر امیدوارانه و غنى‏سازى فعالیت‏هاى مربوط به تعقیب اهداف، طراحى شده و از دو مرحله اصلى تشکیل گردیده است که هریک شامل دو گام مى‏باشند. مرحله اول، القاى امید28 است که مشتمل بر دو گامامیدیابى29 و پیوند یا تحکیم امید30 مى‏باشد و مرحله دوم، افزایش امید31 است که آن هم مشتمل بر دو گام غنى‏سازىامید32 و ابقاى امید33 مى‏باشد.34

1ـ1ـ1. مرحله اول: القاى امید یا امیدسازى:

گام اول. یافتن امید: در این گام، درمانگر به منظور کمک به مراجع براى یافتن امیدى که در گذشته آن را تجربه کرده، از او مى‏خواهد تا داستان زندگى‏اش را تعریف نماید. در حقیقت، طى فرایند بیان داستان زندگى، درمانگر متوجه مى‏شود که چگونه امید، در زندگى فرد ایجاد شده، کاهش یافته یا راکد مانده است. طى این فرایند، آنها نسبت به افکار یا رفتارهاى مخرب امید، آگاه مى‏شوند.35

گام دوم. تحکیم امید: در این مرحله، درمانگر به الگوسازى تفکر و رفتار امیدوارانه مى‏پردازد و بدین ترتیب، تفکر عامل و گذرگاه را در مراجع افزایش مى‏دهد. توانایى درمانگر در الگوسازى تفکر و رفتار امیدوارانه، ممکن است در اثربخشى درمانى، نقش مؤثرى داشته باشد؛ چراکه به واسطه آن، مى‏توان انگیزه مراجع و نیز گذرگاه‏هاى رسیدن به هدف را افزایش داد.36

1ـ1ـ2. مرحله دوم: امیدافزایى:

گام اول. غنى‏سازى امید: در این مرحله، درمانگر از طریق ارائه راه‏کارهایى که به ایجاد هدف، توسعه گذرگاه و افزایش عامل در فرد منجر مى‏شود، به غنى‏سازى امید مراجع خویش مى‏پردازد.37 این راه‏کارها عبارتند از:

الف) راه‏کارهایى براى ایجاد هدف:

فن 1. فراهم کردن ساختارى براى اهداف روشن: این فن، به مراجع کمک مى‏کند تا با ایجاد فهرستى از ابعاد جارى زندگى که برایش اهمیت دارند، به بررسى اهداف مختلف زندگى خود بپردازد و در مورد میزان رضایت خود از هریک از آنها بحث کند.38

فن 2. طرح اهداف روشن و عملى: وقتى حیطه‏هاى مهم شناسایى شدند، درمانگر و مراجع، باید در گسترش اهداف روشن و عملى با هم همکارى کنند. براى اینکه کاملاً بتوانیم مؤثر باشیم، اهداف باید مشخص و متمرکز، همچنین در قالب جملات مثبت باشند.39

ب) راه‏کارهایى براى توسعه و تقویت افکار گذرگاه: غالب مشکلات در یافتن مسیرى درست براى رسیدن به هدف به وجود مى‏آیند. یک رویکرد مناسب در این مورد، این است که به مراجع یاد دهیم گذرگاه‏هاى خود را به مجموعه‏اى از گام‏هاى کوچک بشکند. هرقدر این گام‏هاى متوالى، خاص و روشن باشند، مؤثرترند.40

فن 3. ایجاد یک فیلم درونى: افراد مى‏توانند بیاموزند که گام‏هاى خود به سمت هدف را، به صورت ذهنى اجرا کنند، به گونه‏اى که گویى مشغول تماشاى خود در یک فیلم سینمایى هستند. در پایان نیز این فیلم را بازنگرى کنند و بدین ترتیب، براى کار کردن به سمت اهداف، طبق یک برنامه روزانه قدم‏هاى مشخصى بردارند.41

ج) راه‏کارهایى براى ایجاد و حفظ عامل: فرد ممکن است اهداف و گذرگاه‏هاى عملى تولید کند، اما اهداف همچنان تحقق‏نیافته باقى بمانند. براى تکمیل این فرایند نیازمند انگیزه هستیم. یک راه‏حل کلیدى براى افزایش انگیزه، کمک به مراجع براى خودشناسى است تا بتواند انگیزش شخصى خود را افزایش دهد. سؤالاتى مانند «من در گذشته چگونه ‏بر انگیخته‏ مى‏شدم؟ و...» مى‏تواند بسیار مفید باشد.42

فن 4. جست‏وجوى داستان‏هاى امیدآفرین: یک فن خاص براى ایجاد داستان‏هاى امیدآفرین که مى‏تواند براى اشاره به اراده و انگیزه به کار رود، فن تجسم مثبت43 است.44 این رویکرد بسیار شبیه به خلق یک فیلم درونى است. در تجسممثبت، از مراجع خواسته مى‏شود که داستان شخصى و خوش‏بینانه‏اى را درباره مفهوم‏سازى هدفى، شروع کار به سمت آن هدف، و سپس عبور موفقیت‏آمیز از آن و غلبه بر موانع براى دست‏یابى نهایى به هدف بگوید.45

فن 5. نیمرخ‏سازى: در این مرحله، درمانگر از مراجع مى‏خواهد داستان‏هاى کوتاهى درباره پیگیرى‏هاى قبلى و فعلى هدف، طبق چارچوب خاصى بنویسد تا امید را که جزئى از ترکیب روان‏شناختى فرد است، آشکار سازد. نوعا 5 داستان حداقل 2 تا 5 صفحه‏اى با بیان جزئیات تعقیب هدف در حیطه‏هاى مختلف زندگى، راه‏ها و اراده موردنیاز ذى‏ربط در تعقیب امیدوارانه را آشکار مى‏سازد. همچنین مراجع، زبان امید را با شناسایى تفکر هدفمند، تفکر عامل و تفکر گذرگاه (اراده‏مند) منتسب در داستان‏هایش یاد مى‏گیرد.46

فن 6. یافتن پوشش نقره‏اى (یافتن روزنه امید): گاهى افراد نمى‏توانند یک داستان امیدوارانه در زندگى خود پیدا کنند و بیان مى‏دارند که هیچ چیز مثبتى در زندگى‏شان رخ نداده است. در چنین مواردى، جست‏وجوى داستان‏هاى امیدوارانه شخصى براى استفاده به عنوان نقطه شروع، بسیار دشوار است. البته باید مراجع را تعقیب کرد تا راه‏هاى مختلف را امتحان کند. براى مثال، در این مورد یک نقطه شروع دیگر، مى‏تواند این باشد که از او بخواهیم به یک عنصر مثبت در موقعیت‏هاى مختلفى که در طول روز رخ مى‏دهد، بیندیشد. در این فن، از فرد خواسته نمى‏شود که همه جنبه‏هاى مثبت یک موقعیت را مشخص نماید، بلکه از او خواسته مى‏شود که فقط یک جنبه مثبت را پیدا کند.47

فن 7. الگوى ABC سلیگمن:48 گاهى اوقات مشکل اصلى این است که فرد نمى‏تواند بر موانع غلبه کند. در چنینشرایطى، باید تشخیص داد که آیا موانع، حقیقى و حاصل حقایق تلخ و غیرقابل تغییر زندگى هستند یا حاصل افکار منفى؟ در مواردى که موانع، حقیقى هستند، اهداف و گذرگاه‏ها باید تغییر یابند. اما در مواردى که موانع، حاصل افکار منفى هستند، افکار باید تغییر یابند. براى مبارزه با این افکار غیرمولّد، فرد نیازمند مهارت‏هایى است. مراجع مى‏تواند با استفاده از فنونى، نظیر الگوى ABCسلیگمن، راه‏هایى براى افزایش افکار مثبت و به چالش کشاندن افکار منفى بیاموزد. در این الگو، از فرد خواسته مى‏شود تا رویداد فعال‏کننده را به عنوان یک مشاهده‏گر بیرونى توصیف کند (A)، سپس همه باورهاى خود را در مورد آن واقعیت بنویسد (B) و در نهایت، در مورد پیامدهاى خوب و بد این باورها به بحث بپردازد (C).49

گام دوم. حفظ و ابقاى امید: این راه‏کار، مراجع را ترغیب مى‏کند که از طریق شناخت افکار هدف و افکار مانع، خود، عامل افزایش امید در خود باشد. عنصر کلیدى فرایند حفظ امید، توانایى شناخت افکار هدف و افکار مانع است.50

2. امید در قرآن

مسئله امید و امیدوارى به آینده، در قرآن به دفعات متعدد و به شیوه‏هاى مختلف، بیان گردیده است. به طور کلى، مفهوم امید در لایه مثبت و منفى، در قرآن کریم، از راه کلیدواژه‏هایى همچون رجاء (انتظار امرى محبوب و پسندیده که اکثر اسباب آن محقق باشد)، طمع (تمایل نفس از روى حرص و آرزوى شدید، به چیزى خارج از دسترس)، أمل (آرزویى که انتظارى طولانى در آن وجود دارد) و تمنى (میل به حصول امرى همراه با تقدیر و اندازه‏گیرى آن) قابل پیگیرى است.51 از میان واژگان فوق، تنها در واژه «رجاء» است که فرد امیدوار در راه رسیدن به امیدش، کار و تلاش مى‏کند و موجبات رسیدن به امر محبوب را فراهم مى‏آورد.52

با بررسى آیات مشتمل بر واژگان امید، مى‏توان بدین نکته دست یافت که گرچه امید، ماهیتى مثبت و پسندیده دارد، اما از آن‏رو که عوامل پدیدآورنده آن و موانع به‏هم‏زننده آن، ممکن‏است ماهیتى حقیقى و یا کاذب داشته باشند، مى‏توان به تنویع و تقسیم آن به‏صورت‏زیر پرداخت:

الف) امید مطلوب، صادق و حقیقى: این نوع امید، مربوط به امورى است که در جهت رضاى الهى و هماهنگ با واقعیت وجودى انسان است و به دو گونه در قرآن مطرح گردیده: امید به آخرت و برخوردارى از رحمت الهى که عموم مؤمنان چنین امیدى دارند، و امید به لقاى خدا که مؤمنان خاص و انسان‏هاى کامل، از آن برخوردارند. این نوع در قالب واژگانى همچون رجاء ممدوح و پسندیده، و طمع مثبت و پسندیده بیان شده است.

ب) امید نامطلوب، کاذب و مجازى: این نوع، مربوط به امورى است که رضاى الهى در آن لحاظ نمى‏گردد و حاصل وسوسه‏هاى نفس یا القائات شیطان است: «وَلأُمَنِّیَنَّهُمْ.»(نساء: 119) این نوع امید در قالب واژگان رجاء مذموم و ناپسند، طمع منفى و ناپسند، أمل، و تمنّى بیان‏گردیده است.

بدون تردید، امید صادق و کاذب تأثیر بسیار زیادى در زندگى آدمى دارد و تنها امید صادق و حقیقى است که انسان را به یاد خداوند انداخته و همواره وجود او و حاضر و ناظر بودن او را به اندیشه آدمى مخاطره مى‏نماید. به همین دلیل، در این قسمت، در پرتو معرفى محورهاى امیدبخش قرآن کریم، به شرح و تفصیل سیماى الگوى پسندیده امید در قرآن پرداخته شده است.

به طور کلى، مفهوم امید در قرآن کریم، در دو محور اعتقادى و رفتارى قابل بررسى و پیگیرى است؛ چراکه قرآن افزون بر بیان راه‏کارهایى اعتقادى و فردى براى القاى امید و رسیدن به آرامش نسبى در دنیا، به ارائه راه‏کارهاى رفتارى و اجتماعى فراوانى براى تقویت و افزایش این نیاز اصیل بشرى نیز پرداخته است. در بُعد اعتقادى، به تقویت پایه‏هاى معرفتى و اعتقادى افراد پرداخته شده که مهم‏ترین اصول اعتقادى اسلام، ایمان و عقیده به توحید، نبوت و معاد مى‏باشند؛ زیرا این سه اصل، پایه و اساس دریافت اسلام را تشکیل مى‏دهند و سایر آموزه‏هاى اسلام، معنابخشى خود را از این سه اصل دریافت مى‏نمایند و نیاز به این آموزه‏ها، براى ایجاد امید و روحیه امیدپرورى در آدمى، از آن‏روست که چون انسان سالم و کامل، داراى شخصیتى مى‏باشد که به طور طبیعى در زندگى فردى و اجتماعى خود را نشان مى‏دهد، به همین دلیل، اگر از نظر شخصیتى نسبت به آینده امیدوار نباشد، به طور طبیعى، رفتارى بیرون از عرف طبیعت انسانى از خود بروز مى‏دهد که در جهت دادن جامعه به سمت ناامیدى و افسردگى بى‏تأثیر نخواهد بود. در بُعد رفتارى نیز، قرآن کریم براى افزایش امید آدمى در زندگانى دنیوى و نیز پرورش روح امید در جامعه، در قالب راه‏کارهاى رفتارى به تقویت روح امید در جامعه پرداخته است. مهم‏ترین راه‏کارهاى رفتارى قرآن در حوزه فردى عبارتند از: ذکر، تهجّد، نماز، و تلاوت قرآن، و در حوزه اجتماعى عبارتند از: انفاق، احسان، عفو و بخشش، امر به معروف و نهى از منکر و وفاى به عهد.

بنابراین، همان‏گونه که گفته شد، در فرهنگ قرآن، مسئله امید و امیدوارى از جهات مختلف و به زبان‏هاى گوناگون مورد تأکید و ترغیب واقع شده که در ادامه، تفصیل هریک بیان گشته است و اگر آدمى به مفهوم واقعى این محورها و زیرمجموعه‏هاى آن به صورت عمقى و نه سطحى پى ببرد، طبعا بخش عمده‏اى از چگونه زیستن را خواهد آموخت.

2ـ1. راه‏کارهاى اعتقادى (معرفتى) قرآن براى ایجاد و القاى امید

مقصود از راه‏کارهاى اعتقادى، روش‏هاى شناختى براى افزایش و تقویت امید در آدمى است که به دیدگاه و اعتقاد فرد نسبت به هستى، آغاز و فرجام جهان و نقش انبیا و اولیاى الهى مى‏پردازد و از سوى دیگر، تأثیر آن را در افزایش یا کاهش امید صادق و حقیقى در آدمى، مورد ارزیابى قرار مى‏دهد.

الف) اعتقاد به توحید و تأثیر آن در ایجاد امید: اعتقاد به توحید و یگانه بودن خداوند، موجب مى‏شود به جاى آنکه انسان پیوسته به عوامل متعدد مؤثر در زندگى خویش بیندیشد و از آنها بیم به دل راه داده و یا به آنها امید ببندد، به مرجع و ملجأى واحد چشم بدوزد.53 کمترین تأثیر چنین نگرشى، انسجام و تعادل بین شناخت‏ها، عواطف و اعمال در بسیارى از بخش‏هاى زندگى است. به دیگر بیان، توحید و یگانه‏پرستى است که عناصر نفس و روان آدمى را همبستگى بخشیده و روند قواى فکرى او را براى دریافت و شناخت به طرف یک منبع، متحد و هماهنگ مى‏سازد و از این رهگذر، یک اثر ترکیبى سازنده در شخصیت انسان بارور مى‏گرداند. بعکس، تعدّد آلهه و شرک و یا به عبارت دیگر تعدّد منابع ترس و نفع و ضرر، منجر به تشتّت و ازهم‏پاشیدگى روان انسانى و تفرق و تقسیم قدرت آگاهى او به جهات متعدد مى‏شود.54 و سرانجام نیز، به ازهم‏گسیختگى پیوندهاى شخصیت آدمى و ایجاد اختلالات روانى در او مى‏انجامد. بنابراین، از مجراى توحید است که انسان مسئله پناه بردن به خداوند را درک مى‏نماید. چنین انسانى همواره به یاد خدا بوده و قلبش کاملاً آرام است: «الَّذِینَ آمَنُواْ وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِکْرِ اللّهِ... .» (رعد: 28)

از این‏رو، در قرآن کریم، امید حقیقى در ارتباط با «اللّه» است؛ چراکه هیچ مفهوم عمده‏اى جداى از خدا، در قرآن وجود ندارد. به دیگر بیان، امید در راستاى تکامل انسان است و تکامل انسان در قرآن، به سوى خلیفه‏اللّه: «وَإِذْ قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلاَئِکَةِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الأَرْضِ خَلِیفَةً»(بقره: 30) و مظهر تجلّى اسماى الهى است. از این‏رو، امید نیز در راستاى تجلّى صفات الهى نهادینه شده در وجود بشر مى‏باشد و آدمى بدین وسیله مى‏تواند از آشفتگى‏هاى روانى و نابسامانى‏هاى فکرى رهایى یابد.

ب) اعتقاد به نبوت و تأثیر آن در تحکیم امید: بشر براى داشتن زندگى سالم در این دنیا، به فرستادگانى از جانب خالق یکتا نیازمند است و امید به حیات اخروى نیز از همین رهگذر میسر است. به طور کلى، انبیا و ادیان الهى مى‏توانند نویدبخش امید به آینده در سایه ایمان، پرهیزگارى، تزکیه روح و جسم و عمل صالح باشند و تنها ایشانند که مى‏توانند به مؤمنان نوید آینده‏اى روشن در پرتو ایمان به خداوند بدهند.

از سویى دیگر، همان‏گونه که پیش‏تر نیز بیان شد، امید در راستاى تجلّى اسماى الهى است که این تجلّى طبق آیات قرآن کریم، از مسیر نبوت و ولایت اولیاى الهى صورت مى‏گیرد. به دیگر بیان، از آن‏رو که انسان مظهر خلیفه‏اللّه است،55 این آموزه در پرتو رهنمودهاى انبیا به آدمى القا مى‏گردد: «وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْمَاء» (بقره: 31) و از این طریق، تربیت اسمایى بشر تحقق مى‏یابد. از این‏رو، اعتقاد به نبوت انبیا و اولیاى الهى به آدمى این امید را بشارت مى‏دهد که مى‏تواند با پیروى از این الگوهاى بشرى و بخصوص از طریق اسوه حسنه، به طور کامل مظهر اسماء و تجلّى صفات پروردگارى قرار گیرد و به امید حقیقى خویش راه یابد: «لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ.» (احزاب: 21) پس بر کسى که مدعى امید حقیقى است، واجب است از فرستادگان او پیروى کند تا این پیروى‏اش، به امید راستین منتهى شود: «قُلْ إِن کُنتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اللّهُ وَیَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ»(آل‏عمران: 31) و تنها در این صورت است که امید به آینده، امیدى واقعى و سرشار از حقیقت جلوه مى‏کند و آدمى مى‏تواند از توابع آن، که همان دورى از انواع گناهان است و نتیجه‏اى جز پشیمانى، ناامیدى و نگرانى ندارد، مصون ماند:56 «ثُمَّ جَعَلْنَاکَ عَلَى شَرِیعَةٍ مِنَ الْأَمْرِ فَاتَّبِعْهَا وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاء الَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ إِنَّهُمْ لَن یُغْنُوا عَنکَ مِنَ اللَّهِ شَیئا وإِنَّ الظَّالِمِینَ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاء بَعْضٍ وَاللَّهُ وَلِیُّ الْمُتَّقِینَ» (جاثیه: 18ـ19)

بعد از انبیا نیز، آدمى به پیروى از امامان و ائمّه معصوم علیهم‏السلام که حضورى نبى‏گونه دارند، سفارش شده که این پیروى از امام على علیه‏السلامآغاز و به وجود مبارک خاتم‏الانبیا حجه‏بن الحسن ـ عجل‏اللّه تعالى فرجه ـ ادامه مى‏یابد. در عصر حاضر نیز، شناخت وجود مبارک امام زمان علیه‏السلام و آشنایى با سیره و رفتار او، بى‏تردید معبر و گذر از جاهلیت به سوى حیاتى معقول و باورى امیدبخش است و هیچ‏گاه نخواهد گذاشت بارقه امید در دل‏هاى شیعیان خاموش گردد.

ج) اعتقاد به معاد و تأثیر آن در تحکیم امید: ایمان به معاد، ریشه یأس‏ها و ناامیدى‏ها را که آفت جان انسان‏هاست، مى‏سوزاند و انسان را امیدوار مى‏سازد که هیچ‏یک از اعمال نیک او از صفحه هستى پاک نمى‏شود و مصائب و ناکامى‏هایش در این دنیا، بى‏پاسخ نخواهند ماند. شخص معتقد به معاد عقیده دارد که زندگى به این جهان ماده خلاصه نمى‏گردد، بلکه انسان پس از مرگ، زندگى دیگرى در پیش دارد و در آنجا به بسیارى از خواسته‏ها و آرزوهاى مناسب خود نایل مى‏شود. از نظر قرآن نیز، حیات باقیه و زندگانى جاوید و سعادت ابدى در آخرت است57 و در آنجا آسایش، آرامش و امنیت مطلق وجود دارد.58 از این‏رو، هیچ‏گونه کمبودى احساس نمى‏گردد و اگر هم انسان در این دنیا محرومیتى احساس مى‏کند، با یادآورى نعمت‏هاى عالم آخرت بر طرف مى‏گردد؛ چراکه شخص مؤمن، امیدوار است که در آن جهان از نعمت‏هاى الهى برخوردار شود.

2ـ2. راه‏کارهاى رفتارى قرآن براى افزایش و تقویت امید در آدمى

مقصود از راه‏کارهاى رفتارى، روش‏هاى عملى براى افزایش و تقویت امید در آدمى است؛ راه‏کارهایى که به رفتار و عملکرد آدمى براى افزایش امید صادق و حقیقى مى‏پردازد. این راه‏کارها در فرهنگ قرآن، در دو قالب فردى و اجتماعى مطرح گردیده‏اند تا آدمى علاوه بر غنى ساختن امید در درون خویش، به افزایش امید در جامعه نیز کمک نماید؛ چراکه یکى از ویژگى‏هاى دین اسلام این است که آیین تک‏روى و تک‏مسئولیتى نیست و جامعه‏اى که در آن، اصول اجتماعى و پیوندهایى نظیر انفاق، احسان و امثال آن وارد شوند و اجرا گردند، بدون شک مى‏تواند تضمین‏گر آرامش و امنیت و همچنین تقویت‏کننده روحیه امید و امیدوارى در تمامى انسان‏ها باشد.

لازم به ذکر است کلیه عبادات و اعمال دینى در فروزانى و تقویت چراغ امید در دل، نقش دارند، اما نقش راه‏کارهاى زیر، به عنوان اساسى‏ترین و فراگیرترین آموزه‏ها، به مراتب اثربخش‏تر و جاودانه‏تر است:

1ـ2ـ2. راه‏کارهاى فردى:

الف) ذکر خداوند: علت اصلى اضطراب‏ها و آشفتگى‏هاى روانى و روحى انسان معاصر، غفلت از یاد خداست. به طور کلى روح انسان، ربّانى است59 و تا با خدا پیوند نداشته باشد، آرام و قرار نمى‏گیرد. پیوند روح و دل انسان با خدا، به وسیله ذکر خدا پدید مى‏آید و برقرار مى‏ماند؛ پیوندى ناگسستنى و استوار: «فَاذْکُرُونِی أَذْکُرْکُمْ.» (بقره: 152) در سایه این پیوند، آدمى شیرینى و گوارایى اتصال خود را با خداوند، حس مى‏کند و توانایى آن را مى‏یابد که از عادات نامأنوس و خلق وخوى‏هاى نادرست برهد و قوانین طبیعت و خواسته‏هاى نفسانى را مقهور خود سازد: «إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَواْ إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِنَ الشَّیْطَانِ تَذَکَّرُواْ فَإِذَا هُم مُبْصِرُونَ.» (اعراف: 201) به همین دلیل، براى آرامش دل باید به ذکر و یاد خدا روى آورد: «أَلاَ بِذِکْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ.» (رعد: 28)

ب) ترس از خدا (ترس امیدآفرین): خداوند در آیات بسیارى تأکید مى‏ورزد که آدمى باید تنها از او بترسد و این ترس همواره باید در او موجود باشد: «فَلاَ تَخَافُوهُمْ وَخَافُونِ إِن کُنتُم مُؤْمِنِینَ» (آل‏عمران: 175)؛ چراکه این نوع ترس، در صورت نفوذ در ژرفاى درونِ انسان، او را از ارتکاب اعمال مهلک باز داشته و به کار نیک و پیشتازى در عرصه فضیلت وامى‏دارد و در حقیقت، ترسى است امیدآفرین که سبب تحکیم پایه‏هاى امید در آدمى مى‏گردد. به همین دلیل، در بسیارى از آیات مربوط به امید، این نوع ترس در کنار واژه طمع استفاده شده است.60

ج) توبه و انابه به سوى خداوند: توبه و انابه به سوى پروردگار، راهى است که خدا در برابر انسان‏ها قرار داده است تا از یأس و ناامیدى بپرهیزند و بدانند آفریدگارشان پذیرنده افراد عاصى است: «وَهُوَ الَّذِی یَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَیَعْفُو عَنِ السَّیِّئَاتِ.» (شورى: 25) از این‏رو، انسان گنهکار که با انجام گناه دچار عصیان گردیده و امیدش را در زندگى از دست داده، با انابه مى‏تواند آرامش خود را باز یابد و امید خویش را تحکیم نماید: «یَهْدِی إِلَیْهِ مَنْ أَنَابَ الَّذِینَ آمَنُواْ وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِکْرِ اللّهِ.» (رعد: 27ـ28)

د) تهجّد و شب‏زنده‏دارى: خداوند در سوره «زمر»، شب‏زنده‏داران و متهجّدان را «امیدوار» خوانده و نماز شب و شب‏زنده‏دارى را از عوامل امیدبخش معرفى کرده است: «أَمَّنْ هُوَ قَانِتٌ آنَاء اللَّیْلِ سَاجِدا وَقَائِما یَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَیَرْجُو رَحْمَةَ رَبِّهِ» (زمر: 9)؛ چراکه در دل شب و به هنگام فرو نشستن غوغاى زندگى مادى و آرامش روح و جسم انسان پس از قدرى استراحت، حالت توجه و نشاط خاصى به انسان دست مى‏دهد که در عین بى‏نظیر بودن، فوق‏العاده روح‏پرور، تکامل‏آفرین و امیدبخش است. در چنین زمانى، امیدواران حقیقى با تمام وجود، رو به درگاه معبود مى‏آورند و سر بر آستان معشوق مى‏سایند و با بیم و امید او را مى‏خوانند.

ه.) هجرت و جهاد در راه خدا: طبق آیه «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُواْ وَالَّذِینَ هَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ أُوْلَـئِکَ یَرْجُونَ رَحْمَتَ اللّهِ» (بقره: 218)، امید به لطف و رحمت پروردگار، مشروط به ایمان، هجرت و جهاد است و مکلفى که بر پایه معرفت دینى، از ایمان به خدا و روز قیامت برخوردار شده و براى حفظ دین و تبلیغ آن و مصونیت دادن به سلامت معنوى خود و خانواده‏اش، از دیار کفر به سرزمین ایمان، هجرت نموده است و با مال و جان به جهاد در راه خدا برخاسته، شایسته رحمت خدا، مغفرت و آمرزش اوست. از این‏رو، هجرت و جهاد در راه خداوند، سرچشمه‏هاى امیدى پایدار و پویا هستند و در پرتو افزایش روح امید و امیدوارى در آدمى، زمینه‏ساز طلوع رحمت و مغفرت از افق زندگى انسان مى‏باشند.

2ـ2ـ2. راه‏کارهاى اجتماعى:

الف) انفاق: یکى از مهم‏ترین آثار انفاق، از بین بردن تنش‏هاى اجتماعى و افسردگى‏هاى ناشى از فقر است؛ چراکه انفاق خالصانه سبب تطهیر و تزکیه نفس است: «خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَکِّیهِم بِهَا»(توبه: 103) و نه تنها نفس انسان را از پلیدى بخل و خودخواهى نسبت به فقرا پاک مى‏گرداند، بلکه سبب رشد آن و اعتلا بخشیدن خیرات و برکات اخلاقى و فضایل انسانى در درون آدمى مى‏شود تا جایى این صفات در درون جان تثبیت مى‏گردد: «الَّذِینَ یُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ وَتَثْبِیتا مِنْ أَنفُسِهِمْ» (بقره: 265) و آرامش حقیقى و ثبات روحى بر آدمى حاکم مى‏شود. اما افرادى که انفاقشان، همراه با اذیت و یا از روى ریا و خودنمایى است، دایم در حال بى‏ثباتى، ناآرامى، نگرانى، اضطراب و تضاد روحى به سر مى‏برند.61

ب) امر به معروف و نهى از منکر: امر به معروف و نهى از منکر، نشانه علاقه به سلامتى جامعه و وجود روح نشاط و امیدوارى میان مردم جامعه است. به واسطه امر به معروف و نهى از منکر، اجتماع از صورت یک جامعه مُرده و فاقد تحرک بیرون آمده، به یک جامعه زنده و پویا تبدیل مى‏گردد. همچنین ترک امر به معروف، زمینه‏ساز کفر است62 و کفر نیز یکى از علل ناامیدى و یأس مى‏باشد: «وَالَّذِینَ کَفَرُوا بِآیَاتِ اللَّهِ وَلِقَائِهِ أُوْلَئِکَ یَئِسُوا مِن رَّحْمَتِی.» (عنکبوت: 23) بنابراین، براى افزایش و تقویت روحیه امید در خود و سایر افراد، باید به این فریضه مهم پرداخت تا یأس و ناامیدى را ریشه‏کن نمود.

ج) احسان: از نظر قرآن، شخص محسن و نیکوکار، انسانى است امیدوار به لطف و عنایت خداوند و معتقد به وعده‏هاى او. از این‏رو، هر کس امیدوار به رحمت الهى مى‏باشد، باید نیکوکار گردد.63

د) عفو و گذشت: عفو و صفح، از مصادیق احسان است: «فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاصْفَحْ إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ»(مائده: 13) و رحمت خداوند که مؤمنان همواره در امید و انتظار آن به سر مى‏برند64 و آرزوى رسیدن به آن را در دل مى‏پرورانند، به محسنین و نیکوکاران نزدیک است: «إِنَّ رَحْمَتَ اللّهِ قَرِیبٌ مِنَ الْمُحْسِنِینَ.» (اعراف: 56) بنابراین، مؤمنان و امیدواران به رحمت الهى از طریق عفو و بخشش دیگران، مى‏توانند به امید و آرزوى خود، که همان دریافت رحمت الهى و پاداش‏هاى او مى‏باشد، دست یابند و به آرامش حقیقى نایل شوند.

ه.) وفاى به عهد: قرآن کریم، یکى دیگر از ویژگى‏ها و خصوصیات افراد باایمان را، که در پرتو امید به لقاى الهى، بهشت را به ارث مى‏برند، وفاى به عهد مى‏داند.65 بدیهى است انسانى که به وقوع روز جزا امید دارد و فرارسیدن آن را در دل آرزو مى‏کند، همواره به این مهم توجه دارد و آن را در سرلوحه زندگانى خویش قرار خواهد داد.66

3. بررسى تطبیقى راه‏کارهاى ایجاد و افزایش امید از دیدگاه روان‏شناسى و قرآن

1ـ3. تعریف امید

بر اساس آنچه در محور اول مقاله آمد، امید در روان‏شناسى عبارت است از: ظرفیت ادراک‏شده براى تولید مسیرهایى به سمت اهداف مطلوب و انگیزه ادراک‏شده براى حرکت در این مسیرها.67

امید در لغت عرب و فرهنگ قرآن، به معناى انتظار امرى محبوب و پسندیده است که اکثر اسباب و موجبات آن امر محبوب نیز محقق باشد. این واژه در زبان عربى مترادف با «رجاء» است.68

2ـ3. نظریه امید

نظریه امید در روان‏شناسى، یک نظریه شناختى ـ رفتارى است؛ چراکه مراجع از طریق آگاهى و شناخت خویشتن، به اصلاح رفتارهاى خود براى رسیدن به اهداف مى‏پردازد.69 مؤلفه‏هاى امید در این نظریه عبارتند از: الف) تفکر هدف؛ب) تفکر گذرگاه: توانایى طراحى گذرگاه‏هایى به سوى هدف‏هاى مطلوب به رغم موانع موجود؛ ج) تفکر عامل: توانایى ایجاد انگیزه براى شروع و تداوم حرکت در این گذرگاه‏ها.70

در قرآن نیز، امید مطلوب و پسندیده، به عنوان یک نظریه جامع که داراى ابعاد شناختى ـ رفتارى است، مطرح گردیده؛ زیرا خداوند با بیان راه‏کارهاى اعتقادى، به اصلاح دیدگاه و اعتقاد فرد مى‏پردازد و از طریق راه‏کارهاى رفتارى، درصدد اصلاح رفتارهاى انسان برمى‏آید.71 از منظر قرآن نیز، مؤلفه‏هاى امید عبارتند از: الف) تفکر هدف: خلیفه‏اللهى و مظهر تجلّى اسماء الهى بودن. سایر اهداف (دنیوى)، باید در ارتباط با این هدف اساسى باشند. ب) تفکر عامل: انگیزه یا انرژى روانى لازم براى تعقیب هدف، ایمان و افزایش روح معنوى است. قرآن درباره افرادى که به خداوند ایمان کامل داشتند و از دشمنان نهراسیدند، مى‏فرماید: «إِنَّهُمْ فِتْیَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَزِدْنَاهُمْ هُدىً» (کهف: 13) که افزودن «هدایت» به سبب داشتن روحیه معنوى ایشان است. ج) تفکر گذرگاه: مجموع تلاش‏هاى آدمى براى نیل به اهداف دنیوى و اخروى خویش؛ البته با فرض رعایت تقوا و اخلاص در انجام امور و به طور کلى، انجام کلیه کارهایى که موجب خشنودى خدا و پیامبرش مى‏شود. همچنین پرهیز از ارتکاب معاصى و گناهان و هر آنچه که موجب خشم خدا و رسول او مى‏گردد.72

3ـ3. راه‏کارهاى ایجاد و افزایش امید

همان‏گونه که بیان گردید، امیددرمانى در روان‏شناسى از دو مرحله اصلى تشکیل گردیده است: القاى امید و افزایش امید.73 قرآن نیز، در قالب راه‏کارهاى اعتقادى و رفتارى، به القاى امید و افزایش آن در انسان مى‏پردازد. در حقیقت، خداوند از طریق بیان راه‏کارهاى اعتقادى به القاى امید، و از طریق بیان راه‏کارهاى رفتارى، به افزایش امید در نهاد آدمى پرداخته است.

1ـ3ـ3. راه‏کارهاى ایجاد امید:

الف) گام اول. یافتن امید: در این گام، درمانگر به منظور کمک به مراجع براى درک امیدى که تاکنون دارا بوده و در گذشته آن را تجربه کرده است، از او مى‏خواهد داستان زندگى‏اش را تعریف نماید تا بدین ترتیب، دیدگاه مثبت‏ترى نسبت به آینده خویش پیدا کند.74

قرآن، به یادآورى نعمت‏هاى الهى در زندگى فردى و مسیرى که آدمى تاکنون پیموده دستور داده است: «یَا أَیُّهَا النَّاسُ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ.» (فاطر: 3) علاوه بر آن، خود خداوند نیز به منظور پیدایش روح امید در مسلمانان، به بیان داستان‏هاى امیدبخش در زندگى آنان پرداخته است. براى نمونه، در ماجراى جنگ احد که مسلمانان هنگام مشاهده سپاهیان دشمن، به دلیل تأثیر پذیرفتن از وسوسه‏هاى شیطان و نیز هواى نفس خویش، دچار ناامیدى و افسردگى گشتند، خداوند با تعریف نمودن داستان جنگ بدر و یادآورى نقش و تأثیر خود در آن میدان، به امیدسازى و القاى روح امید در آنان پرداخت75 و به آنان گوشزد نمود تا زمانى که تمامى امید آدمى، معطوف به خالقش باشد، هیچ‏گاه ناامیدى و شکست در او نفوذ نمى‏نماید: «وَلاَ تَهِنُوا وَلاَ تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الأَعْلَوْنَ إِن کُنتُم مُؤْمِنِینَ.» (آل‏عمران: 139) از این‏رو، بهترین راه براى یافتن امید، یادآورى نعمت‏ها و امدادهاى الهى در گذشته است.

ب) گام دوم. تحکیم امید: در این مرحله، درمانگر به الگوسازى تفکر و رفتار امیدوارانه مى‏پردازد و بدین ترتیب، تفکر عامل وگذرگاه‏رادرمراجع‏افزایش مى‏دهد.76

قرآن کریم نیز براى تحکیم امید انسان، او را به سوى اعتقاد به نبوت و معاد سوق مى‏دهد و بدین ترتیب، به افزایش عامل و گذرگاه در او کمک مى‏کند. به دیگر بیان، علاوه بر سفارش آدمى به الگوگیرى از انبیا و اولیاى الهى به عنوان مصداق انسان‏هاى کامل و امیدواران حقیقى، سعى مى‏نماید در پرتو اعتقاد به معاد و ایجاد نگرش مثبت نسبت به مرگ، خانه امید آدمى را استحکام بخشد.

در بیان وجه اشتراک و اختلاف قرآن و روان‏شناسى پیرامون تحکیم امید، مى‏توان گفت که در هر دو، توجه به الگو سبب تحکیم امید در فرد مى‏شود، البته با این تفاوت که الگو در بینش قرآن، پیامبران و اولیاى الهى‏اند (انسان‏هاى کامل و امیدواران حقیقى) که نسبت به الگوهاى موجود در روان‏شناسى، از جایگاهى بسیار عظیم و والا برخوردارند. وجه اختلاف نیز آن است که قرآن حیات اخروى را هدف و مقصود حیات دنیوى مى‏داند و دنیا را پلى به سوى آخرت مى‏شمارد. به همین دلیل، از طریق تقویت اندیشه اعتقاد به معاد و بیان ویژگى‏هاى حیات اخروى، به تحکیم امید در افراد مى‏پردازد. همچنین میزان اعتبار اندیشه اعتقاد به معاد در قرآن، بدان حدّ است که کفر یا انکار آن، بستر مناسبى براى پیدایش ویروس یأس و ناامیدى شمرده شده است. به دیگر سخن، قرآن کریم مهم‏ترین عامل ناامیدى و یأس را فراموشى آخرت و یا انکار آن مى‏داند. به همین دلیل، در بینش قرآن، اعتقاد به معاد، اهمیت بسیار زیادى براى تحکیم روح امید در آدمى دارد و این در حالى است که نظریه امید در روان‏شناسى، نسبت به این بحث ساکت است؛ چراکه اولاً، نوع هدف دنیوى یا اخروى را تعیین ننموده و ثانیا، اهداف دنیوى نیز، براساس نگرش و جهان‏بینى افراد مادى‏گرا یا معناگرا تعریف مى‏گردند. بنابراین، راه‏کارهاى قرآن، بسیار بیشتر از راه‏کارهاى روان‏شناسى به تحکیم امید در آدمى کمک مى‏نمایند.

2ـ3ـ3. راه‏کارهاى افزایش امید:

گام اول. غنى‏سازى امید: در این مرحله، درمانگر روان‏شناسى از طریق ارائه راه‏کارهایى که به ایجاد هدف، توسعه گذرگاه و افزایش عامل در فرد منجر مى‏شود، به غنى‏سازى امید مراجع خویش مى‏پردازد.77 قرآن کریم نیز براى غنى‏سازى امید در انسان، به ارائه راه‏کارهایى رفتارى در حوزه فرد و اجتماع پرداخته است. اما راه‏کارهاى روان‏شناسى در مقایسه با راه‏کارهاى قرآن، از چند جهت قابل بررسى هستند:

1. راه‏کارهایى که نظریه امید براى افزایش و غنى‏سازى امید ارائه نموده، به گونه‏اى است که مراجع، خود باید به تنهایى یا دست‏کم با کمک درمانگر به ایجاد آنها (ایجاد هدف و عامل و توسعه گذرگاه) بپردازد. در حالى که راه‏کارهاى قرآنى، بر خلاف نظریه امید، همگى از سوى خداوند از قبل تعیین شده‏اند؛ چراکه خداوند در قرآن، بارها از طریق بیان هدف خلقت، هدف زندگانى آدمى را نیز مشخص و بیان نموده: «وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ» (ذاریات: 56) و گذرگاه‏هاى رسیدن به آن را نیز تعیین کرده است: «فَمَن کَانَ یَرْجُو لِقَاء رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلاً صَالِحا وَلَا یُشْرِکْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدا.» (کهف: 110) همچنین انگیزه لازم براى به اجرا درآوردن این راه‏کارها را نیز مشخص کرده تا آدمى را در طول این مسیر حفظ نماید78 و آدمى موظف است از طریق گذرگاه‏هاى تعیین‏شده از سوى خداوند، یعنى عمل صالح توأم با اخلاص و با انگیزه بهره‏مندى از رحمت الهى یا رسیدن به لقاى او و نیز در راستاى هدف خلقت خویش، به تعیین و تعریف سایر اهداف دنیوى خویش بپردازد. به همین دلیل، مى‏توان گفت که راه‏کارهاى قرآن براى غنى‏سازى امید در آدمى، بسیار کامل‏تر از راه‏کارهاى روان‏شناسى در این حوزه است و علاوه بر تقویت گذرگاه، عامل و هدف اصلى را نیز تعیین و بر آن تأکید مى‏کند. مهم‏ترین راه‏کارهاى قرآن در این بخش در حوزه فردى عبارتند از: ذکر، نماز و تهجّد و... و در حوزه اجتماعى نیز عبارتند از: انفاق، احسان، عفو و... .

2. راه‏کارهاى ارائه ‏شده در نظریه امید در روان‏شناسى، عمدتا جنبه فردى دارند و نسبت به جنبه اجتماعى ساکت‏اند، در حالى که در قرآن، خداوند علاوه بر ارائه راه‏کارهاى فردى، به ارائه راه‏کارهاى رفتارى در حوزه اجتماع نیز پرداخته است تا آدمى علاوه بر غنى ساختن امید در درون خویش، به افزایش امید در جامعه نیز کمک نماید؛ چراکه اسلام، جامعه را یک خانواده بزرگ نامیده است که در آن، تمامى افراد در برابر یکدیگر داراى وظایفى مى‏باشند. بنابراین، راه‏کارهاى اسلام براى افزایش امید، بر راه‏کارهاى روان‏شناسى برترى دارد.

گام دوم. حفظ امید: در این‏مرحله،مراجع ترغیب مى‏شود که از طریق شناخت افکار هدف و افکار مانع، ضمن حفظ امید، بتواند خود، عامل افزایش امید در خود باشد.79

در قرآن نیز خداوند براى حفظ و ابقاى امید انسان، همواره از او خواسته است به شناسایى هدف اصلى زندگانى خویش بپردازد80 و از طریق شناسایى افکار مانع و مخرب، به مبارزه با آمال و آرزوهایى برخیزد که او را از هدف اصلى خویش دور مى‏سازند. قرآن کریم درباره این نوع افکار مانع و آرزوهاى بى‏حاصل که حاصل هواهاى نفس یا وسوسه‏هاى شیاطین است، چنین هشدار داده است: «وَلَا تَتَّبِعِ الْهَوَى فَیُضِلَّکَ عَن سَبِیلِ اللَّهِ.» (ص: 26)

نتیجه‏گیرى

با توجه به یافته‏هاى این پژوهش، مى‏توان بدین نکته دست یافت که تلاش‏هاى روان‏شناسان، تلاشى است در خور توجه و شایسته ستایش، و به میزان قابل توجهى توانسته است دستاوردهاى گران‏بهایى را در اختیار افراد قرار دهد و شباهت زیادى نیز با مفاهیم قرآنى موجود در این حوزه دارد. از این‏رو، پیرامون موضوع فوق در حوزه روان‏شناسى و قرآن، یافته‏هاى بشرى بسیار شبیه به آموزه‏هاى قرآنى است. درذیل،به‏برخى‏ازمشترکات‏این‏دوحوزه‏اشاره مى‏شود:

ـ امید به معناى انتظار براى دست‏یابى به هدف همراه با تلاش و عمل است.

ـ امیددرمانى از دو مرحله اصلى تشکیل شده است: القاى امید و افزایش امید.

ـ یادآورى داستان‏هاى امیدآفرین و تمرکز بر موفقیت‏هاى گذشته، باعث ایجاد امید در آدمى مى‏گردد.

ـ شناخت هدف‏ومانع،سبب‏حفظ‏امید در آدمى مى‏شود.

ـ تفاوت‏هاى‏این‏دوحوزه‏نیزدرامورزیرمشاهده مى‏گردد:

ـ نظریه امید در قرآن، برخلاف روان‏شناسى براساس هدف خلقت بشر و در راستاى تکامل اوست و اساس و شالوده آن، ایمان به خداوند سبحان است.

ـ الگوهاى موجود در قرآن براى تحکیم امید (پیامبران و اولیاى الهى) نسبت به الگوهاى موجود در روان‏شناسى، از جایگاهى بسیار عظیم و والا برخوردارند.

ـ راه‏کارهاى ارائه‏شده در نظریه امید در روان‏شناسى براى افزایش امید، عمدتا جنبه فردى دارند، در حالى که قرآن کریم، علاوه بر ارائه راه‏کارهاى فردى، به ارائه راه‏کارهاى رفتارى در حوزه اجتماع نیز پرداخته است.

ـ راه‏کارهاى ارائه‏شده در نظریه امید، توسط مراجع و با کمک درمانگر تعیین مى‏شود، اما در قرآن، از قبل به طور کامل از سوى خداوند تعیین و تعریف گشته‏اند.

··· منابع

  • ـ ابن‏فارس، احمد، معجم مقاییس‏اللغه، دمشق، مکتب الاعلام‏الاسلامى، 1404ق.
  • ـ ابن‏منظور، محمدبن مکرم، لسان‏العرب، چ سوم، بیروت، دار صادر، 1414ق.
  • ـ اعتمادى، عذرا، «ایمان و معنویت در مشاوره و روان‏درمانى»، تازه‏هاى روان‏درمانى، ش 35، 1387، ص 131ـ146.
  • ـ بهارى، فرشاد، مقایسه تأثیر مشاوره زناشویى متمرکز بر امید و مدل ترکیبى بخشودگى و امید بر تحریف‏هاى شناختى بین فردى و تعارضات زناشویى زوج‏هاى مراجع به مراکز مشاوره شهر اصفهان، پایان‏نامه دکترى، گروه مشاوره، اصفهان، دانشکده علوم تربیتى و روان‏شناسى دانشگاه اصفهان، 1388.
  • ـ راغب اصفهانى، المفردات فى غریب‏القرآن، تحقیق صفوان عدنان داودى، بیروت، دارالعلم‏الدارالشامیه، 1412ق.
  • ـ صدر، سید محمدباقر، سنت‏هاى اجتماعى و فلسفه تاریخ در مکتب قرآن، بى‏جا، رجاء، 1369.
  • ـ طباطبائى، سید محمدحسین، المیزان فى تفسیرالقرآن، چ پنجم، قم، جامعه مدرسین، 1417ق.
  • ـ طیب، سید عبدالحسین، اطیب‏البیان،چ‏دوم،تهران،اسلام،1378ق.
  • ـ عزیزى ابرقویى، مریم، بررسى اثربخشى معنویت درمانى بر میزان امید و کیفیت زندگى دانشجویان دانشگاه اصفهان، پایان‏نامه کارشناسى ارشد گروه روان‏شناسى، اصفهان، دانشکده علوم تربیتى و روان‏شناسى دانشگاه اصفهان، 1389.
  • ـ علاءالدینى، زهره، بررسى امیددرمانى گروهى بر دانشجویان دانشگاه اصفهان، پایان‏نامه کارشناسى ارشد گروه روان‏شناسى، اصفهان، دانشگاه اصفهان، 1387.
  • ـ فراهیدى، خلیل‏بن احمد، العین، چ دوم، قم، هجرت، 1410ق.
  • ـ فقیهى، على‏نقى، جوان و آرامش روان: مشکلات، مشاوره و درمانگرى با نگرش اسلامى، چ ششم، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، 1389.
  • ـ گنابادى، سلطان محمد، تفسیر بیان‏السعاده فى مقامات‏العباده، چ دوم، بیروت، مؤسسه‏الاعلمى للمطبوعات، 1408ق.
  • ـ مصطفوى، حسن، التحقیق فى کلمات القرآن‏الکریم، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1360.
  • ـ وست، ویلیام، روان‏درمانى و معنویت، ترجمه شهریار شهیدى و همکاران، تهران، رشد، 1383.
  • - Snyder, C. R., The Psychological of HOPE: You can get there from here, New Yor

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ آذر ۹۳ ، ۲۲:۲۹
ابراهیم خندان